فرشته قاضی

فرشته قاضی روزنامه نگاری است که سال 83 به دلیل فعالیت مطبوعاتی‌اش دستگیر شده است. او غیر از تجربه دستگیری،  گزارشهای زیادی درباره زندانیان عقیدتی نوشته است. صدای خانواده‌های روزنامه نگاران زندانی را شنیده و در مواردی با زندانیانی که به مرخصی آمده‌اند، گفت وگو کرده است. انچه در زیر می‌خوانید یادداشتی است که این روزنامه نگار پس از شنیدن ادعای محمد جواد ظریف مبنی  بر این که هیچ کس به خاطر عقیده‌اش در ایران به زندان نمی‌رود، برای ایران‌وایر نوشته است.

ادعای محمدجواد ظریف در مصاحبه با شبکه پی بی اس نه منصفانه بود نه دیپلماتیک، نشانی از هوش و نبوغ او در عرصه دیپلماسی نداشت و بار همه مشکلات حقوق بشری جمهوری اسلامی را متوجه او و دروغی کرد که آگاهانه بیان کرده. قطعا وزیر امور خارجه و مسول تیم مذاکره کننده هسته ای ایران فی البداهه چنین دروغی برزبان نیاورده و پیش از هر سفری به نیویورک و پیش از هر مواجهه ای با خبرنگاران به خوبی می داند که در معرض چنین سوالاتی قرار خواهد گرفت.

او آگاهانه دروغ گفت و موج نارضایتی ها و انتقادها، او را به سمتی سوق داد که در جایگاه مدعی این بار در توجیه یا توضیح دروغی که چون آب جاری شده قابل جمع نیست، ادعاهایش را متوجه خبرنگاری کند -جیسون رضائیان- که بیش از ۹ ماه است در زندان به سر می برد و هنوز در هیج دادگاهی محاکمه نشده و حکمی برای او صادر نشده است.

دیپلماتی که اینقدر باهوش نیست که حداقل از توجیه همکاران اش در دولت در داخل کشور یعنی تفکیک قوا سخن بگوید و به دروغی متوسل می شود که پیش از او از زبان محمود احمدی نژادی ها و محمدجواد لاریجانی ها در مصاحبه با رسانه های بین المللی شنیده می شد. اما من بارمسولیت این دروغ را تنها متوجه او نمی دانم بلکه معتقدم این رویکرد دولتی است که رئیس اش با شعار آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر رای مردم را کسب کرد و  تنها با گذشت یک سال از پیروزی در انتخابات و روی کار آمدن اش به شبکه سی ان ان گفت که فکر نمی کند "فردی به خاطر روزنامه‌نگاری یا فعالیت رسانه‌ای دستگیر شده باشد”.

دولتی که با شعار برچیده شدن فضای امنیتی روی کار آمد و اما ریحانه طباطبایی ها، مهسا امرابادی ها و مرضیه رسولی ها، برخلاف قانون از حق کار و امنیت فکری در همین دولت محروم شده اند. دولتی که رئیس اش جایگاه ریاست جمهوری را در سطح وزیر امور خارجه چنان پایین آورده که انگار نه نسبتی با سیاست داخلی کشور دارد و نه وظیفه ای جز انکار .

شنیدن سخنان محمدجواد ظریف نه تنها مرا به اتاق بازجویی بازداشتگاه مخفی خیابان کتابی برد و پرینت های گزارش ها و مصاحبه هایم در سالهای مختلف کاری ام که حالا دیگر شده بود ابزار جرم من، که مرا به دهه ۶۰ کشاند و یاد همه زندانیان سیاسی و عقیدتی که کشته شدند و خاوران  نماد آنهاست و زندان های همه این سالها که پر و خالی شده اند از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی و فعالان سایر حوزه ها، زندانیان سیاسی .. و صدای مادران، پدران. فرزندان و همسران و دیگر اعضای خانواده های روزنامه نگاران زندانی، زندانیان سیاسی و عقیدتی و همه انهایی که به خاطر عقیده یا فعالیت حرفه ای خود کشته شدند، اعدام شدند، زندانی شدند، از همه حقوق قانونی و انسانی خود محروم شدند و همچنان زندگی را پشت دیوارهای بلند و سرد سپری می کنند، احمد زیدآبادی ها، مسعود باستانی ها، عبدالفتاح سلطانی ها ، محمد سیف زاده‌ها، بهاره هدایت ها و صدها زندانی سیاسی دیگر .. صدای همه کسانی که می پرسند اگر زندانی سیاسی یا عقیدتی نداریم چرا وعده آزادی شان را دادید و بر مسند قدرت نشستید؟

حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران تنها وظیفه اش مذاکره هسته ای و دیپلماسی نیست و سیاست داخلی و نظارت بر اجرای صحیح قانون اساسی از اصلی ترین وظایف اوست . او وظیفه دارد در قبال نقض قانون اساسی از سوی سایر قوا رسما تذکر قانون اساسی بدهد. این حداقل کاری است که می تواند در قبال نقض حقوق قانونی صدها زندانی سیاسی انجام دهد اما تنها از همین زاویه هم نگاه کنیم می بینیم کارنامه حسن روحانی در عرصه دیپلماسی هرچقدر که درخشان باشد در عرصه سیاست داخلی و اجرای قانون اساسی به همان میزان تاریک است و تنها رویکرد شان تاکنون انکار بوده چه او به عنوان رئیس جمهور ایران بر روی صندلی و رو به دوربین رسانه های بین المللی نشسته باشد وچه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه اش ..

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}