خبرنگاری جرم نیست

اعطا نشدن مرخصی به زندانی مصداق شکنجه است

۱۰ دی ۱۴۰۰
ثمانه قدرخان
خواندن در ۱۱ دقیقه
اعطا نشدن مرخصی به زندانیان مخالف با سیاست های جمهوری اسلامی همواره اعتراضات بسیاری در پی داشته است.
اعطا نشدن مرخصی به زندانیان مخالف با سیاست های جمهوری اسلامی همواره اعتراضات بسیاری در پی داشته است.
محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری و حقوقدان می‌گوید اعطا نکردن مرخصی از مصادیق شکنجه است.
محمد اولیایی فرد وکیل دادگستری و حقوقدان می‌گوید اعطا نکردن مرخصی از مصادیق شکنجه است.

آبان ۱۴۰۰، «کیوان صمیمی»، روزنامه‌نگار زندانی در کانال تلگرام خود از خودسوزی «مهدی دارینی»، فعال سیاسی در زندان «اوین» خبر داد. 

به نوشته او، به دلیل بی‌نتیجه ماندن مکاتبات و اعتراضات چند ماهه مهدی دارینی برای استفاده از عفو مشروط، چنین اقدامی کرده است.

اعطا نشدن مرخصی به زندانیان سیاسی، امنیتی و عقیدتی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و شاعران مخالف با سیاست‌های جمهوری اسلامی در این سال‌ها همواره اعتراضات بسیاری در پی داشته است. «محمد اولیایی فرد»، وکیل دادگستری و حقوق‌دان می‌گوید اعطا نکردن مرخصی و عدم موافقت با عفو مشروط برای برخی زندانیان از مصادیق شکنجه است. 

از او در این مورد پرسیده‌ایم:

آیا در آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدام تامینی و تربیتی کشور که مرجع مرخصی برای زندانیان محسوب می‌شود، فرقی میان زندانیان وجود دارد؟

- بله، در آیین‌نامه سازمان زندان‌ها که مرجع مرخصی برای زندانیان محسوب می‌شود، بین زندانی‌های عادی و زندانی‌های امنیتی تفاوت قایل شده است. در مورد زندانی‌های عادی، چنان‌چه یک سری اقدامات را انجام بدهند، امتیاز بندی کرده است و مرخصی شامل حال آن‌ها خواهد شد؛ مثلا اگر زندانی بی‌سواد سواد بیاموزد، اگر خلقیات و رفتار اجتماعی او در زندان مناسب باشد یا اگر قرآن را حفظ کند، این موارد امتیازی محسوب می‌شوند که شخص می‌تواند با اتکا به آن، مرخصی بگیرد. البته بستگی به جرم او هم دارد. یک سری از جرایم اصلا مرخصی ندارند؛ مثل کسانی که حبس ابد دارند یا مرتکب جنایت شده‌اند که تا زمانی که تعیین تکلیف نشوند، امکان دریافت مرخصی ندارند. زندانیان عادی طبق شرایطی که قانون برای آن‌ها مشخص کرده است، می‌توانند در صورت موافقت شورای طبقه‌بندی زندان، مرخصی بگیرند. 

اگر یک رخ‌داد خاص خانوادگی باشد، تغییری در شرایط مرخصی برای زندانی محسوب نمی‌شود؟

- اگر حادثه‌ای برای زندانیان رخ دهد، مثل ازدواج یا فوت بستگان درجه یک، مرخصی فوق‌العاده به آن‌ها تعلق می‌گیرد. ولی همه این موارد در مورد زندانی‌های امنیتی بی‌اثر هستند. در قانون آمده که مرخصی زندانی‌های امنیتی با نظر نهاد دستگیر کننده و یا دادستان است. 

پس می‌توان گفت که مرخصی برای زندانیان یک امتیاز محسوب می‌شود

- این که گفته می‌شود مرخصی برای زندانی امتیاز است، در واقع حرف مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی است. این حرف هم در قوانین و هم در موضوعات حقوقی تناقض دارد. 

چه تناقضی دارد؟

- باید به این پرسش پاسخ دهیم که فلسفه مجازات و زندانی کردن چیست؟ گاهی زندان به نفع زندانی است؛ مثلا شخصی قاتل است و اگر آزاد باشد، توسط خانواده مقتول کشته می‌شود. در این شرایط، با زندانی شدن به نوعی حمایت می‌شود. گاهی هم جنبه عبرت برای دیگران دارد. زمانی هم جنبه اصلاحی آن مورد نظر است.

آیت‌الله «حسین‌علی منتظری»، از مراجع تقلید ‌گفته بود بر اساس فقه، زندان به عنوان پشت میله بودن و جایی مثل زندان اوین نیست. بر مبنای فقه، زندان باید طوری باشد که برای شخص محدودیت ایجاد کند؛ مثلا نتواند از در خانه بیرون بیاید. نظر آیت‌الله منتظری بیشتر بر زندان‌های نوین بود؛ مثل حصر خانگی یا پابندهای الکترونیکی. به گفته او، از نظر فقه، تشکیلاتی مانند زندان، زندان‌بان و اوین و رجایی‌شهر نباید باشند. 

آیین‌نامه سازمان‌ زندان‌ها می‌گوید هدف از زندانی کردن، اصلاح مجرم است و یکی از موارد اصلاح مجرم این است که زندانی باید با دنیای بیرون در ارتباط باشد. چون اگر زندانی با دنیای بیرون در ارتباط نباشد، برای او مجازات مضاعف محسوب می‌شود و نوعی شکنجه است. زندانی بدون ارتباط با بیرون اصلاح نمی‌شود بلکه افسرده و بیمار می‌شود.

پس در واقع ندادن مرخصی به زندانی، نوعی شکنجه محسوب می‌شود؟

- بله، به طور قطع!

آیا این سقف دارد، یعنی مشخص شده اگر تا چند وقت زندانی مرخصی نداشته باشد، مصداق شکنجه است؟ 

- خیر، همین که مرخصی ندهند، مصداق شکنجه است. 

مرخصی هر چند وقت یک بار به طور قانونی یا عرفی به زندانیان داده می‌شود؟ 

- بستگی به جرم دارد. اگر جرم امنیتی باشد، تا ۱۰ سال هم ممکن است مرخصی ندهند. اگر جرم عادی باشد، می‌گویند اگر امتیاز بیاوری. اگر هم امتیاز آورد و آدم منضبطی بود، شورای طبقه‌بندی تصمیم می‌گیرد ولی معمولا به زندانیان عادی مرخصی می‌دهند و بحث ما در این جا، آن نیست.

زندانیان امنیتی چه‌طور تعریف می‌شوند؟ روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی، فعالان حقوق بشر؟

- هر کسی که جرمش امنیتی باشد؛ حالا چه خبرنگار باشد، چه وکیل یا هر شغل دیگری داشته باشد. در واقع، جرایم سیاسی و امنیتی محدود هستند؛ مثل جاسوسی و بمب‌گذاری. خبرنگار ولی کار امنیتی نمی‌کند. به خبرنگار اتهام سیاسی می‌زنند و می‌گویند زندانیان امنیتی.

بنابراین مرخصی زندانیان سیاسی و امنیتی تابع نهاد بازداشت کننده و نظر دادستان است و این با آیین‌نامه سازمان‌ها زندان‌ها که می‌گوید زندانی باید با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد، مخالفت دارد. ارتباطات با دنیای بیرون یعنی مرخصی، ملاقات حضوری با خانواده، نامه‌نگاری و تلفن. بنابراین اگر گفته شود مرخصی امتیاز است و هر موقع بخواهیم، مرخصی می‌دهیم و هر موقع نخواهیم، مرخصی نمی‌دهیم، با روح قوانین جمهوری اسلامی در تضاد است. عدم اعطای مرخصی جنبه‌های بین‌المللی هم دارد.

پس می‌توانیم بگوییم دلیل این که قوه قضاییه یا حکومت در ایران جرم روزنامه‌نگاران را زیرمجموعه جرم‌های امنیتی قرار می‌دهند، برای شکنجه، تنبیه و ایجاد رعب و وحشت بیشتر است؛ وگرنه آن‌ها در حالت کلی، جرم امنیتی مرتکب نشده‌اند ولی زیر دسته مجرمین امنیتی قرار می‌گیرند تا بتوانند فشار بیشتری به آن‌ها وارد کنند؟

- بله، جرایم سیاسی را امنیتی جلوه می‌دهند و به زندانیان مرخصی نمی‌دهند تا آن‌ها را بشکنند؛ یعنی روزنامه‌نگاران را عناصر خطرناکی تشخیص می‌دهند که باید از جامعه دور باشند و برای مدت‌ها آن‌ها را از جامعه دور نگه می‌دارند. برای آن‌ها جنبه اصلاحی در نظر ندارند و می‌گویند خبرنگاران و امثال آن‌ها نباید جنبه اصلاحی داشته باشند بلکه باید به بدترین نوع ممکن مجازات شوند. یکی از مصادیق بدترین نوع ممکن مجازات ندادن، مرخصی است. اما طرف دیگر قضیه آن است که وقتی مرخصی دست نیروهای امنیتی باشد، باعث موضوع تواب‌سازی می‌شود. اگر به پرونده‌های عادی مثلا «شهلا جاهد» برگردیم، می‌بینیم به او مرخصی نمی‌دادند ولی برای امتیاز گرفتن، شهلا جاهد مامور بازرسی برای مواد مخدر در زندان زنان شده بود. او در اجزای خصوصی زن‌ها دست می‌برد و از بسیاری مواد می‌گرفت و آن‌ها را معرفی می‌کرد و پای چوبه‌دار می‌فرستاد فقط برای گرفتن امتیاز. وقتی شهلا جاهد را اعدام کردند، بسیاری در داخل زندان خوشحال شدند چون توسط او لو رفته بودند. 

وقتی نیروهای امنیتی اختیار زندان را داشته باشند، بعضی از زندانی‌های سیاسی امکان دارد بشکنند و به خاطر مرخصی از عقایدشان برگردند و تواب شوند. این خطر هم هست؛ یعنی محاسبه نیروهای امنیتی بر این مبنا است. چند کارکرد هم دارد؛ آن‌ها را شکنجه می‌دهند و می‌شکنند و امکان دارد آن‌ها را خبرچین یا تواب کرده یا عامل خودشان کنند و به بیرون از زندان بفرستند.

خانواده زندانی هم در این میان آسیب می‌بیند.

- بله، یک طرف دیگر قضیه هم وجود دارد و آن خانواده زندانی است. آسیب‌هایی که به آن‌ها می‌زنند، وسعت بسیاری دارند. خانواده زندانی فرو می‌پاشد. یک زن جوان، شوهر جوانی دارد که ۱۵ سال در زندان است. چه‌قدر می‌خواهد تنها بماند؟ بسیاری از این بازجوهای بسیار کثیف به این زنان می‌گویند برو ازدواج کن! به همسر «علیرضا رجایی» همین را گفته بودند. گفته بودند او در زندان ماندنی است، برو ازدواج کن. ببینید چه‌قدر مفسده در می‌آید. پس مرخصی را نباید فقط در قاب چهار تا ماده قانونی دید. متاسفانه خبرنگاران یا گزارش‌گران و یا شاید برخی از همکاران ما که ممکن است تجربه‌های عملی نداشته باشند، این‌ها را فقط در چهار تا ماده حق است یا امتیاز، می‌بینند. این‌ها می‌گویند حق است، آن‌ها می‌گویند امتیاز. ولی ما باید به یک ابعاد پنهان و تاریک در مورد زندانی‌ها برسیم. ابعاد تاریک همین است که مرخصی ندادن باعث فروپاشی زندانی، طلاق و بزه‌کاری فرزندان او می‌شود. حالا در سیاسی‌ها به مراتب کمتر. معاش زندگی از بین می‌رود.

در مورد قوانین بین‌المللی چه‌گونه است؟

- قوانین بین‌المللی این‌گونه نیستند. البته در خارج از کشور زندان‌های خیلی بدی هم وجود دارد. زندان‌هایی در امریکا هست که زندانی را می‌کشند و نابود می‌کنند. در کشورهای پیشرفته، یعنی کشور‌های معقول، زندان‌هایی هستند که امکانات دارند؛ مثلا سوییت‌های تمیز. حتی در زندان‌های نروژ، طرف شکایت می‌کند که چرا کتاب مورد نظر من داده نشده است. سازمان ملل یک نظام‌نامه در مورد زندانیان دارد که می‌گوید از آن پیروی کنید. 

قانون مبتنی بر حق و قانون مبتنی بر فایده پیامدهای متفاوتی دارند. در دوران امروز، قانون مبتنی بر حق پیشی گرفته است و دیگر نگاه فایده‌گرایانه وجود ندارد و امتیاز منسوخ شده است. بنابراین، هیچ عاملی نمی‌تواند حق را سلب کند. مرخصی و ملاقات زندانی یک حق است و فقط در صورتی که سبب تزاحم حقوق شود، موقتا ساقط می‌شود. بنابراین، علم حقوق در دنیای امروز می‌گوید که حق است و اگر با حق دیگری تزاحم پیدا کند، آن موقع می‌شود آن را از بین برد؛ مثلا مرخصی یک تبه‌کار با مردم تزاحم پیدا می‌کند زیرا می‌رود و مردم را اذیت می‌کند. آن‌جا می‌شود از مرخصی او جلوگیری کرد. دنیای امروز راجع به حق صحبت می‌کند. اصل ۵۷ مصوبه استانداردهای زندان سازمان ملل متحد می‌گوید: «زندانی کردن و دیگر اقداماتی که فرد خلاف‌کار را از تماس با دنیای بیرون محروم می‌سازد و همین که حق تصمیم‌گیری را از فرد سلب می‌کند و او را از آزادی محروم می‌سازد، دردآور است. بنابراین، سیستم زندان نباید جز در موارد جداسازی موجه، مثل تفکیک زندانیان و تامین نظم، دشواری شرایط را افزایش دهد.» 

این اصل می‌گوید شما فقط می‌توانید زندانیان را طبقه‌بندی و در زندان نظم ایجاد کنید. 

اصل ۵۸ تاکید می‌کند: «هدف و دلیل محکوم کردن فرد به زندان یا اقدام مشابه در محروم‌سازی از آزادی، در نهایت محافظت جامعه از جنایت است. این منظور فقط در صورتی حاصل می‌شود که مدت نگه‌داری فرد در زندان در حد امکان مصروف آن شود.»

می‌گوید شما فقط در حدی می‌توانید یک نفر را نگه دارید که به این نتیجه برسید که برای شخص کافی بوده است.

این را حقوق بین‌الملل می‌گوید یا سازمان ملل؟ دقیقا استناد به چیست؟ مساله الان این است که چه کسی تشخیص می‌دهد آن میزان چه‌قدر است؟ آیا در ایران نهادهای امنیتی تشخیص می‌دهند؟

- دادگاه تشخیص می‌دهد. دخالت نهاد امنیتی که غیر قانونی است. 

دادگاه‌ها در ایران معمولا زیر نظر نهادهای امنیتی یا تاثیرپذیر از آن‌ها هستند، آیا این‌طور نیست؟ 

- بله، هستند. اصل کار در ایران اشتباه است و ما راجع به همین بحث می‌کنیم. «اولین کنگره مجازات مجرمین و جلوگیری از جنایت سازمان ملل ۱۹۵۵» این مسایل را مطرح کرده است. 

آیا مصوبه این کنگره مورد وثوق همه دولت‌ها و ملت‌ها است؟

- بله! پیروی می‌کنند چون برگزار کننده آن سازمان ملل بوده است. 

شما اگر می‌خواهید به حقوق بین‌الملل در رابطه با زندانی دسترسی داشته باشید، باید قواعد حداقل استاندارد برای رفتار با زندانیان را به دقت مطالعه کنید. این قواعد، مصوب سازمان ملل هستند. سازمان ملل می‌گویند کشورها باید از این قواعد پیروی کنند. 

بنابراین ملاک ما در حقوق و در قواعد بین‌المللی در مورد این که چه‌طور می‌توانیم تطبیق بدهیم آیا ایران از آن قواعد پیروی می‌کند، بند ۸۱  قواعد حداقل استاندارد برای رفتار با زندانیان مصوب سازمان ملل است. این یک منبع بین‌المللی است که در آن‌جا همه حرف‌های من را به شما می‌گوید که چرا باید به زندانی مرخصی داد. از همه مهم‌تر، کنگره ۱۹۵۵ است که به تمام سوالات در رابطه با این‌که آیا مرخصی یک زندانی حق است یا امتیاز، پاسخ می‌دهد. با زندانی چه‌گونه باید رفتار کرد، حقوق ترمیمی چیست، طرف‌داران مکتب فایده و طرف‌داران مکتب اصلاحی چه می‌گویند؟ همه این‌ها در آن‌جا گفته می‌شوند.

هنوز این سوال باقی است که آیا در قوانین جمهوری اسلامی، مرخصی حق است یا امتیاز؟ در جمهوری اسلامی مرخصی در قالب امتیاز داده می‌شود ولی در واقع حق زندانی است و وقتی مرخصی به زندانی داده نمی‌شود، می خواهند او را مجازات کنند که در واقع یک نوع شکنجه است. 

- در خود آیین‌نامه سازمان زندان‌ها هم وقتی می‌گوید مرخصی یک امتیاز است، در تعارض قرار می‌گیرد چون می‌گویند زندانی باید با دنیای بیرون در ارتباط باشد. 

در قوانین بین‌المللی، مرخصی حق است و من می‌خواهم به این برسم که چه چیزی این حق را تعیین می‌کند و در چه دوره زمانی باید اعطا شود؟

- در امور بین‌الملل، استانداردهای حداقل حقوق زندانی مصوب سازمان ملل و کنگره ژنو ۱۹۹۵ تعیین می‌کند زندانی حق دارد مرخصی داشته باشد، خانواده‌اش را ببیند، ورزش کند و خوراک خوب و روزنامه و کتاب داشته باشد. 

حق مرخصی را در چه دوره زمانی به زندانی می‌دهند؟ مثلا آیا باید هر شش ماه یک بار مرخصی داشته باشد؟

- بستگی به قوانین داخلی کشورها دارد. هر کشوری خودش دارای قوانین داخلی است. بستگی به شدت جرم و مجازات دارد؛ مثلا در کشورهایی که اعدام ندارند، اگر یک نفر جنایت کرده و محکوم شده باشد، مثلا در کانادا ۲۰ سال حبس دارد. مسلما شرایط مرخصی این فرد کمتر از کسی است که سرقت کرده است. پس حداقل استاندارد زندانی‌ها می‌گوید باید این که مرخصی حق است، پذیرفته شود، بعد با توجه به شدت جرم و نوع مجازات، این حق اعمال شود. اما موضوع این است که در ایران این حق داده نمی‌شود و آن موقع ابزار شکنجه می‌شود. 

در مورد زندانیان بیمار شرایط چه‌گونه است؟

- در مورد زندانیان بیمار، مرخصی اصلا امر ناچیزی است. مقوله زندانیان بیمار از مرخصی بیرون می‌آید. وقتی زندانی بیمار است، صحبت کردن در مورد مرخصی، اجحاف است. باید تبدیل مجازات بشود. در جرایم تعزیری، اگر بیماری به شکل ادامه‌داری وجود داشته باشد، باید تبدیل مجازات انجام شود؛ مثلا زندان را تبدیل به جریمه نقدی کنند و یا این که مثلا زندان به مرخصی استعلاجی یا درمانی بدون محدودیت تبدیل شود که به نظر من باز هم اجحاف است. مرخصی استعلاجی را بیشتر می‌توانیم در مورد مثلا زندانیان محدود به حدود به غیر از جنایت بدانیم یا زندانیان مربوط به قصاص بدون جنایت. ولی برای زندانیانی که جنبه تعزیر دارند، مرخصی اجحاف است و باید مجازات آن‌ها تبدیل شود. 

می‌توانیم بگوییم نگه داشتن امثال «بکتاش آبتین»، نویسنده و شاعر که بیمار است ولی به مرخصی فرستاده نشد و در زندان نگاه داشته شد، غیر قانونی است؟

- اگر پزشکی قانونی تایید کند که نگه داشتن زندانی در زندان باعث تشدید بیماری فرد می‌شود و بهبودی او را به تاخیر می‌اندازد، نگه داشتن زندانی در زندان غیر قانونی است. شما را به ماده ۵۲۰ «آیین دادرسی کیفری» ارجاع می‌دهم.

آیا می‌توانند شکایت کنند؟

- بله، می‌توانند شکایت بکنند.

به چه مرجعی می‌توانند شکایت کنند؟ 

- می‌توانند به دادسرای انتظامی قضات شکایت کنند. 

ثبت نظر

بلاگ

درباره رژیم غذایی عصر حجر و اثرات مثبت و منفی آن چه...

۱۰ دی ۱۴۰۰
سلامت روح و جسم
خواندن در ۶ دقیقه
درباره رژیم غذایی عصر حجر و اثرات مثبت و منفی آن چه می‌دانیم؟