دوشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۲۹ / ۱۸ آوریل ۲۰۵۰

صبح سر میز صبحانه سامان خوشحال است. می گوید: "کاش می شد فردا که تعطیلم باز سه تایی برویم یک جایی." سارا می پرسد: "فردا تعطیل است؟!" می گویم: "عید مبعث است." سامان ناگهان می گوید: "راستی مگر ایران سکولار نشده؟ پس چرا هنوز عید مذهبی داریم؟" برایش  توضیح می دهم: "در کانادا هم چند تا از تعطیلی ها، به بهانه روزهای مذهبی است. حتی خود کریسمس هم روز تولد مسیح بوده اما آنجا تعطیل عمومی است."

سامان راضی نشده: "خوب، آن را هم نمی فهمم. مگر توی کانادا بیشتر مردم غیر مذهبی نیستند؟" باز می گویم: "این جور تعطیلی ها، در واقع بیشتر یک سنت یا بهانه برای جشن گرفتن هستند. هیچ کس هم اعتراض ندارد." سامان که مدرسه می رود سارا می زند زیر خنده: "خداییش حق با بچه است، این سوالی که پرسید، همیشه برای من هم وجود داشته."

امروز، قرار است آخرین جلسه کمیسیون موقت نظارت بر انتخابات تشکیل شود. چون خیلی از بحث ها هنوز تمام نشده، قرار گذاشته ایم جلسه را به جای ۶، از ۲ بعد از ظهر شروع کنیم و برای همین من دیگر صبح دفتر نمی روم و شرح شکایت هایی که باید امروز بررسی شوند را می خوانم.

تا همه اعضای کمیسیون می رسند، ساعت نزدیک ۲ و نیم می شود. متاسفانه در جلسات قبل هم همین مشکل را داشته ایم و همیشه جلسات با ۱۰ –  ۱۵ دقیقه تأخیر شروع شده، ولی نیم ساعت تأخیر امروز، رکورد جدیدی است. به نظر می رسد که اغلب نمایندگان ائتلاف ها، مطلقا تمایلی به رسیدگی به شکایت های ائتلاف غایب – جمهوری اسلامی – ندارند. از یک ساعت بعد از شروع جلسه، عملاً من و آقای معصومی وزیر کشور و خانم همتی دادستان کل هستیم که داریم بحث را جلو می بریم و مثل سابق، تنها نماینده ای که در بحث ها مشارکت دارد، آقای اسماعیل زهی نماینده ائتلاف "راه نو" است.

وزیر کشور که از این وضعیت کلافه شده  بحث را متوقف می کند و می گوید: "من راستش خیلی متوجه نمی شوم دلیل این حد از بی انگیزگی دوستان برای شرکت در بحث ها چیست؟" خانم مراغه ای نماینده ائتلاف ایران سکولار می‌گوید: "آقای معصومی! اگر مشارکت نمی کنیم به این دلیل است که جلسه، با عرض معذرت، بی معنی است. مثل این می ماند که در دادگاهی، شاکی حاضر نشود و بقیه بخواهند به زور به شکایتش رسیدگی کنند."

وزیر کشور جواب می دهد: "خانم مراغه ای، قبلاً هم این بحث مطرح شد که ما قانوناً موظفیم به شکایت همه جریان‌ها، گذشته از آنکه نماینده شان حاضر باشد یا نه، رسیدگی کنیم. من تصور می کنم این موضع دوستان، بی تأثیر از نفرتی که از جریان جمهوری اسلامی دارند نیست. در حالی که ما اینجا باید به قانون عمل کنیم."

سام شهابی نماینده ائتلاف تغییر عصبانی می شود: "عجب! ظاهراً بعد از ۷۰ سال جنایت جمهوری اسلامی، حالا باید به خاطر داشتن 'نفرت' از آن هم بازخواست شویم! شما خیال می کنید با رسیدگی کردن به اعتراضات انتخاباتی ائتلاف جمهوری اسلامی، دلشان را به دست می آورید. در حالی که آنها بر خلاف شما، از همان ابتدا تکلیفشان را روشن کرده‌اند و هر نتیجه ای که از این کمیسیون بیرون بیاید، راضی نخواهند بود." آقای شهابی ناگهان به سمت نماینده ائتلاف راه نو بر می گردد و می گوید: "آقای اسماعیل زهی، بگذارید به صراحت بگویم این میزان علاقه ای که شما به بررسی شکایت های ائتلاف جمهوری اسلامی نشان می دهید هم شک بر انگیز است..." نماینده راه نو می گوید: "عجب؟ و ممکن است بفرمایید مشخصاً به چه چیز ما شک دارید؟" سام شهابی ادامه می دهد: "من رودربایستی کردن را بلد نیستم. شما سنّی ها خیلی از جمهوری اسلامی لطمه دیدید ولی انگار ته دلتان غیردینی شدن کامل حکومت را نمی‌خواهد. برای همین، فکر می کنم بدتان نمی آید که در هنگام رأی گیری برای قانون اساسی جدید، در جاهایی از کمک نماینده های ائتلاف جمهوری اسلامی استفاده کنید تا در قانون جدید، اسلام کمتر صدمه بخورد!" آقای اسماعیل زهی حرفش را قطع می کند: "آقای شهابی در این ۳۰-۴۰ سالی که شما و حزبتان در سوئد معلوم نبود چه کار می‌کردید، ما در ایران برای ذره ذره حقوق سنی ها خون دل خوردیم. بیشتر اهل سنت ایران و به ویژه بلوچ ها، بخواهید یا نخواهید هنوز مذهبیند و اگر شما قصد دارید در حکومت سکولارتان باز هم سنی ها به خاطر مذهبشان متهم باشند، ما نمی گذاریم. اینکه نماینده های ما در مجلس به چه چیزهایی رأی بدهند یا ندهند هم، اصلاً به شما ربطی ندارد."

نماینده ائتلاف تغییر می خواهد جواب بدهد که خانم همتی دادستان کل جلویش را می گیرد: "من خواهش می کنم این بحث مذهبی و غیر مذهبی و داخل و خارج کشور را ادامه ندهید." سام شهابی می گوید: "من یک جمله بگویم تمام کنم. ما بین ساکنان مناطق سنی شنین ایران کلی آدم سکولار  داریم. مگر کردستان سنی نشین نیست؟" محمد اسماعیل زهی می آید جواب بدهد که دوباره قاضی همتی مداخله می کند: "آقای شهابی، بالاخره ائتلاف راه نو رای ۱۷ درصد مردم را دارد که خیلی هایشان سنی های مذهبی هستند و باید پاسخگوی آنها باشد و نه من و شما. بیایید این گفتگو را تمام کنیم." آقای معصومی وزیر کشور می گوید: "اگر حوصله به خرج دهید همین امشب جلساتمان تمام می شود و از فردا می‌رویم سر خانه و زندگیمان."

به هر مکافاتی که هست جلسه را ادامه می دهیم ولی فضا کاملاً سنگین است. نماینده های دو ائتلاف تغییر و راه نو، تا آخر جلسه با هم حرف نمی زنند و حتی مشارکت آقای اسماعیل زهی در بحث هم نسبت به قبل کمتر می شود.

جلسه تا حدود ساعت ۵/۷ طول می کشد و بالاخره به پایان کار می رسیم. نمایندگان ائتلاف ها، نهایتاً با امضای صورت جلسه از طرف جریان هایشان، تأیید می کنند که شکایتی در مورد نحوه برگزاری انتخابات ندارند.

تا آخرین نماینده – آریا اصلان نماینده ائتلاف "دینداران حامی دولت سکولار" – هم فرم را امضاء می کند و از در خارج می شود، دل توی دلمان نیست. با خروج آخرین نفر، وزیر کشور ناگهان از حالت رسمی خارج می شود و دو دستش را محکم به هم می کوبد!

به رئیس جمهور زنگ می زنم تا خبر خوش را به اطلاعش برسانم. بالاخره این جلسات ملال آور تمام شد!


یکشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۲۹ / ۱۷ آوریل ۲۰۵۰

نشست هیات دولت با گزارش وزیر کشور در مورد جلسات کمیسیون موقت نظارت بر انتخابات شروع می شود. تقریباً همه از آنچه تاکنون در جلسات گذشته مطلعند و گزارش، چیزی جز مرور دانسته های سایرین نیست. من هم خودم را برای توضیحی در مورد جلسات آماده کرده ام اما رئیس جمهور به سرعت سر و ته بحث کمیسیون انتخابات را هم می‌آورد و از وزیر کشور می خواهد "خبر جدید" را به حاضران در جلسه اعلام کند.

خانم حافظی که کنار رئیس جمهور نشسته می گوید: "حتما باید موضوع خیلی مهمی باشد که قبلاً در جریانش نبوده‌ایم!" حرفش به وضوح، گلایه از عدم اطلاع خودش، به عنوان معاون اول رئیس جمهور، از خبر جدید است. رئیس جمهور توضیح می دهد: "آقای معصومی همین دیروز عصر به نزد من آمدند تا شخصاً خبر یک اتفاق مهم در صبح همان روز را بدهند." جالب است که رئیس دولت، این قدر از معاون اول خودش حساب می برد!

وزیر کشور به حاضران در جلسه اطلاع می دهد که اول وقت روز شنبه، یک نفر که قصد منفجر کردن ساختمان وزارتخانه را داشته زنده دستگیر شده است. ظاهراً مهاجم در لحظه دستگیری، در آستانه منفجر کردن جلیقه ای انفجاری بوده که یک مامور حراست، او را با شوکرِ موجی - دستگاهی که با تولید امواج الکتریکی، هدف خود را بی‌حرکت می کند- تحت کنترل قرار می دهد. آقای معصومی اعلام می کند که فرد مهاجم  را تحویل وزارت اطلاعات داده اند تا بازجویی شود.

مطابق توضیحات آقای صبوحی وزیر اطلاعات، بررسی سوابق مهاجم نشان می دهد که از سال ۱۴۱۱ در استخدام رسمی وزارت دفاع جمهوری اسلامی بوده و حدود پنج هفته قبل از عملیات، او را از سمتش کنار گذاشته اند. وزیر اطلاعات اضافه می کند که همچنین مشخص شده فرد مهاجم، در ۱۳ روز منتهی به اقدام ناموفقش، دو بار با سرتیپ سماعی معاون صنایع تسلیحات سازی سپاه پاسداران دیدار کرده است. وزیر اطلاعات می گوید سرتیپ سماعی مورد تعقیب و مراقبت دائم وزارت اطلاعات بوده و چهره فرد مهاجم، همان دیروز با بررسی تصاویر ملاقات‌های سرتیپ تشخیص داده شده، که به دستگیری سریع آقای سماعی انجامیده است. در صورتی که ارتباط او با اقدام شنبه اثبات شود، نخستین مورد تایید شده ارتباط مسئولان سابق نظامی و امنیتی با ناامنی های اخیر است.

رئیس جمهور از تلاش های وزارت اطلاعات تشکر می کند و می افزاید: "جنبه نگران کننده ماجرا این است که واقعه دیروز، نخستین تلاش برای انجام عملیات 'انتحاری' علیه دولت است. چرا که هیچ کدام از اقدامات قبلی، این ویژگی را نداشته."  

خانم سلامی رئیس سازمان برنامه و بودجه می گوید: "اینکه نماینده ائتلاف جمهوری اسلامی از همان اول از شرکت در جلسات کمیسیون انتخابات انصراف داده را باید تصادفی دانست؟ شاید می دانسته که قرار است در ساختمان وزارت کشور بمب منفجر شود." وزیر کشور توضیح می دهد که تلاش برای بمب گذاری، صبح صورت گرفته در حالی که جلسات کمیسیون عصرها برگزار می شوند: "آسان نیست که خروج نماینده شان از کمیسیون را به نوعی توطئه وصل کنیم."

رئیس جمهور تاکید می کند: "اجازه دهید روشن کنم که مایل نیستم تا قبل از تأیید رسمی نتایج انتخابات، کوچکترین خبری در مورد ماجرای دیروز وزارت کشور منتشر شود، چه برسد به اینکه بخواهیم جریانی را بر سر آن متهم کنیم." خانم سلامتی می گوید: "درست است. اعلام خبر دستگیری سوء قصد کننده دیروز، باعث می شود تا دولت متهم به پرونده سازی برای ائتلاف جمهوری اسلامی قبل از اعلام نتایج رسمی انتخابات بشود."

من شک دارم که این کار، درست باشد: "فکر می کنم اعلام نکردن خبر قابل دفاع نیست. تصور کنید چه افتضاحی به پا می شود اگر بعداً در وزارت کشور انفجاری صورت گیرد و معلوم شود که دولت، خبر نخستین تلاش برای عملیات انتحاری در وزارت کشور را پنهان نگه دانسته است. معنیش این می شود که دولت بنا به مصالح سیاسی نگذاشته است نمایندگان ائتلاف های انتخاباتی، مطلع شوند در ساختمانی که برای شرکت در جلسات کمیسیون به آن می روند، خطر جانی وجود دارد."

برای ۲۰-۳۰ ثانیه هیچ کس حرفی نمی زند. رئیس جمهور سرانجام سکوت را می شکند و می گوید: "آقای حسینی نکته ای که شما ذکر کردید خیلی مهم است. اما من فکر می کنم اتفاق نامعمولی نیست اگر دولتی، در مورد زمان اعلام خبرهای امنیتی مصلحت سنجی کند. من عمیقاً معتقدم اگر خبر را قبل از تایید نتایج انتخابات اعلام کنیم، نتایج مخربی در پی خواهد داشت."

رئیس جمهور تصمیمش را اعلام کرده و ادامه بحث دیگر موضوعیت ندارد. بقیه جلسه هیأت دولت، به گزارش وزیر اقتصاد از نتایج سفر هیات بریتانیایی به تهران و استقبال کم بخش خصوصی از همکاری با آنها سپری می‌شود.


برای مطالعه چهارفصل اول کتاب "ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹" اینجا را کلیک کنید.


 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}