قاضی مقیسه، رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران یک بار دیگر ثابت کرد که می تواند با شجاعت بی نظیری حتی دو شاعر ایرانی را در مجموع به ۲۰ سال حبس و ۱۹۸ ضربه شلاق محکوم کند و در مقابل هیچ نهادی هم پاسخگو نباشد. حکم مهدی موسوی و فاطمه اختصاری در تاریخ ثبت می شود.

در حالی که نمایشگاه کتاب فرانکفورت، به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای فرهنگی سال با موضوع «آزادی بیان» برگزار می شود، مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، دو شاعر نوپرداز و پرطرفدار ایرانی در دادگاه انقلابی که به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد به تحمل ۲۰ سال حبس و ۱۹۸ ضربه شلاق محکوم شدند. حتی فکر کردن به این اعداد عذاب آور است.

ماشین صدور حکم

قاضی مقیسه را از سابقه او در دستگاه قضائیه می‌ توان شناخت، مهدی موسوی و فاطمه اختصاری را از اشعارشان.

مقیسه که در سال های دهه ۱۳۶۰ و اعدام زندانیان سیاسی او را با نام بازجو و دادیار ناصریان می‌ شناختند، به صدور احکام حبس های طویل المدت شهره است، تا آن حد که از او به عنوان «ماشین صدور حکم» یاد کرده اند. حکم اعدام محمد امین ولیان و حکم نه سال و نیم زندان بهاره هدایت و همچنین حکم هفت سال زندان میلاد اسدی از آثار درخشان و گهربار این «قاضی» ایرانی ست.

ایرج مصداقی، فعال حقوق بشر و زندانی سابق سیاسی که خاطراتش از زندان شهرت بسیار دارد می‌ گوید که قاضی مقیسه در سال های دهه ۱۳۶۰ در کشتار زندانیان گوهردشت نقش مهمی ایفا کرده است.

مهدی موسوی و فاطمه اختصاری اما دو تن از شاخص ترین جریان شعری غزل پست مدرن در ایران به شمار می آیند.

 «پرنده کوچولو، نه پرنده بود، نه کوچولو»

آشنایی من با مهدی موسوی به همان سالی برمی گردد که در نمایشگاه کتاب تهران مجموعه شعر «پرنده کوچولو، نه پرنده بود، نه کوچولو» را منتشر کرد و با چه استقبالی هم مواجه شد.

می‌ گویند شمارگان کتاب شعر در حال حاضر از ۲۰۰ الی ۵۰۰ نسخه تجاوز نمی‌ کند. خوب است وزارت ارشاد اسلامی به جای اعتراض به نمایشگاه کتاب فرانکفورت به خاطر دعوت از سلمان رشدی و سخنرانی او درباره آزادی بیان، از قاضی مقیسه بخواهد برای افزایش شمارگان کتاب شعر در ایران در حکم مهدی موسوی و فاطمه اختصاری تجدید نظر کند و آن ها را به جای حبس و شلاق، به سرودن اشعار بیشتر و انتشار کتاب های شعر محکوم کند.

در مهر ماه ۸۹ که مجموعه شعر موسوی سر و صدا کرد، درباره شعرش به اختصار نوشته بودم:

«نمونه‌ی کاملی از غزل پست مدرن ایران در همنشینی با تصویر. اشعار مهدی موسوی سرشار از لحظه‌های عاطفی، برانگیزاننده و در همان حال بسیار صمیمی است. به جرأت می‌توان گفت هر خواننده‌ای که به شعر فارسی علاقمند باشد، می‌تواند با اشعار موسوی ارتباط بگیرد و از لحظه‌های شاعرانه‌ای که در میان سطرهای کتاب او وجود دارد بهره ببرد.»

«غزل پست مدرن» به پیش از نوآوری های نیما نطر دارد، از جنس شعر دوران مشروطه است که در زبان امروزی بیان ادبی اش را جست و جو می کند. برای همین هم، چه آن را بپسندیم چه نپسندیم فرزند خلف دوران خودش است.اتفاقاً به همین دلیل با مخاطبش خوب ارتباط برقرار می کند. موسوی این جریان را که خاستگاهی غیررسمی و غیر تهرانی دارد به وجود آورد و به زودی اطراف او شلوغ شد. از بخت بد این اقبال بلند ادبی مصادف شده بود با شرایط امنیتی پس از انتخابات ۸۸.

شعر موسوی و فاطمه اختصاری و اصولاً غزل پست مدرن زمزمه پذیر است، عصیان دارد، پس معترض هم هست و همه اینها باعث شد که شاهین نجفی و یکی دو خواننده دیگر به اشعار آن ها علاقمند شوند. وقتی که مهدی موسوی و فاطمه اختصاری ۱۷ آذر ماه ۱۳۹۲ بازداشت شدند، یکی از اتهامات آن ها آشنایی و دوستی با شاهین نجفی بود.

در آن زمان یکی از سایت‌های نزدیک به محافل اطلاعاتی، این دو شاعر ایرانی را به آشنایی و دوستی با شاهین نجفی، برگزاری مهمانی‌های مختلط و برگزاری جلسات ادبی در سطح شهر تهران و در برخی از شهرستان‌ها و «گسترش ابتذال» و «تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی» متهم کرده بود. این بار اما قاضی مقیسه این دو شاعر شیرین سخن ایرانی را به اتهاماتی مثل «توهین به مقدسات»، «نشر تصاویر غیر اخلاقی در اینترنت» و «روبوسی و دست دادن با نامحرم» به حبس طولانی محکوم کرده است.

من حتی یک سطر در شعر فاطمه اختصاری و مهدی موسوی سراغ ندارم که به «مقدسات» توهین کرده باشد. اتفاقاً من بر شعر آن ها خرده می گرفتم که تحت تأثیر فرهنگ مداحی، شعر ایران را یک گام به عقب برده اند.

مهدی موسوی خودش گفته است: «در اکثر شعرهای من، هنرمند بیش از آنکه از مدرنیسم و علم و عقل به متافیزیک پناه ببرد علیه آن عصیان می‌کند. حال در این عصیان یا دچار نوعی نهیلیسم خودخواسته می‌شود یا در مقابل اراده‌ معطوف به قدرت جمع، تسلیم شده و سرنوشت محتوم خویش را می‌پذیرد.»

چگونه ممکن است کسی با این اندیشه بتواند به «مقدسات»ی که قاضی مقیسه به آن ها اعتقاد دارد توهین کرده باشد؟

مکیدن بچه سینه‌های خالی را

شعر فاطمه اختصاری شعری بس زنانه و بی اندازه اجتماعی است. آشنایی من با او به زمانی برمی گردد که اولین کتاب شعرش با عنوان «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها» منتشر شد، با استقبال مواجه شد و بعدش هم از نمایشگاه کتاب تهران جمع آوری شد.

در همان زمان درباره شعر او نوشته بودم: «شعر فاطمه اختصاری در زندگی روزانه هزاران زن شهرنشین ایرانی جریان دارد که در فاصله‌ بین عادت‌های ماهانه با همسران‌شان به بستر می‌روند، زندگی را با پخت و پز و شست و شو می‌گذرانند و در خفا آرزو دارند که روزی مردی به آنها ابزار عشق کند و چه بسا پنهانی بوسه‌ای از گوشه‌ی لب‌شان بردارد. نهایت آرزوی آنها رفتن به شهربازی ها و خوردن چیزبرگر در میدان امام حسین است و با این حال گاهی همین آرزوهای ساده هم برآورده نمی شود.»

فاطمه می نویسد:

مکیدن ِ بچّه سینه‌های خالی را

دوباره شستن ِ یک کهنه‌ی خیالی را

نفس کشیدن ِ یک جسم خواب یا بیدار

بغل گرفتگی ِ مردِ آن ور ِ دیوار

تماس پوستی ِ چند حسّ ِ سرخورده

میان حرکتِ اجزاء نسبتاً مرده

جویدن ِ یخ‌ها روی بغض خورده شده

آیا این سطرها در نظر قاضی مقیسه توهین به مقدسات است؟ اگر چنین است خوب است که مقیسه سری بزند به کوچه ها و خیابان های اسلام شهر و سعیدآباد و شهریار و کرج. لازم نیست راه دوری طی کند.

این دو کلمه عجیب: «نفیاً و اثباتاً»

حکم محکومیت فاطمه اختصاری و مهدی موسوی سنگین ترین حکمی ست که تا این لحظه درباره دو شاعر ایرانی صادر شده است. من سنگین تر از این دو حکم در یاد ندارم. طبعاً کانون نویسندگان می بایست به حکم وظیفه و بر اساس منشورش اطلاعیه ای صادر می کرد. اما کاش یا بیانیه نمی داد یا اگر اصرار داشت، بیانیه دیگری صادر می کرد.

کانون نویسندگان ایران در بیانیه اش می نویسد: «کانون در این باره که هنرمندان جوان در هنر خود چه چیزی را بیان کرده‌اند که "دادگاه" آن را مصداق "توهین به مقدسات" و "تبلیغ علیه نظام" دانسته است نفیاً یا اثباتاً سخنی نمی‌گوید. کانون از آزادی بیان این هنرمندان دفاع می‌کند، که طبق منشورش همگان بی‌هیچ حصر و استثنا باید از آن برخودار باشند. افزون بر این، حاکمیت و به طریق اولی قوه‌ی قضاییه نباید در روابط خصوصی افراد دخالت کند، و روشن است که عناوینی چون "روبوسی و دست‌دادن با نامحرم" دست‌آویزهایی است برای سرکوب دگراندیشان.»

توصیه من به دوستان کانون این است که کاش در یک فرصت مناسب اشعار فاطمه اختصاری و مهدی موسوی را به دقت و با حوصله بخوانند. آنگاه شاید به جای به کارگیری دو کلمه عجیب «نفیاً و اثباتاً» می توانستند بگویند که این دو شاعر نه تنها به «مقدسات» توهین نکرده اند، بلکه «اثباتاً» تبلیغی هم علیه «نظام» انجام نداده اند.

تنها جرم فاطمه اختصاری و مهدی موسوی این است که به زبان مردم شعر می گویند و حلقه بزرگی از شاعران و خوانندگان به شعر اطراف آنان گرد آمده بودند. مطمئن باشید اگر شمارگان کتاب آن ها در حد دویست یا پانصد نسخه باقی می ماند، سر و کار آنان با قاضی مقیسه، این ماشین صدور حکم نمی افتاد.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}