دستجاتی از ایرانیان، انتخابات های غیر دموکراتیک پیش رو را با یک شیوه مبارزاتی- مدنی جدید به چالش کشیده اند. شیوه ای که تا کنون تجربه نشده است. مبارزات سیاسی مردم در انواع انتخابات غیر دموکراتیک سالهای پس از انقلاب اسلامی، در دوران های خاصی با هجوم به صندوق های رای صورت بندی شده. اما این نخستین بار است که مردم با هجوم برای ثبت نام و اعلام نامزدی در مجالس خبرگان رهبری و شورای اسلامی، حضوری غیرمنتظره داشته و نیروهای متصل به جناح زورمند را در بن بست قرار داده اند. بن بستی که عبور از آن در هر حال هزینه دارد.

درون نظام در مواجهه با شیوه مبارزاتی جدید پرغوعاست. دو برخورد دفاعی از سوی زورمندانی که اهرم های قدرت سیاسی و اقتصای و نظامی را در اختیار دارند، قابل پیش بینی است:

1 –  شورای نگهبان سران نیرو های رقیب و شخصیت های نزدیک به آنها را رد صلاحیت کند. در این صورت مجلس خبرگان و ولی فقیه بعدی را محافظه کاران تعیین می کنند و او را پشتوانه دوام قدرت خود قرار می دهند. اکثریت مجلس شورای اسلامی نیز در اختیار آنها خواهد بود. طبعا هرگاه داوطلبانی از جنس سکولار، نامنویسی کرده باشند، به سهولت از دور خارج می شوند و به مجلس راه نمی یابند.

2 – شورای نگهبان سران جناح های رقیب و شخصیت های نزدیک به آنها را تایید صلاحیت کند. در این صورت به احتمال زیاد، آنها آراء زیادی را به خود اختصاص می دهند و محتمل است تعیین ولی فقیه بعدی محل مجادله شده و جناح نزدیک به ولی فقیه کنونی نتواند به سهولت به مقصود برسد و روحانی مورد اعتماد خود را تحمیل کند. در ترکیب مجلس شورای اسلامی نیز، اقلیتی نیرومند و با اعتماد به نفس، دست و پاگیر محافظه کاران خواهد شد.

هریک از این دو فرض اگر عملی بشود، برای جناح زورمند که به خصوص از سال 1388 یکه تاز میدان بوده، هزینه هائی در بردارد. عقیده غالب بر این است که بی برو برگرد، رد صلاحیت ها، سران نیروهای رقیب را در بر می گیرد و جناح محافظه کار به اتکای مجلس خبرگان، آینده سیاسی را به ملکیت خود در آورده و نیروهای رقیب به حاشیه رانده می شوند.

چنانچه پیش بینی اکثر تحلیلگران عملی بشود، نمی توان از هزینه ای که مجموعه نیروهای محافظه کار باید تحمل کنند، غافل ماند. اگر این نیروها از این هزینه خبر نداشتند، از افزایش غیرمنتظره داوطلبان نمایندگی در دو مجلس آینده، نگران نمی شدند و عکس العمل نشان نمی دادند. سرمقاله های روزنامه کیهان و مطبوعات همسو با آن به قدر کافی در روزهای اخیر از این نگرانی خبر داده است. همچنین به کرات گفته اند و نوشته اند که این درجه از ثبت نام از ظهور یک فتنه امریکائی خبر می دهد و توطئه ای است علیه استقلال نظام و ارزش های انقلابی و اسلامی.

بنابراین محافظه کاران درک می کنند که رد صلاحیت وسیع، برای نظامی که شریان های حیاتی اش به دلخواه آنان کار می کند، پیامدهای سنگین در پی دارد و هرچند ناگزیرند به این هزینه برای دوام قدرت انحصاری خود تن در دهند، از میزان هزینه با خبرند. اقلامی که ممکن است در بیلان هزینه شان رقم بخورد، زیاد است. اما مهمترین رقم هزینه، ظرفیت و پتانسیلی است که سران رد صلاحیت شده و شخصیت های نزدیک به آنها، به دست می آورند. آنها و نیروهای وابسته به هر یک، بیش از پیش با یکدیگر هماوائی و پیوند سیاسی پیدا می کنند و فاصله های کنونی که اصلاح طلب و میانه رو و حامیان پنهان و پیدای جنبش سبز را مرزبندی کرده است، از میان برداشته شده و از جمع نیروها، یک نیروی بالقوه و منتقد و چالشگر سیاسی زاده می شود. نیروئی که حتا اگر به حصر یک یا چند شخصیت انقلابی و خودی منجر بشود، حی و حاضر خواهد بود و چسبیده به خانواده انقلابیون موسس جمهوری اسلامی خودنمایی می کند. این نیرو خطوط فساد درون نظام و لایه های فساد را خوب می شناسد.  با آن بیگانه نیست. هر یک از مهره های مغضوب کنونی، سالها بر مسند انواع قدرت ها نشسته بوده اند و حضور زخم خورده شان بیخ گوش نظام و در لابیرنت های خویشاوندی آن، حضور دشمن کار کشته ای است که همه کارت های بازی را می شناسد و بر ضعف ها و قدرت های حریف آگاه است. این حضور بی گمان برای مطلق گرایان خطرناک است.

دشمن فرضی که همواره از آن می ترسند و مردم را از آن می ترسانند، پس از رد صلاحیت سران نیروهای رقیب، می شود دشمن واقعی و مجسم که همه جا در کنارشان و در برابرشان دیده می شود. این ظرفیت سیاسی با سرکوب قلع و قمع نمی شود. در خانه هر روحانی و هر سپاهی رد پائی دارد ومهره ای و گزارشگری که پته اش را روی آب می ریزد.

فرض دوم که فرض بعیدی است، با تایید صلاحیت سران نیروهای رقیب عملی می شود. در این فرض اگر رای دهندگان شیوه مبارزاتی را بپسندند و به شکست های اقتصادی دولت تدبیر و امید و شکست های سیاسی دولت اصلاحات و دیگر پیشینه های سیاسی بازیگران اعتنا نکنند و آراء خود را به نام آنها در صندوق ها بریزند، مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، یک دست نخواهد بود و نیروهای رقیب با کسب قدری از قدرت حکومتی، درون حاکمیت را پر چالش می کنند، بی آن که لزوما در وضعیت مردم تغییرات وسیع اتفاق بیافتد.

هنوز روشن نیست که با وجود تجربه های پشت سر، مردم این بار تحت تاثیر شیوه های جدید مبارزاتی نیروهای رقیب، چگونه در صحنه حاضر می شوند. در صورت تایید صلاحیت ها بسیار احتمال دارد به نشانه عکس العمل نسبت به رفتار خشونت آمیز تندروها و فساد خانمان برانداز دهه اخیر، به نیروهای رقیب محافظه کاران رای بدهند. این احتمال که قوی است می تواند تحولات سیاسی ایران را به گونه ای رقم بزند که سپاه پاسداران زودتر از تاریخی که پیش بینی می شود ، به صورت صد در صدی با هدف حفظ تمامیت قدرت، وارد صحنه بشود.

در همه حال انتخابات های پیش رو سرنوشت دیگری را برای ایران رقم می زند که بسته به رد یا تایید صلاحیت ها از سوی شورای نگهبان، توازن قدرت را تغییر می دهد. این که مردم در دورانی که توازن قدرت شکل عوض می کند، چه اندازه هزینه می پردازند تا صداهای خاموش شده خود را به گوش برسانند، حساس ترین پرسشی است که پاسخی برای آن متصور نیست.

  

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}