آن وقت ها که تب اصلاحات بالا رفته بود می گفتیم در ایران با "حاکمیت دوگانه" روبه رو شده ایم. تب فرونشست و تب های دیگر نیز. نهادهای موازی که آن روزها نقل محافل و نوشته های ما بود، به اندازه ای تثبیت شدند که دیگر اصلا موازی به نظر نمی رسند. تبدیل به دولت هائی شده اند در دولت و مدعی و منتقد هم ندارند. مطبوعات دربست در اختیار مسایل هسته ای است و حقوقدانان کاری به کار نهادهائی که هریک زورمندانه قلدری می کنند ندارند. نهادهای سابقا موازی، وارد حریم یکدیگر نمی شوند. حد و مرزهای خود را می شناسند. همزیستی مسالمت آمیز بر ضد حقوق مردم ، بهترین تعریفی است که می توان از حضور آنها در کنار یکدیگر ارائه داد. به جای تکثرگرائی در مشارکت سیاسی که پیاپی از آن سخن می رفت، تکثرگرائی نیروهای امنیتی پذیرفته شده و همه نیروها سوار شده اند بر دوبال شکسته فرشته عدالت.

خارج از کشور بهتر می شود از تعدد و همزیستی نهادهای سابقا موازی، کسب اطلاع کرد. بعد از ورود حسن روحانی به مقام ریاست جمهور، عشق بازگشت به ایران تقریبا همه را هوائی کرده است. جمعی رفته اند و در زادگاه شان نفسی کشیده اند و با روحیه بهتر بازآمده اند. آنها که می دانند در صورت بازگشت، بی آن که جنایتی مرتکب شده باشند، یکراست راهی زندان می شوند، دلائلی می آورند که حکایت از وسعت ماجرائی دارد که دیگر از بس عادی شده کسی از آن نمی گوید. پای صحبت آنها که بنشینید، یکی می گوید بازگشت به ایران برایم ممکن نیست، چون پرونده ام دست "سپاه" است، یکی می گوید حسرت رفتن به ایران را با خودم به گور می برم، چون پرونده ام دست اطلاعات نیروی انتظامی است. یکی می گوید ده تا توافق هسته ای هم که امضا بشود، من یکی نمی توانم به ایران برگردم، چون پرونده ام را عوامل دولت احمدی نژاد ساخته اند و حالا دست اطلاعات روحانی است. یکی می گوید ایران را برای همیشه از دست داده ام، چون تحقیق کرده ام و می دانم پرونده ام را حسین شریعتمداری سیخ می زند. یکی می گوید، شنیده ام در اطلاعات آستان قدس رضوی با تولیت آیت الله طبسی برایم پرونده سازی شده است...، و بسیاری دیگر از این نقل ها که خارج از کشوردهان به دهان می چرخد.

این است که از شکوه و شکایت پیرامون حاکمیت دوگانه و ساختار دوگانه قدرت سیاسی بکلی صرفنظر کرده ایم و در عمل واداده ایم و پذیرفته ایم: یک ملت هستیم که چند دولت بر ما حکومت می کند. هریک بودجه خودش را دارد، دستگاه امنیتی خودش را و دشمنان واقعی یا فرضی خودش را. وزارت اطلاعات روحانی هم آن گونه که پیداست قدم انواع نیروهای اطلاعاتی غیر مرتبط با دولت را روی چشم گذاشته و مرجعی نیست که مثلا علاقه مندان بازگشت به ایران به آن اعتماد کنند. اتفاقا وقتی از این طرف و آن طرف می شنوند که در آن وزارت مشکلی ندارند، بیشتر می ترسند. دنبال تضمین می گردند. و به آنها گفته می شود فقط در لیست افراد مورد سوء ظن ما نیستید، از لیست های دیگر خبر نداریم.

این نهادهای سابقا موازی تا چندی پیش، گرفتار نگرانی شده بودند که هرگاه توافق در امریکا و ایران نهائی بشود، تکلیف چیست و ما چگونه می توانیم روزی یک شبکه جاسوسی کشف کنیم و بساط امنیتی خود را رونق بدهیم. چه طور می توانیم یک لقمه نان حلال به بر و بچه ها و به این همه کارشناس (بازجو و شکنجه گر) که تربیت کرده ایم برسانیم. با کدام شگرد سوژه ها را روبه روی تلویزیون صدا و سیما بنشانیم تا بگویند عامل نفوذی امریکا هستند. با وجود توافق هسته ای نمی شود مثل آب خوردن شبکه های جاسوسی و براندازی کشف کرد. به خصوص که امریکا قول داده به تغییر رژیم کمک نکند. و شاید متعهد شده نگذارد اساسا سقوط کنیم. با دوست رسمی که نمی شود درافتاد!

دل نگرانی نهادهای متعدد امنیتی و ترس آنها از بیکاری و از دست دادن هیمنه ترس و ادعاب، زود رفع شد. رهبر در یک نطق آمرانه اعلام کرد که خط مشی ما نسبت به امریکا تغییر نمی کند. این نطق جانی تازه بخشید به آنها که نمی دانستند برای "پسا توافق" چه جوری پرونده سازی کنند و افراد و گروههائی را به بهانه همکاری با امریکا یا نفوذی امریکا یا مزدبگیر امریکا، دستگیر و از آنها انواع اعترافات دروغی بگیرند. رهبر روز دوشنبه 26 مرداد اعلام کرد:

"نه نفوذ اقتصادی امریکا را در کشور اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی و نه نفوذ فرهنگی. با همه توان با این نفوذ مقابله خواهیم کرد...، امریکائی ها قصد نفوذ در منطقه را دارند و می خواهند اهداف خود را دنبال کنند، ما نخواهیم گذاشت...، نیت آنها این بود که از این توافق اتمی راهی پیدا کنند برای نفوذ در کشور...، ما این راه را به طور قاطع خواهیم بست."

در این یادداشت، داوری نسبت به سیاست های "پسا توافق" رهبر مطرح نیست. آن چه مطرح است این است که گوئی شاهد از غیب رسید و بر آینده پر رونق کسب و کار نهادهای متعدد امنیتی که هر یک ساز خود می زند و سود خود می برد، مهر تایید گذاشته شد.

یک ملت و چند دولت به جای خود باقی خواهد بود. هریک از دولت ها به بهانه این که حسب امریه، اما به سلیقه و برپایه منافع مالی و جناحی خود، راه را بر امریکا خواهند بست، بر جا می مانند و برجام نه تنها از تعدد و تنوع آنها و لجام گسیختگی شان در نقض سیستماتیک حقوق بشر نمی کاهد، بلکه فرصت های تازه ای در اختیار می گذارد تا برای حفظ اوامر رهبری، و در اصل برای حفظ منافع روسیه که ایران "پسا توافق" را جولانگاه اقتصادی خود می خواهد، بیش از پیش جرائم به دروغ امنیتی کشف کنند و سوژه هائی را متناسب با طول و عرض اختیارات نامحدودی که دارند با پرونده های پر و پیمان از اقاریر دروغی به قوه قضائیه ارسال و دایره ارجاع، آنها را به قضات مشخص و معینی که مامورند و معذور تحویل دهد. ماده 48 آیین دادرسی جدید هم که کار را ساده کرده و قوه قضاییه، به متهم بیچاره وکیل مورد وثوق خود را معرفی می کند تا در مرحله تحقیقات، وکیل مستقلی حضور نداشته باشد تا در پرونده سازی ها موی دماغ منافع نهادهای متعدد امنیتی و قضات امنیتی و سیاسی کار بشود.

امیدها ممکن است برای رونق چرخ زنگ زده و فاسد اقتصاد به جائی برسد و حوزه های بسته اشتغال اندکی باز بشود، اما در این که بدون تحول بزرگ سیاسی بتوانیم از شر دولت های متعدد و مجهز به اختیارات وسیع و بودجه و بازجو و شکنجه گر، رهائی یابیم، جای تامل دارد.

شش ماه تا انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی فاصله داریم. در این مدت کوتاه به معجزه می ماند اگر انتخابات غیر دموکراتیک متحول بشود و نظارت استصوابی را از بالای سر انتخابات بردارند. مجالس زیر سیطره نظارت استصوابی نمی توانند با قانونگذاری سایه سنگین این همه نهاد امنیتی زورمند را از روی سر ملتی که در آتش آنها می سوزد بردارند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}