شورای محترم نگهبان به تازگی اعلام کرده است که برای بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات مجلس دهم مراجع چهار گانه نظارت (یعنی وزارت اطلاعات، وزارت دادگستری، نیروی انتظامی و بسیج) کافی نبوده و برای احراز صلاحیت هرکدام از شرکت کنندگان باید «تحقیقات محلی» نیز صورت بگیرد. سخنگوی محترم شورای محترم نگهبان در توجیه این امر که تحقیقات محلی لازم است فرمودند: " ... از نظر حقوقی کسی را در ایران به دلیل «عدم التزام به شرع و قانون اساسی» و یا «ترک واجبات» محاکمه نمی‌کنند و به همین دلیل نمی‌توان از «مراجع چهارگانه نظارتی» در این مورد استعلام کرد."

ما این بازگشت غرور آفرین به دوران تفتیش عقاید و انکیزاسیون در قالب تحقیقات محلی را به فال نیک گرفته و پیشبینی می نمائیم که به زودی زود شاهد رد و بدل شدن دیالوگهای زیر در محل سکونت داوطلبان غیر خودی انتخابات مجلس دهم بین مامورین محترم تفتیش/تحقیق و اهالی محل باشیم:

پرده اول / مکان: فروشگاه سوپری سر کوچه ی سوژه

- سلام علیکم
سلام...بفرمائید. چی میخواستین؟

بنده جهت انجام پاره ای تحقیقات محلی در مورد یکی از اهالی محل خدمتتون رسیدم.
به به...یه سلامتی...ایشالا به مبارکی باشه..در خدمتتون هستم.

شما آقای کمال بوذرجمهری اسفراینی رو میشناسین؟
بله بله...همین انتهای کوچه منزلشون هست...بسیار پسر خوب و آرام و سر به زیری دارن.

- نخیر...با پسرشون کاری نداریم...در مورد خودشون چند تا سوال داشتم از خدمتتون.
ای آقا...ایشونم بله؟ حاج خانمشون در جریان هستن اونوقت؟

دوست عزیز...من از دفتر شورای نگهبان خدمتتون رسیدم و تحقیقات بنده مربوط به احراز صلاحیت ایشون برای شرکت در انتخابات مجلس هست.
بله بله...شرمندم...عرض شود که آقا کمال بسیار مرد شریف و محترمی هستن.

بله...در ظاهر که همه شریف و محترمند...اما اینکه بنده خدمت شما رسیده ام برای این است که نیمه ی پنهان این شخص به اصطلاح محترم را ببینم. و شما باید به من کمک کنید.
من در خدمتم...امر بفرمائید.

شما رفتارهای مشکوکی از ایشون در این مدت ندیدین؟  مثلا آیا تا به حال شده بیان و از شما چیپس و ماست موسیر و از این چیزها بخرن؟
والا چه عرض کنم...بیشتر پسرشون میاد و خرید میکنه...و خب گاهی از این چیزها هم میخره.

- پس از این چیزها هم مصرف دارن...بسیار عالی...مصرف زغالشون در چه مقداره؟
جان!؟

زغال...زغال هم زیاد میخرن؟
زیاد که نه...ولی یکی دو بار خود آقا کمال اومده دنبال زغال لیمو...منتهی ما چون نمیاریم رفته از این مغازه پائینیه خریده.

صحیح...! زمانهایی که خودشون میان مغازه بیشتر در چه موردی صحبت میکنن...؟
چه صحبتی میکنن...؟

آره دیگه...مثلا همین صحبتهای معمولی راجع به قیمتها و گرونی و تورم و این چیزا که فلان چیز گرون شد و فلان چیز پیدا نمیشه و خرج زیاده و این مملکت رو خراب کردن و این حرفا؟
امممم...شاید...ممکنه...البته الان حضور ذهن ندارم دقیقا...

خب من چیزی رو که لازم بود متوجه شدم... اونوقت چنین جرثومه ای میخواسته بیاد وارد مجلس بشه...واقعا مرسی از همکاریتون.

 

پرده دوم / مکان: مسجد محل

- سلام علیکم برادر
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بنده از دفتر تحقیقات محلی شورای نگهبان خدمتتون میرسم...شما عضو پایگاه بسیج همین مسجد هستین؟
به به...سرافراز کردین...بله برادر...در خدمتم.

- شما آقای کمال بوذرجمهری اسفراینی رو میشناسین؟
بله...ایشون ساکن همین کوچه ی پشت مسجد هستن.

وضع دین و ایمانشون چطوره؟
خدا بهتر میدونه ولی عرض شود که بنده تا امروز چیز خاصی ندیدم از ایشون...

دین و ایمان سیاسی منظورم هست...شرکت در نماز جمعه ای؟ راهپیمایی ای؟ برون فکنی دلواپسی نسبت به مسائل هسته ای؟  یا هر چیزی که نشانه ای از التزام عملی شون به ولایت فقیه ارواحنا فداه داشته باشه؟
اللهم صل علی محمد و آل محمد...در این زمینه هم بنده به شخصه چیز خاصی ندیدم حاج آقا.

ارتباطشون با فتنه 88 چطور بوده؟ نشانه ای چیزی مشاهده نکردین در اون ایام؟
مطمئن نیستم اما ایشون درست یک ماه بعد از جریان فتنه یک پژوی سبز یشمی خریدن که نمیتونه تصادفی باشه.

بله...میشد حدس زد...دیگه؟
دیگه اینکه یک بار خانومشون شله زرد نذری پخته بودن و روی همه شون با دارچین نوشته بودن یا حسین و یکی از بچه ها گفته بود که یکی از "یا" هاشون شبیه هر "یر" نوشته شده بود که "میر" هم میتونسته خونده بشه.

این دقت عمل و تیزهوشی تون قابل تقدیره...ممنون برادر...من جواب سوالهام رو گرفتم...این مرتیکه با چنین سوابقی باید بره توی انتخابات کنگره آمریکا شرکت کنه... خدانگهدار.
حاجی تشریف داشته باشین یه نماز جماعت در خدمتتون باشیم حالا...

(پایان)

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}