فرشته خانم روح افزا معاون شورای هماهنگی زنان اصول گراست. وی که در این موقعیت کاملا سیاسی و اجتماعی قرار دارد، به گزارش باشگاه خبرنگاران، در دومین

 مراسم جشن میلاد کوثر گفته است: « متاسفانه امروز در همه جا گفته می شود باید زنها اجتماعی و دارای اشتغال باشند و به ورزشگاه ها بروند و سوت بزنند.»

فرشته خانم در حالی اشتغال زنان را نقد و بلکه نفی می کند و آن را در تعارض با آموزه های انسان ساز قرآنی،‌ تقبیح می کند که خود دارای موقعیت خاص اجتماعی و سیاسی است و به یک نظام سیاسی و زورمندترین جناح آن تکیه دارد. ایشان به نظر می رسد مرگ را برای خود بد می داند و برای همسایه خوب و شفابخش. هرچه دندان روی جگر می گذاریم تا سخنان این مقامات را ناشنیده بگیریم و آنها را رها کنیم به دریای طوفانی نفرت زنان بیکار و محتاج ایرانی ، نمی شود. صورت پاک و معصوم بچه های خیابانی و زنان فرو رفته در غرقاب فساد برای لقمه ای نان، بکلی از نگاه فرشته خانم روح افزا دور است و ایشان سر چهارراه های تهران اساسا آنها را نمی خواهد ببیند و آمارهای منتشره از سوی دولتی را که به او امکانات اجتماعی و سیاسی داده، نمی خواهد بشنود.

وی در این مراسم به زنان اصول گرا گفته است:

« دور همدیگر جمع شده ایم تا فضا را رها نکنیم چرا که اگر فضا را رها کنیم، معلوم نیست که آینده فرزندان مان چه خواهد شد. ما زنان باید در جبهه های سیاسی و فرهنگی جمع شویم و قدرت سیاسی را به دست بگیریم چرا که نمی توان بدون قدرت سیاسی کار فرهنگی انجام داد. ما باید گروه گروه جمع شویم و با محوریت قرار دادن حضرت زهرا، جایگاه زن را به دنیا نشان دهیم.»

خوب به سخنان فرشته خانم توجه کنید. در تک تک کلمات، می توانید مطالبه برای «حضور در حوزه های زمامداری و تصمیمگیری» و «عشق به برابری جنسیتی» را پیدا کنید. مطالبه برای مداخله در سیاست های خرد و کلان را پیدا کنید. مطالبه برای آمدن روی صحنه در جایگاه فعال سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را پیدا کنید. برخورداری از حمایت مالی و سیاسی یک جناح زورمند حکومتی از این مطالبات را پیداکنید.

با این وصف، این بانو چگونه به خود اجازه می دهد که مجوز حضور و مداخله و ایجاد تحولات در سیاست عمومی را برای خود و زنان همسو با خود، حقی تثبیت شده در اسلام و قرآن بداند. اما با این درجه از شدت و جبر کلامی، بر ضد برابری زنان به خصوص در حوزه های اشتغال، داد سخن بدهد؟  مدعایش این است که حضور زنان در حوزه های اشتغال و اجتماعی شدن آنها، برای فرزندان شان خطرناک است.

وی افزوده است: « آیا مشکلات ما فقط اشتغال خانم ها در مراکز دولتی است؟ فرض کنید سمت های ریاست جمهوری را به زنان دهند، چه می شود؟ فقط فرزندان آن ها تنها در خانه ها می مانند و خود به خود تربیت می شوند.»

می بینید چه اندازه شتابزده، و جهشی رفته سراغ مقام ریاست جمهوری و برای فرزندان رئیس جمهور فرضی زن، ابراز دلواپسی کرده؟ این جهش کلامی بیش از آن  نا مناسب و فاقد منطق سخنوری است که قابل اعتنا باشد.

به ناچار چند پرسش ساده را پیش روی معاون شورای هماهنگی زنان اصول گرا و زنان تحت امر ایشان می گذارم:

۱ – در اوقاتی که شماها دور هم در محافل سیاسی جمع می شوید، فرزندان تان کجا هستند؟

۲ – در شرایطی که مفت و مجانی تریبیون و مکان امن و مقرری و انواع سفرهای زیارتی و سیاحتی دارید تا نظریه های غیر روزآمد خود را اشاعه دهید، فرزندان تان کجا هستند؟

۳ – این که می خواهید از صدقه سر ثروت و نفوذ مردان اصول گرا، قدرت سیاسی به کف آورده و با استفاده از این قدرت، کار فرهنگی مورد نظرتان را به سامان برسانید و زنان را از تمام حوزه های اشتغال و اجتماع بیرون برانید، موکول به این نیست که ساعتها خارج از خانه کار کنید و در زد و خوردهای فرهنگی و سیاسی، روی صحنه حضور داشته باشید؟

۴ – آیا شما آماری در دست دارید از این که مثلا فرزندان زنان شاغل در ایران، همه بنگی و تریاکی و فاسد شده اند، اما فرزندان زنان خانه دار عموما مدارج ترقی را پیموده اند؟ اگر دارید رو کنید تا ما بفهمیم فرزندان این همه زنان پزشک و معلم و قاضی و وکیل و کارمند دولت و کارشناس های زن شاغل در دولت، پرستاران، و دیگر زنان شریف و زحمتکش ایرانی،‌ در کدام شیره کش خانه ها و البته هزاران خانه فساد که در سطح شهرهای بزرگ کشور در این ۳۶ ساله ایجاد شده و مشتریانش اغلب «خودی» هستند، دارند تریاک سیخی و شیشه و مانند آن مصرف می کنند؟

۵ – خانم جان، یک بار هم که شده در جنگ قدرت با شهین دخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان، سخنانی بر زبان جاری نسازید که مرغ پخته هم به آن می خندد، از بس بی مبنا و شالوده است. تازه مگر مجموعه دفتر ریاست جمهور زیر نظر مقام ولایت نیست که این طور با هدف خدشه وارد کردن بر آن، با سخنان بی محتوا، عرض خود می برید و زحمت ما می دارید؟

نتیجه گیری

برای آن که فرزندان شما و زنانی که دارید آنها را جمع می کنید، مثل فرزندان زنان شاغل و شریف ایرانی، در خانه تنها نمانند و فاسد نشوند و شما نیر در تعارض با تئوری های من در آوردی خود، گرفتار تناقض گوئی نشوید، بازگردید به خانه و بچه بزرگ کنید. با زنانی که دارید آنها را نردبان ترقی خود می کنید تا جبهه های سیاسی و فرهنگی درست کنید، روراست باشید و آنها را نیز از برای حفظ حرمت کلام خود، به خانه ها بفرستید. از رانت و ثروت و مکنت هم در گذرید. خوشبختانه مردان تان آن قدر ثروت اندوخته اند که شماها نیازی به اشتغال ندارید. خانه جای شماست و جبهه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی جای زنانی است که می خواهند حقوق برابر داشته باشند و یا به اندازه ای در فقر و مشقت به سر می برند ، که باید برای حفظ کرامت انسانی خود وشوهر و فرزندان شانُ بیرون از خانه کار کنند. خانه جای شما مرفهین بی درد است.

دریغم می آید یادداشت را تمام کنم و به یکی از اشارات سرکارخانم پاسخ ندهم. گفته اید « زن ها می خواهند به ورزشگاهها بروند و سوت بزنند». درست است. این یکی را هم تجربه کنید. باری زیر نفوذ مردان تان به تماشای ورزش بروید و سوت بزنید. خواهید دید همان اندازه لذت بخش است، که ورود به حوزه های فعالیت سیاسی و فرهنگی، البته مداخل ندارد. به تدریج که طعم شیرین همه انواع حضور در این عصر را بچشید، متحول می شوید. تا کنون هم شده اید. اگر نشده بودید به بهانه جنگ با برابری جنسیتی، راهی فضاهای عمومی و نفرگیری نمی شدید. همین حرکت شما نشان از آن دارد که برابری و ابراز وجود و ورود به صحنه هائی که در باورهای شما کاملا مردانه است، غایت آرزوی در دل نهفته ای است که آن را زیر خرواری تعالیم اخلاقی که در شرایط کنونی، قابلیت اجراپی ندارد، پنهان کرده اید. 

بازگشت شما و یاران تان به خانه، نه تنها مفید به حال فرزندان تان است، بلکه مفید به حال ملتی است که از بیکاری رنج می برد. زنان این ملت پیاپی از چرخه کار بیرون رانده می شوند و فرزندان تهی دست آنها، قربانی شرایط اقتصادی و نابسامانی هائی می شوند که طیف فکری و سیاسی شما، در ایجاد آن، نقش ها ایفا کرده است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}