وقتی دسته کليدتان را جا می‌گذاريد قبل از هر کار ديگری در زمان به عقب برمی‌گرديد و وقايع چند ساعت قبل را مرور می‌کنيد. در همان مرور زمانی محل جا گذاشتن دسته کليد را پيدا می‌کنيد. اما مغز انسان چگونه می‌تواند زمان را چنین فشرده کند؟ اين سوالی‌ست که به نظر می‌رسد پاسخی برای آن پيدا شده. پژوهشگران دانشگاه تگزاس در شهر آستين با انتشار نتايج یک مطالعه تازه که در نشريه عصب منتشر شده می‌گويند سازوکار توانايی مغز برای فشرده سازی و مرور اطلاعات را يافته‌اند. علاوه بر اين، مطالعه آن‌ها می‌تواند نشان دهد مغز چگونه اطلاعات خود را برای پيش بينی شرايط آينده نيز سامان می‌دهد.

پژوهشگران درباره شيوه طبقه بندی اطلاعات در مغز می‌گويند امواج پرسرعت گاما در مغز حافظه وقايعی را که در زمان بسيار نزديک رخ داده‌اند بصورت بسته‌های اطلاعاتی درمی‌آورند و در کنار هم قرار می‌دهند. بنابراين مغز بطور مداوم با اطلاعات جديدی سر و کار پيدا می‌کند که جزئيات آن با شفافيت زياد طبقه بندی شده‌اند. اما وقتی اطلاعات کهنه می‌شوند دسترسی به آن‌ها با استفاده از امواج کم سرعت گاما انجام می‌شود. بنابراين در مقايسه ميان حافظه جديد و قديم و ابزاری به نام موج گاما مرور وقايع نزديک با سرعت نقل و انتقال بمراتب بيشتری نسبت به وقايع قديمی انجام می‌شود.

امواج گامای مغز به امواجی گفته می‌شود که سلول‌های عصبی با استفاده از الگوی نوسانی آن‌ها اطلاعات را از خود عبور می‌دهند. فرکانس امواج گامای مغزی بين 20 تا 100 هرتز است که تحت عنوان امواج پرسرعت، کم سرعت و با سرعت متوسط طبقه بندی می‌شوند. فرکانس امواج با سرعت متوسط 40 هرتز است.  

شيوه فشرده سازی اطلاعات در مغز تا حدودی شبيه به فشرده سازی اطلاعات در کامپيوترهاست گرچه در فشرده سازی حافظه بخشی از جزئیات به دلیل اهمیت کمتر ذخیره نمی‌شوند و در نتيجه در بازگشايی آن‌ها با وضوح کمتری از وقايع روبرو می‌شویم. اطلاعات تازه‌ای که در مغز بسته بندی می‌شوند هنوز واجد جزئيات هستند و همين باعث می‌شود مرور آن‌ها با سرعت بيشتری امکانپذير باشد.

مطالعه جديد که تفاوت در شيوه پردازش اطلاعات را مشخص می‌کند می‌تواند برای کمک به مبتلايان به اسکيزوفرنی مفيد باشد. در اين افراد تشخيص واقعيت و خيال به آسانی صورت نمی‌گيرد. پژوهشگران می‌گويند يکی از دلايلی موثر در تداخل حافظه‌ای مبتلايان به اسکيزوفرنی مربوط به از دست رفتن الگوی نوسانی امواج گاما در مغز چنين بيمارانی‌ست. پژوهشگران دانشگاه مک گيل کانادا در سال 2010 با انتشار گزارشی نشان داده بودند با استفاده از ترکيبات دارويی حاوی بنزوديازپين می‌توان الگوی نوسانی امواج گامای مغزی را بازسازی کرد. يکسال پيش از آن نيز گزارش پژوهشگران دانشگاه تورنتو نشان داده بود هدف گرفتن بخش‌هايی از جمجمه با پرتوهای مغناطيسی می‌تواند در افزايش نوسان امواج گاما در سلول‌های عصبی مغز و در نتيجه بهبود حافظه موثر باشد.

تهیه کنندگان گزارش دانشگاه تگزاس می‌گويند يافته آن‌ها نه تنها در شناخت سازوکار طبقه بندی اطلاعات در مغز موثر است بلکه می‌تواند به مبتلايان طيف گسترده اوتيسم کمک کند تا با محيط اطراف ارتباط کلامی پيدا کنند. علاوه بر اين، اميد به بازيابی حافظه مبتلايان به آلزايمر نيز افزايش می‌يابد.

  

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}