۲۰ دسامبر تاریخ مهمیست در تقویم ادبیات جهانی: یکصد سال پیش در چنین روزی عزیز نسین، نویسنده و طنزنویس سر‌شناس ترکیه‌ای متولد شد. او به لطف ترجمه‌های رضا همراه در سال‌های پیش از انقلاب نویسنده شناخته‌شده‌ای بود، تا آن حد که از او به عنوان محبوب‌ترین نویسنده خارجی در ایران یاد کرده‌اند. آثار او را سازمان کتاب‌های جیبی از مهم‌ترین و تحول‌آفرین‌‌ترین ناشران منتشر می‌کرد.

در فاصله بین سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ دو ناشر بسیار مهم در ایران فعالیت می‌کردند: انتشارات فرانکلین و سازمان کتاب‌های جیبی. وظیفه سازمان کتاب‌های جیبی این بود که آثار ادبیات جهانی را با قیمت بسیار ارزان در اختیار انبوه مردم قرار دهد. در هر محله‌ای در تهران و شهرستان‌ها دست‌کم یک خرازی وجود داشت و مقابل هر خرازی کتاب‌های سازمان کتاب‌های جیبی در خیابان چیده شده بود. آثار عزیز نسین از پرطرفدارترین کتاب‌های سازمان کتاب‌های جیبی بود.

پخمه، حقه‌باز، زن بهانه‌گیر، عروس محله، گردن‌کلفت، یک خارجی در استانبول، نابغه هوش، خانه‌ای روی مرز، داماد سرخانه، غلغلک، زن وسواسی، موخوره، مرض قند، طبق مقررات، گروهک کرامت و گروهک سلامت، چاخان (زوبوک) و شارلاتان از آثار عزیز نسین‌اند که اغلب با نام‌های متفاوت از عنوان‌های اصلی در ایران انتشار پیدا کردند. برای شناخت بهتر عزیز نسین لازم است مجموعه آثار او یک بار دیگر با زبانی امروزی‌تر و با وفاداری به متن اصلی ترجمه شود.

یک فکاهی‌نویس جهانی می‌شود

عزیز نسین در سال ۱۹۴۶ فعالیت ادبی‌اش را با انتشار نشریه فکاهی «مارکو پاشا» با همکاری نویسنده‌ای به نام صباحتین علی آغاز کرد. او و صباحتین علی را بارها به اتهام توهین به نظام و توهین به مقدسات ملی به زندان انداختند. قلمرو او طنز سیاسی بود.

او دو سال بعد عطای روزنامه‌نگاری را به لقایش بخشید و به داستان‌نویسی روی آورد. داستان‌ها و رمان‌های او با زبانی ساده و همه‌فهم نوشته شده‌اند و از طنز و انتقاد گزنده سیاسی بی‌نصیب نمانده‌اند. در آثار او ماجراهای تلخ و شیرینی که با زندگی روزانه مردم ربط دارد، اتفاق می‌افتد. در اغلب داستان‌های او ناگهان با یک حادثه غیرمنتظره مسیر زندگی شخصیت‌ها دگرگون شود. فساد اداری، قوانین احمقانه، نبود جامعه مدنی، استبداد دینی، خرافه و جهالت و انتقاد از نظامی‌گری در آثار  عزیز نسین جایگاه ویژه‌ای دارد.

رمان «لقب» (۱۹۷۶) از آثار برجسته عزیز نسین است. در این رمان قرار است محکومی را در ملا عام به دار بیاویزند. مثل این است که یک جشن خیابانی باشکوه برگزار می‌شود. محکوم به اعدام یک بزهکار ولگرد است که بدبختی و فقر و نکبت او را به آدمکشی واداشته. عزیز نسین از چند زاویه دید فضا را به ما نشان می‌دهد، و چند زبان مختلف را برای بیان کردن داستان به کار می‌گیرد. زبان تاریخی با زبان مردم کوچه و بازار می‌آمیزد و همه چیز در خدمت شخصیت اصلی قرار می‌گیرد که محکوم به اعدام است.

نسین در این کتاب از طنز گزنده‌‌ای استفاده می‌کند که خشونت یک جامعه در حال رشد را نشان دهد که بر اساس تبعیض اجتماعی بنا شده، می‌خواهد متجدد باشد، اما در همان حال در بند اخلاقیات نخ‌نماست و عمیقاً هم ریاکار است. در این اثر خشونتی که در جامعه وجود دارد فقط از طریق وصف صحنه اعدام نشان داده نمی‌شود. بیش از هر چیز در زبان است که این خشونت تجلی پیدا می‌کند. عزیز نسین با انتشار این اثر، مرزهای قومی را پشت سر گذاشت و به ادبیات جهانی راه پیدا کرد.  

حق خداناباوری

عزیز نسین چه در داستان‌هایش و چه در مقالات و سخنرانی‌هایش همواره حقوق ملیت‌های دیگر در ترکیه را به رسمیت می‌شناخت و نه تنها از آزادی مذهبی دفاع می‌کرد بلکه خواهان آن بود که حق خداناباوری نیز به رسمیت شناخته شود.

اسلام‌گرایان ترکیه به همین دلیل از او نفرت داشتند. در ژوئیه ۱۹۹۵ عزیز نسین درگذشت. اولین پرسشی که در آن زمان مطرح شد این بود که آیا اسلام‌گرایان او را به قتل رسانده‌اند؟ در آن زمان هنوز ابعاد ترور مذهبی گسترش پیدا نکرده بود و حزب عدالت و توسعه هم هنوز راه زیادی برای به دست گرفتن قدرت در ترکیه در پیش داشت.

دو سال پیش از درگذشت عزیز نسین، او و گروهی از روشنفکران دگراندیش ترکیه‌ای در هتلی در شهر سیواس در ترکیه گرد آمده بودند. اسلام‌گرایان، بعد از نماز جمعه این هتل را به آتش کشیدند و ۳۷ روشنفکر را در آتش سوزاندند. عزیز نسین از این سوءقصد جان سالم به در برد.

اسلام‌گرایان به او پیام داده بودند:

«در سیواس موفق نشدیم تو را آتش بزنیم، اما بالاخره روزی تو را به دار خواهیم آویخت.»

در دادگاهی که به پرونده این سوءقصد اختصاص داشت، دادستان، عزیز نسین را به تحریک اعتقادات مذهبی متهم کرد و خواهان اعدام او شد. این محکمه که به یکی از شوخی‌های عزیز نسین در داستان‌هایش شباهت داشت، بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و استقلال قوه قضائیه ترکیه را به چالش کشید.

از عزیز نسین به عنوان محبوب‌ترین نویسنده خارجی در ایران نام برده‌اند. او همواره گلایه داشت که آثارش بدون در نظر گرفتن حقوق نویسنده به فارسی ترجمه و منتشر شده است. او همچنین از عدم دقت در ترجمه آثارش نیز گلایه‌مند بود.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}