ایمان نبوی، شهروند خبرنگار

چند روز بیش تر تا رسیدن عید نوروز باقی نمانده است. این روزها در بیش تر پیاده روهای خیابان های اصلی شهر تهران دست فروشان و مغازه های مختلف همه تلاش خود را می کنند که اجناس بیش تری را به مشتریان شب عید بفروشند. راه های هر کدام برای جلب مشتری هم متفاوت است؛ برخی تخفیف های ویژه می دهند، برخی تکنیک یکی بخر دو تا ببر را اجرا کرده اند و... در این بین، برخی از فروشگاه ها هم اقدام به استخدام «دادزن» ویژه حراج نوروزی کرده اند.

آن ها برای جلب توجه عابران پیاده و مشتریان بازار پر رونق شب عید و اطلاع رسانی درباره قیمت پایین و یا نوع حراج اجناس‎ خود، یک یا چند نفر را به کار گرفته اند تا جلوی مغازه با صدای بسیار بلند داد بزنند و کالاها را معرفی کنند.

«بدو حراجِ»، «حراجِ عیدِ»، «فقط همین امشبه»، «ارزونی این سر بازار» و... .هر داد زن هم بسته به سلیقه و حجم صدا و توانایی خود همین جمله‎ها را با آهنگی متفاوت و سبکی خاص بیان می کند. برخی از آن ها هم فقط و فقط داد می زنند تا تبلیغ کنند. به شکلی که اگر شما آن طرف خیابان باشید، فکر می کنید در محلی که صدا می آید، دعوا شده است و کسی دارد درخواست کمک می کند یا به طرف دیگر دعوا فحش می دهد.

برخی دیگر از این دادزن‌ها هم البته سلیقه بهتری دارند و برای جلب توجه مشتریان، جمله های تبلیغاتی خود را با حالتی ریتمیک مثل شعر و ترانه ولی با صدای خیلی بلند در پیاده روی جلو مغازه فریاد می زنند.

کار این دست از دادزن‎ها نظر بسیاری از عابران را جلب می کند و خیلی از رهگذران وقتی صدای آن ها را می شنوند، برای لحظاتی نظرشان جلب می شود وبرای دیدن کالاهایی که دادزن ها به شیوه خود معرفی می کنند، به نزدیکی آن ها یا جلوی فروشگاهی که تبلیغ می کنند، می روند.

یکی از اصلی ترین خیابان های تهران که می شود در این روزها این دادزن ها را در تعداد بسیار زیاد دید، خیابان «جمهوری»، بعد از تقاطع چهار راه «استانبول» است.

در این قسمت از شهر که از قدیم الایام از مراکز اصلی پاساژها و فروشگا های عرضه لباس بوده است، مغازه های خیابان اصلی در این روزها دادزن استخدام می کنند تا نظر تعداد بیش تری از مشتریانی که برای خرید لباس عید به این جا می آیند را جلب کنند.

شغل این دادزن ها البته سختی ها و آسیب های خودش را دارد. یکی از مغازه های خیابان جمهوری که مغازه همسایه اش حدود یک ماه است دادزن استخدام کرده است، می گوید: «این آقایی که این جا داد می زند، از ساعت 10 صبح تا 9 شب یک نفس مشغول داد و فریاد است و واقعا ما که در این نزدیکی هستیم، از شنیدن صدایش سرسام گرفته ایم. شما فکر کنید یک نفر در هر روز نزدیک به 11 ساعت یک بند کنار گوش‌تان داد بزند.»

اضافه می کند: «حالا ما این قدر اذیت می شویم، نمی دانم خود این فرد چه قدر توان دارد و گلویش چه قدر جان دارد که هر روز این قدر داد و فریاد می کند. ولی ماشاالله هر چه قدر هم فریاد می زند، توانش کم نمی شود. یعنی بعدازظهر و شب ها همان قدر صدایش بلند است که صبح ها در شروع کار.»

خیلی سعی کردم با یکی از همین دادزن ها حرف بزنم اما خودشان خیلی راضی نبودند چون می گفتند وقت کارشان است و نمی توانند زیاد حرف بزنند. اما یکی از آن ها در فاصله کوتاهی بین داد و فریادهایش، در جواب به این سوال که اذیت نمی شوی که هر روز این قدر فریاد می زنی، گفت: «به هر حال، وقتی آدم بی کار باشد و راهی هم جز این برای پول درآوردن نباشد، مجبور است. البته من صدای بلندی دارم و خب چه ایرادی دارد از این صدا پول در بیاوریم.»

از او پرسیدم برای هر روز چه قدر پول می گیری، جواب دقیقی نداد ولی گفت به هر حال بهتر از بی کاری است و در این شب عید مقداری پول دستم را می گیرد.

یکی از فروشنده ها می گفت: «این دادزن ها کارشان که ثابت نیست، یکی دو ماه از سال جایی می ایستند و با این روش مقداری پول جمع می کنند و بعد می روند کار و کاسبی دیگری راه می اندازند. ولی کسانی هم هستند که سال ها است کارشان دادزنی در بازار است.»

صدای چند نفر از این دادزن ها را با گوشی خود ضبط کرده ام که می توانید همین جا گوش کنید.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}