انتشار یک فایل صوتی از اتاق زایشگاهی که گفته می‌شود متعلق به «بیمارستان امام خمینی» در اهواز واکنش‌های فراوانی را در فضای مجازی به دنبال داشت. یک صفحه اینستاگرامی با این توضیح که در این فایل، ماما به یک زن ۲۰ ساله در حال زایمان توهین می‌کند، آن را منتشر کرده و از مخاطبان صفحه‌اش خواسته بود اگر تجربه مشابهی دارند، برایش بنویسند. 

انتشار صدها تجربه مشابه از سوی زنانی که تجربه زایمان طبیعی در زایشگاه‌های ایران داشته اند و انبوه توهین‌هایی که ذکر برخی‌ از آن‌ها در رسانه جایز نیست، نشان می‌داد که این توهین‌ها امری تکرار شونده‌اند. برخی کاربران نیز با اشاره به شرایط دشوار عمومی کادر درمان در این روزها، به توجیه این رفتار پرداخته‌اند.

«ایران‌وایر» در این گزارش با احترام به پزشکان، پرستاران و کادر درمان متعهد و مسوول، به واکاوی و ریشه‌یابی بروز چنین رفتارهایی پرداخته است.

**

«من یادم می‌آید که در بارداری وقتی برای اولین بار به سونوگرافی رفتم، پزشکی که سونوگرافی می‌گرفت، با لحنی سرزنش‌آمیز گفت تو خیلی چاقی و من نمی‌توانم چیزی ببینم. وقتی به پزشک متخصص خود این موضوع را منتقل کردم، خیلی برآشفته شد و گفت او وظیفه دارد کارش را به دقت انجام دهد و اجازه این که به شما استرس بی‌جا وارد کند، ندارد. از همان‌جا هم تماس گرفت و خیلی جدی تذکر داد.»

«فرزانه» مادر یک فرزند پنج ساله است. به باور او، این که پزشک در هر زمینه‌ای رابطه‌ای حرفه‌ای و در عین حال هم‌دلانه با بیمار برقرار کند، در کاهش اضطراب بیمار اثر دارد؛ به‌ویژه در شرایطی مثل بارداری یا زایمان، لزوم این هم‌دلی بیشتر احساس می‌شود.

در برخی از روایت‌های منتشر شده درباره توهین به زنان در حال زایمان یا باردار، به وضوح مشخص است که حتی نگاه ماماها و پرستاران زن به مساله بارداری نگاهی توام با شماتت بدن زن است.

برخی پیام‌های منتشر شده نشان می‌دهند زنان از سوی ماماها و پرستاران تهدید می‌شده‌اند که حق ندارند دردی که می‌کشند را با فریاد زدن، تحمل‌پذیرتر کنند و گویی عملی از سر خطا از آن‌ها سر زده است و حالا باید در سکوت، تاوان لذتی که منجر به بارداریشان شده است را بدهند.

«سمانه سوادی»، فعال حقوق زنان در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» می‌گوید: «اساسا این گونه به نظر می‌رسد از منظر فرهنگی، رابطه جنسی نوعی عمل قبیح و شیطانی و غریزه حیوانی توصیف می‌شود و گویی انسان به عنوان اشرف مخلوقات، خودش را از این غرایز جدا می‌داند. در فرهنگ ما به‌ویژه عمل جنسی ناپسند است و همیشه باید در خفا انجام شود و نباید درباره‌اش گفت‌وگو کرد. حتی در بسیاری از فرهنگ‌ها، زنان حامله در برابر مردان خانواده سعی می‌کنند لباس‌هایی بپوشند که شکم برآمده‌شان را بپوشانند چرا که این شکم نشان د‌هنده عاقبت سکس است.همین همیشه در خفا بودن این مساله در آموزش، [باعث] انتقال انواع بیماری‌ها [می‌شود] و [بر] درک نوجوانان از رابطه جنسی تاثیر منفی داشته است. این آموزش حتی شامل پزشکان، ماماها و پرستاران می‌شود، نه تنها در مورد زنان باردار که قرار است با زایمان مواجه شوند، [بلکه] حتی گاه در مورد پزشکانی که قرار است آن‌ها را در این پروسه همکاری کنند.»

این فعال برابری‌خواه با اشاره به دیدگاه مردسالارانه در این باره می‌گوید: «درعین حال برای مردان این غریزه پذیرفته شده است و این طوری گفته می‌شود که این نیروی سرکش افسار گسیخته در آن‌ها هست و کاری هم نمی‌شود کرد ولی زنان ندارند. زنان کسانی هستند که خود را در اختیار مردان قرار می‌دهند و آن کلام تحقیرآمیز در مواجهه با عمل سکس از سوی زنان نمود پیدا می‌کند و به سربه هوایی و به دنبال لذت بودن متهم می‌شوند.»

به باور سمانه سوادی، علی‌رغم آن که در همین فرهنگ عبارت «مادر مقدس است» پررنگ می‌شود اما عمل زایش و زایمان که زن را به عنوان مادر معرفی می‌کند، تقدسی ندارد و تحقیر می‌شود: «به نظرم ریشه این تحقیر، همان نگاهی است که زن را ابزاری برای برآورده کردن غریزه مرد می‌داند، نه یک طرف دیگر این رابطه. این نگاه، بدن زن را ابژه می‌بیند و در این پروسه زایمان نیازی هم نمی‌بیند به این بدن احترامی بگذارد. گاه مثلا می‌گویند بچه‌ای پس انداخته است یا اگر زنی چند بچه به دنیا آورده باشد، به او می‌گویند مثل ماشین جوجه‌کشی عمل کرده است. انگار که این زن بیشتر ابزار شده و مورد استفاده قرار گرفته است.»

حقوق انسانی بیمار؛ تعهد انسانی پزشک و پرستار

«حسن نایب‌هاشم»، پزشک و فعال حقوق بشر در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» با اشاره به این که مساله آموزش، آگاهی و اعتلای فرهنگی باید در کنار هم پیش بروند، می‌گوید: «مساله حقوق بشر یک موضوع کلان، جهان‌شمول و گسترده است. در همه کشورهای جهان، تحقیر انسان در مقاطعی از تاریخ از سوی گروهی بالادست نسبت به گروه زیردست اتفاق افتاده اما آموزش حقوق بشر، حقوق انسانی و شهروندی موجب شده است که به مرور زمان کمتر شاهد تکرار چنین اتفاق‌هایی باشیم. در مورد گروه‌های خاص مثل پزشکان، پرستاران و کسانی که باید حافظ جان انسان‌ها باشند، لزوم آموزش دقیق این مسایل بیشتر به چشم می‌خورد. زیرا یک پزشک یا پرستار و یا ماما باید توانایی این را داشته باشد که از پس بحران‌های روحی ناشی از حضور در مکان‌هایی مثل بیمارستان و زایشگاه برآید. اگر این آموزش‌ها انجام نشوند یا به قدر کافی و درست نباشند، بروز اتفاقی مثل آن‌چه در این زایشگاه افتاده، متاسفانه ممکن است.»

این پزشک فعال حقوق بشر با اشاره به اصول و مبانی ابتدایی حقوق بشر می‌گوید: «اولین و ابتدایی‌ترین اصل حقوق بشر، تاکید بر حفظ کرامت انسانی است، فارغ از این که آن فرد چه کسی است؛ یک زن در حال زایمان یا هر فرد دیگری در هر موقعیتی.»

حسن نایب‌هاشم می‌گوید آن‌چه به عنوان اخلاق پزشکی در دروس آکادمیک به فارغ‌التحصیلان پزشکی و پرستاری یا رشته‌های مرتبط تدریس می‌شود، کافی نیست: «اگر آموزش فقط به دوران تحصیل مرتبط باشد و بعد افراد وقتی به محیط کار آمدند، به حال خود رها شوند، با توجه به محیط پراسترس، شرایط خاص اقتصادی فعلی به‌ویژه در ایران، کمبود نیروی انسانی، گاه عدم همکاری بیماران و فشار روانی که بر کادر درمان وارد می‌شود، ممکن است فرد نتواند خودش را در شرایط بحرانی که بچه‌ای دارد به دنیا می‌آید، به درستی کنترل کند. مدیریت خشم و اضطراب برای مشاغلی مثل پرستاری و پزشکی باید مستمر و مداوم باشد. راه حل غلبه بر ناهنجاری‌هایی این‌چنینی که در طول زمان بهتر نشده و حتی بدتر هم شده‌اند، فقط آموزش است و آموزش و آموزش.»

یک کاربر توییتر نوشته است: «از وقتی خودم را می‌شناسم، توهین به زنان در حال زایمان در زایشگاه‌ها را شنیدم. سی سال قبل مادرم در اتاق زایمان برای اینکه تحقیر نشود، دو دندانش ترک خورد و کف دستهایش از فشار ناخن‌هاش خونین شد چون گفته بودند اگر جیغ بزنی، بچه را به دنیا نمی‌آوریم.»

حسن نایب‌هاشم در پاسخ به این پرسش که ضعف قوانین حقوقی و ناکارآمدی در رسیدگی به شکایت از پزشکان متخلف چه قدر در تکرار این روند اثرگذار بوده است، می‌گوید: «صد درصد خیلی تاثیر دارد. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که حاکمیت قانون در آن جاری نیست بلکه قانون در خدمت حاکمیت است. خشونت افسارگسیخته و حجم رفتارهای پرخاش‌گرانه در جامعه به شدت مشاهده می‌شود. ما در ایران با مصونیت ناقضان حقوق بشر مواجه هستیم. یک بازجو یا قاضی که فردی را زیر شکنجه می‌کشد، نه تنها مجازاتی ندارد که مصونیت هم برای او قائل می‌شوند. بنابراین مسلما فردی که مورد خشونت و آزار کلامی یا تحقیر و توهین قرار گرفته است، با توسل به قانون راه به جایی نخواهد برد.»

قانون چه می‌گوید؟

«معین خزائلی»، حقوق‌دان ساکن سوئد در خصوص حقوق بیماران در ایران می‌گوید: «منشور حقوق بیماران آبان ۱۳۸۸ توسط وزارت بهداشت تدوین شده است. این منشور یک سند اعلامیه‌مانند است که در قالب منشور به دانشکده‌های پزشکی و بیمارستان‌ها ابلاغ شده است.»

محور اول این منشور، دریافت مطلوب خدمات سلامت، از جمله دریافت خدمات شایسته شأن و منزلت انسان و با احترام به ارزش‌ها، اعتقادات فرهنگی و مذهبی را از حقوق بیماران برشمرده است. 

این محور در بند ۹ به‌صورت مشخص اشاره کرده است که در ارایه خدمات باید توجه ویژه‌ای به حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه، از جمله کودکان، زنان باردار، سالمندان، بیماران روانی، زندانیان، معلولان ذهنی و جسمی و افراد بدون سرپرست اعمال شود.

معین خزائلی با اشاره به این دو بند مشخص می‌گوید: «متاسفانه این منشور ضمانت اجرایی ندارد؛ یعنی مشخص نیست که اگر برخی از مفاد آن اجرا نشوند، چه مجازاتی در پی خواهد داشت. بنابراین شکایت افراد به استناد آن ممکن نیست.»

این حقوق‌دان به سند دیگری تحت عنوان «آیین‌نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه‌ای شاغلان حرفه‌های پزشکی و وابسته»، مصوب تیر ۱۳۷۸ اشاره می‌کند که در آن مجازات‌های مشخصی برای تخلفات احتمالی ذکر شده تعیین شده است: «این آیین‌نامه ضمانت اجرا دارد اما مشکل اصلی این است که در آن اشاره‌ای به بحث کرامت انسانی بیمار نشده است. بنابراین، توهین و برخوردهای نامناسب بر اساس قانون موجود، قابلیت پی‌گرد قانونی ندارد. این خلا باعث شده است که شکایت‌های زیاد در این موارد به نتیجه نرسند، مگر این که در چارچوب توهین در قوانین مجازات اسلامی باشد که در بسیاری از موارد چنین نیست.»

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}