چند روز پیش قصه آخرین گل شمعدانی داخل هواخوری زندان را از پشت شیشه‌های کابین ملاقات برای همسرش؛ وحید تعریف کرده است و بغضش ترکیده است. از پشت گوشی فقط صدای هق هق همدیگر را شنیده‌اند و اشک ریخته‌اند.

نزدیک سه ماه است که مهدیه گلرو در بازداشت به سر می‌برد. او سه روز پس از شرکت در تجمع اعتراضی علیه اسید پاشی مقابل مجلس دستگیر شد. این تجمع روز سی ام مهرماه امسال و  پس از انتشار خبر اسید پاشی‌های گسترده در اصفهان شکل گرفت. شرکت کنندگان با در دست گرفتن پلاکارد و سر دادن شعارهای اعتراضی خواستار دستگیری اسید پاشان و پیگیری نمایندگان بودند. مهدیه گلرو نیز پلاکاردی در دست داشت. روی آن نوشته بود: «سخنان ضدزن، بستر رشد افراط‌گرایان و ظهور اسیدپاشان». 

تصاویر او همراه چند نفردیگر از فعالان مدنی همان روز در سایت‌های جریان افراطی منتشر شد. پس از انتشار این تصاویر او چند تماس تلفنی با شماره پرایوت دریافت کرد و سه روز پس از تجمع دستگیر شد و هنوز در بازداشت به سر می‌برد اما قضیه زمانی تلختر می‌شود که با گذشت ۴ ماه از اسید پاشی‌های سریالی اصفهان هنوز از شناسایی عاملان اسید پاشی و دستگیری آنان خبری نیست.

مقامات قضایی ایران هرگاه در ارتباط با علت دستگیری مهدیه گلرو مورد سوال قرار گرفته‌اند، پاسخ روشنی نداده‌اند. نمونه‌اش عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران است که چندی پیش وقتی در مصاحبه مطبوعاتی خود با این پرسش رو به رو شد تنها به گفتن یک جمله اکتفا کرد: «جرم خانم مهدیه گلرو امنیتی است و نمی‌خواهم در این‌باره اظهار نظر کنم.»

این اظهار نظر در شرایطی صورت گرفت که مهدیه گلرو معتقد است هیچ جرمی مرتکب نشده است. وحید لعلی پور همسر مهدیه پیشتر در گفت‌وگو با رسانه ها عنوان کرده که فعالیت‌های همسرش همگی در چارچوب قوانین بوده و او به هیچ وجه از قانون تخطی نکرده است. او به جرس گفته است: « «مهدیه می‌گفت دلم برای مظلومیت خودم می‌سوزد که هیچ کاری نکرده‌ام و چنین رفتاری می‌کنند»

مهدیه گلرو از دانشجویان ستاره‌دار دوران محمود احمدی‌نژاد است. او دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی بود و از همان ابتدای ورود به دانشگاه فعالیت دانشجویی خود را با عضویت در انجمن اسلامی این دانشگاه آغاز کرد. دوران دانشجویی مهدیه هنوز تمام نشده که  دولت نهم و دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد آغازمی‌شود. مهدیه نقش فعالی در انتشار نشریات داخلی دانشگاه و برگزاری نشست‌های نقد عملکرد دولت احمدی نژاد دارد. او دومین سال دانشجویی‌اش را به اتمام رسانده که سید صدرالدین شریعتی حکم ریاست دانشگاه علامه را از وزیر علوم وقت دریافت می‌کند. اسلامی‌کردن دانشگاهها نظریه شریعتی است که ریشه در افکار سنتی و رادیکال این روحانی دارد. برخوردهای غیرقانونی با استادان و دانشجویان این دانشگاه، اخراج آنان ، صدور احکام سنگین کمیته‌ انضباطی، تفکیک رشته‌ها و برخورد با نشریات داخلی دانشگاه از جمله کارهایی است که در دوران ریاست  شریعتی صورت می‌گیرد.  مهدیه گلرو به عنوان نایب رئیس انجمن اسلامی نقش مهمی در برگزاری تجمعات در مخالفت با شریعتی دارد. او به دلیل همین اعتراضات سال ۸۵ و در شرایطی که تنها ۸ واحد درسی  تا فارغ التحصیلی‌اش باقی مانده، به مدت دو ترم از تحصیل محروم می‌شود. سال ۱۳۸۶، مهدیه به همراه گروهی دیگر از دانشجویان که به خاطر فعالیت های صنفی، سیاسی و دانشجویی از سوی کمیته انظباطی یا نهادهای دیگر از ادامه تحصیل محروم بودند. تشکلی به نام «شورای دفاع از حق تحصیل» را تشکیل دادند. دانشجویان محروم از تحصیل را در ایران با عنوان  دانشجویان ستاره دار می‌شناسند.  در اولین سال ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد ، تعدادی از دانشجویان داوطلب کنکور کارشناسی ارشد، با دیدن ستاره‌هایی در کنار نام خود در کارنامه کنکور از محرومیت خود از تحصیل با خبر شدند و این نام روی آنها ماند. دانشجویان ستاره دار عضو «شورای دفاع از حق تحصیل بارها با تجمع مقابل وزارت علوم و دانشگاه تهران خواستار ادامه تحصیل بودند.

با همه این اعتراضات محرومیت مهدیه از تحصیل بارها تمدید شد تا حوادث انتخابات ۸۸ از راه رسید. او در دوران انتخابات در کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی فعالیت می‌کرد. مهدیه  یازدهم اذرماه ۸۸ در منزلش دستگیر شد. دلیلی برای دستگیری او ذکر نشد اما در استانه روزدانشجو( ۱۶ آذرماه) بسیاری از فعالان عرصه دانشجویی دستگیر شدند. در فروردین ۱۳٨٩ اتهام او از سوی دادگاه انقلاب «فعالیت تبلیغی علیه نظام و تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی» عنوان شد و به دو سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد. هنوز حبس‌اش تمام نشده بود که روز دانشجوی سال ۸۹ فرا رسید او همراه بهار هدایت و مجید توکلی از دیگر فعالان دانشجویی از داخل زندان بیانیه ای برای بزرگداشت روز دانشجو  منتشر کردند و به دلیل انتشار همین بیانیه  ۶ ماه به حبس هر یک از آنها افزوده شد. او در دوران بازداشت بارها از تماس تلفنی با خانواده‌اش محروم شد. مدتها در سلول انفرادی بود و مدتی را همراه دیگر زندانیان سیاسی در بند متادونی‌ها گذراند. در بند متادون زندانیان اجازه هیچ‌گونه ارتباطی را با خارج از زندان ندارند.

پدر مهدیه روحانی ملبس و همسو با نظام است. او هیچ‌گاه در مدت بازداشت مهدیه به ملاقات دخترش نرفته است. مهدیه در یکی از مصاحبه‌هایش با کمپین بین المللی حقوق بشر گفته است که تنها کسی که در دوران حبس به ملاقات من می آمد، همسرم وحید لعلی پور بود.

در دوران بازداشت مهدیه وحید لعلی پور همسرش که هیچ فعالیت سیاسی نداشت، هم چند بار بازداشت شد و دست آخر به یکسال حبس محکوم شد. مهدیه بازداشت وحید را دلیلی برای تحت فشار گذاشتن خودش عنوان می‌کرد. او شهریور سال ۹۰ که همسرش دوباره به دادسرای اوین فرا خوانده شد دست به قلم برد و نامه ای خطاب به صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه نوشت. در بخشی از این نامه امده است: «همسر من هیچ فعالیت سیاسی نداشته و تنها برای فشار بر من بازداشت شده است. با جلب نظر شما به اصل "شخصی بودن جرم و مجازات" سوال مطرح شده این است که آیا نباید این ماده قانونی که اصلی از قانون اساسی است درباره من و همسرم رعایت می شد؟»

مهدیه و وحید تنها اولین سالگرد ازدواجشان را کنار هم گذرانده بودند. شهریور ماه سال ۹۰ و همزمان با سومین سالگرد ازدواج شان و روز تولد مهدیه، و وحید خودش را برای گذراندن دوره حبس آماده می‌کند و مهدیه پشت دیوارهای بلند اوین حبس می‌گذراند. همانوقت وحید در نامه ای به همسرش می‌نویسد: «این دومین سالگرد ازدواجمان است که من این بیرون در سلول بی‌دیوار و تو پشت آن دیوارهای سنگی باید جشن بگیریم.»

مهدیه اردیبهشت سال ۹۱ از زندان آزاد شد. او همزمان با  یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از حسن روحانی حمایت کرد و در کمپین بنفش دولت تدبیر و امید حضور داشت. پس از انتخاب حسن روحانی بسیاری از دانشجویان ستاره دار برای پیگیری حق ادامه تحصیل به وزارت علوم مراجعه کردند، مهدیه گلروهم یکی از انان بود. او همان وقت در صفحه فیس بوکش از بی نتیجه بودن پیگیری‌اش نوشت. مهدیه گلرو امید داشت که با روی کار آمدن حسن روحانی دوباره گذرش به کلاس درس بیفتد اما حالا او بار دیگر سر از زندان در آورده است. جرمش شرکت در تجمع اعتراضی برای اسید پاشی‌های زنجیره‌ای بوده است. حالا او در زندان است و اسید پاشان....

وحید لعلی‌پور در اخرین دیدارش با مهدیه فقط صدای هق هق او را شنیده است. مهدیه برایش از یک شمعدانی داخل  هواخوری زندان تعریف کرده است: «یه شمعدونی تو هواخوری بو د. تا می‌رفتم هواخوری می دویدم طرفش. کلی قربون صدقه‌اش می‌رفتم. بهش گفتم: وقتی تو آخرین گلتو بدی من آزاد می‌شم. کلی گل داد و همه گل ها ریخت اما گل آخری یخ زد. یعنی من اینجا می‌مونم» گریه به هیچ کدامشان امان نداده حرف دیگری بزنند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}