تابستان سه سال پیش، در فرودگاه بالی اندونزی، متوجه نگاه نگران مردی شدم، بچه اش در آغوشش بود، پسر جوانی مواظب وسایل بود و زن خسته ای در گوشه سالن لمیده. گفت انگلیسی بلدی، ایرانی هستی. گفتم چه کمکی می توانم بکنم، گفت گیر ماموران افتاده ام.

ماجرا ساده بود. ماموران متوجه شده بودند که آنها قصد دارند از بالی به صورت غیرقانونی به استرالیا بروند. اول به نان خشک و کنسرو تن ماهی زیادی که در وسایل این چهار نفر بود مشکوک شده بودند، شروع به سوال و جواب کرده بودند، بعد گفته بودند 10 هزار دلار بدهید تا ردتان کنیم. هتل هم گرفته بودند در بالی و کلی خرج شان شده بود که بیایند مالزی و بعد از مالزی آمده بودند بالی.

مرد راضی بود که 5 هزار دلار بدهد ولی پلیس قبول نمی کرد. صحبت های من هم فایده نداشت. کمی موضوع رشوه عمومی شده بود و درباره اش حاضر به مذاکره نبودند. اندکی بعد هم تهدید شدم که اگر نروم، بازداشت می شوم. چاره ای جز رفتن نبود، خانواده چهار نفره را هم بردند، بعدش هم پیگیری اندکی کردم ولی نتوانستم کاری انجام بدهم یا بفهمم که سرنوشت شان چه شد.

در طول این چند سال، به طور مرتب درباره ماجراهای استرالیا و وضعیت وخیم پناه جویان ایرانی خبر و گزارش خوانده ام. در این مدت همیشه برایم این سوال مطرح بوده که در متن و حاشیه این ماجراهای تلخ، ایرانیان مقیم استرالیا چه کرده اند؟ مثلا هیچ نهادی ایجاد شده؟ حرکت های مدنی و خیریه داشتیم؟ چرا مثلا یه گروه از پزشکان ایرانی، حقوقدانان ایرانی ساکن استرالیا و یا پرستاران جمع نمی شوند بگویند ما می خواهیم کمک داوطلبانه بدهیم به این افراد؟ اصلا قانون اجازه می دهد؟ خلاصه اینکه مثل من در فرودگاه چلاق بوده اند یا اینکه کاری می توانند بکنند؟

همایون خیری، استاد دانشگاه و روزنامه نگار باسابقه که همکار ایران وایر است، ساکن استرالیاست. با او سوال هایم را در میان گذاشتم. در پاسخ گفت: "ايرانیان مقيم استراليا از نظر قانونی کاری نمی‌توانند انجام بدهند چون مسئله اقامت و اجازه کار، به طور کلی در اختيار اداره مهاجرت است. اصل مشکل پناهجويان هم اين است که مدارک شناسايی ندارند و در نتيجه تنها تفاوتی که بين کانون‌های ايرانيان در ايالت‌ها و دولت هست، اين است که ایرانی‌ها می‌توانند با پناهجويان فارسی حرف بزنند."

او تاکید کرد کارهایی انجام شده است: "کاری که از دست کانون‌های ایرانيان برمي آید و انجام مي دهند، اين است که گاهی برنامه‌ای ترتيب می دهند که پناهجويانی که مايل به شرکت در آن برنامه‌ها هستند، چند ساعتی با هم باشند و مثلا شام می‌خورند. من دو بار سعی کردم که گزارش‌هایی تهيه کنم ولی نه امکان قانونيش فراهم شد و نه خود پناهجويان مايل به انجامش بودند."

از همایون درباره خدمات حقوقی پرسیدم، اینکه مثلا وکلای ایرانی مشاوره بدهند به پناهجویان: "در مورد خدمات حقوقی هم وضعيت همينطور است، چون همه کار در دست دولت است. خدمات پزشکی هم برای همه پناهجويان بطور رايگان انجام می شود. البته دولت استراليا يک نهادی تاسيس کرده که در هر ایالت يک نام مشخص دارد. مثلا در کوئينزلند به نام MDA شناخته مي شود. کار اين نهاد اين است که برای پناهجويانی که اجازه اقامت در شهرها دارند، محل زندگی اجاره کند و خود همون نهادها هم اجاره محل را پرداخت می‌کنند. اگر نياز به مترجم داشته باشند هم همون نهاد برایشان مترجم می‌گيرد و کلاس‌های زبان برایشان برگزار می کند. مدرسه برای بچه‌ها هم مجانی است و به پناهجويان هم هر دو هفته يک مقداری پول توجيبی مي دهند که مخارج ديگر را پرداخت کنند.  در وقاع تنها مشکل پناهجويان که به هر حال در درازمدت اذيت‌شان می‌کند، اين است که اجازه کار ندارند و بايد روزشان را یک طوری بگذرانند. اين وضعیت خسته کننده‌ست و در مواردی هم سال‌ها طول می‌کشد. البته در مواردی ديدم که بعضی‌ها از طريق آشنايانی که دارند کارهايی انجام مي دهند ولی چون قانونی نيست مداوم هم نيست."

اما آیا این امکان وجود دارد که ایرانی های مقیم بروند در همین نهادها به صورت داوطلبانه کار کنند و به پناهجویان کمک کنند. همایون در جواب این سوال گفت: "اين نهادهایی که دولت تاسيس کرده است، مثل هر تشکيلات اداری ديگر کارمند و دفتر و دستک دارند و برای کارهايی که افراد غيرسازمانی برای پناهجويان انجام مي دهند، دستمزد پرداخت می‌کنند، مثل مترجم‌هایی که وقتی نياز دارند، خبر مي دهند. در واقع مثل هر اداره و نهاد دولتی در استراليا درها برای فعاليت داوطلبانه باز است و در مواردی که برنامه‌ای دارند، داوطلبان می آیند و کمک می‌کنند که ايرانی‌ها هم جزو همين داوطلبان هستند ولی لزوما موضوع کار داوطلبی، ربطی به پناهجويان ايرانی نداره."

به گفته همایون، "چند بار کانون‌های ايرانيان سعی کردند کار بيشتری از جنبه همدردی با پناهجويان انجام بدهند ولی چون کاری از دست شان برنمی‌آمد، موضوع در حد گردهمايی و شام خوردن خلاصه شد. اين کار هم باز به دليل محدوديت‌های بودجه‌ای و مشارکت کمتر خود پناهجويان از دو هفته يکبار به ماهی يکبار و الان هر از چندی يکبار تغيير کرده است."

اما آینده این روند به کجا می‌انجامد ؟ منظورم وضعیت پناهجویان ایرانی و پرونده شان است. همایون می گوید: "دولت استراليا به دليل تجربه طولانی که در مورد پناهجويان قايقی دارد - موضوع به جنگ جهانی دوم برمی‌گردد-، همه راه‌های قانونی برای کمک را مسدود کرده و تنها کاری که الان انجام مي شود، شکايت‌های وکلای حقوق بشری از دولت در موارد خاص است که معمولا هم به جايی هم نمی‌رسد، چون دولت استراليا در موارد بسياری، برداشت خودش از قوانين بين‌المللی را مبنای عمل قرار داده و جوابگوی ديگران نیست. در حال حاضر هم همین که اعلام می کند پناهجويان از نظر بهداشت و خورد و خوراک کمبودی ندارند، فشار بين‌المللی رو به حداقل رسانده. الان همه آن چيزی که پناهجويان را خسته، افسرده و خشمگين می‌کنه، بلاتکليفی آن‌هاست که در شهر يا اردوگاه باشند، تفاوت چندانی با هم ندارد." داستان فرودگاه بالی ادامه دارد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}