اگر کسی خبرهای سیاسی و اجتماعی در سطح جهان را به طور مدام پیگیری کند، قطعاً از آینده بشریت ناامید می‌شود: خبرهای اعدام در ایران، خشونت‌های خونین در خاورمیانه، حکم سنگین زندان و شلاق برای شاعران و هنرمندان و کنشگران مدنی در ایران و در کشورهای مشابه، تغییرات آب و هوایی در سطح جهان، و گاهی هم خبرهای حیرت‌آور مانند این خبر: مردی که در ایران اعدام شد زنده است. آیا واقعاً خبر خوشی هم می‌تواند در جهان اتفاق بیفتد؟

دانشگاه سات همپتون اخیراً نتایج پژوهشی را منتشر کرده که بر اساس آن «خبر»‌ و «خبررسانی» اصولاً تأثیر چندانی بر شرایط سیاسی و اجتماعی و بهبود این شرایط نمی‌گذارد. بر اساس این پژوهش «خبر» فقط بر مخاطب اثرگذار است و نه در اجتماع یا سیاست. خبرهای بسیار بد در مخاطب احساس نومیدی (من که در هر حال کاری از دستم برنمی‌آید) و احساس درماندگی (چه بایدم کرد؟) به وجود می‌آورد و او را مضطرب می‌کند (طاقت شنیدن این خبرها را دیگر ندارم.)

بر اساس این پژوهش هرچه چنین احساسات بازدارنده‌ای در مخاطب شدیدتر باشد، به همان اندازه از آمادگی او برای کنشگری مدنی کاسته می‌شود. به یک معنا او نسبت به اعدام، به سرکوب آزادی بیان، تعصبات فرقه‌ای و مذهبی، و حتی نسل‌کشی و تغییرات سنگین آب و هوایی و پیامدهای آن مانند سیل و سونامی و زلزله بی‌تفاوت می‌ماند. چنین واکنشی  منطقی هم هست: ما وقتی می‌توانیم تغییری در محیط زندگی خودمان ایجاد کنیم که احساس کنیم می‌توانیم بر رویدادها تأثیر بگذاریم و جهت آن‌ها را تغییر بدهیم. وقتی که از هر نظر ناامید و درمانده‌ایم، جبراً منفعل می‌شویم.

نشریاتی مانند «پوزیتیو نیوز» در بریتانیا تلاش می‌کنند با بازتاب دادن خبرهای خوبی مانند بسیج یک میلیون و چهار صد هزار برزیلی برای نجات جنگل‌ها از انقراض یا خبر پیدایش یک نهاد مدنی برای صیانت از آزادی بیان در جهان و حمایت از روزنامه‌نگاران در کشورهایی که در آن‌ها اختناق سیاسی وجود دارد، با انفعال مدنی در اثر انتشار زنجیره‌ای خبرهای بد مقابله کنند و به شهروندان نشان دهند که حتی در شرایط کنونی هم نمونه‌های امیدبخشی از حرکت‌های مدنی موفق وجود دارد.

از میان انبوه خبرها به چند تیتر درباره آتنا فرقدانی، هنرمند نقاش و فعال حقوق کودکان که به ۱۲ سال و ۹ ماه زندان محکوم شد بیندیشیم:

شرایط نامناسب آتنا فرقدانی در زندان قرچک

آتنا فرقدانی اعتصاب غذا کرد

از آتنا فرقدانی تست بکارت گرفته شد

همه این تیترها در زمان انتشارشان مخاطبان بسیاری داشته است، اما از میان این مخاطبان آیا کسی ترغیب شد که برای هنرمندانی مانند آتنا فرقدانی کاری انجام دهد؟ حاصل این اطلاع‌رسانی که البته بسیار هم لازم به جاست در عرصه‌های اجتماعی و دفاع از آزادی‌های مدنی چه بود؟

حالا به این تیتر توجه کنید:

حمایت هنرمند لهستانی از آتنا فرقدانی

 در مرداد سال جاری به دعوت «خبرنگاری جرم نیست» یک هنرمند لهستانی به نام زبیوک بر دیواری در لندن اثری را نقاشی کرد.

و این خبر:

نقاشی‌های خیابانی در نیویورک نقض حقوق بشر ایران را به نمایش گذاشتند

در آستانه سخنرانی حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در سازمان ملل، «خبرنگاری جرم نیست» از ۱۲نقاش خیابانی دعوت کرد که بر دیوارهای نیویورک نقاشی‌هایی درباره نقض حقوق بشر در ایران بکشند.

خبرهایی از این دست، مخاطب را به نومیدی و دلسردی مبتلا نمی‌کند و به یاد او می‌آورد که حتی او هم می‌تواند با وجود گرفتاری‌هایش در زندگی روزانه از آزادی‌های مدنی دفاع کند، برای حفظ محیط زیست بکوشد یا حتی از غارت میراث فرهنگی به سهم خودش جلوگیری کند.

اما آیا این نوع روزنامه‌نگاری، به راستی روزنامه‌نگاری‌ست یا کنشگری مدنی؟ مرز بین روزنامه‌نگاری و کنشگری مدنی کجاست؟

این مرز در دوران ما مخدوش شده است. بر اساس پژوهش دیگری خبرهای یکسان چنانچه از زاویه دید متفاوتی بازتاب پیدا کنند، در مخاطب اثر متفاوتی به جای می‌گذراند. هدف از روزنامه‌نگاری سازنده و مثبت این است که احساس درماندگی در مخاطب را از میان بردارد و در او امیدی برانگیزاند و به او نشان دهد که با قدم‌های به ظاهر کوچک می‌توان تغییرات بزرگی را به وجود آورد. بحث بر سر تسلط بر فن و تظاهر به «بی‌طرفی» نیست، بلکه بحث اصلی بر سر ایجاد الگوهای مثبت در جامعه است، آن هم در شرایطی که صاحبان قدرت و اسلحه و ثروت می‌خواهند به ما اینطور تفهیم کنند که چاره‌ای جز انفعال و سرسپردگی نداریم.

در پژوهش یاد شده یک خبر را به دو شکل در اختیار ۷۵۷ نفر قرار دادند. مخاطبان هم به دو شکل رفتار کردند: مخاطبان خبری که به شکل سازنده و مثبت عرضه شده بود، راهکارهایی عرضه کردند و آن راهکارها را به بحث گذاشتند. در حالی‌که مخاطبان خبر متعارف کاملاً نسبت به خبر بی‌تفاوت ماندند.

خطر این است که واقعیت‌ها را نادیده بگیریم و به هر قیمت بخواهیم مخاطب را فریب دهیم و او را به کنشگری مدنی دعوت کنیم. به یک معنا: مبلغ باشیم. در حالی که موضوع «روزنامه‌نگاری سازنده» بازتاب دادن خبرهاست به گونه‌ای که پروسه تغییر را پیش چشم همگان آشکار کند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}