بعد از توییت نیش دار وزیر امور خارجه ی امارات در مورد وزیر امور خارجه ی محترم کشورمان یک جنگ توییتی در سطح وزرای امور خارجه ی ایران و امارات آغاز شده است  که در صورت عدم مداخله ی شورای امنیت سازمان ملل ممکن است به جاهای باریک کشیده شود. ماجرا این بود که چندی قبل محمد جواد ظریف دیپلمات کارکشته کشورمان در نشریه ی نیویورک تایمز یادداشتی منتشر کرده و در آن حرفهای خیلی خوب و زیبایی زده بودند و این مساله باعث تحریک حس حسادت وزیر امورخارجه امارات گردید و ایشان خیلی طعنه آمیز و با زبانی که کم از زبان مادرشوهر نداشت توییت نمودند که: "وقتی یادداشت وزیر خارجه ایران در نیویورک تایمز را خواندم، تصور کردم وزیر خارجه ی یک کشور اسکاندیناوی ست."

اولا که جمهوری اسلامی به کوری چشم دشمنان تنها اسکاندیناوی خاورمیانه محسوب میشود، در ثانی فرمایشات ایشان به وزیر خارجه ی امارات چه ربطی دارد؟ تصور کنید چقدر یک وزیر خارجه میتواند چشم تنگ و کینه توز باشد که وقتی همتایش در نشریه ای معتبر یادداشتی منتشر میکند و حرفهای قشنگی میزند، بخواهد اینجور حالش را بگیرد. به هر حال این تیکه ی وزیر خارجه ی امارات از طرف آقای ظریف بی پاسخ نماند و ایشان هم دست به کیبورد شده و در توییتی جانانه و دندان شکن فرمودند که: "دیپلماسی عرصه ی بلوغ است و نه نوکیسه گان و متکبران."
هاهاها...دمش گرم...گرفتید که؟ یعنی باباجان تو اگر کشورت همان چهار تا و نصفی چاه نفت را هم نداشت که الان باید به جای تکیه بر مسند دیپلماسی برای کار کردن قاچاقی میامدی ایران...! خدایی ظریف ما هم گاهی خوب تیکه هایی می اندازد...!
قاعدتا بنا بر اصل زدی ضربتی ضربتی نوش کن کار همینجا باید خاتمه پیدا میکرد غافل از اینکه وزیرحسود و بد دهن امارات سنگین ترین ضربتش را هنوز رو نکرده بود...برخی گزارش ها حاکی از آن است که ایشان بعد از خواندن توییت ظریف یک قلپ آب خوردند و بلافاصله پشت مک بوک پروی خود نشسته و توییت فرمودند: " سفارتخانه ها را آتش نزنید، آنها را تسخیر و غارت نکنید، دیپلماتها را گروگان نگیرید." و پشت بندش هشتک زدند که "اصول مقدماتی دیپلماسی".

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد و یکی از این دردها همان بی شعورهایی بودند که به سفارت عربستان حمله کرده و آن را آتش زدند و به این شکل وزیر محترم امور خارجه ی ما را در برابر همتای اماراتی خود در موقعیت آچمز قرار دادند. البته شکی نیست که ظریف میتواند ادعا کند که آن اتفاق یک حادثه بوده و با عواملش نیز برخورد شده است، منتهی طرف اماراتی با بدجنسی بحث گروگانگیری را هم قاطی این مساله نموده که هرچه نباشد در تقویم رسمی جمهوری اسلامی تسخیر لانه جاسوسی یک مناسبت ملی محسوب میشود و مرتکبین آن امروز از چهره های شاخص نظام هستند و دقیقا اینجاست که دیگر زبان ظریف کوتاه است.

به هر شکل ما ضمن محکوم کردن این جدال نابرابر توییتری مایلیم به وزیر امور خارجه ی امارات خاطر نشان کنیم که چه خوب بود اگر بدون حمله به نقاط ضعف حریف و به شکل جوانمردانه تری این مجادله ی لفظی را پیش می بردند همانطور که مرحوم تختی وقتی متوجه آسیب دیدگی پای کشتی گیر مقابل شد از زیر گیری در طول کشتی خود داری نمودند.

در پایان ضمن تشکر از آقای ظریف به ایشان خسته نباشید گفته و اعلام میکنیم که از نظر ما چیزی از ارزشهای ایشان کم نشده است و به هر حال وزیر امور خارجه ی جمهوری اسلامی بودن سخت است و گاهی چنین چیزهایی پیش می آید. امیدواریم ایشان با حفظ روحیه جنگندگی خود نبردهای توییتری آینده را بتوانند به نفع خود پایان دهند. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}