من نه سلطنت طلبم، نه از تباری سلطنت طلب آمده ام. با این حال، هر وقت عکس و تصویر تازه‌ای از خاندان سلطنتی ایران می‌‌بینم، خیره می شوم و مات و مبهوت به فکر فرو می روم.

سال‌ها فکر می‌‌کردم این احساس ناشی‌ از نوستالژی است، یا از سرِ علاقه به لباس‌های «فرح دیبا» که به طرزی استثنایی شیک و به روز بودند؛ ولی‌ حالا به این نتیجه رسیده ام که احساس من تنها به دلیل حضور او در آن تصاویر بوده است؛ زنی‌ ایرانی‌ در مقام نماینده ملت ایران که کنار پیشوای کشور می‌‌ایستد، از نظر اجتماعی‌ هم تراز او است و با سران دیگر کشور‌های جهان ملاقات می‌‌کند.

هرچند موقعیت و جایگاه بانوی اولِ هر کشور نمادین و تشریفاتی است اما می‌‌تواند نقش پرنفوذ و قدرتمندی در شکل گیری نگاه میلیون‌ها دختر جوان در آن کشور ایفا کند. همین که بانوی اول در کنار همسرش ظاهر می‌‌شود و کشورِ خود را نمایندگی می‌‌کند، این نگاه را بازتاب می دهد که در هویت یک جامعه، زنان نقشی‌ حیاتی‌ و کلیدی دارند و می‌‌توانند شأن و جایگاه ملی‌ بالایی را به خود اختصاص دهند. 

با وجود تمام تساهل و مدارایی که جمهوری اسلامی گاهی از خود نشان داده، هم‌چنان خلأ بزرگی‌ در مورد زنان وجود دارد. تصاویر دولتیِ 15 سال اخیر که زیاد به نمایش گذاشته شده‌اند، از جمله عکس های محمد خاتمی که عبایی زیبا به تن‌ کرده و در حال خنده است و یا حسن روحانی که در سالن پذیرایی‌ خانه اش مشغول تماشای فوتبال است، هم‌چنان خالی‌ از زنانند.

همسران وقتی‌ از خلوت خانه به زندگی‌ عمومی‌ پا می‌‌گذارند، محتاط و بدون اعتماد به نفس، در لفاف چادر پنهانند، در پس زمینه می‌‌مانند و از هر گونه معنا و یا پژواک عمومی و اجتماعی دریغ می‌‌شوند.

و این چیزی ا‌ست که من برایش ماتم می‌‌گیرم. گاهی با خود فکر می‌‌کنم چه قدر زیبا و ارزشمند است که مصری‌ها دربارهٔ «جیهان سادات»، بیوه «انور سادات» و یا حتی «سوزان مبارک»، همسر «حسنی مبارک» با یک‌دیگر بحث و گفت‌وگو می‌‌کنند. حتی «اسما اسد» نیز که احتمالاً آبروی مجله «وگ» (Vogue) را با انتشار عکسی‌ پیش از یورش خشونت آمیز بشار اسد به شهروندان سوری لکه دار کرد، از جایگاه و اعتباری ملی‌ برخوردار بود.

شاید واقعاً بهتر آن باشد که نسل بعدی دختران، بانوی اولی‌ داشته باشند که حتی شده آماج توهین خود قرار دهند تا این که هیچ بانویی در میا‌‌ن نباشد.

و این چیزی است که وقتی‌ تصاویر فرح دیبا را در مقام بانوی اول ایران می‌‌بینم، من را به فکر فرو می‌‌برد و حتی مایه سربلندی و مباهاتم می‌‌شود. من چندان دل‌مشغول او به عنوان شهبانوی ایران، یا همسر محمدرضا پهلوی نیستم بلکه بیش‌تر به جایگاه تاریخی او برای زنان ایران فکر می‌‌کنم؛ جایگاهی‌ که نقشی‌ محوری در سرگذشت ایران داشته است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}