نام: بدرالسادات مفیدی

سوابق حرفه‌ای: روزنامه‌نگار، دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران

اتهام: اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم، تبلیغ علیه نظام. حضور و شرکت در اجتماعات بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری

بدرالسادات مفیدی یکی از روزنامه نگاران منتقد جریان اصولگرا در ایران بود که سابقهٔ همکاری با شمار زیادی از روزنامه‌های اصلاح طلب را در پروندهٔ کاری خود دارد. او ساعت ده شب روز هفتم دیماه ۱۳۸۸ به خاطر شرکت در مراسم تشیع جنازه «آیت الله حسینعلی منتظری» به همراه همسرش مسعود آقایی بازداشت شد.

ماموران امنیتی بعد از تفتیش منزل و جمع کردن وسایل شخصی‌اش او را به زندان اوین منتقل کردند. دور نخست بازجویی بدرالسادات‌‌ همان بیست روز اول بازداشت تمام شدو او تا روز پانزدهم اسفندماه چندین بار از سلول‌های انفرادی و عمومی جا به جا شد بدون اینکه تکلیف مشخصی داشته باشد. اما دور دوم بازجویی او بعد از مدتی آغاز شد، او را پس از ۵۲ روز بلاتکلیفی مجددا به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات بازگرداندند.

هفتم فروردین ماه سال ۱۳۸۹ روایت فرزندان بدرالسادات در سایت جرس منتشر شد، این بخشی از واگویه های فرزندان بدرالسادات است: «بیست و شش اسفند آقای جعفری نامه دستور ملاقات حضوری را برای روز اول فروردین صادر کردند.صبح روز اول سال نو مامان یک تماس کوتاه تلفنی دو دقیقه‌ای گرفت. در حالی که صدایش به شدت می‌لرزید، تنها التماس دعا داشت. گفتیم داریم با نامه ملاقات می‌آییم.به در زندان که رسیدیم خانواده یکی از زندانیان بند ۲۰۹ بیرون آمدند. جویا شدیم، گفتند از ملاقات می‌آییم. ولی ماموران نامهٔ ما را که دیدند گفتند ملاقات برای دو هفته تعطیل است. بروید و پس از پانزدهم بیایید. اصرار ما هم نتیجه نداد. پنجشنبه پنجم فروردین با ناامیدی به سالن ملاقات زندان رفتیم. جمعیت زیادی بود. ظاهرا ملاقات‌ها شروع شده بود. باز هم به نامه توجه نکردند ولی گفتند فعلا می‌توانید کابینی مادرتان را ببینید.مادرمان را که دیدیم باورمان نمی‌شد. فشارهای بیست و پنج روز انفرادی به شدت ضعیفش کرده بود. مثل همیشه شاداب نبود و بسیار نگران می‌نمود.برخلاف دفعات قبل ماموران بالای سرش ایستاده بودند تا مبادا حرفی نزند. پریشان و نگران بیرون آمدیم. تماسهای مکرر پدر با دادستانی و قاضی کشیک مستقر در زندان به آنجا رسید که گفتند بعدازظهر برای ملاقات حضوری بیاید، برخلاف اصرار پدر همراه او جلوی در زندان آمدیم. به او اجازه دادند داخل برود. باورمان نمی‌شد ولی چند لحظه بعد بیرون آمد و اشاره کرد که شما هم بیایید، به همراه یکی از ماموران وارد محوطه شدیم. مادرمان را دیدیم که داخل یک پژو نشسته بود. ظاهرا نمی‌دانست که برای چه او را به در زندان آورده‌اند. از ماشین بیرون آمد. سه نفری در آغوشش گرفتیم. بغضش ترکید. و ماهم به دنبال او. سوار ماشین شدیم و به ساختمان چند طبقه‌ای که‌‌ همان نزدیکی بود رفتیم. ما را به اطاقی بردند در حالی که‌‌ همان مامور در میانه در ایستاده بود. نیم ساعتی کنار او بودیم. بسیار پریشان بود، مثل اینکه فشار زیادی را تحمل می‌کرد. دستش جوهری بود. تازه از بازجویی آمده بود. ظاهرا در تمام این مدت و تقریبا هرروز به صورت فشرده بازجویی می‌شده است. از خشن بودن بازجویی‌ها گله داشت و اینکه از سی سال پیش شروع کرده‌اند. چند بار هم تکرار کرد که اجازهٔ صحبت در مورد بازجویی‌ها را ندارد. نمی‌دانست برای چه دوباره سراغش آمده‌اند. می‌گفت بیش از بیست روز است که به دلیل ناراحتی قلبی شب‌ها به او قرص می‌دهند (آرام بخش قوی). صبح‌ها به سختی از خواب بیدار می‌شود و بیشتر اوقات حالت گیجی دارد. اشاره کرد یک بار آنقدر گیج بود که دل بازجویش به رحم آمد و بازجویی را تعطیل کرد». بدرالسادات سرانجام بعد از ۱۶۱ روز بازداشت موقت روز بیستم خردادماه سال ۱۳۸۹ با قرار وثیقه صد میلیون تومانی از زندان آزاد شد تا منتظر نتیجه دادگاه باشد در روز بیست و دوم مردادماه پرونده اش در دادگاهی که به گفته وکیلش، محمد شریف به جلسه بازجویی شباهت داشت، در شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب به ریاست قاضی احمد زاده رسیدگی شد و او به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم به ۵ سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام، به یک سال حبس و 5 سال محرومیت از حرفه خبرنگاری محکوم شد. به گفته آقای شریف، قاضی پرونده در حکم صادره مواردی از قبیل «همکاری و مصاحبه با رسانه‌های بیگانه، حضور و شرکت در اجتماعات بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و اقدام خارج از قاعده و مغایر با قوانین مطبوعات در راستای شبهه افکنی نسبت به دولت را از مصادیق اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام عنوان کرده بود.

 

 

در طول چهار سال گذشته، روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان از مهم ترین قربانیان آزادی بیان در ایران بوده اند. احکام قضایی ناعادلانه و غیرشفاف علیه آنها صادر شده و حکومت سعیکرده امکان و امنیت کاری آنها را به حداقل برساند. ایران وایر در مجموعه ای مفصل می کوشد با روایت سرنوشت اهل رسانه که در طول سال های گذشته گرفتار آزارهای قضایی و امنیتی حکومت ایران شده اند، پرونده ای برای ثبت در حافظه تاریخی رسانه ها و سیاست فراهم آورد. 

این پرونده در دو بخش انگلیسی و فارسی منتشر می شود. گام نخست به قربانیان پس از انتخابات 88 می پردازد. گام دوم به قربانیان پس از انقلاب 57 اختصاص دارد و در گام سوم به روزهای پیش از انقلاب اسلامی باز می گردیم.

ما در حال تکمیل کردن اطلاعات افراد هستیم. اطلاعاتی که در هر بخش منتشر می شود، اطلاعات نهایی و تایید شده ایران وایر محسوب می شوند ولی به منزله همه اطلاعات موجود نیستند. ممکن است شما به عنوان مخاطب و یا یکی از قربانیان سال های اخیر، اطلاعات بیشتری داشته باشید، می توانید در این مسیر ما را برای کامل کردن این مجموعه یاری کنید. در این زمینه اگر پیشنهادی برای بهتر شدن روند انتشار و یا افزایش دقت و جامعیت اطلاعات مربوط به هر یک از افرادی که از این پس در این مجموعه نامشان اعلام می شود، دارید، می توانید با این پست الکترونیک در تماس باشید:

[email protected]

این مجموعه اکنون در وب سایت خبرنگاری جرم نیست http://www.journalismisnotacrime.me/

در دسترس همگان است. ایران وایر امیدوار است انتشار این مجموعه یک گام مقدماتی در مسیر تدوین و ثبت اسناد حقوق بشری مربوط به ایران باشد. امری که امروزه فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری بیش از هر زمان دیگر به آن نیازمند هستند و باید در مسیرش بکوشند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}