دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۲۹ / ۲۲ مه ۲۰۵۰

حال و هوای اولین ماه رمضان ایران بعد از دوران جمهوری اسلامی، توجه خیلی از رسانه ها را جلب کرده است.

رسانه ها، البته با توجه به علایق خودشان تصاویر متفاوتی را از مناطق مختلف ایران گزارش می کنند. تلویزیون مقاومت و شبکه العربیه به پوشش خبری رستوران ها و اغذیه فروشی هایی پرداخته اند که قبل از افطار بسته هستند. مقاومت، همچنین صاحبان بسیاری از این رستوران ها را پیدا کرده و از آنها پرسیده که چرا بسته اند و جواب هایی که پخش کرده، نوعاً توضیحاتی در مورد احترام به روزه و روزه داران هستند.

البته اغلب رسانه های بین المللی، جانب دیگر ماجرا را پوشش داده اند که تصاویر رستوران های باز یا مردم در حال مصرف غذا و نوشیدنی را شامل می شود. یک گزارش شبکه ت آر ت ترکیه می گوید با وجود اینکه این کشور از ۱۲۰ سال پیش تحت حکومت سکولار بوده و الان هم عضو اتحادیه اروپاست، اما رواج خوردن و آشامیدن در آن در ماه رمضان بسیار کمتر از ایران است که ۷۰ سال تحت حکومت جمهوری اسلامی اداره شده. گزارشگر این شبکه، وضعیت شاخص هایی در ایران چون پوشش زنان، مصرف علنی غذا و نوشیدنی در ماه روزه و حضور مردم در مساجد در هنگام برگزاری نماز را، غیر قابل مقایسه با ترکیه می داند و نتیجه می گیرد درصد ایرانی های مذهبی، به اندازه نصف افراد مذهبی در ترکیه هم نیست.

همکاران دفتر ریاست جمهوری، از شیوه پوشش رسانه های بین المللی از ماه رمضان گزارشی تهیه کرده اند که خلاصه اش را برای رئیس جمهور می فرستم. خیلی از رسانه ها به بهانه حال و هوای این ماه، مقایسه های کمابیش مشابهی را میان ایران و سایر کشورهای مسلمان انجام داده اند. نتیجه گیری اغلبشان هم یک چیز بیشتر نیست و آن اینکه در نتیجه هفت دهه حکومت مذهبی در ایران، مردم این کشور از تمام دیگر "کشورهای مسلمان" غیرمذهبی تر شده‌اند.

به نظر می رسد که در سایر کشورها، نارضایتی مردم از حکومت به فاصله گرفتن آنها از دین نینجامیده و چه بسا در خیلی از موارد، باعث شده تا مردم بیشتر جذب گروه های مذهبی بشوند که در نقش اپوزیسیون حکومت هستند. اما در ایران، دینی بودن حکومت در دهه های گذشته باعث شده تا بسیاری از مردم ناراضی از جمهوری اسلامی، همزمان نسبت به مذهبی که حکومت داعیه اجرایش را داشته هم موضع بگیرند. از طرف دیگر، در بسیاری از کشورهای مسلمان، مردم هنوز این تصور را دارند که اگر حکومتشان اسلامی شود بی عدالتی ریشه کن می شود، در حالی در ایران، مردم در عمل تجربه کرده اند که حکومت دینی، فساد و بی‌عدالتی را کم نمی کند و حتی باعث افزایش تبعیض – مثلاً میان مردها و زن ها یا بین مومن ها و غیر مومن ها – می شود.  چنین تجربه ای، باعث شده تا بعد از برچیده شدن جمهوری اسلامی، تمایل به گریز از رفتارهای مذهبی در ایران به مراتب بیشتر از سایر کشورهای مسلمان باشد.

البته همان طور که در گزارش رسانه های دنیا به مناسبت رمضان هم قابل تشخیص است، در این زمینه وضعیت همه مناطق ایران یکسان نیست. طبیعتا در بسیاری از شهرهای کوچک، نسبت رستوران ها و اغذیه فروشی‌هایی که بسته هستند بیشتر از شهرهای بزرگ –و به ویژه تهران- است. حتی هنوز هستند شهرهایی که در آنها، تعداد رستوران هایی که در طول روز غذا عرضه نمی کنند، بیشتر از رستوران هایی است که این کار را انجام می‌دهند.

یک نکته قابل توجه دیگر در مقایسه میان مناطق مختلف ایران این است که استان سیستان و بلوچستان به عنوان بزگترین استان محل سکومت اهل سنت کشور، در طول رمضان به طرز معنی داری بیش از سایر مناطق حال و هوای مذهبی دارد. در طول حکومت جمهوری اسلامی، فشار حکومت مرکزی به اهل سنت در این استان باعث شده تا بیشتر و بیشتر به مذهب سنی به عنوان نشانه اصلی هویتی خود در مقابل شیعیان حاکم پناه ببرند و نتیجه اش این شده که بلوچ ها، در مقایسه با حد متوسط ایرانی ها مذهبی تر به نظر برسند.

البته مشابه این وضعیت، لزوما در تمام مناطق سنی نشین ایران – به ویژه کردستان و آذربایجان غربی که در آنها گرایش های لائیک به شدت قوی ترند – وجود ندارد.


یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۲۹ / ۲۲ مه ۲۰۵۰

جلسه امروز هیأت وزیران، یکسره در مورد سیاست های دولت در ماه رمضان است. این اولین رمضانی خواهد بود که در دوران دولت سکولار سپری می شود که به معنی نیاز به تصمیم گیری های جدید در سطح وزارتخانه های مختلف است.

بیشترین وقت جلسه، به بحث های مرتبط با مدارس می گذرد. وزیر آموزش و پرورش می گوید اگرچه برخلاف دوران جمهوری اسلامی بوفه ها و نهارخوری های مدارس باز خواهد بود، اما تهمیداتی هم برای رعایت حال بچه های روزه‌دار در نظر گرفته شده است: "مثلا قرار شده مدارس در ساعت نهار، فضایی جداگانه – اعم سالن ورزش، کتابخانه، نمازخانه یا حتی یک یا چند کلاس درس– را به استراحت بچه های روزه دار اختصاص دهند تا ظهرها شاهد غذا خوردن بقیه نباشند." خانم آبادی توضیح می دهد که مشابه چنین سازوکاری در کشورهایی چون بریتانیا دهه‌هاست که اجرا می شود و تجربیات به دست آمده در ایران هم قابل استفاده خواهد بود.

خانم حافظی معاون اول مخالفت می کند: "انگلیسی ها با همین باج هایی که به مسلمانان متعصب می دهند این کشور را تبدیل به بهشت گروه های افراطی کرده اند. در کنار تجربه بریتانیا، تجربه های دیگری مانند فرانسه هم وجود دارد که در آنها خبری از اختصاص دادن مکان جداگانه به عنوان نمازخانه مدارس یا ترویج روزه داری در مدارس نیست". وزیر آموزش و پرورش می گوید: "مگر تجربه فرانسوی ها خوب جواب داده که ما در کشوری مثل ایران پیاده اش کنیم؟ بعد هم، متوجه نمی شوم چطور اسم تهمیدات مورد نظر ما را ترویج روزه داری می گذارید؟ در این مملکت ۷۰ سال آموزش و پرورش با کسانی که در مدارس روزه نمی گرفته اند برخورد می کرده، حالا ما این وضع را خاتمه داده ایم ولی داریم تلاش می کنیم حقوق بچه هایی که می خواهند روزه بگیرند هم حفظ شود. همین!"

خانم حافظی جواب می دهد: "فکر می کنید همه این بچه ها به اختیار خودشان روزه می گیرند؟ اگر کسانی به زور خانوده های متعصب روزه بگیرند چه؟ اگر روزه روی دریافت آموزشی یا حتی سلامتی این بچه ها تأثیر داشته باشد، مسئولیتش را وزارتخانه شما قبول می کند؟" خانم بنی عامر وزیر امور خارجه مداخله می کند: "شاید بهتر باشد در آینده، روزه گرفتند دانش آموزان را قانونمند کنیم تا از سنی پایین تر مجاز به روزه داری در مدارس نباشند."

خانم آبادی می گوید: "ما به هیچ وجه امکان تعیین سن روزه را در مدارس نخواهیم داشت. البته با خانواده ها مکاتبه می کنیم و به آنها در مورد تأثیرات روزه روی سلامت بچه‌های کم سن و سال هشدار می دهیم. به مسئولان مدارس هم توصیه می کنیم مواظب باشند که اگر بچه روزه داری حالش خوب نیست، او را به غذا خوردن ترغیب کنند. اما بیشتر از این کاری از دستمان بر نمی آید." این بار گذشته از خانم حافظی، صدای اعتراض یکی – دو نفر دیگر هم بلد می‌شود. با این حال وزیر آموزش و پرورش با سماجت حرفش را ادامه می دهد: "پیشنهاد شما این است که مقررات وضع کنیم که مثلاً روزه گرفتن برای دانش آموزان زیر ۱۵ سال ممنوع شود؟ اگر مثلا یک بچه ۱۴ ساله روزه گرفت چه کار می خواهید بکنید؟ مجازاتش کنید؟ به زور غذا توی حلقش بریزید؟ چنین قانونی حتی اگر وضع شود، واقعا قابل اجراست؟"

وزیر دادگستری می گوید به طور کلی برخلاف گذشته که روحانیون می گفتند دخترها باید ۵-۶ سال زودتر از پسرها  از ۹ سالگی روزه بگیرند، الان بیشترشان سن روزه گرفتن دختر و پسر را برابر می دانند و حتی در خانواده های متعصب هم، اقلیت کوچکی ممکن است بخواهند روی بچه های کم سن و سال برای روزه گرفتن فشار بیاورند. با وجود این تاکید می کند که "لازم است مسئولان مدارس حواسشان به بچه های همین اقلیت کوچک هم باشد و اگر معلوم شد شد که دارند با فشار آوردن روی آنها به سلامتشان صدمه می زنند، علیه این خانواده ها شکایت قضایی کنند".

رئیس جمهور از ابتدا تا انتها در بحث دخالتی نمی کند و به نظر می رسد حواسش جای دیگر است. تا آنجا که من می‌دانم به شدت از بابت تهدید تروریستی فدائیان اسلام نگرانی دارد.

بقیه جلسه هیأت دولت، به توضیحات وزیر کشور در مورد تمهیدات این وزارتخانه در ماه رمضان سپری می شود. به تمام نیروهای پلیس آماده باش داده شده تا جلوی عملیات احتمالی فدائیان اسلام گرفته شود که تهدید کرده اند به عرضه کنندگان و مصرف کنندگان علنی الکل در ماه رمضان حمله می کنند. قرار شده هم وزارت کشور و هم وزارت اطلاعات، کنترل ارتباطات اینترنتی مظنونین به تندروی و همین طور کنترل نامحسوس اماکن ریسک‌ دار - چون رستوران هایی که نوشابه الکلی عرضه می کنند - را بیشتر کنند.

وزیر کشور می گوید گذشته از آماده باش در مقابل تهدیدهای تروریستی، نیروهای پلیس تلاش خواهند کرد تا "تنش میان اقلیت روزه دار و اکثریت مردم که روزه نمی گیرند حداقل باشد". امیدواریم این ۳۰ روز به خیر بگذرد.


برای مطالعه فصل های اول تا نهم کتاب "ایران سکولار؛ سال ۱۴۲۹" اینجا را کلیک کنید.


 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}