ولایت [استان] مرزی «نیمروز» در افغانستان به پاتوق قاچاق‌برهای انسان معروف است. صدها قاچاق‌بر انسان روزانه جوانان و کودکان زیادی را غیرقانونی به سوی ایران، ترکیه و کشورهای اروپایی می فرستند؛ کودکان و نوجوانانی که با وعده‌های توخالی قاچاق‌برهای انسان فریب می‌خورند و قدم به راهی می‌گذارند که گاهی به قیمت جان‌شان تمام می‌شود.

در پایان سال ۱۳۹۸ تعدادی از کودکان و نوجوانان افغانستانی با یک گروه ۲۸ نفری توسط قاچاق‌بر به ایران فرستاده می‌شوند؛ سفری که همانند گذر از هفت خوان رستم می‌ماند. پول این سفر غیرقانونی برای هر نفر از نیمروز تا تهران دومیلیون تومان بود، اما سفری را پشت‌ سر می‌گذارند که با میلیاردها تومان هم نمی‌توان آسیب‌های آن را جبران کرد؛ از شلیک ماموران ایرانی گرفته تا گروگان گرفته شدن در مشهد.

قاچاق‌برها در نیمروز ۲۸ مسافر را در یک تویوتا جای دادند و به سمت مرز پاکستان حرکت کردند. آن‌ها باید «رود هلمند» را پشت‌ سر می‌گذاشتند. مسافران و وسایل‌شان با قایق به آن سوی رود [دریاچه] منتقل می‌شوند؛ قایقی که هر لحظه ممکن بود به دلیل مسافران زیاد و وزن ماشین در دریاچه غرق شود.

آن‌ها از دریاچه عبور کردند و پس از هشت ساعت که با خودرو جابه‌جا شدند، توسط نیروهای «طالبان» در مرز پاکستان متوقف شدند. معمولا طالبان در این مرز از قاچاق‌برها پولی به نام «صلاحی» می‌گیرد تا آن‌ها را به همراه مسافران‌شان به خاک پاکستان راه دهد. پس از انجام این مقدمات، قاچاق‌بران پاکستانی مسئولیت انتقال آن‌ها را به عهده می‌گیرد تا به ایران وارد شوند.

این گروه از مسافران، دو شبانه‌روز را در خاک پاکستان سپری می‌کنند. پس از آن، در نیمه‌های شب توسط قاچاق‌بر به سمت نقطه‌ صفر مرزی ایران حرکت داده می‌‌شوند، اما هنگام عبور از مرز سربازان ایرانی متوجه این عبور غیرقانونی می‌شوند و به سوی مسافران افغانستانی شلیک می‌کنند. سه نفر از مسافران با گلوله سربازان جمهوری اسلامی کشته و تعدادی هم مجروح می‌شوند.

اجساد مسافرانی که توسط گلوله سربازان کشته شده بودند، در همان‌جا می‌ماند. معمولا در چنین شرایطی، قاچاق‌برها جنازه‌ها را به همان حال رها می‌کنند و سفر را ادامه می‌دهند. مسافران هم اجازه برگشت یا اعتراض ندارند و گوش به فرمان قاچاق‌بر هستند. آن‌ها که از تیراندازی‌ها جان سالم به در برده بودند، چشم بر پیکرهای مهاجران می‌بندند و بالاخره وارد خاک ایران می‌شوند.

قاچاق‌برهای ایرانی منتظر این مسافران بودند و همگی را در یک تویوتا جای می‌دهند؛ مثل تجربه‌های مشابه، این‌بار آن‌ها ۳۰ نفر بودند که در یک خودرویی که حداکثر می‌تواند ۱۰ مسافر داشته باشد، جاسازی می‌شوند. قاچاق‌برها طی این مسیر گاه خودروها را هم تغییر می‌دادند. معمولا چهار نفر در صندوق عقب، پنج نفر در صندلی‌عقب و دو نفر در صندلی‌های جلو زیر پای دیگر مسافران جاساز می‌شوند.

وقتی مسافران به شهر «قم» می‌رسند، توسط گروهی که بعدتر مشخص شد دزد و گروگان‌گیر هستند، دستگیر می‌شوند و گروگان‌گیرها برای رهایی هر مسافر، مبلغ سه‌میلیون تومان می‌خواهند. مسافران پس از واریز این مبالغ توانستند خلاص شوند و به قاچاق‌برها تحویل داده شدند.

سفر پرماجرای این کودکان افغانستانی و دیگر همراهان‌شان بعد از چند روز سختی و مشکلات به پایان می‌رسد، همه به خوابگاه قاچاق‌برها در تهران منتقل می‌شوند و هر کدام با پرداخت دو‌میلیون تومان از آن‌جا آزاد می‌شوند و پی سرنوشتی می‌روند که در بیشتر موارد برایشان ادامه‌ای بر خشونت و سختی است.

 

شما هم می‌توانید خاطرات، مشاهدات و تجربیات خود از قاچاق انسان، پناهندگی و مهاجرت به اشتراک بگذارید. اگر از مسئولان دولتی یا افراد حقیقی و حقوقی که حق شما را ضایع کرده‌اند و یا مرتکب خلاف شده‌اند شکایت دارید، لطفاً شکایت‌های خود را با بخش حقوقی ایران وایر با این ایمیل به اشتراک بگذارید: [email protected]

مطالب مرتبط:

از عسگرآباد تا سفید سنگ؛ چه‌گونه رد مرز شدم

فرار از اردوگاه؛ شکنجه در سنگ سفید

قاچاق انسان؛ ۲۳ مهاجر افغانستانی در خاش کشته و زخمی شدند

مهاجر افغانستانی در ایران: قاضی گفت برو گمشو به همان خرابه‌ای که از آن آمده‌ای

مرز ماکو؛ کشته و زخمی شدن ۱۰ پناه‌جوی افغانستانی

اردوگاه یا شکنجه‌گاه مهاجران؛ روایتی دیگر از اردوگاه عسکرآباد

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}