ملودی خاچاطوریان، شهروند خبرنگار

 

«علی رهبری»، رهبر ارکستر سمفونیک تهران بعد از خروج از ایران در نامه ای سرگشاده به خبرنگاران، از دلایل و کسانی گفت که در یک سال گذشته با ایستادن در مقابل ارکستر سمفونیک تهران نگذاشتند تا این ارکستر بعد از سال ها به ثبات برسد.

او در این نامه از چهار نفر نام می برد که پشت پرده معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و «مرکز موسیقی» به خاطرمنافع شخصی، مانع هر گونه تغییر در فضای موسیقی می شوند؛ «بهرام جمالی»، «جمال مشفق»، «حمیدرضا نوربخش» و «تهمورث پورناظری». نام این چهار نفر در یک سال گذشته بارها در محافل غیر رسمی و پشت پرده موسیقی و هنری شنیده شده است. نفوذ بیش از اندازه آن ها بر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سبب شده وضعیت موسیقی به طور عام و ارکستر سمفونیک به طور خاص به جایی برسد که در نهایت بعد از یک سال، به نقطه صفر دوران گذشته، یعنی تعطیلی برسد.

ماجرای ارکستر سمفونیک تهران مانند تیم ملی فوتبال ایران شده است. این ارکستر که در دوران محمود احمدی نژاد به بهانه های مالی تعطیل شده بود، درست یک سال پیش در اسفند 93 با معرفی علی رهبری، آهنگ ساز سرشناس ایرانی مقیم اتریش به عنوان رهبر این ارکستر، اعلام شد که به وعده رییس جمهور برای بازگشایی ارکسترها عمل می شود.

به دنبال ورود رهبری به ایران، او در نخستین اقدام خود سمفونی 9 بتهوون را در کم تر از سه هفته با جمع آوری نوازندگان این ارکستر آماده و اجرا کرد. رهبری با پشتوانه قول مسوولانی که با وی برای بازگشایی این ارکستر صحبت کرده بودند، تلاش کرد تا وضعیت نوازندگان این ارکستر را سر و سامان بدهد و وعده داد تا حقوق های معوقه را پرداخت کند.

اما این اول مشکلاتی بود که رهبری با آن ها رو به رو شد؛ مشکلاتی که چند بار او را به سمت استعفا پیش برد و هر بار با وعده معاون هنری و وزیر ارشاد بازگشت و سعی کرد کار را از سر بگیرد.

رهبری در یک سال گذشته با مشکلات زیادی از اعتراض برخی از نوازندگان ارکستر سمفونیک بابت سخت گیری که در اجرا داشت تا مقاومت در مقابل حذف نوازندگان زن ارکستر ایستاد. اما در نهایت استعفای خود را به معاون هنری و وزیر ارشاد ارایه داد و اعلام کرد که با وضعیت فعلی و کارشکنی برخی از نزدیکان معاون هنری و مرکز موسیقی، هیچ کاری برای ارکستر سمفونیک نمی تواند انجام بدهد.

این استعفا هرچند از سوی وزیر ارشاد پذیرفت نشد اما مانع رفتن رهبری نشد و او در نهایت روز یک شنبه 16 مهر ماه بعد از ترک ایران به مقصد وین، نامه ای بلند منتشر و دلایل استعفایش را برشمرد.  این در حالی است که در یک سال گذشته بارها گفته بود کسی نمی تواند باعث رفتن او بشود و استعفا نخواهد داد؛ اتفاقی که سرانجام رخ داد و پدرخوانده ها و چهره های پشت پرده قول او را شکستند.

رهبری در این نامه خطاب به هم وطنان هنردوست خود، نوازندگان ارکستر و دوستانش نوشته است:«برای این‏جانب، بعد از ۴۰ سال  فعالیت هنری در کشورهای مختلف، افتخار بزرگی بود تا در طول ۱۲ ماه، دوباره در مملکت خودم در خدمت شما باشم. 12 ماهی که ما همگی موفق شدیم با وجود مشکلات فراوان، مانند اغلب کشورهای پیشرفته دنیا، برنامه ای سالانه چاپ کرده و آن را عملی کنیم. از نظر هنری، ما در روی صحنه به همه ثابت کردیم که در ایران هم امکان کار حرفه ای با کیفیت بالا وجود دارد و شما عزیزان آن را با نظمی بی نظیر تحسین برانگیز به اجرا درآوردید. ولی متاسفانه وابستگی ارکستر به "بنیاد رودکی" و گردانندگانش، همواره مانعی برای ادامه کار و پیشرفت بود؛ بنیادی که مدیرعامل و همراهانش نه تنها کم ترین تجربه ای در زمینه مدیریت ارکستر نداشتند بلکه با سوء مدیریت و در نتیجه بی نظمی و بی بندوباری های فراوان اداری، روزانه با ایجاد مشکلات متعدد، آرامش را از مجموعه ارکستر سمفونیک تهران سلب کردند و به غیر از ایجاد تشویش، هیچ زمینه ای برای ایجاد بستری مناسب برای فعالیت هنری فراهم نکردند. هنوز هم با گذشت ۱۲ ماه، هیچ قدمی در مورد اداره یک ارکستر ۷۵ نفری  برنداشته اند.»

او علت را به گردن شورای ارکستر سمفونیک انداخته و چهار نفری که باعث عقب گرد ارکستر سمفونیک شده اند.  «بهرام جمالی» که در رتبه نخست فهرست رهبری قرار دارد، از سال 92 مدیرعامل بنیاد رودکی شده است. این بنیاد در سال 82 با هدف ایجاد بستر فعالیت های حرفه ای هنری و ادبی و توسعه فضاهای فرهنگی-هنری تاسیس شد؛ وظیفه ای که در زمان جمالی تبدیل به کاسبی شده است. او که مدیریت تالارهای «وحدت»، «رودکی» و «برج آزادی» را در دست دارد، در دو سال گذشته این فضاها را به بنگاه های درآمدزا تبدیل کرده است؛ بنگاه هایی که فضای هنری را به ازای قیمت گزافی اجاره می دهند. در حال حاضر هر گروه تاتری یا موسیقی که بخواهد به صورت مستقل در تالار وحدت اجرا داشته باشد، باید مانند سایر نهادها و بنیادها، این سالن را اجاره کند. اجاره شبی 3 تا 6 میلیون است. گروه اگر چک روز قابل نقد کل اجرا را پیش پرداخت نکند، نمی تواند وارد تالار وحدت شود. این ماجرا برای تالارهای «حافظ»، «فردوسی» و برج آزادی هم صادق است. تنها تفاوت، میزان اجاره آن سالن ها است. این اجاره البته فراتر از مبلغی است که برای استفاده از فضاهای تالار وحدت در اختیار بنیاد قرار می گیرد. این موضوع باعث شده تا بسیاری تالار وحدت را با تالار عروسی خصوصی مقایسه کنند.

در کنار جمالی، نام تهمورث پورناظری در نامه رهبری به چشم می خورد. رهبری او را چنین توصیف می کند:«مشاور هنری و گرداننده تمام برنامه های پشت پرده. تهمورث پورناظری، نوازنده متوسط تنبور و کاملا ناآشنا و دور از فضای ارکستر سمفونیک، شخصی است که در تلاش برای به انحصار درآوردن ارکستر سمفونیک تحت سلطه شرکت هنری خودش است.»

نکته ای که رهبری به آن اشاره می کند، موضوعی است که مدتی است صدای خیلی از اهالی موسیقی را در آورده است. پورناظری در چند سال گذشته با گروه کوچک «شمس» که توسط پدر و برادرش راه اندازی شده بود، سعی کرد وارد جریان هنری شود؛ تلاشی که سرانجام در همراهی او با «همایون شجریان»، باعث شهرت بیش تر او شد که قصد داشت از ایران مهاجرت کند. او که با تجربه چند کنسرت و چندین برنامه جنجالی یک باره اوج گرفت، در کم ترین زمانی وارد جریان هایی موسیقی شد. او در این دوره از جشنواره نیز بخش بین الملل را در دست گرفت و تلاش کرد با سر و صدای زیاد، گروه هایی را به این جشنواره بیاورد. اما در نهایت نیز جشنواره با ممانعت «شجاعت حسین خان» به ایران و اجرای چند نوازنده نه چندان سرشناس و درجه چندم موسیقی جهان برگزار شد.

اما «حمیدرضا نوربخش» را رهبری خواننده متوسط توصیف کرده و «رابط اعظم» نامیده است؛ مدیرعامل خانه موسیقی که مدت ها است عملکردش از سوی اهالی موسیقی مورد انتقاد است و پرونده نیمه تمام تعاونی مسکن خانه موسیقی، نقطه سیاه کارنامه او به شمار می رود. نوربخش که چندین سال است از مدیرعاملی خانه موسیقی جدا نمی شود، در حال حاضر باید به خیلی از اهالی موسیقی بابت عملکرد بد و یک سویه خانه موسیقی پاسخ دهد.

اما آخرین فردی که در این فهرست قرار دارد، در حقیقت مهم ترین چهره تصمیمات هنری دو سال اخیر ایران است. جلال مشفق را بسیاری وزیر در سایه هنری می دانند که با اعمال نفوذهای خود، بسیاری از جریانات ضد هنری را هدایت کرده است. او که بیش تر دلال هنری است تا چهره هنری، کم تر در مقابل میکروفن خبرنگاران قرار گرفته اما بسیاری معتقدند که تصمیم نهایی در مورد این که چه کسی بیاید و چه کسی برود را او می گیرد.

او برادر همسر «علی مرادخانی»، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و تنها سمتی که دارد، مشاور معاون هنری است اما همان طور که رهبری می گوید، حرف آخر را او می زند. او به همراه چند نفر از چهره های شناخته شده پشت پرده، معامله های هنری گروهی را تشکیل داده اند که سودهای کلانی را از دلالی آثار هنری به حساب های بانکی خود واریز می کنند.

حالا با رفتن علی رهبری از ارکستر سمفونیک، مهم ترین ارکستر ایران بار دیگر با چالشی مواجه می شود که ممکن است آن را باز هم به ورطه تعطیلی ببرد؛ چالشی که این بار پدرخوانده های هنری آن را به وجود آورده اند.

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}