توضیح: تضییق علیه هجنسگرایان در ایران حقیقتی انکار ناپذیر است. کیس بسیاری از همجنسگرایان پناهنده در ایران واقعی‌ است. این مطلب طنز تنها به آن دسته از کیس هایی اشاره می‌کند که با سو استفاده از تضییق علیه همجنسگرایان در ایران برای گرفتن پناهندگی در ترکیه استفاده می‌‌کنند.

توضیح مجدد، توضیح واضحات: با عرض پوزش خدمت اکثریت خواننده‌های خوب سایت، برای اقلیتی که نمی‌‌دانند تکرار می‌کنیم: این مطالب طنز هستند و نه جزوه‌های آموزشی. ایران وایر مسئولیت هرگونه پیروی از نوشته‌های این مجموعه را که، باز هم تکرار می‌کنیم، به زبان طنز نوشته شده اند و هیچگونه جنبه آموزشی ندارند را از خود سلب می‌کند. امیدواریم که به اندازه کافی‌ روی کلمه طنز تاکید کرده باشیم! 

همجنسگرایی راحت ترین، سر راست ترین و سریع ترین روش اخذ پناهندگی در ترکیه است و اصطلاحا هلو برو تو گلو میباشد...راحت و سر راست است چون نیاز به کلیسا رفتن و غسل تعمید و برگه ی تائیدیه و حفظ کردن اصول دین ندارد... همانطور که نیاز به حکم جلب و سابقه ی زندان و  رد شلاق و آثار شکنجه و فعالیت سیاسی هم ندارد...این کیس سریع هم هست و همجنسگراها در صورت قبولی در مصاحبه زودتر از هر کیس دیگری راهی کشورهای اروپایی و آمریکایی میشوند و دلیل این امر این است که از نظر سازمان ملل همجنسگرایی حاصل یک انتخاب نیست و چیزی ست که هر فرد با ان متولد میشود و از طرفی همجنسگراها در ایران به اندازه ی کافی تحت فشار بوده اند و در ترکیه هم جامعه هنوز آمادگی پذیرش آنها را ندارد و انها را تمام و کمال نمیپذیرد... به همین دلایل است که آنها را بدون نوبت و خارج از صف ردشان میکنند به ینگه ی دنیا...! در اصطلاح  به پناهجویان همجنسگرا "کیس طلایی" گفته میشود...اگر از دسته آن آدمهای کوتاه فکری نباشید که با شنیدن لفظ همجنسگرایی و تصور داشتن رابطه با همجنس خود سرخ و سفید میشوند ما به شما این گزینه را پیشنهاد میکنیم.


باز هم من باید توضیح بدهم که قطعا عزیزان زیادی هستند که صادقانه و خداپیغمبری همجنسگرا هستند و به علت فشارها و سختی ها ناچار به ترک ایران شده اند...این عزیزان تاج سر ما هستند و خودشان و گرایششان روی تخم چشم ما جای دارند...ولی خب شرایط در ایران  برای برقراری رابطه با جنس مخالف هم تقریبا به اندازه ی رابطه با همجنس سخت است و ما اگر واقعا بنی ادم باشیم نباید راضی شویم که دگرجنس گراها در ایران بمانند و دهانشان سرویس شود و بعد همجنسگراها بروند ینگه ی دنیا حال و حول کنند برای خودشان.
کیس همجنسگرایی درست است که کیس طلایی ست اما اگر نسنجیده و بی گدار به سازمان ملل بزنید همان اول چنان در مصاحبه مفتضح میشوید که تا صد سال دیگر هم اسم پناهندگی بیاید موهای تنتان سیخ میشود...افسر مصاحبه کننده در مورد همجنسگراها علاوه بر اینکه کارمند سازمان ملل هست، روانشناس هم هست، بازجو هم هست، نویسنده رمانهای تخیلی هم هست و همجنسگرا هم ممکن است باشد و خلاصه برای اینکه او را متقاعد کنید باید آنقدر در نقش خود فرو بروید و فرو بروید و فرو بروید که گاهی بیرون آمدن از آن نقش دیگر برایتان مقدور نخواهد بود.

یک باور غلطی که در بین عوام وجود دارد این است که در روز مصاحبه برای کیس های همجنسگرایی امتحان عملی میگذارند...یعنی فرض بفرمائید اگر آقا پسری آمد و ادعا کرد که همجنسگراست او را میبرند و در روز مصاحبه با یک نره غولی می اندازند توی یک اتاق شیشه ای و میگویند اگر راست میگویی در حضور افسر مصاحبه کننده به این آقا بگرا ..! اصلا این خبرها نیست...در سازمان ملل صرف ادعای زبانی کفایت میکند و کسی را مجبور به گرویدن به عنف به کس دیگری نمیکنند...
باور غلط دیگری هم که وجود دارد این است که حتما باید دو نفری برای مصاحبه بروند...انگار همه ی همجنسگراها زوج هستند و همجنسگرای تنها که هنوز نیمه ی گمشده اش را پیدا نکرده نداریم...این مساله به قدری برای برخی پناهجویان معضل است که دیده شده دوستانی که درک صحیحی از همجنسگرایی ندارند و آن را فقط در قالب فاعل و مفعول می فهمند بر سر آنکه چه کسی فاعل و چه کسی مفعول باشد با هم گلاویز شده و به قصد کشت یکدیگر را زده اند و قبل از مصاحبه، کیس شان خود به خود از هم پاشیده و گرایششان در نطفه مضمحل شده است...

آمار کیس همجنسگرایی بعد از کیس تغییر دین در رتبه ی دوم پرطرفدار ترین کیس های فیک قرار دارد...تنها علتی که این کیس رتبه اول را ندارد این است که هنوز همجنسگرایی در جامعه و به خصوص جمعهای مردانه آنطور که باید و شاید جا نیفتاده است اما به عللی که بر نگارنده مکشوف نیست این کیس روز به روز در میان خانومها طرفداران بیشتری پیدا میکند و میتوان پیش بینی کرد که در آینده ای نزدیک موج جدیدی از پناهجوهای لزبین به سازمان ملل مراجعه کنند و این کیس را به جایگاه واقعی خود در میان کیس های فیک برسانند...همجنسگرایی خوشبختانه از سالهای پیش در بین خانومها عملی شیک و با کلاس محسوب میشده و نشان دهنده ی تشخص و جایگاه خاص و منحصر به فرد اجتماعی و حتی هنری ست...

توصیه ی مهم من  به برادرانی که کیس همجنسگرایی میدهند این است در روز مصاحبه حتی المقدور طبیعی برخورد کنند و خودشان باشند... فرد همجنس گرا در خیلی از مواقع تفاوت چندانی با یک فرد عادی ندارد... عروسکی شونه کردن موها و تتو کردن ابروها و کشیدن خط چشم و آویختن گوشواره و پوشیدن شلوار چرمی چسبان و لباس میخ دار تور توری و کفش پاشنه بلند، رفتارهای رایج در بین ترانس هاست...والله به خدا قسم ترانس با همجنسگرا فرق دارد...چرا اینجوری میکنید شماها؟؟

مهمترین سوالهایی که در روز مصاحبه از همجنسگرایان میشود سوالهای زیر است: (جوابها در ادامه ی سوالها امده است....باید دقت کنید که پاسخهایتان باید متفاوت باشد که نشان بدهد متفاوتید.)

سوال: از کی متوجه شدی که به همجنس خودت گرایش داری؟
جواب: این گرایش با من به دنیا آمده است ...با شیر اندرون شده و با جان به در شود...!

سوال: آیا در کودکی از شیرمادر تغذیه کرده اید یا شیر خشک ؟
جواب: 
هیچ کدام...شیر پدر.

سوال: مگر پدرتان هم نعوذ بالله شیر داشتند؟
جواب: بله...ما متفاوت و خاصیم!

سوال: آیا اطرافیان و خانواده از این گرایش شما مطلع هستند؟
جواب: هرگز...never ever...بفهمن میکشن من رو! به صلابه میکشندم...

سوال: چپ دست هستید یا راست دست؟
جواب: صد در صد چپ دست. برخی کارهایم را هم با پا انجام میدهم.

سوال: هفتاد و دو ضرب در 4 چقدر میشود
جواب: امممم...اجازه بدهید...چند لحظه...

سوال سریع:  برخورد خانواده وقتی که متوجه گرایشات شما شدند جگونه بود؟
جواب سریع: خیلی ناراحت شدند و من را از خانه بیرون کردند.


بفرمائید بروید بیرون...کیس شما رد شد...گند زدید...!

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}