نه تنها جانوران بلکه گياهان نيز بعنوان شکارچی معرفی می‌شوند و معروف‌ترين گياه شکارچی گياهی‌ست که در زبان فارسی به نام علف انبانی معروف است. حالا يک گروه پژوهشی آلمانی در گزارشی تازه‌ای که درباره اين گياه منتشر کرده‌اند می‌گويند سرعت علف انبانی در شکار طعمه خود به اندازه يک چشم برهم زدن است.  

علف انبانی که به زبان علمی با نام Utricularia شناخته می‌شود عضو گروهی از گياهان است که مواد غذايی خود را با خوردن حشرات کوچک تامين می‌کنند. اين گياهان بطور عمومی در خاک‌هايی رشد می‌کنند که ضخامت کمی دارند و از نظر غذايی بعنوان خاک فقير ناميده می‌شود. بنابراين گياهان گوشتخوار با استفاده از قابليت‌های شکار حشرات می‌توانند مواد غذايی مورد نياز خود را به دست بياورند.

پژوهشگران دانشگاه فرايبورگ و موسسه ماکس پلانک در آلمان که نتايج مطالعه جديد را در نشريه علمی سالنمای گياهان منتشر کرده‌اند می‌گويند گياه علف انبانی از نظر مقايسه‌ای سريع‌ترين گياه حشره خوار جهان است. علف انبانی وقتی آماده شکار می‌شود که طعمه با پرزهای حساس لبه داخلی گياه تماس پيدا کند. حشرات کوچک به دليل شهد درون علف انبانی به درون گياه می‌روند. اما بمحض تماس حشره با پرزهای حساس لبه‌های گياه چفت می‌شوند و راه فرار حشره را مسدود می‌کنند. قدم بعدی گياه فرو کشيدن حشره به داخل گياه و هضم آن است.

پژوهشگران در گزارش خود که بر اساس تصويربرداری از شکار علف انبانی انجام شده توضيح می‌دهند که در درون گياه يک چاهک وجود دارد و بمحض حبس حشره در بخش بالايی شهد گياه که باعث جذب حشره شده با سرعت 600 برابر نيروی گرانش زمين به درون چاهک کشيده می‌شود. بنابراين حشره به دام افتاده قبل از انجام هر واکنشی توس گياه بلعيده می‌شود.     

نيروی گرانش زمين نيرويی‌ست که اجسام را با سرعت 9.8 متر بر مجذور ثانيه بطرف مرکز زمين می‌کشاند. اين همان نيرويی‌ست که گاليه در اواخر قرن 16 ميلادی برای اثبات اثر مساوی آن بر تمام اجسام صرفنظر از جرم اجسام گلوله‌های مختلف را از بالای برج پيزا بطرف زمين رها کرد. 300 سال پيش از ميلاد مسيح ارسطو معتقد بود اجسام سنگين‌تر سريع‌تر از اجسام سبک‌تر به زمين می‌رسند. اما گاليه نشان داد اگر مقاومت هوا را حذف کنيم اجسام مختلف با سرعت يکسان به زمين می‌رسند.

پژوهشگران آلمانی می‌گويند ويژگی قابل توجه گياهان گوشتخوار و بخصوص گياه علف انبانی در اين است که سرعت بسته شدن لبه‌های گياه و در اين مورد خاص سرعت مکش شهد نياز به شبکه‌ای از عضلات و سلول‌های عصبی دارد که بتوانند با دريافت پيام حسی از پرزها و ارسال پيام عصبی به عضلات زمينه بسته شدن لبه‌ها را فراهم کنند اما گياه علف انبانی فاقد چنين شبکه‌ای‌ست. بنابراين آنچه در اين حرکت برق آسا رخ می‌دهد ارسال پيام‌ها توسط سلول‌های غيرعصبی‌ست. کارآيی چنين سلول‌هايی برای انجام حرکات سرعتی تاکنون ناشناخته مانده بود.

گزارش در اينباره نيز توضيح می‌دهد که گونه‌هايی از گياه علف انبانی که در مناطق خشک و کم آب قرار دارند از شهد کمتری برخوردارند ولی سازوکار بسته شدن دريچه‌های گياهان مناطق خشک تا حدود زيادی شبيه به روش علف انبانی‌های مناطق مرطوب است. هر دو گروه ابتدا مايعات و شهد را برای جلب توجه حشرات به سطح گياه می‌فرستند و پس از جذب حشره به درون گياه با حرکت سريع آن‌ها را به درون چاهک می‌مکند.

پرزهای حساس در لبه گياه علف انبانی شباهت زيادی به پرزها يا مژک‌های حساس پوسته خارجی بدن حشرات دارند. اما تفاوت عمده ميان پرزها در گياهان و حشرات در اين است که پرزهای حشرات در زير پوسته به شبکه اعصاب محيطی متصل می‌شود در حالی که تاکنون در گياهان شبکه عصبی ديده نشده است.   

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}