با رشد و توسعه ی  شبکه های رنگ و وارنگ اجتماعی روز به روز امکانات بیشتری در اختیار کاربران این شبکه ها  قرار میگیرد...امکان شرکت در بحثها و افزایش اصطکاک و تعامل بین افراد در قالب لایک و کامنت از جمله امکاناتی ست که شبکه های اجتماعی در اختیار کاربران خود قرار میدهند... اما در این میان تلگرام یک استثناء است...تلگرام همانطور که از اسمش پیداست نوعی بازگشت به سنتهاست... امکان جدید تلگرام به نام «کانال» که با استقبال بی سابقه ی ایرانیان  نیز مواجه شده است در حقیقت احیای منبر است در عصر چند صدایی...کانال در تلگرام جایی ست که مخاطب باید ساکت و بی حرف بنشیند و گوش کند و بعد هم بلند شود برود دنبال کارش...نه لایکی، نه دیسلایکی، نه بحثی و نه کامنتی...در حقیقت کانال در تلگرام یک منبر دیجیتال است برای کسانی که به ژانر "من میگم تو گوش کن" در تعاملات اجتماعی علاقه مند هستند...این بازگشت به ریشه ها در ابتدا تنها نظر چند انسان بی حوصله و خسته از هیاهو و بحث و جنجال را به خود جلب کرد و عملا یک پروژه ی شکست خورده بود...ولی بعد کسی نمیداند چه شد که ناگهان موجی به راه افتاد و همه هجوم آوردند که در تلگرام حتما کانال داشته باشند...اگر از بسیاری از کسانی که در تلگرام کانال ایجاد کرده اند بپرسید که کانال چه ویژگی خاصی دارد و شما در پاسخ به کدام نیازتان که در سایر شبکه های اجتماعی برآورده نمیشد در تلگرام کانال زده اید، احتمالا کمی سرشان را میخارانند و میگویند خب راستش تلگرام  فیلتر نیست...ولی به راستی کیست که نداند فیلترینگ بهانه است و اینکه شیوع تب کانال را  به گردن فیلترینگ بیاندازیم ساده انگاری ست.

برای اینکه ساز و کار موج پیوستن ایرانیان به کانال در تلگرام را توضیح بدهیم لازم است به آزمایش معروف دکتر هارپورت رجوع کنیم...دکتر هارپورت در حین انجام یک پروژه ی مطالعاتی در دانشگاه «کیخن اشتوف» دست به آزمایش مهمی زد که بعدها به آزمایش دکتر هارپورت معروف شد...وی از پنجاه نفر از دانشجویان خود خواست که در وقت ناهار بروند و جلوی بخشی از آشپزخانه صف بکشند که صرفا سیب زمینی آب پز عرضه میکرد...در حالی که در بخش دیگر در مجاورت همان بخش غذاهای متنوع و اشتها برانگیز دیگری عرضه میشد...نتیجه ی آرمایش دکتر هارپورت نشان داد که نود درصد دانشجویانی که به سلف مراجعه میکردند با اینکه میدانستند صف مربوطه مخصوص سیب زمینی خورهاست باز میرفتند و در آن صف می ایستادند...دکتر هارپورت بعدها در کتاب خاطرات خود نوشت:

" آنها در صفی که ما به صورت مصنوعی ایجاد کرده بودیم می ایستادند و میدانستند که در نهایت چیزی جز سیب زمینی آب پز گیرشان نمی آید و نیز به چشم خود می دیدند که در بخش مجاور کباب بناب با نان سنگک و ریحان عرضه میشود، اما با این حال ترجیح میدادند در صفی باشند که رقابت برای غذا در آن صف فشرده تر بود...آنها جو گیر شده بودند."

اگر به بحث خودمان برگردیم خواهیم دید زمانی که کانال تلگرام معرفی شد روی کاغذ هیچ شانسی برای رقابت با سایر شبکه های اجتماعی نداشت...یک بازگشت به دوران پیشا وبلاگی بود...یعنی زمانی که هنوز بخش نظرات هم برای وبلاگ اختراع نشده بود...اما یکی دو چهره سرشناس به دلایل نامعلومی رفتند در تلگرام کانال زدند و بعد چند نفر دیگر و ناگهان یک موج به راه افتاد که دیگر کسی توانایی مقاومت در برابرش را نداشت...به شکلی که کانال داشتن در تلگرام از نان شب هم واجب تر شد... کار به جایی رسیده که توی فیسبوک میروی میبینی هرکس توی صفحه اش دارد برای صفحه تلگرامش تبلیغ میکند و از مخاطبین خود خواهش میکند که به کانالش در تلگرام بپیوندند و اصطلاحا جوین شوند...واقعا چرا؟ کباب بناب فیس بوک مگر چه ایرادی دارد که برای سیب زمینی آب پزی که تلگرام جلویتان می اندازد اینطور دارید با هم رقابت میکنید و انقدر وقت و انرژی میگذارید؟

بله...بله...میدانم...کمی سرتان را میخارانید و میگوئید دلیل کانال زدنتان در تلگرام این است که آنجا  فیلتر نیست...اما خودتان هم خوب میدانید که فیلترینگ بهانه است و موضوع یک رقابت پنهان است که دکتر هارپورت سازو کار آن را به خوبی سالها پیش نشان داده بود...
همین...عرض دیگری ندارم...بفرمائید...سیب زمینی سرد که بشود از دهان می افتد...من هم بروم کبابم را بزنم! 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}