شیراز- بهمن حسنی، شهروند خبرنگار

اگر چه سرنوشت «مرد نی لبکِ» «بهمن محصص» دامنگیرش نشد که گم شود و هنوز در جایش باقی مانده است اما «فرهاد قفل زنِ» «پرویز تناولی» چشم در چشم تآتر شهر، وضعیت خوبی ندارد و دور از ذهن نیست که یک روز مانند خیلی از مجسمه های گم شده تهران، دیگر در جای خود نباشد؛ مجسمه ای که شاید قربانی بعدی دعوای حقوقی پرویز تناولی و شهرداری تهران شود که بخشی از آثار این هنرمند نام آور ایرانی را مصادره کرده است.

فرهاد قفل زن، یکی از مشهورترین مجسمه های پرویز تناولی است که حدود 45 سال پیش و همزمان با افتتاح تآتر شهر، در کنار بنای آن نصب شد. این مجسمه به‌خاطر قدمتی که دارد، به یک خاطره‌ تصویری برای مردمی که هر روز از کنار تآترشهر و پارک دانشجو عبور می‌کنند، به وجود آورده است.

این اثر، یکی از بزرگ ترین مجسمه های طراحی و ساخته شده توسط تناولی در اواخر دهه 40 است که او در آغاز راه مجسمه سازی، از «فرهاد کوهکن» به عنوان نخستین مجسمه ساز تاریخ ایران الهام گرفته بود. در تن این مجسمه قفل‌هایی تعبیه شده است و کلیدی بزرگ که روی دست‌هایش قرار دارد و قرار است قفل های قفس را باز کند که البته در چند سال گذشته تعداد زیادی از آن ها به سرقت رفته اند.

فرهاد قفل زن تنها مجسمه ای که در آماج مجسمه زدایی تندروهای مذهبی و دزدان فرهنگی، در مجموعه تآتر شهر باقی مانده است. او سرنوشت تلخ نی لبک زن را نداشت که سال ها در زیر صحنه تآتر شهر پنهانش کنند؛ مجسمه ای که در حاشیه بازسازی تآتر شهر، سرانجام از آن دخمه تنگ بیرون آمد اما به مکان نامعلومی منتقل شد.
تنها گناه نی لبک زن این بود که بدون هیچ پروایی همه اندامش را به نمایش گذاشته بود؛ گناهی که در چشم تندروهای مذهبی ایران تحریک کننده و محکوم به نابودی بود.

این که این مجسمه کجا است و چه وضعیتی دارد، کسی نمی داند و این که شاید در سال هایی که دیگر از یاد رفته، سر از یک حراجی در آورده باشد هم بعید نیست. اما وضعیت فرهاد قفل زن فرق می کند؛ این مجسمه درست در حاشیه خیابان اصلی تهران، در پر ترددترین گذرراه، یعنی چهارراه «ولی عصر» و در دید دوربین های شهری است و بر پایه سنگی بزرگی قرار گرفته است و دزدیدن آن به راحتی ممکن نیست. پس راهی به جز گم شدن می تواند آن را از حاشیه شهر پاک کند که آن، تخریب و عدم رسیدگی است.

کلید تخریب فرهاد مدت ها پیش خورده شده است؛ رنگ آمیزی غیر اصولی و پتینه کردن در چند سال گذشته آسیب زیادی به این مجسمه برنزی وارد کرده است؛ اتفاقی که صدای تناولی را هم در آورد و گفت:«رنگ کردن اين اثر به خودی خود کار خطايی بود. از اين که اين مجسمه را با رنگ اکريليک طلايی رنگ آميزی کرده اند، ناراحتم. آگاهان و کارشناسان مربوطه می دانند که بهترين راه برای تميزکردن مجسمه برنزی، ساييدن آن است نه رنگ کردن. نمی دانم با چه منطقی اين اثر برنزی را رنگ کردند.»

ساخته شدن بنای «مسجد جامع ولی عصر» در مقابل چشم فرهاد، جدا از آسیب هایی که به تآتر شهر زد، مجسمه را هم با فرسایش مواجه کرد. البته هنوز مسجد افتتاح نشده است اما این بیم وجود دارد که بعد از افتتاح مسجد، تندروهایی که در آن رفت و آمد می کنند، مشکلاتی را برای مجسمه به وجود بیاورند.

یادگارهایی که در این سال ها بر پیکر مجسمه و پایه آن آمده است نیز آسیب دیگری بر مجسمه ای است که در طول این 45 سال یک بار هم به طور جدی مرمت نشده است. به نظر می رسد این مجسمه مانند سایر آثار تناولی در شهرداری تهران به گروگان رفته است. پرویز تناولی در سال 83، بعد از بستن یک قرارداد با شهرداری، 57 اثر خود را در کنار گارگاهش به شهرداری سپرد تا موزه آثارش را به راه بیاندازد. اما با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، راه اندازی موزه متوقف شد و آثار تناولی در یکی از انبارهای شهرداری ماند و چون در حال از بین رفتن بود، تناولی تصمیم گرفت آن ها را بازپس بگیرد. اما بالا رفتن ارزش آثار تناولی در حراج ها باعث شد تا شهرداری از پس دادن آثار خودداری کند و کار این هنرمند صاحب سبک ایرانی با شهرداری به دادگاه حقوقی برسد تا جایی که شهرداری با ماموران خود، بخشی از آثار تناولی را که در کارگاهش بود را به مکانی نامعلوم برده است؛ سرنوشتی که به نظر می رسد دامن فرهاد قفل زن را هم بگیرد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}