هرچند اولین مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در دوره رهبری «علی خامنه‌ای» در اذهان عمومی ممکن است مذاکرات اتمی باشد که «محمدجواد ظریف» از طرف ایران در آن شرکت داشت؛ اما نخستین تماس علنی و رو در رو با ایالات متحده، مربوط به «قاسم سلیمانی» است.

***

هیچ‌کس نمی‌توانست پیش‌بینی کند که کارمند ساده «اداره آب و فاضلاب کرمان» روزی ایران و آمریکا را تا سرحد یک نبرد تمام عیار نظامی پیش ببرد. «قاسم سلیمانی» اولین سپهبد در تاریخ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آن طور که «آرش عزیزی» در کتابش «فرمانده در سایه» و عنوان فرعی «ایالات متحده و بلندپروازی جهانی ایران» می‌گوید جمهوری اسلامی و ایالات متحده را در محتمل‌ترین وضعیت درگیری مسلحانه در یک دهه اخیر قرار داد.

نویسنده، روایت خود را از زندگی سلیمانی، از عصر ۲ژانویه۲۰۲۰ (۱۳دی۱۳۹۸) به وقت نیویورک آغاز کرده است. در زمانی که روز تازه‌ای در خاورمیانه آغاز شده بود؛ اما شب‌هنگام در آمریکا شایعاتی مربوط به حمله هواپیماهای بدون سرنشین به کاروان مخالفان نظامی آمریکا در عراق از جمله یک نظامی ارشد جمهوری اسلامی در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخید.

ساعاتی بعد شایعات اولیه تایید شد؛ در حالی که «تصویری از بازوی قطع شده فرمانده نیروی قدس که انگشتر معروف حرز به دست داشت منتشر شده بود، سلیمانی رفته بود».

سپاهی ۶۳ ساله که از جنگ هشت ساله با عراق جان به در برده، در عملیات هوایی آمریکا در حومه بغداد همراه با ۹ نفر دیگر کشته شد که یکی از آنها «ابومهدی مهندس» فرمانده گروهی از شبه نظامیان تشکیل شده توسط سلیمانی در عراق بود.

سلیمانی زمانی پس از سقوط «صدام حسین» توسط ایالات متحده دوباره عازم عراق شد که ۱۵ از سال پایان جنگ ایران و عراق می‌گذشت.

«جورج بوش» رییس‌جمهور وقت آمریکا با حمله به عراق با سرعتی خیره کننده حکومت بعثی را اوایل سال ۱۳۸۲ شکست داده بود و آرزوی آیت‌الله «روح الله خمینی» را در دوره رهبری «علی خامنه‌ای» محقق کرده بود. سلیمانی فرمانده لشکر کرمان در زمان جنگ با عراق، این‌بار در قامت فرمانده نیروی قدس که شاخه عملیات خارجی سپاه پاسداران بود، عازم عراق شد تا از فرصت طلایی خلق شده توسط آمریکا برای تاسیس گروه‌های شبه نظامی مشابه «حزب‌الله لبنان» استفاده کند و کشوری را که تا پیش از آن جدی‌ترین تهدید امنیتی برای جمهوری اسلامی را آفریده بود، در سیطره خود درآورد.

در حالی که بوش جمهوری اسلامی را برای حمل نظامی تهدید می‌کرد و پیش از این در کنار عراق و کره شمالی «محور شرارت» خوانده بود، نگرانی از اینکه ایران پس از افغانستان و عراق در نوبت بعدی باشد، در میان مقام‌های جمهوری اسلامی وجود داشت. تهدید متقابل جمهوری اسلامی این بود که عراق باتلاق نیروهای نظامی آمریکا می‌شود و ایالات متحده را در همسایگی ایران زمین‌گیر می‌کند. مهم‌ترین ماموریت نیروی قدس سپاه در جریان بود.

سلیمانی پیش از آن نیروهای افغان را برای همکاری با آمریکا با هدف شکست دادن طالبان در افغانستان بسیج کرده بود.  کتاب روایت می‌کند که در جریان مذاکراتی که میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده درباره افغانستان در حال شکل‌گیری بود، «محمدمهدی طاهریان فرد» دیپلمات ایرانی برای آمریکایی‌ها روشن کرده بود که گفت‌و‌گوها هرچند مورد تایید دولت «محمد خاتمی» است؛ اما از سوی وزارت خارجه انجام نخواهد شد بلکه مسئول آن فردی است که نام وی تا آن زمان برای آمریکایی‌ها ناشناس بود.

قاسم سلیمانی با سفر به «تاجیکستان» و دیدار با فرماندهان افغان مخالف طالبان از تعهد جمهوری اسلامی به همکاری با آمریکا برای حذف طالبان خبر می‌داد. او در یک رشته سفر منطقه‌ای به کشورهای آسیای میانه آن‌ها را از پشتیبانی ایران از یک افغانستان مستقل پس از طالبان مطمئن می‌کرد. یک همکاری استثنایی بین ایران و ایالات متحده که از ناحیه جمهوری اسلامی توسط سپاه جلو می‌رفت.

عزیزی در کتاب شرح می‌دهد که «این نقش تئاتری محمدجواد ظریف در کنفرانس بن بود که تیتر رسانه‌ها و کتاب‌های تاریخ شد اما سلیمانی بود که به جلب اعتماد شبه نظامیان افغان برای بعد از طالبان کمک کرده بود؛ آن هم نه در یک اتاق کنفرانس مجلل در یک هتل اروپایی، بلکه در کابل محاصره شده توسط طالبان» پیش از حمله آمریکا به این افغانستان. ظریف آن زمان نماینده دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد بود.

هرچند همکاری ایران و آمریکا در افغانستان با رضایت بیشتری از سوی جمهوری اسلامی همراه بود، این وضعیت درباره عراق همراه با این نگرانی بود که اگر ایالات متحده به موفقیت کاملی در این کشور برسد ممکن است با توجه به محور شرارت دانستن جمهوری اسلامی به سراغ ایران بیاید. اجرای سیاست تشکیل گروه‌های شبه‌نظامی شیعه در عراق که پس از تاسیس، مزاحم فعالیت نیروهای آمریکایی شدند، از سوی سلیمانی دنبال می شد؛ اما او به نوشته کتاب «فرمانده در سایه» کسی بود که در اردیبهشت ۱۳۸۵ با «رایان کراکر» سفیر آمریکا در عراق به مذاکره مستقیم نشست؛ در حالی که در کنار او ژنرال آمریکایی «دیوید پترائوس» فرمانده نیروهای چندملیتی در عراق حضور داشت.

هرچند اولین مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در دوره رهبری خامنه‌ای در اذهان عمومی ممکن است مذاکرات اتمی باشد که ظریف از طرف ایران در آن شرکت داشت اما سابقه تماس‌های علنی و رو در رو مربوط به قاسم سلیمانی در عراق است.

موضوع مذاکرات بهار ۱۳۸۵ توافق برای انتخاب نخست‌وزیر بعدی عراق بود. در حالی که قبل از آن جمهوری اسلامی نگران اقدامات خارج از معمول صدام بود حالا با حضور آمریکایی‌ها درباره تعیین نخست‌وزیر این کشور تصمیم‌گیری می‌کرد. وضعیتی که تا قبل از حمله آمریکا به عراق برای جمهوری اسلامی غیرقابل تصور بود. یک دهه بعد از این، با ظهور نیروهای «دولت اسلامی» موسوم به «داعش» و حضور نظامی رسمی جمهوری اسلامی ایران در عراق، کنترل بر سپاه بر امور سیاسی عراق و البته  سوریه تشدید هم شد.

سلیمانی که علی‌رغم تحریم‌های مسافرتی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای دیدار با «ولادیمیر پوتین» رهبر روسیه به مسکو سفر کرده بود، پوتین را راضی به همراهی با جمهوری اسلامی برای عملیات ضدداعش و حفظ «بشار اسد» رییس‌جمهور سوریه کرد. حضور نظامی گسترده روسیه در عراق، سلیمانی را در پیشبرد اهداف در یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه موفق کرده بود.

 کتاب «فرمانده در سایه» به تلاش جمهوری اسلامی در یافتن متحدی در نزدیکی شبه‌جزیره عربستان اشاره می‌کند و می‌گوید این تلاش با یافتن حوثی‌ها در «یمن» و تجهیز و تسلیح گروه «انصارالله» -هرچند به اندازه عراق و سوریه و لبنان گسترده نشد- اما توسط سلیمانی به موفقیت‌های تازه و کم‌سابقه رسید تا به آنجا که از طریق حوثی‌ها عرض اندامی علیه عربستان آفرید.

عزیزی در کتابش روایتی ناگفته دارد و ادعا می‌کند که «علی عبدالله صالح» رییس‌جمهور پیشین یمن که در جریان جنگ داخلی در این کشور علیه رییس‌‌جمهور وقت ابتدا با انصارالله همراه شده بود؛ اما با آن‌ها به اختلاف خورد، در ۱۳آذر۱۳۹۶ با دستور مستقیم قاسم سلیمانی هدف قرار گرفت و توسط تک‌تیرانداز حوثی در «صنعا» پایتخت یمن کشته شد. اقدامی که به تقویت حوثی‌ها و حفظ آهسته و پیوسته نفوذ نیروی قدس در یمن کمک می‌کرد.

بازپس‌گیری شهرها و مناطق تحت کنترل داعش در عراق و سوریه، یافتن متحدی تازه در یمن و رویارویی نیابتی با عربستان سعودی، قاسم سلیمانی را از یک فرمانده در سایه که کمتر کسی حتی در ایران با نام او آشنا بود، به یک چهره بین‌المللی و مشهور جمهوری اسلامی در منطقه بدل کرد که هم‌زمان با افول مقبولیت ظریف در داخل و خارج ایران، هیبتی قهرمانانه از سوی حکومت به او به عنوان به یکی از وفاداران آیت‌الله خامنه‌ای  داده می‌شد.

سلیمانی در دهه هفتم زندگی دیگر نسبتی با آن کارمند ساده شرکت آب و فاضلاب کرمان نداشت. نفوذ او در عراق به گونه‌ای بود که گفته می‌شد بدون نیاز به هماهنگی‌های مرسوم و حتی بدون اطلاع  نخست‌وزیر عراق به آن کشور رفت و آمد داشت. احتمالا این وضعیت در به وجود آمدن خشم ناسیونالیستی در عراق علیه‌اش موثر بود. در زمان بالا گرفتن اعتراضات ضددولتی در شهرهای عراق، که به آتش زدن پرچم و حمله به کنسولگری‌های ایران هم رسید، تصویر ساخته شده از سلیمانی تاثیر منفی خود را نشان می‌داد، چنان‌که پس از ترور او در برخی از مناطق این کشور مخالفانش به شادی برخاستند و شیرینی پخش کردند.

برای اغلب مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی احتمالا ترور سلیمانی دور از انتظارتر از حمله و درگیری نظامی با آمریکا بوده است. جمهوری اسلامی سلیمانی را «قهرمان مبارزه با تروریسم» و «فرمانده اصلی» آزادسازی سوریه و عراق از دست داعش می‌خواند و او را مظهر و نماد نظامی خود کرده بود که در برابر داعش هم آسیب‌ناپذیر است. ترور او توسط ایالات متحده از دید جمهوری اسلامی احتمالا خط قرمزی تصور می‌شده که هرگز از سوی آمریکا رد نخواهد شد.

درج نام او روی دیوار سفارت آمریکا از سوی مهاجمان در بغداد، احتمالا نقطه عطف تصمیم‌گیری درباره شکسته شدن خط قرمز ترور یک فرمانده بلندپایه سپاه توسط آمریکا باشد. وضعیتی که به تعبیر آرش عزیزی نویسنده کتاب ۲۹۰ صفحه‌ای سلیمانی، به مرگ او و احتمالا شروعی در پایان سیطره جمهوری اسلامی و فرماندهان در سایه‌اش در عراق باشد.

نویسنده کتاب «اسماعیل قاآنی» فرمانده جدید نیروی قدس را فردی معرفی می‌کند که حتی به گرد پای سلیمانی هم نمی‌رسد. فردی که به گفته نویسنده نه تنها قادر به عربی صحبت کردن نیست؛ بلکه فاقد کاریزما و ارتباطات شخصی سلیمانی است و از بخت بدش «مصطفی کاظمی» در عراق به نخست وزیری انتخاب شده که مصمم است تا نفوذ جمهوری اسلامی را در کشورش به هر قیمتی مهار کند.

 

مطالب مرتبط:

حاشیه های نامه رئیس سازمان سیا به قاسم سلیمانی

دعای آیت‌الله خامنه‌ای مستجاب شد؛ قاسم سلیمانی کشته شد

ردپای قاسم سلیمانی در سرکوب؛ از کوی دانشگاه تا اعتراض‌های آبان

قاسم سلیمانی، سردار افسانه‌ها کشته شد

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}