تفاوت در پرداخت به کارکنان زن و مرد برای مشاغل يکسان موضوعی‌ست که از دهه 70 ميلادی مورد بحث و اعتراض بوده است اما حالا يک مطالعه تازه از پژوهشگران دانشگاه کنکورديا در کانادا که با هدايت گيتا غياثی انجام شده نشان می‌دهد در حالی که مقالات علمی مهندسان زن در نشريات علمی معتبرتری نسبت به مقالات مهندسان مرد منتشر می‌شود ولی مقالات زنان ارجاعات کمتری نسبت مقالات مردان دريافت می‌کنند.

پژوهشگران می‌گويند بررسی آماری آن‌ها در مورد بيش از 67 هزار مقاله و بيش از 97 هزار پژوهشگر رشته مهندسی که نام آن‌ها بعنوان نويسنده اول در مقالات علمی منتشر شده در فاصله زمانی سال‌های 2008 تا 2013 حاکی از اين است که نويسندگان مرد 80 درصد این مقالات را نوشته‌اند و سهم زنان تنها 20 درصد بوده، ولی از نظر کيفيت، مقالات زنان در نشرياتی منتشر شده که اعتبار علمی بمراتب بالاتری داشته‌اند. با اين همه، مقالات زنان توجه کمتری را به خود جلب کرده‌اند.

استدلالی که در مطالعه تازه بر آن تاکيد شده اين است که اگرچه رشد اقتصادی بر مبنای نوآوری‌های علمی و صنعتی و ارزش مالی حاصل از آن‌ها محاسبه می‌شود اما همين رشد اقتصادی نيز به دليل ناديده گرفتن دستاوردهای علمی زنان از توانايی کامل برخوردار نيست. بر اساس اين مطالعه آنچه پژوهشگران زن در عالم واقع با آن دست به گريبانند وجود سقف شيشه‌ای‌ست که امکان طی مدارج بالاتر و استفاده از توان زنان را از آن‌ها می‌گيرد. گزارش می‌گويد در شرايط فعلی چهار گزينه در مقابل زنانی که در رشته مهندسی سرگرم پژوهش هستند قرار دارد؛ قبول کردن وضع موجود و سازش با آن، رها کردن مشاغل مهندسی و انتخاب مشاغل ديگر در حوزه علم، کنار گذاشتن علم بطور کامل، و يا تلاش برای تغيير ساختارهای فعلی در حوزه علوم.

گزارش از پس تحليل شرايط به اين نتيجه می‌رسد که در چهل سال گذشته تلاش برای تغيير به نتيجه مطلوب نرسيده و وضعيت پژوهشگران زن در سال‌های اخير تفاوت چندانی با دهه هفتاد پيدا نکرده است. آنچه تهيه کنندگان گزارش بعنوان دليل اصلی عدم موفقيت به آن اشاره کرده‌اند اين است که مقالات علمی پژوهشگران زن صرفنظر از محل انتشار مورد توجه قرار نمی‌گيرد و در نتيجه برای تهيه کنندگان اين مقالات اعتبار علمی ايجاد نمی‌کنند.

پژوهشگران دانشگاه کنکورديا در کنار تلاش برای شناسايی مشکل عمومی عدم توجه به مقالات پژوهشگران زن در بخش آسيب شناسی موضوع به اين نکته نيز اشاره می‌کنند که زنان خود در ايجاد مشکل عدم توجه مقصرند. گزارش در اين مورد می‌گويد پژوهشگران زن همانقدر که حاضرند با پژوهشگران مرد در تهيه يک گزارش علمی همکاری کنند حاضر به همکاری با زنان ديگر نيستند. بنابراين در مقايسه تعداد مقالاتی که مردان بصورت گروهی منتشر می‌کنند از تعداد مقالاتی که زنان با يکديگر منتشر کرده‌اند بسيار بيشتر است و اين به استمرار شکاف جنسيتی در علم می‌انجامد.   

نکته قابل توجه ديگری که در گزارش به آن اشاره شده اين است که پژوهشگران زن ترجيح می‌دهند برای انتشار مقاله با متخصصان محلی همکاری کنند و کمتر از مردان تمايل به انتشار مقاله با پژوهشگران بين‌المللی دارند. همين ترجيح شيوه همکاری باعث می‌شود تا توانايی‌های آن‌ها در خارج از محدوده‌ای که در آن فعاليت می‌کنند ناشناخته بماند.

پژوهشگران دانشگاه کنکورديا می‌گويند عليرغم اعتبار علمی مقالات مهندسان زن، ارجاع کمتر به اين مقالات زمينه ساز دريافت پيشنهادهای شغلی کمتر برای زنان شده است و در نتيجه بازار کار همچنان در اختيار مردان است.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}