الهه ایمانیان

 

ورزش همیشه در تمام دنیا حوزه پرحاشیه‌ای بوده است. این حاشیه‌ها به جذابیت ورزش افزوده و بسیاری از طرفداران ورزش‌، حاشیه‌های تیم‌های مورد علاقه خود را به اندازه مسابقات پیگیری می‌کنند. این حاشیه‌ها گاهی به مسائل خانوادگی ورزشکاران هم کشیده می‌شود. خبرنگاران و مجله‌های ورزشی موضوعات شخصی و خانوادگی ورزشکاران را هم پوشش می‌دهند. البته همانطور که می‌دانیم این موضوع منحصر به ورزش نیست و شامل سلبریتی‌های هنری، سیاسی، هنرپیشه‌ها و غیره نیز می‌شود. 

 این حاشیه‌های ورزشی، وقتی به ورزش زنان برسد آن هم در کشورهایی با قوانین اسلامی بسیار پررنگ‌تر می‌شود. با این تفاوت که در ایران مسائل خانوادگیِ ورزشکاران زن نباید مطرح شود زیرا بنا بر عرف جامعه، زنان در خانواده نباید حاشیه‌ساز و مرکز جلب توجهات باشند؛ حتی اگر این مسائل خانوادگی به طور مستقیم روی حرفه آن‌ها تاثیر بگذارد و دیگر از شکل یک مساله خانوادگی خارج شود. بنابراین نه تنها خبرنگاران ورزشی ایران کمتر به این عرصه توجه نشان می‌دهند، بلکه با محدویت‌های حرفه‌ای هم در این زمینه روبه‌رو هستند. 
فوتسال جام ملت‌های آسیای زنان امسال در حالی آغاز شد که بیش از همیشه حاشیه‌هایش خبرساز شد. هرچند که این حاشیه‌ها همیشه وجود داشته اما این بار یکی از بازیکنان تصمیم گرفت سکوت را بشکند. او خیلی کوتاه گفت «مسابقات جام ملت‌های آسیا برای نخستین بار برگزار می‌شود و من هم در اردوهای تیم ملی تمرینات خوبی را زیر نظر خانم سلیمانی انجام داد، اما همسرم پاسپورتم را برای حضور در این مسابقات نداد و به دلیل مخالفت همسرم برای سفر به خارج از ایران این رقابت‌ها را از دست دادم». اما همین خبرکوتاه کافی بود تا جرقه‌ای شود برای توجه به قانون اجازه خروج زنان توسط همسر و همچنین رقابتهای این دوره از مسابقات جام ملت‌های آسیا. 

در این مسابقات برخلاف مسابقات آسیایی مردان، خبری در مورد تمرین‌های آمادگی تیم، نام مربی و سابقه بازیکنان نیست. در واقع کسی آن‌ها را خیلی نمی‌شناسد، آن‌ها ستاره‌های بی‌نام هستند. تیم فوتسال زنان ایران که قبلا مقام نایب قهرمانی آسیا را به دست آورده بود، امسال قهرمان آسیا شد. اما حتی اسم بازیکنان زن همچنان ناشناخته ماند. 

در تلویزیون سراسری ملی که بازی‌های تیم‌های ملی مردان ایرانی پخش می‌شود، خبری از پخش بازی‌های تیم فوتسال زنان نبود. زنانی که در سکوت با مشکلات اجتماعی زیادی مبارزه کردند تا به این مرحله برسند و به تیم ملی راه یابند، کمترین امکانات و پشتیبانی از فدراسیون را دریافت کردند و بسیار مظلومانه در سکوت خبری قهرمانی را برای ما به ارمغان آوردند. این‌ها نماینده زنانی بودند که هرگز حتی فرصت و امکانات و اجازه حضور در این ورزش را نداشتند. آن‌ها جنگنده‌هایی بودند که حتی رسانه ملی رقابت و جنگندگی آن‌ها را برای مردم پخش نکرد و همچنان اسامی آن‌ها گمنام ماند و محدود شد به یک عنوان کلی: «تیم ملی فوتسال زنان ایران». همانطور که زنان همیشه نامشان در پشت نام همسر، پدر و خانواده پوشیده شده، نام زنان قهرمان آفرین ایرانی هم هنوز به گوش‌ها آشنا نیست. هرچند پخش این بازی‌ها می‌توانست تاثیرات اجتماعی زیادی را در میان خانواده‌های ایرانی به وجود آورد، اندکی از تابوی ورزش زنان بکاهد و برای دختران نوجوان تبدیل به انگیزه‌ و محرکی برای پیگیری جدی ورزش شود، اما مردم ایران از تماشای این مسابقات محروم ماندند. 

گل استثنایی که فهمیه زارعی در مسابقات قهرمانی آسیایی به دروازه تیم مالزی زد یکی دیگر ازدلایل درخشش زنان فوتبالیست ایرانی بود. گل فهمیه زارعی فقط در عرض چند ساعت میلیون‌ها بار دیده شد. این گل زیبا که پس از چند حرکت «یک و دو»، پاسکاری بسیار زیبا و با همکاری بازیکنان با لقب تیکیتاکای ایرانی زده شد، سر تیتر صفحات اجتماعی خبرگزاری‌های فوتسال جهان شد و مورد توجه بسیاری از سایتهای معتبر ورزشی جهان و صفحات پرطرفدار در شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت. فهیمه زارعی دو سال پیش بعد از نایب قهرمانی به ایسنا گفته بود: «حتی نگذاشتند که بر روی سکو برویم. پدر و مادرم جلوی تلویزیون بودند که برای لحظه‌ای من و هم تیمی‌هایم را ببینند.... یک روستا منتظر بود ما را در تلویزیون ببینند. من دیگر نمی‌دانم باید به آن‌ها چه بگویم.» 

همچنین فرشته کریمی، بازیکن شماره ۷ تیم‌ ملی فوتسال در مصاحبه‌ای با شرق در حالیکه عنوان «بهترین بازیکن» خود را به نیلوفر اردلان تقدیم می‌کند در مورد تاثیر عدم حضور او می‌گوید: «نبودن نیلوفر تاثیر داشته و این تأثیر متأسفانه منفی هم بوده؛ کمترین اثرش این است که در تیم‌ملی یک چپ‌پای تخصصی نداریم. جای او واقعا در تیم خالی است. ما بچه‌ها هم قول و قرار گذاشته‌ایم هرکسی با پای چپ گل بزند، گلش را به نیلوفر تقدیم کند. همه ما نیلوفر اردلان هستیم. من حتی همین عنوان بهترین بازیکنی را هم که به دست آوردم به نیلوفر اردلان تقدیم می‌کنم چون هرچه در فوتبال دارم از نیلوفر و شهرزاد مظفر، مربی‌ام، دارم. البته مطمئن هستم اگر نیلوفر اردلان ما را همراهی می‌کرد او می‌توانست عنوان بهترین بازیکن را به خودش اختصاص دهد». 

فوتسالیست‌های زن ایرانی و هم تیمی‌های نیلوفر بعد از قهرمانی، نیلوفر را فراموش نکردند و برخی از آن‌ها با پوشیدن لباسی که نام نیلوفر بر آن نوشته شده بود جای او را در جشن قهرمانی خالی کردند. فوتسالیست‌های زنی که با وجود محدویت‌های فراوان و دعوت شدن به سکوت در مورد مساله نیلوفر، پهلوانانه و شجاعانه با روش‌های مختلف اجازه ندادند ظلم رفته بر کاپیتان تیم به عنوان یک زن ایرانی که اجازه حضورش در مسابقات دست همسرش بود فراموش شود. این پهلوانان آنقدر نا‌شناس هستند که صفحات اینستاگرامشان بر خلاف مردان همتای خود بعضا فقط صد یا دویست نفر دنبال کننده دارد. 

همه این‌ها درحالی است که سطح دسترسی پذیری ورزش برای زنان ایرانی درحدی است که آن‌ها را از حضور در ورزشگا‌ه‌ها و تماشای ورزش محروم می‌کند. چند ماه پیش شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گفت: «در شرایطی که جامعه ما دچار افسردگی شده و نیاز به نشاط و شادابی دارد، پایین آمدن سن اعتیاد به ۱۳ سال و روی آوردن دختران جوان به مواد روانگردان برای ایجاد هیجان کاذب جای تاسف دارد. در همین راستا است که ما این برنامه‌ها را برای ایجاد شور و هیجان و نشاط در زنان و دختران کشورمان لازم دانسته و ضروری تشخیص می‌دهیم.» اما واکنش‌های زیادی به این تلاش دولت برای ورود زنان به سالن‌های والیبال، هندبال، بسکتبال، تنیس و چند رشته دیگر ورزشی نشان داده شد. نشریه یالثارث نوشت: «قرار است دولت به اعتراف معاون زنان رئیس‌جمهور٬ اولین گام خود برای وارد کردن زنان به ورزشگاه‌ها را بردارد». این نشریه هشدار داده است: «حدود ۴۰ روز باقی است تا مسئولین از این راه باطل برگردند یا آن‌که شاهد یک روز تاریخی دیگر در تقویم حزب‌الله باشند.» آن‌ها گفته‌اند که اگر زمینه ورود زنان به استادیوم‌ها فراهم شود «زلزله» به راه خواهند انداخت. 

به دلیل همین فشار‌ها، محدودیت‌ها و محرومیت‌ها از تاثیرات اجتماعی این قهرمانی بر زنان ایرانی و خانواده‌های ایرانی نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. کاش مردم ایران یک صدا به احترام این زنان بایستند.

**دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}