نامش فرزانه است. 32 سال سن دارد و ساکن یکی از شهرهای جنوبی ایران. شماره اش را یکی از آشنایانی که در دفتر ثبت ازدواج و طلاق کار می‌کرد، داد. چند سال پیش همسرش را از دست داد و برای امرار معاش زندگی مجبور می‌شود به عقد موقت یک مرد پولدار دربیاید. با او تماس می‌گیرم ابتدا راضی به گفت‌وگو نمی‌شود نمی‌خواهد نامش بیش از این بر سر زبان ها بیافتد.

با کمی سماجت بالاخره تصمیم می‌گیرد تا آنجایی که امکان دارد درباره شرایط زندگی‌اش صحبت کند: « ۱۵ یا ۱۶ ساله بودم که ازدواج کردم بعد از یکسال پسرم به دنیا آمد. زندگی بدی نبود اما زیاد هم چنگی به دل نمی‌زد. شوهرم کارگر ساختمان بود. یک روز از بالای داربست افتاد و مرد. خانواده‌اش دیگر مرا نخواستند. می‌گفتند: نان خور زیادی نمی خواهیم. خانواده پدری در یک شهرستان کوچک در استان سیستان و بلوچستان زندگی می‌کردند و شرایطشان آنگونه نبود که من را مجدد قبول کنند. یک روز زن همسایه گفت یکی از دوستان شوهرم که دبی کار می‌کند، برای مدتی آمده است ایران می‌خواهد ازدواج کند. وضع خوبی دارد. با او ازدواج کردم و رفتیم جنوب. نمی‌خواست کسی بفهمد، من هم نمیخواستم کسی از ماجرا بویی ببرد. شش ماه زنش بودم بعد از اینکه زمان صیغه تمام شد، مقداری پول به من داد که چند ماه را با آن سر کنم و رفت. شهر کوچک بود و همه از حال و هوای همدیگر خبر داشتند. مغازه‌ای بود که از آن خرید می‌کردمۀ از حال و روزم خبر داشت. من را به دوستش پیشنهاد کرد و او هم برای مدتی  من را صیغه کرد.» از او می پرسم به خاطر داری تا حالا چند بار صیغه شده‌ای؟ می گوید: « برای من مهم این است که بتوانم امورات زندگی را بچرخانم این‌که تعدادش چقدر باشد مهم نیست.» و در پاسخ به اینکه آیا مبلغ را از قبل توافق می‌کنید، می گوید: «بستگی به شرایط مالی شخص دارد که اغلب وضع مالی شان خوب است. بستگی به مدت صیغه نامه دارد اگر کوتاه مدت باشد، همان ابتدا پول را می‌گیرم اما اگر طولانی یا چند ماه باشد، توافق می‌کنیم». ترجیح می‌دهد دیگر در این رابطه صحبتی نکند.

مرجان در آستانه ۴۰ سالگی قرار دارد. سال های سال است که او را می‌شناسم. وقتی ۲۸ ساله بود از همسرش جدا شد و توانست با تلاش فراوان حضانت ۲ فرزند خردسال دخترش را برعهده بگیرد. او در حدود ۱۰ سال است که به عقد موقت مردی درآمده که نامش به عنوان همسر وی هیچ جا به ثبت نرسیده است. هر چند که خانواده مرجان در ابتدا با این مسئله به شدت مخالفت کردند اما در نهایت چار‌ه‌ای جز پذیرفتن این اتفاق نداشتند. علیرضا، همسر موقت مرجان به شرط اینکه ازدواج موقتشان در هیچ جا ثبت نشود و هیچ فرزندی حاصل این رابطه نباشد مرجان را به عقد خود درآورد. صیغه نامه توسط یک روحانی ناشناس خوانده شد.  مرجان به ایران وایر گفت: «برای یک زن تنها که هیچ منبع درآمدی نداشته باشد، زندگی سخت است، به خصوص اگر بچه هم داشته باشد.  وقتی با علیرضا آشنا شدم، پس از مدتی او به من پیشنهاد ازدواج  موقت داد، اما بچه دار نشدن و ثبت نکردن ازدواج از شروط اصلی ش بود که من پذیرفتم » از او می‌پرسم تا حالا به این فکر افتاده ای که از او صاحب بچه شوی، شاید اینطوری ازدواج را رسمی کند، می گوید: « یک بار ناخواسته باردار شدم، نه اینکه بخواهم پایبندش کنم، اتفاقی شد، اما از آنجایی که می‌دانستم این مسئله یعنی پایان رابطه بالافاصله سقط جنین کردم.» مرجان در پاسخ به این سوال که اگر خانواده و همسر اولش از این مسئله مطلع شوند و او نخواهد ادامه بدهد، چه می‌کنی؟ پاسخش راحت است: « مهمترین مشکل من، نداشتن سرپرست و یک حامی مالی بود. در این مدت او شرایط زندگی خوبی را برایم فراهم کرده و قول داده تا آنجایی که بتواند حمایتم کند. مهمترین مسئله برای یک زن تنها مسکن و کار  است که این مشکل را در حال حاضر ندارم. البته الان کار می کنم، بنابراین نگرانی آنچنانی برای از دست دادنش ندارم. می ماند بخش عاطفی قضیه که زندگی به من یاد داده به چیزی دلبسته نشوم.»

به طور طبیعی صدای چنین روایت هایی در لایه های بالادستی شنیده نمی شود. مسئولان بی توجه به دلمشغولی های مالی و ریشه های اصلی انتخاب زنان، از زاویه ای دیگر به موضوع نگاه می کنند.

سال 69 که سکان ریاست جمهوری به دست  هاشمی رفسنجانی بود، در خطبه نماز جمعه به بحث ازدواج موقت پرداخت: «محروم کردن غریزه ی جنسی نشانه ی تعهد نیست غریزه ی جنسی که خداوند به انسان ها داده است. ما خیال می کنیم که هر قدر آدم صبر و تحمل کند و به خودش فشار بیاورد و از لحاظ جنسی محرومیت بکشد خیلی خوب است. خوب این درست نیست و غلط و ضد اسلامی است» آن زمان گفته‌های این شخصیت برجسته سیاسی ایرانی برسر زبان ها افتاد. برخی حمایت کرده و برخی دیگر آن را یک تفکر غربی و ترویج فساد دانستند. بعدها در گفت و گویی با روزنامه جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی به دفاع از گفته‌هایش در باب صیغه و ازدواج موقت پرداخت «حرف من این بود که چرا جامعه ما راهی که اسلام باز کرده، به روی خود می بندد. اگر در بستن این راه، خیر و برکتی بود خوب بود، ولی ضرر دارد و گناه پیش می آورد و اشکالات عصبی و روانی ای را موجب می شود. مشکلات خانوادگی پیش می آید، عده زیادی زن بی سرپرست در کشور می مانند و سرخورده می شوند، کارهای ناحق و فسق و فجور زیاد می شود.»

چند سال پیش علی مطهری این بحث را دوباره زنده کرد. او ازدواج موقت را برای دختران و پسران دبیرستانی توصیه کرد: «امروزه دختران و پسران با هم دوست می‌شوند و روابطی را برقرار می‌کنند که همه ما می‌دانیم نامشروع است و حتی در بسیاری از مواقع خانواده‌ها هم در جریان هستند. ما هم می‌گوییم باشد همین رابطه در جریان باشد اما به صورت مشروع. آنها بیایند و ازدواج موقت کنند.» گفته های مطهری نیز موافقت و مخالفت های بسیار برانگیخت. البته تنها مذهبی ها نیستند که با این پدیده موافق هستند. برخی منتقدان جمهوری اسلامی که خواستار تشکیل یک حکومت سکولار هستند نیز گاه از این ایده دفاع کرده اند.

برای بررسی دقیق تر چنین روایت هایی با دکتر مهرداد درویش‌پور جامعه شناس و استاد دانشگاه در سوئد گفت و گو کردم. به گفته دکتر درویش پور، « بر اساس دیدگاه طرفداران سکولار ازدواج موقت، این همان رابطه دوست پسر و دختری است که در کشورهای اروپایی و آمریکایی رایج است اما از آنجاییکه جمهوری اسلامی می خواهد آنرا با قوانین اسلامی تطبیق دهد و افراد مجبور نشوند برای ارضای نیازهای جنسی بدون ازدواج رابطه برقرارکنند، آن را تحت عنوان قرارداد صیغه مشروعیت دینی می بخشند. مدافعان سکولار صیغه بر این باورند که از یک منظر مصلحت گرایانه نباید صیغه را سرزنش کرد.» درویش پور می گوید استدلال این گروه این است که در جامعه‌ای که از یک سو برقراری رابطه جنسی خارج از ازدواج جرم محسوب می‌شود و می تواند با مجازات های سنگینی دربرخواهد داشت و از سوی دیگر تشکیل زندگی زناشویی با هزینه‌های بسیار سنگین همراه است، شخص انتخابی چندانی جز ازدواج موقت ندارد.

او البته خودش یکی از منتقدین و مخالفین امر ازدواج موقت است: «شاید ازدواج  موقت یک نوع قرار داد شرعی است اما این منزله آزادی جنسی نیست. از نگاه من این یک فحشای مشروعیت یافته است. در ازدواج موقت زنان مردان را انتخاب نمی‌کنند بلکه مردان هستند که انتخاب می‌کنند که چه شخصی را به ازدواج موقت خود دربیاورند و فقط هم مردان این حق را دارند، برای زن چنین حقی به طور بنیادی وجود ندارد. در یک معاشرت جنسی آزاد دختر و پسر هر دو تصیم می‌گیرند که یک ارتباط عاطفی و جنسی را شروع کنند و زنان تنها انتخاب شونده نیستند، بلکه حق انتخاب هم دارند. از سوی دیگر، صیغه مستقل از مدت زمان آن با پرداخت مبلغی از سوی مرد به زن همراه است که به نوعی موظف به آن است، مانند رابطه ای که در ارتباط با تن فروشی زنان صورت می گیرد. صیغه عموما توسط مردان با زنانی که موقعیت آسیب پذیری اقتصادی و یا اجتماعی دارند و به قصد بهره کشی جنسی از زنان صورت می‌گیرد و از منظر منزلت اجتماعی نیز هیچ تفاوتی با فحشا ندارد و منزلت اجتماعی زن را تضعیف می کند.»

به عقیده دکتر درویش پور، از هر زاویه‌ای که به ازدواج موقت نگاه کنیم چه از لحاظ  حقوق، عرف٬ بعد اقتصادی٬ منزلت اجتماعی و ...، صیغه یکی از جلوه های خشن ستمگری بر زنان است. وی تاکید می کند که موقت فقط در مذهب شیعه رایج است و اهل تسنن نیز صیغه را قبول نداشته و آن را یک فحشا می‌دانند.

به گفته دکتر امیر منصور بهرام، رونشناس و مشاور خانواده آزاد سازی ازدواج موقت و پذیرفته شدن آن بر مبنای قانون جمهوری اسلامی، جز آنکه به ریشه خانواده‌ها ضربه وارد می کند، هیچ کاربرد دیگری ندارد. این روانشناس به ایران وایر گفت:«ازدواج موقت بیشتر برای مجردانی که توانایی ازدواج و تشکیل زندگی ندارند پیشنهاد می‌شود، اما در حال حاضر آقایان صاحب همسر و فرزند بیشتر از هر طیف دیگری خواهان ازدواج موقت هستند .»

در حال حاضر، آمار دقیق و رسمی از ثبت ازدواج موقت وجود ندارد اما وجود سایت‌های گوناگون و ثبت سامانه‌های مخلتلف برای ثبت و درج ازدواج موقت ولو برای چند ساعت نشانگر این است که تقاضا به اندازه کافی زیاد است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}