استان وایر، ترمه ایرانی- در اقدامی انسانی و با تلاش معتمدان محلی و بزرگان طوایف شوش، یک قاتل مورد عفو خانواده مقتول قرار گرفت.

این خبر را رییس دادگستری شهرستان شوش داد و گفت:«قاتل در سال 1386 در یک نزاع و درگیری با ضربه‌های چاقو، جوان 27 ساله ای به نام "رضا سگوند" را به قتل رسانده بود.»

«محمد صادق جمشیدی» افزود: «خانواده رضا سگوند پس از هشت سال، قاتل 25 ساله فرزند خود را بخشید و در حضور مسوولان محلی، اعضای شورای حل اختلاف و معتمدین شهرستان، از قصاص قاتل صرف نظر کرد.»

به گفته وی، با گذشت اولیای دم، قاتل از مجازات قصاص نجات یافت و فقط از جنبه عمومی جرم محاکمه می شود.

در همین حال، خبر ها حاکی از آن هستند که موج بخشش ها به شهرهای دیگر هم رسیده است. براساس این خبرها، یک نفر محکوم به اعدام در نیشابور و دیگری در جیرفت تا پای چوبه دار رفتند اما با گذشت اولیای دم از حق خود، سرشان بالای دار نرفت.
به گزارش  واحد مرکزی خبر، مدیرعامل انجمن حمایت از زندانیان نیشابور گفته است: «محکوم به اعدام که 57 ساله است، در سال 90 یکی از دوستان خود را با چاقو به قتل رسانده بود و در زندان به سر می برد .»
«احمد همت‌آبادی» افزوده است:«مقتول هنگام مرگ به اطرافیانش سفارش کرده بود از خون وی بگذرند و قاتل را قصاص نکنند.»
مراسم رضایت برای بخشش این محکوم به اعدام در اداره زندان شهرستان نیشابور برگزار شد.
رییس اداره زندان جیرفت در استان کرمان هم گفته است: « قاتل یک جوان 23 ساله را دریک نزاع در سال1386به ضرب گلوله تفنگ شکاری از پای در آورده و قرار بود در زندان جیرفت به دار مجازات آویخته شود که با رضایت اولیای دم، پای چوبه دار به وی زندگی دوباره بخشیدند.»
پدر مقتول گفته است:«برای رضای خداوند و شادی روح فرزندم قاتل را بخشیدم.»
مادر «حیدر» نیز به مناسبت روز مادر از حق قانونی و شرعی خود در اعدام قاتل فرزندش گذشته است.

حیدر، جوان 23 ساله اهل یکی از روستاهای منطقه فسارود، شب بیست و یکم ماه رمضان سال 84 کشته شد. مادر او به خبرنگار داراب آنلاین گفت: «فرزندم آن روز روزه بود و بعد از افطار، به سمت خانه خواهرش حرکت کرد تا در مراسم احیا شرکت کند که هیچ وقت به آن جا نرسید و در راه توسط یک جوان کشته شد. من در حال درست کردن غذا برای سحر بودم که نوه ام با عجله آمد و گفت حیدر چاقو خورده است. »

این مادر روستایی که از خون فرزندش گذشت کرده بود، گفت: «وقتی به محل قتل فرزنم رسیدیم که او را به بیمارستان برده بودند و در آن جا هم به علت خونریزی شدید، نگذاشتند او را ببینم.»

برادرش از نحوه به قتل رسیدن حیدر می‌گوید: «یکی از دوستان حیدر در راه او را به کلوپ بازی های رایانه ای می برد که در آن جا بر سر بازی کامپیوتری، "الف" او را با چاقو تهدید می کند و سپس با برادرم درگیر می شود. حیدر سه بار از خودش دفاع می کند و در آخر، "الف" چاقو را به گردن او فرو می کند. شدت خونریزی به حدی بود که او دوام نیاورد و در بیمارستان فوت کرد.»

مادر حیدر گفت: «خیلی سخت است که قاتل فرزند جوانت را ببخشی اما من با خدا معامله کردم و برای رضای او از خون فرزندم گذشتم. ما حتی دیه هم نخواستیم و به حرمت حضرت زهرا از اعدام او گذشت کردیم.»

وی افزود: «خیلی سخت بود که رضایت دهم اما با خود گفتم اعدام این جوان فرزند من را زنده نمی کند. به خاطر خدا و به حرمت حضرت زهرا  گذشت کردم. در این هشت سال مدام می گفتم خدا یا شب بیست و یکم فرزندم را از من گرفتی حتما مصلحتم در این بود الان هم که این اتفاق افتاده هرچه خیر است پیش بیاید.»

برادر حیدر گفت: «در این چند سال، فرزند آیت ا... نسابه، بسیاری از روحانیون، معتمدان محلی و اعضای انجمن حمایت از زندانیان به خانه ما آمدند. پدر ما حافظ قرآن و خادم امامزاده روستا بود و در زمان حیات خود، مشکلات زیادی از مردم حل کرد. ما نیز سعی کردیم به توصیه ایشان که همیشه ما را به صبر توصیه می کرد عمل کنیم و از خون برادرمان بگذریم.»

حیدر تازه از سربازی برگشته و در آزمون استخدامی ارتش پذیرفته شده بود و قرار بود بعد از تعطیلات شب های قدر، به دانشکده برود. 

 

 

   

 

 

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}