جنگ جهانی با حقوق بشر

 

امروز دهم دسامبر روز جهانی حقوق بشر را در شرایطی یادآور می شویم که بشر در بدترین شرایط غیر انسانی در جای جای کره زمین از ظلم و جور می نالد و فریادرسی نیست. پیش تر بس مان بود که از خود بگوییم و آلامی که بر ما تحمیل کرده اند. امروز دردهای ما در برابر دردهای آوارگان سوری چنان کوچک می نماید که نمی دانیم چه بگوییم و چگونه بر وجدان هایی که قصد بیدار شدن ندارند تلنگر بزنیم.

این به معنای دوری جستن از ستم هائی نیست که بر ایرانیان می رود، بلکه به معنای آن است که نه تنها حکومت ها که دستجات سودجو در کشورهای با اکثریت مسلمان، به نام اسلام، خون مسلمان و غیرمسلمان را توی شیشه کرده اند. شکم های برآمده دخترانی که دسته جمعی از دبیرستان های برخی کشورهای آفریقائی ربوده شده و اینک آنها را حامله رها کرده اند، همان اندازه ملال آور است که تکه پاره های بدن های در معرض اسلام انتحاری. اعلامیه جهانی حقوق بشر سندی است که پس از جنگ های بزرگ و جهانی، تنظیم شده و اکنون که یک جنگ جهانی در حال شکل یابی است، اعلامیه حامیان پرشور و توانمندی در جمع دولت های مسلمان ندارد.  بیشترین پول و انرژی نهادهای سازمان ملل متحد، صرف می شود تا به آوارگان مسلمان روزی یک وعده غذا برسانند. در انجام این وظیفه هم اغلب کم می آورند، از بس ابعاد فاجعه وسیع است. دولت های مسلمان یا همکاری نمی کنند یا برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای وارد می شوند.

جهان به نقض گسترده حقوق بشر به تدریج عادت کرده است. سوء مدیریت جهانی، یک لیبی بی صاحب را به دزدان سپرده است و زمزمه هایی به گوش می رسد که داعش در فکر اسباب کشی یا کشورگشایی به سمت لیبی است. لقمه ای چرب و نرم و بی صاحب که داعش می خواهد آن را ببلعد.

جنگ ها به صورت پراکنده و عموما با زمینه های اسلامی در جریان است. می شود ریشه یابی را به دوران طولانی تاریخ استعمارغرب پیوند زد. اما وضع به گونه ای است که اولویت در این لحظه، مهار اسب سرکش و مست و دیوانه ای است که آدم می کشد، به زنان و کودکان همچون غنائم جنگی می نگرد و به آنها تجاوز می کند، سقف را روی سر ساکنان فرو می ریزد و در بیشتر موارد، مسلمان علیه مسلمان جنایت و تجاوز و ستم روا می دارد.

از این روست که رشته های عقل و منطق به نقطه های کور رسیده. اگر مفهوم "جهاد" را در این همه قتل و تجاوز و ستم به کار می برند، چگونه می شود که جانیان، این همه مقتول و آواره مسلمان را برای توجیه جهاد خود شاهد می آورند ؟  اگر ستمگری های استعماری غرب بهانه شان است، چرا توده های مسلمان را از هر شاخه اسلامی، به دریوزگی و بی خانمانی در سطح جهان آواره کرده اند.

در سالروز انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر، به سوگواری حقوق بشر نشسته ایم. راهها برای نجات چنان بسته شده که کنوانسیون های ژنو برای حفظ جان غیر نظامیان کمترین قدرت اجرائی ندارد. جانیان در بافت شهر و روستا و در جمع مردم زندگی می کنند. وقتی قرار می شود هدم و حذف شان کنند، غیرنظامی که همخانه و همشهری و همسایه آنهاست ، می رود زیر آتش و پرپر می زند. خیابان های پاریس تبدیل شده به بخشی از جبهه. بوکوحرام و الشباب در آفریقا زندگی را بر مردم و به خصوص بر دختران حرام کرده اند. از زیر پوست کره زمین هیولائی سر بر کشیده که حالا حالا در مصاف با تک تک اصول سی گانه اعلامیه جهانی حقوق بشر خواهد بود.

شاید اگر بخواهیم برای این جنگ گسترده نامی پیدا کنیم که مناسب حال باشد، باید آن را به نام "جنگ با حقوق بشر" در دومین دهه از قرن بیست و یکم میلادی به ثبت برسانیم. ویژگی های جنگ چنان است که مرزها را شکسته است. مراکز فرماندهی لزوما دولت ها نیستند. درست است که پول و نیروی برخی دولت های گردن کلفت منطقه خاورمیانه در کار است، ولی مراکز فرماندهی به تعدد، کار جنگ با مجموعه حقوق بشر را پیش می برد. جنایت بدون تبعیض تحقق می یابد. شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی، یزیدی، بی خدا و...، عموما از پیش محکوم شده اند. میراث فرهنگی انسان به دست انسان زیر بمباران است.

مراسم سالروز انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر را این گونه برگزار می کنیم:

در شرایطی که حامیان موضوعی من درآوردی به نام "حقوق بشر اسلامی" جیک شان در نمی آید و نمی گویند بی خودی این همه با متون جهانی حقوق بشر لج کردیم و اعلامیه ناقص اختراعی مان را به رخ کشیدیم. داعش با سوء استفاده از این کجروی های تئوریک دولت های مسلمان، حقوق بین الملل را به تمسخر گرفته و پیش از آن دولت جمهوری اسلامی ایران، با اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام جنگ کرده بوده است که همچنان ادامه دارد.

در موقعیتی قرار گرفته ایم که وخامت حقوق بشر در ایران به چشم نمی آید. کسی نمی پرسد چرا مجید توکلی سالها زندانی بود و اینک حضوری نیرومند و خاموش در اجتماع دانشجوئی 16 آذر دارد. دستگیری ها کمتر حساسیت بر می انگیزد. شاید جمعیتی از ایرانیان که سربریدن های داعشی را روی صفحه تلویزیون ها می بینند، به انسان هائی که درون زندان های ایران زیر چکمه ها له می شوند نمی اندیشند.

شاید زنان و مردان جوان و شجاع ایرانی که اتهام "نفوذی" را بارشان کرده اند و کسی نمی داند در کدام زندان غیرقانونی دارند اعتراف می کنند، دیده نمی شوند. از همه بدتر سوء استفاده دستگاههای امنیتی ایران از حضور داعش در منطقه است که مردم را متقاعد می کند تا به جان امنیتی های حاضر در زندگی روزمره شان که ادعا می کنند دارند زاغ سیاه داعش را چوب می زنند دعا کنند.

سوء استفاده حکومت ایران از ترس داعشی در مردم، مثل آب حیات به داد شکنجه گران و ناقضان حقوق بشر ایرانی رسیده است. به ظاهر تفنگ ها را به سمت و سوی داعشی که معلوم نیست کجاست، نشانه رفته اند و در واقع قلب جوانهائی را هدف گرفته اند که برای بهبود وضعیت سیاسی، مدنی و اقتصادی در آن کشور می طپد.

در محاصره انواع نقض حقوق بشر، جمهوری اسلامی ایران همچنان جنگ با شهروندان خود را پرچمداری می کند و روی شریان های حیاتی آنها راه می رود.

در روز جهانی حقوق بشر، حتا رئیس جمهور کشور احساس امنیت نمی کند، چه رسد به شهروندانی که صداشان به جایی نمی رسد و تازه باید از این پس دعاگوی دستجاتی باشند که ادعا می کنند متهمین دستگیر شده عموما گرایش های داعشی داشته اند . البته قرعه به نام اقلیت های قومی و دینی و فعالان مدنی و مطبوعاتی می افتد. دیوارهای کوتاه که زود در دسترس قرار می گیرند.

با این وصف امید از دست ندهیم که متون جهانی حقوق بشر در این چند دهه، لشگریانی را تربیت کرده که هم اکنون در مناطق خطر حضور دارند و به قیمت جان ، قربانیان را مراقبت می کنند. بخشی از این لشگریان صلح در دفاتر نهادهای حقوق بشری جهان، صحنه را زیر نظر دارند و خطاهای دولت ها را در امتناع از کمکرسانی مانیتور و اعلام می کنند. هنوز عمر اعلامیه جهانی حقوق بشر به یک قرن نرسیده. در همین کمتر از یک قرن، تربیت حقوق بشری دست کم در مراکز آکادمیک و در حوزه های حقوق مدنی ، نسل هائی را متمایز کرده که بازتابی هستند از تدوین و انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 میلادی.

روز جهانی حقوق بشر، امسال در "جبهه های جنگ با حقوق بشر" همه جا برگزار می شود، هرچند با اشکی که در چشمها برق می زند. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}