دكتر ناهيد مطيع

كارشناس مسائل زنان وخانواده

 

به تازگى ايران واير كليب هاي دوازدهگانه اي به نام مستند آزادي يواشكي منتشر كرده است كه در آن سعي شده است كه چگونگي پيدايش اين صحفه و نگرش گرداننده آن نمايش داده شود. از آنجا كه در ابتداي هر كليپ، بيننده تشويق مي شود كه خود نيز در ساختن اين برنامه مشاركت كند، در اين نوشته قصد دارم  مروري بر اين برنامه داشته باشم و به چند نكته مهم اشاره كنم.

در اين كليب ها مي بينيم كه مسيح علي نژاد كيست ، در چه خانواده اي متولد شده و چگونه بعد از حوادث مختلفي در زندگي اش ناگريز به مهاجرت شد و توانست صحفه "آزادي يواشكي را به محلي براي شنيده شدن صداي زنان ايراني وتشويق ايشان براي اينكه حجاب شان را يواشكي بر ندارند و آزادانه آنطور كه دلشان مي خواهد، زندگي كنند" درآمد

 اين مستند بيشتر نوعي بيوگرافي از گرداننده اين صحفه را نشان مي دهد كه بسيار ماهرانه ساخته شده است.   در يك قسمت حتي بيننده را به بخشي از گذشته مسيح ميبرد كه با شركت اعضاي خانواده و جالبتر از همه خود او-البته به همت كمك از فتوشاپ و تكنيك هاي جديد فيلمسازي- اجرا مي شود. اما موضوع بحث من اين نيست كه چرا اين كليپ نام گذارى غلطي دارد بلكه قصد دارم به پيام اين صحفه و عنوانش كه مورد بيشترين انتقاد قرار گرفته است ،بپردازم.

اگر نگاهي به تاريخ سياسي ايران بياندازيم خواهيم ديد كه چگونه مردم توانسته اند با وجود حكومت هاي جبار و تماميت خواه به حيات خود ادامه دهند. و از طريق اين تجارب تاريخي كه البته به قيمت گراني بدست آمده است، تداوم زندگي برايشان امكانپذير شده است.

اولين شكل اين راهكارها فاصله گرفتن از كدهاي حكومتي و روشهاي ديكته شده زيستن از سوي حكومت هاست.

به همين دليل است كه پس از اجباري شدن حجاب و الزام به رعايت آن در فضاي عمومي، مردمي كه بدان اعتقاد نداشتند براي فرار از اين كد هاي الزام آور در فضاي عمومي ، آنرا درون حوزه هاي خصوصي خود به رسميت نشناخته و به زندگي عادي خود ادامه دادند كه در آن زنان إلزامي به حفظ يا عدم حفظ حجاب نداشته و هر كس اختيار پوشش خودش را داشت. خانم علي نژاد اما متاسفانه نحوه زيست و سبك زندگي خود را -كه با روسري هم مي خوابيديم -به همه زنان تسري مي دهد و تصورش اين است كه همه زنان "يواشكي " حجاب را رعايت نمي كنند. فرق است بين اينكه كسي در فضاي خصوصي هم ملزم به پوشش موي خود باشد يا در فضاي عمومي منع شده باشد. اين نكته وقتي مهمتر مي شود كه رسانه هاي مسلط يا مين استريم هم به اين تصور قالبي و منطق دو تايي دامن زده اند كه  زنان ايراني يا زناني هستند كه با پوشش چادر از جمهوري اسلامي حمايت مي كنند يا زناني هستند كه زيربار تحمل حجاب اجباري رفته اند و قرباني آن شده اند.

نكته بعدي واكنش زنان به اجباري شدن حجاب و رعايت آن در فضاي عمومي است. مسىله اي كه هنوز به صورت يك معضل عمده حكومتي باقي مانده است.در اينجا بهتر است تاكيد كنم كه صداي اعتراض زنان به حجاب اجباري از خيلي وقت پيش از بوجود آمدن اين صحفه در آمده بود. اين اعتراض در تظاهرات گسترده زنان به اجباري كردن حجاب در سالهاي اول انقلاب اسلامي نمود پيدا كرد كه با سركوب شديد ايشان و سياست"ياروسري يا توسري"همراه شد. بدين ترتيب سياست حجاب اجباري و قانوني و عمومي كردن آن پياده شد، اما در تمامي اين چهاردهه موضوع حجاب زنان همواره همچون مسيله اي لاينحل در جمهوري اسلامي باقي ماند.زيرا پوشاندن زنان آنگونه كه حكومت مي خواست هرگز محقق نشد و زنان در طي اين دوران با انواع و أقسام مجازات ها همچون بريده شدن لب هاي ماتيك زده و فروبردن دستهاي لاك زده در كيسه پراز سوسك در أوائل انقلاب تا تحقير و توهين، زنداني شدن، اخراج از كار، جريمه شدن و تعهد گرفتن تا اين أواخر مواجه شده ولي بدحجابي ادامه يافته است.

نكته ديگر اينكه توجه كنيم سياست حجاب اجباري و مجازات بدحجابي به اضافه ساير اعمال جابرانه حكومتي آنقدر ناموفق بوده است كه بسياري از زنان خانواده هاي مذهبي و حتي حكومتي كه پيش از اين خودخواسته چادر را انتخاب كرده بودند، آنرا كنار گذاشته و به عبارت ديگر به خيل بد حجاب ها پيوستند.يعني چادر كه يك ارزش و هنجارحكومتي و مردسالارانه مذهبي شناخته ميشد، حال به خاطرهمين عدم پذيرش زنان و مردان همراه شان از لإيه هاي دروني جامعه به يك ضد ارزش تبديل شده است.

و بالاخره بايد گفت مبارزه زنان با حجاب اجباري بسيار هوشمندانه و علني شروع شده و ادامه يافته است. تا جايي كه مدتهاست  مواجهه با آنچه حكومت انرا " بدحجابي، بي عفتي و تهاجم فرهنگي" مي نامد، بيشتر بصورت يك بازي سياسي درآمده است تا مقابله واقعي. به عبارت ديگر حكومت گاه براي موجه جلوه دادن خود از همين زنان بدحجاب كمك گرفته است. به همين ترتيب است كه بگير و ببندهاي زنان به خاطر بدحجابي به صورت تقابل و نمايش قدرت طلبي ميان گروه هاي سياسي درآمده است. جالبتر اينكه گاهى همين گروه هاي قدرت طلب كه همواره پرچمدار و چماق بدست مبارزه با بدحجابي بوده اند در اوقاتي مثل انتخابات از همين زناني كه پوشش حكومتي ندارند استفاده ابزاري مي كنند تا خود را موجه جلوه دهند.

پايان سخن اينكه راه اندازي صحفاتي چون "آزادي يواشكي" و تلاش براي ترويج امر شخصي بودن پوششش بسيار قابل تقدير است اما بايد توجه داشت كه اولا تغير اجتماعي فقط با انتخاب هاي شخصي ما حاصل نمي شود. بدون سازماندهي و پشتوانه قوي اجتماعي نمي توان با حجاب اجباري مقابله كرد. ثانيا موضوع حجاب و مبارزه زنان با آن در ايران -همانند بسياري ديگر از مسائل اجتماعي واقتصادي -در منطق دو قطبي روسري سر كردن يا نكردن نمي گنجند و به قولي هزار نكته باريك تر از مو اينجاست.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}