«عبدالواحد موسوی لاری»، عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان چند روز پیش خبر داده که محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی جلساتی با حسن روحانی، رییس جمهور ایران داشته اند: «هدف از این جلسات این بوده که دولت به وظیفه خود که برگزاری انتخاباتی قانونمند است، عمل کند.»

در خوش بینانه ترین حالت، این سه چهره سیاسی در حاشیه این جلسات با هم حرف زده اند که باید در زمینه آرایش سیاسی انتخابات چه کنند؟

تکلیف محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی تا حدود زیادی معلوم است؛ آن ها یک نهاد بالادستی انتخاباتی با عنوان «شورای عالی سیاستگذاری» بنا کرده اند، «محمدرضا عارف» نقش رییس را بازی می کند و در حال مهره چینی و پیش بردن بازی انتخاباتی هستند. سوال اصلی این است که حسن روحانی چه می کند؟

محدودیت های قانونی در حال حاضر اجازه ایفای نقش علنی به حسن روحانی نمی دهند و او در مقام رییس جمهور مجبور است به ایما و اشاره بسنده کند. علاوه بر این، حسن روحانی در طول دو سال گذشته در حوزه سیاست خارجی آن قدر سرش شلوغ بوده که نتوانسته است توجه خاصی به حوزه سیاست داخلی کند. البته تنها سرش شلوغ نیست، اراده و برنامه ای هم در کار نبوده است.  

یک نمونه در دسترس برای توضیح بیش تر این جمله، حزب «اعتدال و توسعه» است. این حزب که روحانی پدرخوانده معنوی آن محسوب می شود، 17 ساله است. آن زمان، بسیاری از اصلاح طلبان رابطه خوبی با هاشمی رفسنجانی نداشتند و او را سیبل حملات خود قرار داده بودند. این حزب به عنوان یک سپر برای هاشمی رفسنجانی با مدیریت حسن روحانی شکل گرفت.

ایده آن ها شبیه تشکیل حزب «کارگزاران سازندگی»، زیر پر و بال هاشمی رفسنجانی بود. این کپی کاری تقریبا به همان اندازه ناموفق بوده است.

بعد از 17 سال، فارغ از پالایش های درونی حزب، این نهاد سیاسی هیچ شبکه سازمان یافته ای ندارد، وضعیت برگزاری جلساتش نامعلوم است، رابطه حسن روحانی با آن تعریف نشده است و از درون حزب سازهای جدا زده می شود.
دو چهره ارشد حزب، «محمدباقر نوبخت»، سخن گوی دولت روحانی و «اکبر ترکان»، مشاور رییس جمهور هستند. اولی دوست دارد با میانه روهای جناح اصول گرا بپرد و دومی با میانه روهای جناح اصلاح طلب.

«غلامعلی دهقان»، سخن گوی اعتدال و توسعه در یک سال گذشته بارها درباره رویکرد حزب صحبت کرده است. او با نوعی توهم خودمرکز پنداری می گوید:«ما در وسط ایستاده ایم. اصلاح طلبان پس از سال ها سیاست ورزی، متوجه شدند ما درست می گوییم و به سمت ما آمده اند. با میانه روهای اصول گرا هم قصد رقابت نداریم و شراکت می کنیم چون آن ها دوست دارند با ما متحد شوند؛ شاید هم ناچار هستند.»
در واقع این رویکرد آن ها است؛ در وسط ایستاده اند که از توبره و آخور بخورند.

اعضای حزب به شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان دعوت شده اند ولی بعد از مدتی ناز کردند و گفتند نمی روند. البته این نمی روند احتمالا شامل حال اکبر ترکان نمی شود، ولی بقیه نمی روند. می گویند ما اگر «فاطمه هاشمی» تایید صلاحیت شود، سرلیست داریم و لیست جداگانه می دهیم. اضافه هم می کنند لیست ما اشتراک زیادی با لیست اصلاح طلبان دارد.

احتمالا از تیم «علی لاریجانی» هم چهره هایی چون «کاظم جلالی»، رییس فراکسیون «رهروان ولایت» در مجلس نهم را انتخاب می کنند. حواس شان به «علی مطهری» هم هست و یک کشکول بیرون می دهند. میل به وضعیت کشکولی، از سال اول که اعضای شورای مرکزی حزب اعلام شد، وجود داشت و تا الان هم سرجایش مانده است.

مهم ترین آسیب این وضعیت، بی هویتی است. رصد مصاحبه های غلامعلی دهقان، سخن گوی حزب به خوبی این موضوع را نشان می دهد. او به فراخور وضعیت، به راست و چپ می چرخد، موضع گیری صریح معمولا بلد نیست و با لحنی آرام و قیافه ای خسته، چیزهای مبهمی درباره سیاست ایران می گوید.

اکثر اعضای حزب دل مشغولی های اقتصادی داشته و دارند. در واقع، مثل حزب کارگزاران، این جا هم اقتصاددان ها نقش پررنگی دارند. در دو سال گذشته دولت به نوعی به عرصه رقابت بین اقتصاددان هایی چون محمدباقر نوبخت، «محمدنهاوندیان» و «اسحاق جهانگیری» تبدیل شده است.
حزب اعتدال و توسعه نه در این دعواها توانسته است گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و نه به عنوان یک حزب نزدیک به دولت، یک برنامه یا مانیفست اقتصادی ارایه داده است. در آستانه انتخابات مجلس هم این حزب هیچ برنامه انتخاباتی، سیاسی، اقتصادی و یا حتی پسابرجامی ارایه نداده است. به نظر می رسد در حزب محمدباقر نوبخت، بخش برنامه ریزی تعطیل شده است.

در سطوح پایین تر، وضعیت خراب تر است؛ حزب اعتدال و توسعه در اغلب استان های ایران نیروی شاخص و مهم ندارد و مجبور است یا از اصول گرایان حمایت کند و یا از اصلاح طلبان.
در دو سال گذشته که اعضای شاخص این حزب از فرصت کافی برای سیاست ورزی ملی برخوردار شده اند، هیچ تحرک قابل اشاره ای برای ترمیم شبکه سیاسی و انتخاباتی حزب دیده نشده و کل اعضایش احتمالا در یک مینی بوس جا می شوند.

مهم ترین برنامه حزب احتمالا این است که پس از انتخابات مجلس، با گل‌چین چند نماینده از اصول گرایان و اصلاح طلبان، فراکسیون «اعتدال» در مجلس را تشکیل دهد؛ همان کاری که محمدباقر نوبخت در مجلس ششم کرد، حالا با چند نماینده بیش تر. این چند نماینده بیش تر به معنای برآمدن گفتمان اعتدال و جا افتادن آن نیست چون دولت مستقر است و نماینده مجلس بدش نمی آید با دولت چشمک و اشاره ای رد و بدل کند.

مشکل دیگر حزب این است که وفاداری سیاسی آن به پدرخوانده در حد «بله قربان» گفتن است. در طول دو سال گذشته که توقعات و انتقادات مهمی در حوزه سیاست داخلی، فرهنگی و اجتماعی از سوی اصلاح طلبان و بدنه رای دهنده به حسن روحانی درباره برنامه ها و رویکرد رییس جمهور ایران مطرح شده، اعضای حزب اعتدال و توسعه هیچ دستور کار و یا اراده ای برای توضیح به افکار عمومی نداشته اند. آن ها سال 88 هم با شدت یافتن بحران سیاسی، چراغ خاموش حرکت کردند. تاکنون هم منطق آن ها این بوده که «آسه بیا، آسه برو که گربه شاخت نزنه».

در واقع، بدن آن ها کشش این حرف ها را ندارد. یک بار که توجه شان به سیاست جدی شد، چهار نفرشان استفعا دادند و نوشتند تندرو شده ایم (سال 86). الان هم چند موضع سیاسی بگیرند، احتمالا برخی دیگر نامه استفعا می نویسند.

حزب اعتدال و توسعه یک پای لنگ در عالم سیاست ایران است. پای لنگ سیاست ورزی حسن روحانی هم هست؛ معلق و جامانده. آن ها نه حال دارند داستان 17 سال طی شده را ورق بزنند و نه حوصله دارند به شش سال باقی مانده دولت فکر کنند. ماجرا ساده است؛ آن ها آشپزی بلد نیستند، فقط بلدند با بیل اعتدال، آش سیاست را به هم بزنند؛ عبای متناسب با قامت.

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}