گرچه به نظر می‌رسد رفتار محافظه کارانه نشاندهنده هوشمندی افراد در کاهش خطرات پيش روی آن‌ها در زندگی شخصی و امور حرفه‌ای‌ست ولی نتايج مطالعه تازه پژوهشگران فنلاندی در دانشگاه تورکو نشان می‌دهد مردانی که اهل خطر کردن هستند باهوش‌ترند.

پژوهشگران می‌گويند الگوی خطر کردن در ميان مردان با سنين متفاوت يکسان نيست ولی می‌توان گفت در مقايسه ميان يک نوجوان و يک کودک بطور عمومی نوجوانان بيش از کودکان حاضرند دل به دريا بزنند و خطر کنند. از جمله مثال‌هايی که برای اين تفاوت ذکر شده اين است که نوجوانان بيشتر از کودکان دچار بزهکاری می‌شوند زيرا بخشی از تصميم به خطر کردن به شرايط جسمانی افراد بستگی دارد و نوجوانان آمادگی جسمانی بيشتری دارند. از جمله مشخصات جسمانی مناسب برای خطر کردن، رشد نواحی مختلف مغز نيز حائز اهميت است. بنابراين مغز کسانی که خطر می‌کنند از قابليت‌هايی برخوردار است که تا حدود قابل توجهی می‌توانند جنبه‌های بد و خوب تصميم گيری‌شان را در يک ترازو قرار دهند و بر اساس شرايط واقعی برای خطر کردن اقدام کنند.    

پژوهش تازه برای پاسخ به اين سوال انجام شد که مردان 18 و 19 ساله که در ميانه بزرگسالی و کودکی قرار دارند چگونه تصميم می‌گيرند. برای پاسخ به اين سوال تفاوت گستردگی شبکه اعصاب در قشر سفيد مغز آزمايش شوندگان با استفاده از روش تصويربرداری کنشی تشدید مغناطيسی (fMRI) مورد آزمايش قرار گرفت.

قشر سفيد مغز محل قرار گرفتن دسته‌های سلول‌های عصبی روکش‌دار است. خارها يا ضمائم کوتاه اين سلول‌های عصبی که به نام اکسون (Axon) شناخته می‌شوند در اين بخش از مغز با يکديگر اتصال برقرار می‌کنند. اتصال خارهای سلول‌های عصبی با يکديگر باعث انتقال پيام‌های عصبی ميان نيمکره‌های مغز و ارتباط مغز با نخاع می‌شود. طول شبکه عصبی موجود در قشر سفيد مغز به 160 هزار کيلومتر می‌رسد و به دليل وسعت ارتباط سلول‌های عصبی در قشر سفيد مغز اين بخش به عنوان محل شاهراه‌های عصبی نيز شناخته می‌شود.

يکی از موارد آزمايش نوجوانان استفاده از بازی‌های کامپیوتری شبيه سازی رانندگی بود. پژوهشگران فنلاندی می‌گويند در تصويربرداری از مغز آزمايش شوندگان دريافته‌اند که قشر سفيد مغزی نوجوانانی که در آزمون رانندگی قادر بودند بسرعت تصميم بگيرند و از فرصت‌ها استفاده کنند وسيع‌تر از کسانی بود که مردد بودند و محتاطانه رانندگی می‌کردند.

پژوهشگران فنلاندی که طرح جديد را تحت نظارت سازمان مستقل علمی- صنعتی SINTEF انجام داده‌اند می‌گويند بررسی‌های آن‌ها نشان داده نوجوانانی که خطر کردن را انتخاب می‌کنند قدرت يادگيری بالاتری نسبت به نوجوانان محتاط دارند. کنجکاوی در محيط اطراف برای چنين افرادی لذتبخش است و مغز آن‌ها را بيشتر در معرض هورمون‌های با کاربرد مثبت قرار می‌دهد. اثر فراوانی همين مواد شيميايی موثر باعث گسترش شبکه عصبی مغز می‌شود و در نتيجه نوجوانانی که از اين قابليت مغزی برخوردارند باهوش‌تر از ديگران خواهند بود.

در آزمون‌های کامپیوتری رانندگی تعداد دفعات و نوع استفاده نوجوانان از دگمه‌های "حرکت" و " توقف" سنجيده شد. نوجوانانی که در گروه اهل خطر قرار داشتند بيش از گروه محافظه‌کار از دگمه "حرکت" استفاده می‌کردند زيرا با اطمينان کامل معتقد بودند در رقابت برنده می‌شوند. اما نوجوانان محافظه‌کار به دليل سنجش عواقب تصميمات‌شان ترجيح می‌دادند بيشتر از دگمه "توقف" استفاده کنند تا پس از اطمينان از ايمن بودن محيط بازی خودروی خود را حرکت دهند. آنچه در ذهن نوجوانان محافظه‌کار می‌گذشت اين بود که اگر خودروی آن‌ها تصادف کند بعد چه خواهد شد. تصويربرداری مغناطيسی از قشر سفيد مغز نوجوانان محافظه‌کار نشان داد توسعه نيافتگی شبکه ارتباط عصبی در اين نوجوانان بر توانايی‌های يادگيری آن‌ها اثر گذاشته است.

پژوهشگران می‌گويند نتايج مطالعه آن‌ها می‌تواند به والدين، معلمان، مربيان ورزشی و آموزش رانندگی کمک کند تا توانايی‌های نوجوانان را بهتر و زودتر بشناسند و در کسب موقعيت‌های اجتماعی به آن‌ها کمک کنند.

   

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}