چهارشنبه ۳ فروردین ۱۴۲۹ / ۲۳ مارس ۲۰۵۰

امروز را قراراست به خاطر تعطیلات عید در خانه بمانم.  سر میز صبحانه، با سارا و سامان نگاهی به اخبار شبکه های تلویزیونی خارجی می اندازیم که بعضی هایشان برای پوشش "اولین عید جمهوری ایران" خبرنگارهایی را به تهران و شهرهای دیگر فرستاده اند.

شبکه چینی سی سی تی وی گزارشی را از شهر قم تهیه کرده که تمرکز آن، روی لباس مردم حاضر در مکان های مذهبی است. گزارش، کسانی را نشان می دهد که در داخل حرم لباس سیاه بر تن دارد و می گوید اینها کسانی هستند که در پاسخ به اعلام عزای عمومی توسط یکی از مراجع تقلید، سیاهپوش شده اند. البته حتی در تصاویری که از حرم نمایش می دهد، به زحمت می توان در میان مردانی که لباس های عادی پوشیده اند، چیزی حدود۱۰ درصد سیاهپوش را تشخیص داد. در میان زنان درصد سیاهپوشان دو – سه دوبرابر است. اما دلیل اصلی آن، استفاده معمولی خیلی از زنان حاضر در حرم از چادر مشکلی است که ربطی به عزادار بودن یا نبودنشان ندارد و انگار که گزارشگر چینی، از این سنت بی اطلاع بوده است. از شبکه دولتی چین، که کشورش سال‌هاست صادرکننده چادر مشکی به ایران بوده، چنین خطایی بعید است.

تلویزیون دویچه وله فارسی هم گزارشی را پخش می کند که موضوعش، ورود بی سابقه گردشگرهای خارجی به ایران برای شرکت در جشن های نوروزی و کمبود هتل برای اسکان آنهاست. گزارش، عمدتا روی توریست‌های خندانی متمرکز است که می گویند فکر نمی کرده اند روزی در خیابان های ایران بدون حجاب راه بروند یا در هتل هایشان مشروبات الکلی بنوشند.

بعد از ظهر برای عید دیدنی راهی منزل اقوام می شویم. در سرتاسر شهر، احزاب پلاکاردهایی تبلیغاتی را با موضوع انتخابات مجلس موسسان نصب کرده اند که قرار است یک هفته بعد از تعطیلات برگزار شود. زمان قانونی تبلیغات انتخاباتی برای کاندیداها هنوز شروع نشده اما احزاب در حال تبلیغ در مورد اصولی هستند که معتقدند مجلس موسسان، باید در هنگام تدوین قانون اساسی مورد توجه قرار بدهد. 

در منزل مادر سارا، عده ای از بستگان با حرارت در حال بحث سیاسی هستند و ظاهرا ما را که می بینند، بحثشان داغ تر می شود. موضوع صحبت، پیام نوروزی رئیس جمهور است. الحمد الله هرکدامشان هم از یک جایی از پیام خوششان نیامده و اصرار دارند که انتقادشان را به رئیس جمهور انتقال بدهم!

تا شب، به منزل پدر و مادر خودم و دو جای دیگر هم سر می زنیم که همین آش و همین کاسه است. هیچ وقت در عمرم یاد ندارم دیده باشم که این همه مردم بحث سیاسی بکنند و در مورد ریز و درشت مملکت نظر بدهند. در زمان جمهوری اسلامی، حداقل در میان اطرافیان ما، همه منتقد اوضاع بودند. اما الان، همان کسانی که در گذشته کمابیش هم عقیده بودند، با هم اختلاف نظر شدید پیدا کرده اند. احساس مشترک اغلب آدم ها این است که کشور دارد شکل جدیدی می گیرد و "از همین حالا" باید خیلی کارها انجام بشود یا نشود. بر سر اینکه دولت جدید باید چه سیاست هایی داشته باشد، بحث های زیادی در می گیرد که جمع های فامیلی و غیر فامیلی را خسته کننده کرده است. به ویژه برای من که عادت داشتم در این جور جمع ها از موضع مخالفِ حکومت از مسئولان انتقاد کنم و حالا خودم یک مسئول دولتی هستم، کنار آمدن با فضای جدید سخت است.

آخر شب با سردرد به خانه می رسیم. مشغول مسواک زدن هستم که سارا با فریاد صدایم می کند. جلوی تلویزیون خشکش زده و به اخبار ساعت ۱۲ شب نگاه می کند که از چاقو خوردن یک توریست آلمانی در رستورانی در اصفهان گزارش می دهد. گزارشگر می گوید یک جوان سیاهپوش بعد از زخمی کردن توریست آلمانی فریاد زده: "هنوز ما نمرده ایم که آمریکایی ها توی خاک این مملکت عرق بخورند." تلویزیون خبر می دهد که جوان مهاجم دستگیر شده و حال توریست آلمانی وخیم است.

سارا می گوید: "یا خدا! شروع شد!"   


سه شنبه ۲ فروردین ۱۴۲۹ / ۲۲ مارس ۲۰۵۰

امروز صبح جلسه خاصی نیست ولی باید به دفتر بروم تا گزارش های اول سال را بخوانم.

از همه این گزارش ها جالب تر، جمع بندی واکنش رسانه های داخلی به پیام نوروزی رئیس جمهور است. خبرسازترین واکنش از آیت الله حجازی از مراجع تقلید بوده که در واکنش به شروع نشدن پیام نوروزی رئیس جمهور با نام خدا، سه روز عزای عمومی اعلام کرده است. او بعد از اعلام نتایج رفراندوم تغییر حکومت هم، یک هفته عزای عمومی اعلام کرده بود. با این تفاوت که آن وقت، چهار مرجع تقلید دیگر هم به او پیوسته بودند، ولی این بار، هنوز مرجع دیگری همراهی نکرده است.

سایت "ظهور"، که عملا پر مخاطب ترین وبسایت هوادار حکومت سابق است، رنگ پس زمینه خودش را به سیاه تغییر داده و در تیتر اصلیش نوشته: "سعید امینی 'خدا' را کنار گذشت!" نویسنده مطلب هشدار داده که در ایران "در گذشته هم کسانی سعی کرده اند خدا را از زندگی مومنین حذف کنند اما مومنین آنها را حذف کرده اند". این سایت، کاریکاتور لوسی را هم منتشر کرده با این مضمون که نام الله حذف شده و به جایش دارد ستاره داوود می آید! که اشاره‌ای به درخواست نخست وزیر اسرائیل برای برقراری رابطه با ایران است.

سایت "جمهوری اسلامی" هم، یک مطلب حقوقی را به قلم مصطفی گلپایگانی رهبر "حزب جمهوری اسلامی" منتشر کرده که در بهمن ماه گذشته مجوز فعالیت گرفته و از از آن زمان تاکنون، با هدف "استقرار جمهوری اسلامی در ایران" به فعالیت مشغول است. آقای گلپایگانی از اساس، رفراندوم ۱۱ دی ماه سال گذشته برای تبدیل حکومت ایران از جمهوری اسلامی به جمهوری را غیر قانونی دانسته و نوشته است: "رئیس جمهور شدن سعید امینی در تیر ۱۴۲۸، بر مبنای 'قانون اساسی ایران' صورت گرفت. همان قانونی اصل ۱۷۷ آن صراحت دارد: محتواي‏ اصول‏ مربوط به‏ اسلامي‏ بودن‏ نظام‏ و ابتناي‏ كليه‏ قوانين‏ و مقررات‏ بر اساس‏ موازين‏ اسلامي‏ و پايه‏ هاي‏ ايماني‏ و اهداف‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ و جمهوري‏ بودن‏ حكومت‏ و ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏ و نيز اداره‏ امور كشور با اتكاء به‏ آراء عمومي‏ و دين‏ و مذهب‏ رسمي‏ ايران‏ تغيير ناپذير است."

گلپایگانی ادامه داده: "چه کسی است که نداند تن دادن جمهوری اسلامی به رفراندوم تحمیلی، نه نتیجه ساز و کاری حقوقی، که حاصل حضور خیابانی سازمان یافته و طولانی مدت هواداران رفراندوم بود که خواسته ای نامشروع و غیرقانونی یعنی پایان نظام حکومتی جمهوری اسلامی را پیگیری می کرد."

امروز صبح وبسایت "جمهوری"، پاسخی را به مقاله "جمهوری اسلامی" منتشر کرده که در آن آمده: "چیزی که رسانه های طرفدار حکومت سابق نادیده می گیرند آن است که برگزاری همه پرسی، به دنبال بیش از سه ماه حضور خیابانی مسالمت آمیز میلیون ها نفر از مردم در شهرهای مختلف بعد از انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت که تنها خواستشان انجام رفراندوم بود. قابل فهم نیست که بر مبنای چه برداشتی از مشروعیت یا قانون، ممکن است بتوان نتیجه رفراندومی که ۸۸ درصد واجدان شرایط در آن شرکت کرده و ۸۲ درصد رای دهندگانش به تغییر نظام حکومتی کشور رای داده اند را نامشروع دانست."

در واکنشی دیگر، وبسایت ۱۱ دی مصاحبه ای را با کیانوش دوایی وزیر فرهنگ منتشر کرده که در آن گفته است: "بنیانگذار همان سیستم حکومتی که مخالفان دولت هنوز به دنبال ابقای آن در کشورمان هستند، پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ گفت: ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی اول که تأسیس شد، به اختیار مردم بود و مجلس مؤسسان را هم به اختیار مردم تأسیس کردند... آنها چه حقی داشتند که برای ما سلطان تعیین می کنند. سرنوشت هر فردی با خودش است. مگر پدرهای ما ولی ما هستند. مگر آن اشخاصی که در ۱۰۰سال پیش از این، ۸۰ سال پیش از این بودند می‌توانند سرنوشت ملتی را که بعدها وجود پیدا می کنند، تعیین کنند."

به گفته خانم دوایی: "بر مبنای همین منطق، می توان گفت اگر کسانی، حدود ۷۰ سال پیش در قانون اساسی ایران آورده باشند که نوع حکومت تا ابد جمهوری اسلامی است و امکان تغییر آن وجود ندارد، آنها قانوناً و اخلاقاً حق تعیین تکلیف برای کسانی که دهه های بعد در این کشور به دنیا می آمده یا به سن قانونی می رسیده اند را نداشته اند. مردم هر کشوری، از حق تغییر مسالمت آمیز نظام حکومتی خود برخوردارند و هیچ حکومتی حق ندارد قوانینی را وضع کند که این حق را تا ابد از نسل های آینده بگیرد."

البته به طور کلی به نظر می رسد تعداد واکنش های رسانه ها به پیام نوروزی رئیس جمهور، کمتر از حد انتظارات قبلی ماست که شاید دلیل اصلیش سنت دیرپای تعطیلی اغلب رسانه های ایران در روزهای اول سال باشد.

پیام نوروزی نخست وزیر اسرائیل هم واکنش هایی را داشته، ولی قرار نیست در دفتر از این واکنش ها جمع بندی جداگانه ای را تهیه کنیم. احتمالا چون هنوز جوابی از طرف رئیس جمهور ما منتشر نشده، بیشتر رسانه های آن طرف به نیش و کنایه در مورد درخواست عادی سازی روابط بسنده کرده اند. اگرچه یک سایت تندرو به نام "بصیرت آنلاین" مطلبی را با این مضمون منتشر کرده که "دولت سعید امینی بهتر می داند که اگر اسرائیلی ها به ایران بیایند چه می شود". می تواند معنای نوعی هشدار را داشته باشد.


دوشنبه ۱ فروردین ۱۴۲۹ / ۲۱ مارس ۲۰۵۰

روز اول سال ساعت ۹ صبح جلسه دفتر رئیس جمهور شروع می شود. خوشبختانه این یکی جلسه، غیر منتظره نیست. از قبل از سال تحویل پیش بینی‌مان این بود که تعداد پیام های نوروزی سران کشور های جهان بیشتر از سال های گذشته باشد و قرار گذاشته بودیم که در صورت لزوم، در مورد پاسخگویی به آنها همفکری کنیم.

همان طور که انتظار داشتیم، دبیر کل سازمان ملل متحد و سران کشور هایی در غرب که بیشترین تعداد مهاجران ایرانی را دارند یعنی آمریکا، بریتانیا و کانادا پیام نوروزی داده اند. پیام هر سه تای آنها مضمون کمابیش مشابهی دارد: تبریک نوروز به کسانی که در کشورهایشان نوروز را جشن می گیرند و اعلام تمایل به گسترش روابط با ایران. در این میان رئیس جمهور آمریکا، با مکافات، یک بیت کامل از حافظ را از حفظ می خواند: "بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم – فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم!"

اما گذشته از آنها، سه نفر دیگر برای اولین بار پیام نوروزی داده اند: رئیس جمهور فرانسه، نخست وزیر چین و نخست وزیر اسراییل. رئیس جمهور فرانسه گفته که کشورش، به عنوان پرچمدار لائیسیته در جهان، ورود ایران به جرگه کشورهای لائیک را تبریک می گوید و در پایان هم، ابراز امیدواری کرده روابط تجاری و فرهنگی دو کشور توسعه پیدا کند.

نخست وزیر چین، بعد از مقدمه ای مختصر، یک راست رفته سر اصل مطلب و از ابراز تمایل کشورش، به عنوان اولین قدرت اقتصادی دنیا، به سرمایه گذاری بیشتر در ایران صحبت کرده. عجیب است که در تمام دوران حکومت سابق ایران، که روابط با چین در بالاترین سطح بود، رهبران چین پیام نوروزی نداده بودند و الان داشتند این کار را می کردند. شاید نگرانند که حکومت جدید ایران از چین فاصله بگیرد.

پیام نخست وزیر اسرائیل، مقدمه ای طولانی در مورد سابقه ایرانیان و یهودیان و کورش و ایرانی تبارهای اسراییل و ... دارد. اما در آخر، خواستی صریح را مطرح کرده که برقراری روابط کامل سیاسی و دیپلماتیک دو کشور در سال جدید ایرانی است.

قرار شد در جلسه راجع به کلیات پاسخ رئیس جمهور به پیام های نوروزی توافق کنیم و نوشتن پیش نویس پاسخ ها را به خانم شمس سخنگوی دولت بسپریم تا بعد با نظر رئیس جمهور نهایی شوند.

تنها موضوع بحث برانگیز، جواب تبریک نخست وزیر اسرائیل است. رئیس جمهور، از بابت تبعات داخلی برقراری رابطه با تل آویو نگرانی دارد. به علاوه می گوید مطمئن است که شروع به کار سفارت اسرائیل در ایران، تامین امنیتش را به یک مشکل بزرگ برای دولت تبدیل می کند. ترجیح می دهد برای برقرار روابط عجله نکنیم و در جواب به پیامشان بنویسیم که "دولت ایران موضوع برقراری روابط دو کشور در زمان مناسب را بررسی خواهد کرد".


یکشنبه ۳۰ اسفند ۱۴۲۸ / ۲۰ مارس ۲۰۵۰

ساعت ۷ صبح با صدای زنگ موبایل از خواب بیدار می شوم. در میانه خواب و بیداری، به زحمت می فهمم که رئیس جمهور است. از این تماس غیر منتظره عذرخواهی می کند و می‌خواهد برای جلسه مهمی راهی دفترش بشوم. قبل از اینکه سوالی بکنم توضیح می دهد: "اتفاق بدی نیفتاده، موضوع جلسه، پیام نوروزی است."

ما شب پیش متن پیام نوروزی رئیس جمهور را نهایی کرده بودیم. می شود فهمید که روی اولین پیام نوروزیش به عنوان رئیس جمهور حساسیت دارد. اما کار کردن دوباره روی متنی که قبلاً نهایی شده هم وسواس زیادی است.

در محوطه نهاد ریاست جمهوری، تعداد نگهبان ها از همیشه کمتر است. نگهبانی که تا حالا او را ندیده ام می پرسد چه کار دارم. کارتم را نشان می دهم و می گویم: "نیما حسینی هستم، رئیس دفتر رئیس جمهور!" هم ما و هم نگهبان ها، مدت زیادی نیست که وارد مجموعه شده ایم و تا همدیگر را بشناسیم طول می کشد.

در دفتر رئیس جمهور، غیر از خودش، خانم حافظی معاون اول و خانم شمس سخنگوی دولت هم هستند. دقایقی بعد آقای مسعودی مشاور ارشد هم می رسد و جلسه شروع می شود. رئیس جمهور می گوید که از نظر او کلمه به کلمه متن پیامی که دیشب نهایی شده هیچ مشکلی ندارد، اما هنوز شک دارد که شروع نشدن پیام با "به نام خدا" انتخاب خوبی باشد.  توضیح می دهد که ۷۰ سال در این کشور مردم عادت کرده اند که پیام های نوروزی با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شوند و اینکه یک دفعه از بسم الله تبدیل بشود به "سلام"، تغییر شدیدی است: "شاید بد نباشد که حداقل یک به نام خدا در اول پیام نوروزی داشته باشیم."

بحثی که به دنبال صحبت های رئیس جمهور در می گیرد، داغ تر از صحبت های دیشب است. انگار همه مان برای بحث کردن در روز عید کم حوصله ایم. سخنگوی دولت و مشاور ارشد در دفاع از شروع پیام نوروزی با نام خدا صحبت می کنند و معاول اول و من، مدافع شروع پیام با سلام هستیم. استدلال اصلی مشاور ارشد این است که اکثریت بالای جمعیت ایران، حتی آنهایی که مذهب خاصی را قبول ندارند، به وجود خدا معتقدند. من می گویم که شخصاً مذهبی هستم ولی فکر می کنم آقای امینی به عنوان رئیس جمهور یک حکومت سکولار نمی تواند صحبت هایش را با عبارتی شروع کند که معنای مذهبی دارد. معاون اول، فراتر می رود و می گوید: "مثل اینکه رئیس جمهور باید اول تکلیفشان را روشن کنند که آیا دین را از حکومت جدا می دانند یا نه؟" رئیس جمهور چهره در هم می کشد. به جایش سخنگوی دولت جواب می دهد و استدلال می کند که انتقال از حکومت مذهبی به حکومت سکولار یک فرایند تدریجی است. هشدار می دهد که "نمی توان که از همان ابتدا با اقشار مذهبی درگیر شد"...

بحث تا بعد از ظهر طول می کشد. نهایتاً من و معاون اول با مکافات موفق می شویم رئیس جمهور را متقاعد کنیم که نباید در ابتدای نخستین پیام نوروزی "به نام خدا" بیاورد. سخنگو و مشاور ارشد می گویند حداقل اولین پیام نوروزی دولت را با به نام خدا شروع کنیم و در سال های بعد اگر لازم شد، چیزی دیگری بگویم. با وجود این، رئیس جمهور تصمیم نهاییش را گرفته است: "هر کار سال اول بکنیم را باید در سال های بعد هم ادامه بدهیم. اول پیام یک کلمه می‌گویم سلام و خلاص."

دم سال تحویل است و هنوز نهار هم نخورده ایم. قرار می شود لحظه سال تحویل را دردفتر رئیس جمهور بمانیم و بعد فوری به سمت خانه هایمان برویم تا حداقل نهار را با خانواده بخوریم. رئیس جمهور به شوخی می گوید: "امسال، سال کبیسه بود و یک روز هم بیشتر وقت داشتیم، اما همه کارها به دقیقه آخر کشید!"

در گوشه هایی از سالن، خانم حافظی و آقای مسعودی را می بینیم که دارند به کسانی  -لابد اعضای خانواده- توضیح می دهند که لحظه سال تحویل در منزل نخواهد بود. ظاهرا مکالمه ها به راحتی پیش نمی رود. مکالمه من با همسرم به‌مراتب راحت تر است. سارا وقتی می شنود که مشکل، نهایی کردن متن پیام نوروزی بوده هیجان زده می شود: "باید در خانه همه اش را برایم تعریف کنی."

سال ها زندگی کردن به عنوان اپوزیسیون، باعث شده که همیشه همه مان به دنبال کسب خبر از "داخل حکومت" باشیم. حالا که خودمان در حکومت هستیم، سخت است عادت کنیم که نباید اسرار دولتی را سر میز غذا تعریف کرد!

 

**دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}