آیا یک تکنوکرات مسلمان بهترین فرد برای نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد و هموار کردن راه برقراری مجدد روابط پایدار ایران و امریکا است؟

این روزها شایعه انتصاب «محمد نهاوندیان»، رییس کنونی دفتر و نهاد ریاست جمهوری به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک از همیشه قوی‌تر شده است.بسیاری بر این باورند که سفیر ایران در سازمان ملل، سفیر غیررسمی کشور در ایالات متحده نیز خواهد بود؛ کسی که بعد از پایان مذاکرات هسته ای، وظیفه برقراری روابط ایران و امریکا را بر عهده خواهد داشت.

 آیا این اقتصاددان فارغ التحصیل دانشگاه «جورج واشنگتن» می تواند برقراری مجدد روابط ایران و امریکا را عملی کند؟ به نظر می رسد تجربه، ارتباطات و سابقه او در نظام جمهوری اسلامی، او را یک نامزد منحصر به فرد این ماموریت کرده است.

کسانی که محمد نهاوندیان، رییس دفتر ریاست جمهوری و رییس پیشین اتاق بازرگانی ایران را از نزدیک دیده اند، فرد ساکتی را در مقابل خود یافته اند که با دقت گوش می دهد. نهاوندیان معمولا وقتی واکنش می دهد که کسی به نکته ای عملی اشاره می کند. یکی از اقتصاددانانی که در جلسه ای با او شرکت داشته است، به «ایران‌وایر» می گوید: «وقتی نهاوندیان در جلسه هست، این احساس را دارید که او به آن چه که می گویید بیش‌تر توجه دارد تا این که شما کی هستید.» به گفته او، نهاوندیان تجسم کامل یک تکنوکرات مسلمان است که اوقات فراغت خود را به مطالعه کتب اقتصادی و حل جدول می گذراند.

منبع دیگری به «ایران‌وایر» یادآوری کرد که همه، از چپ تا راست گرفته، مبهوت هوش، اطلاعات عمومی و شم اقتصادی نهاونديان هستند و در محيطی كه بسياری فقط به دليل چاپلوسی بر سر كار آمده اند، شخصيتی مثل نهاونديان برای آن‌ها خطر محسوب می شود.

 در کشوری که افراد می کوشند با نزدیک شدن به راس نظام، آیت الله خامنه ای، راه ترقی خود را هموار کنند، نهاوندیان جزو معدود کسانی است که در صدد جلب اعتماد رهبر جمهوری اسلامی برنیامده است. با این حال به گفته این منبع، «نهاوندیان انتخاب رهبر برای نمایندگی ایران در سازمان ملل است.»

شاید سکوت و دوری او از هیاهو سبب شده تا نهاوندیان بتواند با شخصیت‌های مختلفی از گروه‌های سیاسی رقیب در ایران روابط نزدیکی داشته باشد. او که از صاحب منصبان دولت اصلاح طلب محمد خاتمی بوده است، از نزدیکان «علی لاریجانیِ» محافظه کار به شمار می آید.  وی پس از بازگشت از ایالات متحده، به معاونت «یحیی آل اسحاق»، عضو هیات‌های موتلفه اسلامی و  وزیر وقت بازرگانی رسید.

پیشینه سیاسی او که رسانه ها زیاد به آن اشاره نمی کنند، به پیش از انقلاب می رسد. او شاگرد «مرتضی مطهری» بوده است و پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان «علوی»، سنگر معروف محافظه کاران مذهبی در پیش از انقلاب، دروس حوزوی را هم گذرانده است. نهاوندیان محافظه کاری است معتقد به بازار آزاد و نزدیک به بازاریان محافظه کار.

بر خلاف بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی که درجات دانشگاهی و مدارک علمی خود را با استفاده از تقلب، جعل و دور زدن کمیته های داوری در دانشگاه‌های داخلی به دست می‌آورند تا ملقب به القاب «دکتر» و «مهندس» شوند، محمد نهاوندیان مانند «محمدجواد ظریف»، از یک دانشگاه امریکایی معتبر و با حضور واقعی در کلاس‌های درس و انجام تز دکترا فارغ التحصیل شده است.

در میان چهره های نظامی که اعضای آن به گرفتن مدارک تقریبا افتخاری از دانشگاه‌های داخلی و دریافت بورس‌های دولتی بدون شرکت در آزمون‌های ورودی عادت کرده اند، محمد نهاوندیان با معلومات عمومی و شم اقتصادی مثال زدنی، به یک اقلیت رو به انقراض تعلق دارد.

محمد نهاوندیان بعد از هشت سال اقامت در ایالات متحده، موفق به دریافت کارت اقامت دایمی یا گرین کارت شده است که به او اجازه سفر به این کشور را بدون دریافت ویزا می دهد؛ امتیازی که در سال 1385 جنجال آفرین شد.

سفر او به ایالات متحده، هم واکنش محافظه کاران ایرانی را در پی داشت و هم حساسیت دولت جمهوری‌خواه وقت امریکا را برانگیخت. وزیر وقت امور خارجه ایالات متحده، خانم «کاندولیزا رایس» وعده داد که گرین کارت محمد نهاوندیان لغو خواهد شد. اما با توجه به سفرهای بعدی نهاوندیان به ایالات متحده، به نظر نمی رسد که این وعده عملی شده باشد

در کنار این سابقه اجرایی و سیاسی و عضویت در محافل قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران، محمد نهاوندیان این توان را دارد که ادعا کند نماینده قشری از مردم ایران نیز هست. او در سال 1386 به ریاست اتاق بازرگانی ایران انتخاب شد.

قطعا نمی توان انتخاب او به این سمت را نتیجه رقابتی آزاد دانست؛ در همه سال های بعد از انقلاب، رییس اتاق بازرگانی، چهره ای از چهره های نزدیک به نظام و بازاریان حامی آن بوده است. با این حال، با توجه به اختلافات دولت احمدی نژاد با راست سنتی، پررنگ تر شدن حضور نهادهای نظامی در اقتصاد کشور و اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی، نهاوندیان در موقعیت دفاع از منافع بخش خصوصی قرار گرفت. در این موقعیت، او خواهان حضور بخش خصوصی در عرصه سیاست‌گذاری شد و کوشید با استفاده از رسانه ها و گسترش حضور رسانه ای اتاق ایران، بخش خصوصی را یک عضو جدی گفتمان اقتصادی کشور کند. او هم‌چنین از ابتکار اعضای اتاق برای برقراری کانال‌های ارتباط اقتصادی در شرایط تحریم، به عنوان جایگزین مجرای دیپلماتیک استقبال کرد.

 انتخاب نهاوندیان به ریاست دفتر رییس جمهور بعد از پیروزی حسن روحانی در انتخابات، از سوی بسیاری مورد استقبال گرفت. گرچه با وجود تمایلش، ناچار شد سرانجام از ریاست اتاق بازرگانی ایران کناره گیری کند.

عملکرد او به عنوان مشاور نزدیک حسن روحانی، از ابتدا متفاوت از بقیه بوده است. او در دفترش در مجمع تشخیص مصلحت نظام با جوانان، استادان دانشگاه و فعالان اجتماعی از گروه‌های مختلف و خاستگاه‌های گاه متضاد ملاقات کرد تا نقطه نظرات آن‌ها را درباره چالش‌های در پیش رو بشنود. 

یک تحصیل‌کرده ایرانی مقیم اروپا که آن روزها در تهران بوده و در یکی از این جلسه‌ها شرکت کرده است، به «ایران‌وایر» گفت: «هر کس پنج دقیقه برای معرفی و صحبت درباره چالش اصلی وقت داشت؛ نهاوندیان در تمام مدت مشغول نوشتن یادداشت بود.»

برای این ایرانی مقیم خارج از کشور، کل تجربه «یک اتفاق ایده آل و باور نکردنی» بود:«آن جا تیم آینده را می دیدی که به تو داشتند گوش می کردند.»

این روزها مذاکرات ایران و قدرت‌های بزرگ به پایان خود نزدیک می شوند. زمان رسیدن به یک توافق، نه یک توافق خوب یا بد، بلکه توافقی قابل اجرا فرا رسیده است. بعد از توافقی که شاید تاریخ، آن را به نام «ظریف-اشتون» بشناسد، چالش بعدی دستگاه حاکمه، برقراری روابط پایدار با ایالات متحده و حذف موانع به جای مانده از تحریم است. توافق ظریف – اشتون یک فرصت خواهد بود ولی در دنیای سیاست، فرصت‌هایی که به منافع اقتصادی ختم نشوند، پایدار نیستند. البته در ایران بسیارند گروه‌هایی که مستقل از موضع خود درباره مذاکرات، مشتاقانه منتظر رسیدن سهم‌شان از منافع اقتصادی هر گشایش دیپلماتیکی هستند.

اقتصاددان ساکت ساکن خیابان پاستور، یکی از معدود مهره های جمهوری اسلامی ایران است که می تواند پتانسیل‌های این فرصت استثنایی را با کم‌ترین جنجال آفرینی و حاشیه سازی، به نفع اعضای حلقه قدرت اجرایی کند. رفتن او از تهران و خیابان پاستور البته سبب آرامش خیال کسانی خواهد بود که او را دور از مرکز قدرت در تهران می خواهند.

گرچه خانم «مرضیه افخم»، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، انتصاب این خبر را به عنوان گمانه زنی رسانه ها رد کرده ولی به نظر می رسد در ایران گمانه زنی بر سر ساکن آینده شماره 3003 خیابان «ماساچوست» در واشنگتن  آغاز شده است؛ جایی که آدرسش را روزگاری همه صاحبان صنایع امریکا از حفظ بودند. به نظر می رسد محمد نهاوندیان از معدود کسانی است که راه خود را، هم در تهران و هم در واشنگتن، می تواند پیدا کند.​ 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}