این متن را نمی‌نویسم تا از آن نوجوان و جنایت‌اش دفاع کنم | می‌نویسم تا از جامعه‌مان انتقاد کنم....

چند روز پیش با دوستانم مشغولِ بحث بودیم | بحث بر سرِ این بود که اعدام خوب است یا بد...

من نظرم منفی بود | یکی از دوستانم می‌گفت در مواردی یک سری از افراد مستحقِ اعدام هستند...

یک دوست سوئدی که در سازمان ملل کار می‌کرد هم کنارمان نشسته بود | نظر او را پرسیدم | پاسخ جالبی داد | نگفت با اعدام موافق است یا مخالف | اما گفت:"من دوست دارم هیچ‌وقت جرم و جنایتی اتفاق نیفتد...".

و این درست همان چیزی‌ست که جوامع پیشرفته مثل اروپا آن را می‌دانند و ما نمی‌دانیم...

هنوز فراموش نکرده‌ایم با آندرس برویک چه کردند....آندرس برویک کسی بود که در سال 2011 بیش از هفتاد نوجوان را کشت...اما چه بر سر او آمد؟

او به بیست و یک سال زندان محکوم شد و در زندان از رفاه کامل برخوردار است | طوری که یک‌بار بخاطرِ اینکه پلی استیشن 2 را با پلی استیشن 3 عوض نکردند تهدید به اعتصاب غذا کررد...

اما شواهد نشان می‌دهد که هیچ‌یک از اولیای دم هم به این حکم اعتراض نداشتند ...چرا که همه جامعه را در درجه‌ی اول مسئولِ این جنایت می‌دانستند...

سوالی که مطرح شد این نبود که چرا همچین شخصی مرتکب چنین جنایتی شد | سوال این است که چرا در جامعه‌ی نروژ چنین اتفاقی رخ داد...

 

حال چند روز پیش همه داغ‌دار یک خبر تلخ شدیم | خبرِ کشته شدنِ یک دختربچه‌ی افغان به دستِ یک نوجوانِ ایرانی...

بدترین نوع جنایت بود | تجاوز به کودک و کشتن با چاقو و اسید ریختن روی جسد هر کدام‌شان به تنهایی یک جرم بزرگ هستند | اینکه یک‌نفر یک‌جا این همه جرم مرتکب شود افتضاح است...افتضاح...

 

بعد از شنیدن خبر و انتشارش در فضای مجازی | کامنت‌های مردم را خواندم | اکثراً معتقد بودند که قاتل باید اعدام شود | عده‌ای هم معتقد بودند که باید زجرکش شود...

اما خیلی از افراد نپرسیدند که چرا در جامعه‌ی ما یک نوجوانِ پانزده-شانزده ساله باید دست به چنین جنایتی بزند؟ چگونه زندگی کرده‌است؟ چگونه فکر کرده‌است؟ کجا زندگی کرده‌است؟ با چه کسانی نشست و برخاست داشته‌است؟

از همه مهم‌تر | در مدرسه به او چه چیزهایی آموختند؟ جامعه به او چه چیزهایی آموخته‌است؟ چقدر مرفه بوده‌اند؟ اصلاً چند دخترِ بی‌حجاب در زندگی‌اش دیده‌است؟

همه‌ فقط نوجوان را محکوم کردند | اما هیچ‌کس جامعه را محکوم نکرد...

برای خیلی از مردمِ ما | پاسخ به این سوالات مهم نیست | فقط مهم این است که قاتل به سزای اعمالش برسد...

ما این موضوع را فراموش کرده‌ایم و یا شاید اصلاً نمی‌دانیم | که در یک جنایت | همه مسئولیم | همه‌ای که یک جامعه را تشکیل داده‌است... یعنی از منی که کیلومترها دور از ایران زندگی می‌کنم تا همسایه‌ی مقتول در ایران | همه مسئولیم...

پشتِ ماجرای این پسرِ نوجوان یک عقده‌ی جنسیِ بزرگ نهفته‌است | عقده‌ای که باعث می‌شود او به دختربچه تجاوز کند و بعد دست به قتل بزند...

اما این عقده‌های جنسی در جامعه‌ی ما از کجا می‌آیند؟ آیا فقط متعلق به بخشی از جامعه‌ی ماست یا ابعاد گسترده‌تری دارد؟

بیشترین سرچِ کلمه‌ی سکس در گوگل متعلق به ایران است | آمارِ ایران در بیماری‌های مقاربتی دردناک است | کشورِ ما از لحاظِ آموزشِ جنسی فقیر است ...

این مشکلات فقط در اقشار پایینِ جامعه نیست | در قشرِ تحصیل کرده و مرفه کم مردانی را نداریم که به هر نحوی تلاش می‌کنند تا با طرف‌شان سکس مقعدی داشته باشند و در محافل خصوصیِ مردانه‌شان هم به این موضوع افتخار می‌کنند | بی آنکه بدانند با این عمل چه آسیب‌هایی ممکن است برسانند...و این تنها یک مورد از مشکلات جنسیِ این قشر از جامعه است...

خب وقتی که در میان چنین قشری با آن همه امکانات و دسترسی به اینترنت و هزار و یک اطلاعات چنین وضعیتی وجود دارد |  از قشرِ دیگری که در آن نهایت دسترسی به اطلاعات به صدا و سیما و مدارس خلاصه شده‌است چه توقعی می‌توان داشت؟

مدارسی که در دورانِ بلوغ نهایت آموزش‌شان این است که نصفِ شب اگر جنب شدی سریع باید غسل کنی در غیرِ این صورت رطوبت‌ات نجس است...

صدا و سیما هم که تکلیفش روشن است...

 

می‌گویند این نوجوان روی کودک پس از قتل اسید ریخته‌است | اما هیچ‌کس نمی‌پرسد چه شد که ایده‌ی اسید به ذهنِ این پسر رسید...

خاطرم هست زمانی که اسیدپاشی در ایران اتفاق افتاد | به یکی از دوستانم گفتم مردم سرِ این موضوع دیگر کنار نمی‌آیند | اما کمی بعد همه فراموش کردند | حالا هم اصلاً کسی نمی‌داند که اسیدپاش چه کسی بود و چه بر سرش آمد...

خب آیا چنین جنایتی روی جامعه تاثیر نمی‌گذارد؟

 

عده‌ی زیادی می‌گویند که انصاف نیست همچین کسی اعدام نشود...

سوال این‌ است که با اعدام این فرد چه چیزی اصلاح می‌شود؟ غیر از اینکه یک جنایت دیگر به سایر جنایات اضافه می‌شود؟

خب پاسخ خیلی از هموطنان به این سوال این است که با زندان رفتن این افراد اصلاح نمی‌شوند...

اما به عنوان تنها یک مثال | آمار نشان می‌دهد که تعداد کسانی که پس از آزاد شدن از زندان‌های نروژ دوباره به سمتِ جرم و جنایت رفته‌اند تنها 15 درصد است...

خب سوالِ دیگری که ممکن است اینجا شکل بگیرد این است که آیا می‌شود ایران را به نروژ قیاس کرد؟

و پاسخ این است که ایران با نروژ قابل قیاس نیست | اما نروژی‌ها و اروپایی‌ها از مریخ نیامده‌اند | آن‌ها هم از یک‌جایی شروع به اصلاحِ جامعه‌شان کردند و به اینجا رسیدند...

اصلاحِ جامعه الزاماً از حکومت شروع نمی‌شود | می‌تواند از خودِ من و رختِ‌خوابِ من آغاز شود...

اگر قرار بود اعدام چیزی را در ایران اصلاح کند | الان با داشتنِ رتبه‌ی دومِ اعدام در دنیا | ایران یکی از اصلاح‌شده‌ترین کشورهای دنیا بود...

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}