توپ سیاست، بالای تور والیبال!

 فروزان دارابى، شهروند خبرنگار، لواسان

دیگر حالا هر اتفاقی در ایران می تواند سرچشمه یک دعوای سیاسی بین دو جناح چپ و راست باشد. مثلا یک روز بحران کم آبی و سخنرانی رییس جمهور، بعد تشییع پیکر 175 غواص و حالا هم داستان بازی والیبال بین ایران و امریکا. اصلا بعید نیست که همین فردا دعوای سیاسی دیگری برسر کوچکترین عامل اجتماعی اتفاق بیافتد! بازی والیبال ایران و امریکا بهانه دیگری بود که انصار حزب الله در روز چهارشنبه هفته گذشته با حضور مقابل وزارت ورزش بیانیه ای بنویسند و در آن عزل «شهین دخت ملاوردی» معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده را خواستار شوند. هرچند بعد از قرائت آن بیانیه، یکی از میان جمع فریاد کشید که «اگر روحانی هم برکنارش نکند، خودمان او را می کشیم!»

****
قرار نبود هیچ زنی وارد ورزشگاه شود. اما به محض پایان بازی، عکس هایی روی سایت های خبری و شبکه های اجتماعی داخل ایران نشست که خبر از حضور چند خانم در ورزشگاه دوازده هزار نفری را می داد. هنوز خبرنگاران خانمی که می خواستند آی دی کارت ورود به سالن خود را از حراست ورزشگاه بگیرند، فریاد مدیرحراست در گوش شان بود که می گفت: «به بچه آدم یک بار می گویند! هیچ خانمی وارد ورزشگاه نمی شود...» آی دی کارت خانم ها به نظر باطل شده می رسید، اما خبرنگارانی که در ورزشگاه بودند، با سه خانم خبرنگار در جایگاه روبرو شدند. سرشناس ترین آنها خانم شفیعی، گوینده اخبار سیاسی شبکه خبر صدا و سیمای ایران و همسر «داود عابدی» بود. به هیچ کسی هم جواب روشنی در مورد این که چگونه توانسته آی دی کارت بازی را از حراست بگیرد و اصلا چرا به ورزشگاه آمده نمی داد. دومی سردبیر یکی از برنامه های اجتماعی رادیوهای جوان و ورزش و سومی هم خانم محمدی از خبرنگاران ایسکانیوز. انگار هر سه نفر از قبل توجیه شده بودند که حق اظهارنظر، واکنش و صحبت با همکاران شان را هم در جریان بازی ندارند.
گروه دوم خانم هایی که در آزادی جلب توجه می کردند، نمایندگان فدراسیون والیبال بودند که در ضلح شمالی ورزشگاه و کنار زمین بازی نشسته بودند. گروهی که به نظر می رسید وظیفه آنالیز بازی را دارند، اما در اصل، تماشاگر تماشاگران بازی بودند! گروه سوم اما صدای اعتراض دختران و بانوان ایرانی را به آسمان برد. تماشاگران معدودی که در ورزشگاه نشسته و با پرچم ایران، برای هر امتیازی که به حساب ایران واریز می شد، فریاد می کشیدند!

خیلی زود خبرآنلاین مدعی شد که اینها کارمندان سفارت ایتالیا هستند، اما همین سایت خبری که تاحدودی زیر نظر وزارت ارشاد هم اداره می شود در گزارشی اصلاحی که ساعاتی پس از پایان مسابقه منتشر شد، چنین نوشت: « آقای ایرانی و خانمی که خارجی بود ، یک دختر نوجوان و البته یک دختر خردسال که به همراه داشتند. آنها بعد از بازی درحال ترک ورزشگاه بودند که با سئوال خبرنگار ما روبرو شدند. پدر خانواده به دلیل حساسیت هایی که بود ، تمایلی به گفت و گو نداشت و گفت:«ما هم مثل بقیه مردم وارد ورزشگاه شدیم.» اما آنها از معدود خانواده هایی بودند که به ورزشگاه آمدند. او در این باره می گوید:« همسرم نمی تواند فارسی صحبت کند. خانواده من با پاسپورت های ایرانی نیامدند. همسرم اتباع ایران نیست و دخترم هم تابعیت دوگانه دارد. غیر از ما خانواده های دیگری هم بودند که به همین شکل وارد ورزشگاه شده بودند. فکر کنم ورود خانواده های خارجی به ورزشگاه بدون مانع بوده است.»
فدراسیون والیبال برای نگه داشتن آخرین شانس های خود برای کسب میزبانی دوباره لیگ جهانی والیبال، موفق شد کمترین امتیازات ممکن را از حکومت بگیرد. یعنی نشاندن نمایشی سه گروه خانم ایرانی در نقاط مختلف ورزشگاه. سه خبرنگار مورد اطمینانش در جایگاه خبرنگاران، یک گروه (که مثلا آنالیزورهای فدراسیون والیبال هستند) در کنار زمین و جمعیتی قلیل از تماشاگران دختر و خانم در جایگاه خبرنگاران. فدراسیون والیبال می دانست که با باز کردن درهای ورزشگاه به روی بانوانی که همراه تیم میهمان وارد ورزشگاه شده اند هم می تواند شانس خود را زنده نگه دارد، اما کدام خانم امریکایی یا اصلا کدام شهروند امریکایی؟ امریکا در ایران سفارت ندارد و البته شهروندانش گاه و بیگاه یا ناپدید می شوند و یا به جرم جاسوسی دستگیر! پس در نامه ای به دو سفارت دوست و همراه، یعنی روسیه و ایتالیا به سفرای این دو کشور اطلاع داد که تعدادی بلیط در جایگاه های خانوادگی ورزشگاه آزادی برای شهروندان این کشور که تابعیتی دوگانه از ایران را هم داشته باشند موجود است! دو خانواده ایرانی-ایتالیایی، بخشی از کارمندان سفارت ایتالیا و یک خانواده ایرانی- روسی به همین سادگی موفق شدند صاحب بلیط بازی ایران و امریکا می شوند. اتفاقی که البته با واکنش های تندی از سوی کاربران ایرانی در فضای مجازی همراه بود. درهای ورزشگاه های ایران فقط به روی بانوان ایرانی باید بسته بماند؟

واکنش ها فقط به  کاربران عام خلاصه نشد. شهین دخت ملاوردی که پیش از این هم با اظهارنظرهای تند خود در مورد عدم حضور زنان در کابینه روحانی و یا اعتراض به قانون کفالت فرزند توسط پدر و همچنین ورود زنان به ورزشگاه ها اعتراض هایی بحث برانگیز داشت، این بار بدون هراس از تهدیدات اخیر انضار حزب الله (که حتی عملا او را به مرگ تهدید کرده بودند) در صفحه فیسبوک خود چنین نوشت: «ضمن ادای احترام به رأی و نظر مراجع عظام، در این مدت تمام تلاشمان بر این بود و هست تا این موضوع به مسئله و هزینه‌ای برای کشور تبدیل نشود و با رعایت تمامی جوانب و ملاحظات شرعی و عرفی و قانونی ضمن احترام و توجه به دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های بخشی از جامعه، به خواسته و مطالبه مشروع بخشی دیگر از جامعه هم پاسخ داده شود.» معاون رییس جمهور در امور زنان در بخشی از متن خود، باز هم از والیبال به عنوان یک فرصت اعتراض مدنی استفاده کرده و می نویسد: «بالاخره این موضوع در صدر منکرات جای گرفت، غافل از آنکه به راحتی از کنار منکرات بزرگ‌تر عبور می‌کنیم و سرمان را یواشکی برمی‌گردانیم تا مبادا خطی بر وجدانمان بیافتد: زندگی ۵۰۰۰ زن کارتن خواب در تهران، آمار ۹ درصدی معتادان زن از کل معتادان که در ۵ سال اخیر دو برابر شده است، آمار ۳۲ درصدی مرگ‌ومیر زنان ناشی از اعتیاد، رواج افسردگی و رسیدن سن اعتیاد به ۱۳ سال در بین دختران و تغییر الگوی مصرف آنها از مواد سنتی به مواد صنعتی و روانگردان که منجر به لذت و هیجان و شادی کاذب می‌شود، وجود دو میلیون کودک کار در کشور و... قله‌ای از کوه یخی است. همزمان خبر تجاوز گروهی ۶ مرد معتاد زیر پلی به دختر ۱۱ ساله‌ای که کودک کار است هم منتشر شد. خبری که در هیاهوهای اخیر گم شد و دریغ از واکنشی کوچک به این عمل شنیع و غیر انسانی که به فرموده مولای متقیان از شنیدن آن انسان اگر بمیرد رواست.» او در بخش پایانی نامه سرگشاده اش که در یک فضای مجازی در دسترس عموم قرار گرفته هم طعنه ای به همان انضار حزب الله می زند و می نویسد: «جماعت مقدس‌نما و مدعی دیانتی که با صدور اطلاعیه پشت اطلاعیه و خط‌ و نشان کشیدن‌های پی‌درپی از زلزله به پا کردن در روز مسابقه و برخورد خونین تا قبیح‌ترین و مشمئزکننده‌ترین اهانت‌ها و توهین‌ها که لایق خودشان بود، زنان و دختران پاکدامن و عفیف این سرزمین را خطاب قرار دادند. کسانی که نام یاران خدا را بر خود نهاده‌اند به رغم توصیه دیگران به حیا، برای نهی از یک منکر ده‌ها منکر دیگر مرتکب شدند، الفاظی که قلم از یادآوری و نوشتن آن شرمسار است و مصداق بارز چندین عنوان مجرمانه در قوانین جمهوری اسلامی ایران است. اگر روزی زنان و دختران عزیزمان این جماعت را ببخشند بی‌تردید فراموششان نخواهند کرد و در حافظه تاریخی خود این روزها را به یاد خواهند سپرد.»

شاید بتوان به ادعای یکی از نزدیکان دولت هم توجه کرد که مدعی می شود خانم ملاوردی با توجه به این که فاصله چندانی با کنار رفتن از کابینه دولت روحانی ندارد، سعی دارد از خود یک قهرمان ملی میان زنان ایرانی بسازد.

باید منتظر فضای سیاست زده ورزش و والیبال ایران، در بازی دوم مقابل امریکا بود. آن چه مسلم است تصاویر بانوانی که در ورزشگاه حضور داشتند، خیلی زود به دست «آری گاراسا» رییس فدراسیون جهانی والیبال و یکی از فعالان حقوق بشر در امور ورزش و بانوان خواهد رسید، اما باور این که رییس فدراسیون جهانی والیبال غرق در بازی فدراسیون و دولت ایران شود چندان ساده نیست!
 
 
 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}