جمهوری اسلامی ابتدایی‌ترین حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی در ایران را نقض می‌کند و بسیاری از خواسته‌های به‌حق آن‌ها را «هم‌نوایی با دشمنان»، تلاش برای «تجزیه‌طلبی» و تهدیدی «علیه امنیت ملی» قلمداد می‌کند. 

در ایران تقریبا هیچ اقلیتی نیست که از شیوه حکمرانی ایدئولوژیک روحانیون راضی باشد، همان‌طور که اکثریت هم راضی نیستند و همان‌طور که به تدریج صدای حامیان ایدئولوژیک این نظام از «فساد‌ها» و «شعار‌ها» و «ناکارآمدی‌ها» درآمده و  به تدریج آن‌ها را نسبت به ادامه حیات چنین سیستمی فلج ناامید می‌کند.

***

در مقابل گسترش بحران همه‌گیر مشروعیت و مقبولیت سیستم مستقر در ایران، اما مقام‌های جمهوری اسلامی هم‌چون ده‌های گذشته حاضر به پذیرش این واقعیت نیستند و مسئولیت تمام کمبود‌ها، فساد‌ها و ناکارآمدی‌ها را به «دشمنان» و آن‌دسته از مدیرانی منتسب می‌کنند که به گفته آن‌ها «به اندازه کافی انقلابی» نبوده‌اند.

آن‌ها در مقابل اعتراض‌ها و کنش‌های به‌حق اقلیت‌ها در ایران نیز، از زبانی تند‌تر و ابزاری خشن‌تر استفاده می‌کنند و در سرکوب حداکثری آن‌ها از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.

این سیاست‌های سرکوب‌گرایانه طی این سال‌ها حتی دامن بسیاری از همسایگان و کشور‌های غربی را گرفته و مقام‌‌های این نظام مدام از دولت‌ها و برنامه‌هایی نام می‌برند که مدام مشغول «توطئه‌چینی» علیه جمهوری اسلامی بوده و تلاش می‌کنند همه گروه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و قومی را علیه آن‌ها بسیج کنند.

«اقلیم کردستان» عراق یکی از تازه‌ترین واحد‌های سیاسی است که پس از سقوط «صدام حسین» در عراق از نظر مقام‌های جمهوری اسلامی به منبع تهدید علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

فصلنامه «مطالعات بین‌المللی» در تازه‌ترین شماره خود گزارشی با عنوان «اثرات استقلال‌خواهی اقلیم کردستان عراق بر انسجام ملی مناطق کردنشین ایران» منتشر کرده و به صراحت نوشته که این اقلیم به تهدیدی همه‌جانبه علیه ایران تبدیل شده است.

در این تحقیق آمده که اقلیم کردستان عراق در سه حوزه کلان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به تهدیدی علیه کلیت جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

آن‌طور که در این گزارش تحقیقی آمده است: «اقلیم کردستان عراق ارتباطات فراملی مناطق کُردنشین ایران را تقویت و موجب شکل‌گیری جنبش‌های مقاومت فرهنگی و احیای ناسیونالیسم قومی» در مناطق کردنشین ایران شده است.

در این تحقیق اعتراف شده است: «اقلیم کردستان عراق در حوزه‌های رسانه و ارتباطات تاثیر جدی بر مناطق کُردنشین ایران داشته است.»

این تحقیق مهم‌ترین «تهدید‌های فرهنگی» اقلیم برای جمهوری اسلامی را تقویت «خیزش جنبش‌های مقاومت فرهنگی»، «تبدیل شدن این اقلیم به مرکز عاطفی و آمال هفت میلیون کُرد ایرانی» و «تهییج قومیت‌گرایی در مناطق کُردنشین ایران» اعلام کرده است.

این تحقیق همچنین نوشته که افزایش مطالبات کُرد‌های ایران از دولت مرکزی و درخواست برای «آزادیِ فرهنگ و آموزش زبان رسمی کُردی، رفع تبعیض» و به دست آوردن امتیاز‌هایی مشابه امتیاز کُردهای اقلیم کردستان» از جمله تهدید‌های سیاسی این اقلیم به شمار می‌رود.

در ادامه این تحقیق آمده است: «فدرالیسم عراقی یک تهدید جدی است و با ترویج این ایده بحران ناامنی مناطق کُردنشین ایران را فرا خواهد گرفت و در نهایت موجب شکل‌گیری شورش‌های قومی، مذهبی در این مناطق خواهد شد.»

آن‌طور که در گزارش تحقیقی آمده، اقلیم کردستان عراق در مجموع ۱۰ تهدید سیاسی برای جمهوری اسلامی دارد که یکی از آن‌ها «تلاش برای دستیابی مناطق کُردنشین ایران به قدرت سیاسی» است.

همچنین در این تحقیق آمده است: «در حالی که در گذشته وضعیت اقتصادی مردم مناطق کُردنشین ایران به مراتب بهتر از اقلیم کردستان عراق بوده، اما امروزه این اقلیم، برنامه‌ها و اقدامات گسترد‌ه‌ای را برای توسعه و آبادانی در پیش گرفته و برتری اقتصادی و رفاه اجتماعی این اقلیم توانسته است، توجه کُردهای ایران را به خود جلب کند.»

این تحقیق در ادامه هشدار داده است: «اگر توسعه‌نیافتگی مناطق کُردنشین ایران در کنار تحولات اقتصادی اقلیم کردستان عراق قرار گیرد، می‌تواند به تشدید مباحث قومی، تقویت احساس تبعیض و شکل‌گیری نگرش حسرت‌گرایانه به اقلیم کردستان عراق به عنوان الگو» منجر شود.

«تاثیر روانی بهبود اوضاع اقتصادی اقلیم کردستان عراق بر اذهان مناطق کُردنشین ایران در مقایسه با اوضاع بد اقتصادی این مناطق» و «تبدیل مناطق مرزی کُردنشین ایران به بارانداز مفاسد اقتصادی، قاچاق کالا و ناامنی اقتصادی از طریق این اقلیم به مناطق کُردنشین ایران» از مهم‌ترین تهدید‌های اقتصادی اعلام شده است.

این تحقیق تنها بخشی از نگاه تهدیدمحور مقام‌های جمهوری به اقلیم کردستان عراق را نشان می‌دهد که سال‌هاست با همین نگاه، استان‌های غربی ایران را کنترل کرده و به این استان‌ها و ساکنان آن‌ها هم به دید یک تهدید بالقوه می‌نگرند.

مجله «پژوهش‌های سیاسی جهان اسلام» از جمله نشریاتی است که در یکی از مقالات خود به صراحت این موضوع را علنی کرده و نوشته است: «آمریکا، کُردها را به عنوان ابزاری در جهت مقابله با نقش‌آفرینی روزافزون ایران به شمار می‌آورد.»

این تحقیق هم‌چنان می‌افزاید: «از نظر ایالات متحده، کردها می‌توانند امنیت اسراییل را در منطقه تامین کنند.»

مقام‌های جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر نیز بارها به طور مستقیم و غیرمستقیم ادعاهای بی‌شماری علیه اقلیم کردستان عراق مطرح کرده و معتقدند که این اقلیم به ابزار فشار آمریکا و اسراییل علیه تهران تبدیل شده است.

این نگاه بدبینانه تقریبا در تمامی ارکان جمهوری اسلامی جاری و پیداست و منشاء بسیاری از مشکلات و دردسر‌ها با ساکنان استان‌های غربی و اقلیت‌های قومی و مذهبی در ایران شده است.

در نگاه سازمان‌ها و نهاد‌ها و شخصیت‌های جمهوری اسلامی، این مناطق هرچند مشکلات فراوانی دارند و باید به آن‌ها رسیدگی شود، اما این تاکید‌ها طی چهار دهه گذشته چندان عملی نشده و در اغلب اوقات در حد حرف باقی مانده است.

این گفتمان توام با بدبینی و تهدید‌انگاری استان‌های غربی که موجب گسترش فقر و فلاکت در این استان‌ها شده، خود را در قالب مسائل و مشکلات سیاسی و امنیتی هم نشان داده و به ابزار سرکوب ساکنان این استان‌ها تبدیل شده است.

در یکی از تازه‌ترین مجلات نظامی «دانشگاه دفاع ملی» که تابستان منتشر شده هم به صراحت آمده که استان‌های غربی ایران «چالش‌های متعدد امنیتی» دارند.

این تحقیق براساس اعلام گروهی از کارشناسان سیاسی و نظامی نوشته که «تهدید‌های» استان‌های غربی ایران شامل «اختلافات نژادی میان اقوام و حکومت»، «اختلافات مذهبی»، «ناسیونالیسم قومی» و «نفوذ فرهنگی-اقتصادی دشمنان جمهوری اسلامی» در این مناطق است.

در یکی دیگر از مجلات این دانشگاه که در تابستان ۱۴۰۰ منتشر شده است نیز تحقیقی درباره استان‌های غربی ایران به انتشار رسیده که در آن آمده است، بسیاری از شهر‌های غربی در ایران از محرومیت رنج می‌برند و شاخص‌های امنیت مرزی پایینی دارند.

این تحقیق فهرستی از شهرهای محروم در غرب ایران را منتشر کرده و نوشته که چنین وضعیتی می‌تواند منجر به ناپایداری امنیت در این مناطق شود.

بسیاری از مقام‌های جمهوری اسلامی هم‌چون یافته‌های این تحقیق می‌دانند که تبعیض و محرومیت و بسیاری دیگر از قوانین ضد حقوق بشری علیه ساکنان این مناطق، اصلی‌ترین ریشه نارضایتی از دولت مرکزی است؛ اما طی چهار دهه گذشته ترجیح داده‌اند با فرافکنی، مسئولیت این وضعیت را «زیاده‌خواهی اقوام» و «تبلیغات و فعالیت‌‌های دشمنان» معرفی کنند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}