شب گذشته فیلم بهمن مقصودلو با عنوان «عباس کیارستمی: یک گزارش» در کانون ایران در لندن به نمایش درآمد. مستندی درباره سرشناس ترین سینماگر ایرانی در جهان و فیلمسازی که ژان لوک گدار درباره او گفته است که سینما با گریفیث شروع و با کیارستمی تمام می شود، فیلمسازی که به اعتقاد مارتین اسکورسیزی، می تواند لحظه هایی بی زمان از جهان پیش از آفرینش را به ما نشان دهد.

تا کنون فیلم های مستند زیادی درباره کیارستمی ساخته شده که اغلب آنها کار فیلمسازان غیر ایرانی بوده است. فیلم مقصودلو از نظر فرم و ساختار مستند، همان الگوی متداول مستندهای تلویزیونی به ویژه بی بی سی را دنبال می کند یعنی با استفاده از مجموعه ای گفتگو با کیارستمی و سینماگران و منتقدان سینمایی و نماهایی از فیلم های کیارستمی که بر اساس تاریخ ساخت آنها کنار هم قرار گرفته اند، ساخته شده اما ویژگی فیلم مقصودلو در این است که آن را یک «سینه فیل» ایرانی ساخته. کسی که به عنوان منتقد سینمایی و تهیه کننده فیلم های مستند، سینمای ایران را دنبال کرده و با کیارستمی و بسیاری از کسانی که در این فیلم درباره او و سینمای او حرف زده اند، دوستی و حشر و نشر داشته است. به گفته مقصودلو، این فیلم بخشی از مجموعه مستند او با عنوان «تاریخ سینمای ایران: در جستجوی ریشه ها» ست که او در آن با بیش از صد نفر از کارگردان ها، بازیگران، و عوامل فنی سینمای ایران گفتگو کرده و عباس کیارستمی اولین قسمت آن است.
مقصودلو فیلم خود را به اندروساریس، منتقد برجسته آمریکایی که چند سال قبل درگذشت تقدیم کرده است. ساریس از ستایشگران سینمای کیارستمی بود و مقصودلو این شانس را داشته تا قبل از مرگ ساریس با او گفتگو کند.

تفاوت اساسی فیلم مقصودلو با کارهای دیگری که درباره کیارستمی ساخته شده در این است که او مشخصاً روی یکی از فیلم های مهجور و کمتر دیده شده کیارستمی یعنی «گزارش» تمرکز کرده است. تنها فیلم کیارستمی در قبل از انقلاب که با بازیگران حرفه ای و خارج از جریان تولید سینمای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شد و به جای کودکان، به زندگی زناشویی یک زوج طبقه متوسط می پردازد. فیلمی که در آخرین ماه های پیش از سقوط سلطنت و به آتش کشیده شدن سینماها به نمایش درآمد و تصویری انتقادی از بحران اجتماعی و اخلاقی جامعه ایران زمان شاه است. 
کیارستمی، «گزارش» را بر اساس زندگی شخصی و طلاق خود ساخته  و کسانی مثل گادفری چشایر، منتقد آمریکایی نیز در فیلم مقصودلو به این نکته اشاره می کنند اما خود کیارستمی( که مقصودلو به کمک فیلمبردارش در تهران با او گفتگو کرده)، چیزی در این باره نمی گوید و به جای آن می گوید که همه آدم های سر صحنه از جمله علی باقری مسئول تراولینگ فیلم با داستان فیلم و شخصیت های آن همذات پنداری می کردندو همینطور افراد عالیرتبه ای نظیر پهلبد(وزیر فرهنگ و هنر دوره شاه) نیز بعد از دیدن فیلمش به او گفتند که زندگی خودشان را در فیلم او دیده اند.
کیارستمی همچنین می گوید که چگونه چپ های ایران در آن زمان از او انتقاد کردند که به جای زندگی کارمندی، زندگی اشرافی را نشان داده در حالی که او همیشه از واقعیت ها و زندگی آدم های پیرامونش الهام گرفته و آنها را در آثارش بازآفرینی کرده و آقای سوادکوهی فیلم او یکی از این آدم ها بوده است.
چهره های سینمایی سرشناسی را در فیلم مقصودلو می بینیم که در مورد کیارستمی، «گزارش» و فیلم های دیگر کیارستمی حرف می زنند و مقصودلو آنها را با دقت کنار هم می چیند تا پرتره کاملی از کیارستمی بسازد. دیدن تصویر افرادی چون فریدون هویدا(منتقد فیلم و از پایه گذاران نشریه کایه و سینما)، هژیر داریوش، فرخ غفاری و اندروساریس(منتقد برجسته آمریکایی) که دیگر در میان ما نیستند، به خودی خود برای هر علاقمند جدی سینما، هیجان انگیز است. علاوه بر این ها، میشل فرودن(سردبیر سابق کایه دوسینما)، ریچارد پنیا و هانری پیر دولو(رئیس سابق بخش دو هفته کارگردان های جشنواره کن) هم هستند.


از همکاران کیارستمی، علیرضا زرین دست که فیلمبردار او در فیلم های گزارش، تجربه، همسرایان، کلوزآپ، و زنگ تفریح بوده، درباره همکاری اش با کیارستمی می گوید: «کیارستمی به من اعتماد داشت و در کار به من آزادی می داد. ما از قبل در مورد قاب بندی ها و فریم ها به یک نقطه مشترک رسیده بودیم.» 
او درباره یکی از مهم ترین سکانس های فیلم «گزارش» که بعد از دعوای زن و شوهر در خیابان گرفته شده حرف می زند و می گوید که در این سکانس که با لنز 85 گرفته شده، دوربین در حرکتی 300 درجه به دور شهره آغداشلو می چرخد و سرگردانی او و تنش بین او و شوهرش را به بهترین شکل اش منتقل می کند.

یکی از ویژگی های «گزارش» این است که بعد از فیلم «خشت و آینه» گلستان، اولین فیلمی است که با صدای سر صحنه گرفته شده است. به گفته یوسف شهاب، صدابردار فیلم، آنها از دو میکروفون بی سیم که آن موقع تازه وارد ایران شده بود، برای ضبط صحنه های بیرونی استفاده کردند. 

هر دو بازیگر فیلم گزارش یعنی کوروش افشارپناه و شهره آغداشلو در فیلم مقصودلو حاضرند. شنیدن ماجرای نخستین ملاقات کیارستمی و شهره آغداشلو از زبان هر دو که به شکل اینترکات تدوین شده از صحنه های جذاب این فیلم است. کوروش افشارپناه، بازیگر نقش سوادکوهی در «گزارش» (که از حاضران در جلسه بود) می گوید که کیارستمی هرگز به او نمی گفت که چگونه بازی کند بلکه تنها تلنگرهایی به او می زد که تاثیرش از اینکه به او بگوید چه بکند یا نکند بیشتر بود. او می گوید که کیارستمی برای صحنه هماغوشی او و شهره در رختخواب، تنها به او گفته بود که «فقط مراقب باش که مثل جلال تجاوزگر در فیلم های فارسی نشی». 

امروز بیش از سی و پنج سال از ساختن فیلم «گزارش» می گذرد اما فیلم از بسیاری جهات همچنان تازگی خود را حفظ کرده است. با این حال کیارستمی می گوید که «گزارش» فیلمی نیست که او امروز بتواند آن را راحت تماشا کند و هنوز از دیدن برخی صحنه های آن مثل صحنه ای که مرد(افشارپناه) در عرق فروشی است و بچه اش بیرون تنها در اتومبیل نشسته و هر دو جداگانه ساندویچ شان را می خورند، ناراحت می شود. 

به گفته کیارستمی او امروز نمی تواند آدمی مثل شخصیت اصلی فیلم گزارش را در برزخی روانی تصور کند، آدمی که در موقعیت دراماتیک بین قبول رشوه یا رد آن قرار می گیرد چرا که به اعتقاد کیارستمی الان مردم تکلیف شان با زندگی شان روشن است و گرفتن رشوه زیرمیزی یا روی میز به یک قاعده در ایران تبدیل شده است. کیارستمی می گوید که هر روز بیشتر از درام های اجتماعی دور می شود چرا که به اعتقاد او «وقتی انسان ته دره است، من چگونه می توانم رسالت اجتماعی ام را ادا کنم.» 

فیلم مقصودلو البته تنها درباره «گزارش» نیست بلکه تقریبا همه فیلم های مهم قبل و بعد از انقلاب کیارستمی از نان و کوچه گرفته تا مسافر، خانه دوست کجاست، کلوزآپ، زیردرختان زیتون، باد ما را خواهد برد، ده، طعم گیلاس و فیلم هایی را که او در خارج از ایران ساخته است به طور فشرده و از زبان منتقدان و سینماشناسانی چون گادفری چشایر، اندرو ساریس، میشل فرودن، فریدون هویدا و آیدین آغداشلو مرور می کند. به گفته میشل فرودن، فیلم هایی که کیارستمی در ایران ساخته درباره حقیقت است اما فیلم های خارج از ایران او درباره دروغ است. فیلم مقصودلو با ایده ای زیبا و خلاقانه یعنی صحنه ای از فیلم «تجربه» کیارستمی شروع می شود، فیلمی که کیارستمی آن را بر اساس زندگی امیر نادری ساخته است. در این صحنه پسر نوجوان فیلم «تجربه»، از گیشه سینما بلیط می خرد و وارد سینما می شود، سیگارش را روشن کرده و در تاریکی به تماشای فیلم می نشیند اما فیلمی که دارد تماشا می کند، آخرین فیلم کیارستمی یعنی « همچون یک عاشق» است. 
«عباس کیارستمی: یک گزارش»، نه تنها اهمیت فیلم «گزارش» را به ما یادآوری می کند بلکه فیلمی در ستایش و معرفی سینمای کیارستمی است اگرچه معتقدم چنانچه مقصودلو فقط بر روی فیلم «گزارش» و تحلیل جنبه های سینمایی آن تمرکز کرده و از پرداختن به فیلم های دیگر کیارستمی صرف نظر می کرد، نتیجه بهتری می گرفت.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}