دوشنبه از ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه به وقت تهران، اتاق ورزش کلاب هاوس «ایران‌وایر» میزبان دختران ورزشکاری بود که می‌خواستند از دردهای ناگفته زنان ورزشکار در زمینه خشونت جنسی صحبت کنند. رازهایی سر به مهر که البته بسیاری از آن‌ها تاکنون شنیده نشده است. آن‌چه در طول مدت قریب به دو ساعت در این اتاق گذشت، دردناک بود. از پیشنهادهای مربیان و مدیران عالی‌رتبه ورزشی به زنان ورزشکار تا تجاوز و تعرض یک مدیر سرشناس بهزیستی به دختران شناگر معلول.

این اتاق با حضور «آیدا قجر»، «پیام یونسی‌پور» و «امیرحسین میراسماعیلی» اعضای تحریریه ایران‌وایر، «آسیه امینی» روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، «شیوا امینی» ملی‌پوش پیشین تیم ملی فوتسال زنان ایران و مربی کنونی در ایتالیا، «رزیتا ائمه‌دوست» ملی‌پوش سابق تیم ملی تنیس روی میز زنان ایران و «شیرین شیرزاد» ملی‌پوش و سرپرست سابق تیم ملی کشتی زنان ایران برگزار شد.

آیدا قجر در ابتدا به موضوع نهفته و مسکوت ماندن موضوع «تعرض» و «تجاوز» به زنان ورزشکار در سال‌های اخیر اشاره کرد. همچنین پیام یونسی‌پور از سانسور شدن برخی از اخبار تعرض یا تجاوز به زنان در رسانه‌های ایران براساس تجربیات خودش در سال‌های همکاری با «رادیو جوان» و روزنامه‌های ورزشی گفت.

او به صورت نمونه اشاره کرد که سال ۱۳۹۱ و در برنامه «چهار چهار دو» رادیو جوان، یکی از همکاران زن رادیو در قالب «میکروفن مخفی»، به عنوان مادر یک فوتبالیست نوجوان، با مدیر و مربی یک مدرسه فوتبال تماس می‌گیرد. مربی مدرسه فوتبال پس از سوالات خصوصی در مورد زندگی این مادر، او را برای راهنمایی بیشتر به خانه خود دعوت می‌کند. اما «بخش نظارت» رادیو جوان با پخش این آیتم به دلیل آن‌چه «اشاعه فحشا» خوانده بود، مخالفت کرد.

همچنین امیرحسین میراسماعیلی از تجربه مصاحبه‌اش با «گلنار وکیل گیلانی» رییس سابق فدراسیون چوگان گفت. از این‌که خانم وکیل گیلانی در مصاحبه با او که در روزنامه «اعتماد» منتشر شد، از تهدید «محمدرضا داورزنی» معاون وقت وزارت ورزش و جوانان، به انتشار عکس‌های خصوصی‌ او در فضای مجازی و کانال‌های تلگرامی خبر داده بود. گلنار وکیل گیلانی پس از تهدیدهای آقای داورزنی مجبور به استعفا از پست خود شد.

 

رزیتا ائمه‌دوست: برای دختران نوجوان فیلم پورن می‌فرستادند

«رزیتا ائمه‌دوست»، ملی‌پوش سابق تیم ملی تنیس روی میز، روایت‌های خود را این‌گونه آغاز کرد: «من بیش از هر چیز خوشحالم که این فرصت برای ما ورزشکاران زن به وجود آمده تا صحبت کنیم. متاسفانه هر زمان صحبت از تجاوز یا تعرض و خشونت به زنان ورزشکار شد، به ما انگ زدند. بعضی‌ها می‌گویند خیال‌بافی می‌کنید، برخی هم می‌گویند می‌خواهید پناهندگی بگیرید. متاسفانه مشکلات ما فقط خشونت جنسی نیست. ما در ایران خشونت جنسیتی داریم، هم خشونت عقیدتی، هم خشونت کلامی و رفتاری. شما به پیام‌ها و کامنت‌هایی که مردم پای صحبت‌های ما در شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌کنند دقت کنید. یکی می‌نویسد تو که رفتی چرا حرف می‌زنی؟ یکی می‌نویسد تو دنبال پرونده پناهندگی هستی. نه عزیزان ما الان این امکان را داریم که در مورد آن‌چه دیدیم، برای شما حرف بزنیم.»

او با بیان این که زنان ورزشکار با انواع خشونت‌ها مواجه شده‌اند: «همین‌که به من می‌گویند با یک ورزشکار مرد پای یک میز ننشین و غذا نخور، خشونت است. حجاب اجباری، برای ما خشونت است.»

رزیتا ائمه‌دوست با اشاره به نمونه‌هایی از تعرض جنسی به دختران ورزشکار گفت: «نمونه ساده این‌که کارمندی که در کمپ تیم‌های ملی دختران پینگ‌پنگ‌باز کار می‌کرد، برای دختران ورزشکار فیلم پورن ارسال می‌کرد. دختران اردوهای ما از ۱۶ سال تا بزرگسالان بودند. نمونه دیگر این‌که یک بار برای گرفتن حق و حقوقم به اتاق مدیر تیم رفتم. به همه بازیکنان و مربیان گفت بروید بیرون و من را نگه داشت. ابتدا با وضعیت آب و هوا شروع کرد و بعد وارد صحبت‌های ناهنجار شد. موضوع این است که دختران نوجوان و جوان ما هم در این زمینه در خطر هستند.»

 

شیرین شیرزاد: مربی تیم ملی کشتی با مربی زنان تماس تصویری می‌گرفت

«شیرین شیرزاد»، ملی‌پوش و سرپرست سابق تیم ملی کشتی زنان ایران در ابتدای صحبت‌های خود گفت که برای صحبت کردن در مورد خشونت‌ها و آزارهای جنسی باید ساعت‌ها صحبت کرد: «من به جرات می‌گویم که تمام دختران ملی‌پوش ایران در تمامی رشته‌های ورزشی، حداقل یک بار آزار جنسی را تحمل کرده‌اند. من خودم سرپرست تیم ملی زنان بودم و این موضوع را هر روز و هر ساعت دیدم.»

او با اشاره به افشاگری خود در مورد وجود خشونت و تجاوز در جامعه ورزش زنان گفت: «به من هم گفتند حرف می‌زنی که پناهندگی‌ات را بگیری. حرف‌هایی که خنده‌دار بود. من شاید از هزار مورد فقط یکی را گفتم. متاسفانه دختران ورزشکار ایرانی چون در ایران هستند، نمی‌توانند صحبت کنند. من به صراحت می‌گویم که بارها ما از سوی جنس موافق هم مورد تعرض قرار می‌گیریم.»

او به «وبیناری» که ماه گذشته از سوی کمیته ملی المپیک برگزار شد، اشاره کرد: «این وبینار در مورد خشونت‌های جنسی برگزار شد. جالب است یکی از مدرسین این وبینار خودش یکی از مهم‌ترین اشخاصی است که به شدت ورزشکاران زن ایران را در سال‌های اخیر آزار داده.»

شیرین شیرزاد با اشاره به این‌که بازگویی آن‌چه تجربه کرده است، برای هیچ‌کس ساده نیست؛ گفت: «نه کسی می‌خواست حرف‌های ما را بشنود، نه کسی می‌تواند کمک کند. هرکس در ورزش از تو بالاتر است، بدون هیچ واهمه‌ای پیشنهادش را می‌دهد. شما وقتی زن باشی و با شوهرت بیرون بروی، اگر کسی تذکر بدهد که چرا موهایت بیرون است، همسرت احتمالا تو را محکوم می‌کند، نه او را.»

شیرین شیرزاد خاطره‌ای از همین تعرض‌های جنسی از زمان حضورش در تیم ملی روایت کرد: «یکی از مربیان ما که متاهل بود، روزی به من گفت یکی از مربیان بسیار مشهور فدراسیون کشتی در آن زمان، ساعت ۴ صبح با من تماس می‌گیرد. چند بار به من گفت تماس‌های این آقا دارد زندگی من را به هم می‌ریزد. من این موضوع را به رییس فدراسیون گفتم، به مدیران وقت گفتم. در نهایت من توبیخ شدم.»

او در ادامه گفت: «وقتی شما ساعت ۴ صبح با یک مربی تماس تصویری می‌گیرید، یعنی می‌دانید که او پوشش مناسبی ندارد. این فقط یک اتفاق کوچک است. وقتی از فدراسیون کشتی کنار گذاشته شدم، سراغ یکی از مدیران رفتم. انتظار داشتم حرف من را بشنود. اما در جواب گفت که تو کشتی ایران را نابود کردی، چون کشتی زنان را در ایران راه‌اندازی کردی. به من گفت من می‌دانم کشتی‌گیر زن توسط یک مربی تیم ملی باردار شد و این تقصیر شماست.»

 

شیوا امینی: مدیران فدراسیون فوتبال از دختران رنگین‌کمانی باج می‌گرفتند

«شیوا امینی»، بازیکن سابق تیم ملی فوتسال زنان با این جمله که «وقتی دختر باشی، ایرانی باشی، ورزشکار هم اگر نباشی، معنی تعرض و خشونت جنسی را قطعا خوب می‌فهمی»، صحبت‌های خود را آغاز کرد: «در ورزش زنان، هیچ‌وقت حمایت نمی‌شوید و در مسیر عشقی که داری، نه‌تنها تنها نیستی بلکه باید با موانع غیرعادی هم بجنگی. من در فوتبال ایتالیا متوجه شدم که بازیکن در زمان تمرین می‌تواند بدون استرس از این‌که مدیرعامل باشگاه بخواهد با بازیکنان وارد رابطه جنسی شود، تمرین کند. ما در ایران، همیشه دنبال اسپانسر بودیم. باید با شرکت‌ها و مدیران ثروتمند صحبت می‌کردیم. حتی یک بار نشد که یک نفر حاضر شود تیم را حمایت کند و درخواست جنسی نداشته باشد. امکان نداشت که وارد فدراسیون فوتبال شویم و از طبقه اول ساختمان تا طبقه آخر یا متلک یا کنایه نشنویم. در همان فدراسیون فوتبال، برای راه انداختن یک کار ساده از تو توقعات جنسی دارند. به جایی می‌رسیدیم که می‌گفتیم خسته شدم، نمی‌خواهم.»

او این مشکل را بخشی از بیماری جامعه ایران دانست: «من امروز فیزیوتراپی بودم. فیزیوتراپ من هم یک پسر بود. با خیال راحت رفتم و برگشتم. نه قصدی داشت، نه نگاه بدی کرد، نه رفتاری داشت که حس آزار داشته باشم. در ایران، از دربان دم فدراسیون تا پزشک و فیزیوتراپ به ورزشکار پیشنهاد می‌دهند.»

همچنین شیوا امینی به جامعه رنگین‌کمانی ورزش زنان ایران اشاره کرد: «ما مسئولی داشتیم در فدراسیون که از دختران ال‌جی‌بی‌تی سواستفاده می‌کردند. از دخترهای رنگین کمانی گوشی اپل و جواهرات و طلا می‌گرفتند که مبادا روابط‌شان را لو بدهند یا آن‌ها را برای تست‌های جنسیتی به مراکز پزشکی معرفی کنند.»

 

آسیه امینی: همه این سال‌ها، ما کجا بودیم؟

«آسیه امینی»، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر در ابتدای صحبت‌های خود گفت: «وقتی دوستان صحبت می‌کردند، تن و بدنم می‌لرزید. دوست داشتم دیرتر صحبت کنم و بیشتر بشنوم.»

او «روایت‌گری» در موضوع تعرض و خشونت جنسی علیه زنان به‌خصوص در حوزه ورزش را یک اصل فراموش شده دانست: «در چرخه‌ای قرار داریم که از سلسله مراتب قدرت سیاسی تا آموزش و گروه‌های اجتماعی ناظر و رسانه‌ها و سیستم قضایی در آن نقش دارند. در این چرخه تنها اهرمی که باید آن را در جهت مخالف حرکت دهد، همین روایت‌گری است.»

آسیه امینی روایت‌گری در شرایط کنونی را به رسانه‌های آزاد خارج از کشور مرتبط دانست: «ما نیاز به یک سیستم آموزشی داریم که حق بدن هر انسانی را به رسمیت بشناسد. در حقیقت سیستم آموزشی باید بر مبنای قانون به افراد تفهیم کند که فقط خود آن‌ها اختیار بدن‌شان را دارند، نه حتی پدر و مادر آن‌ها.»

او تعرض یک چهره شناخته شده سیاسی نروژ در یکی از پرطرفدارترین احزاب سیاسی به دختری نوجوان ۱۷ ساله را به عنوان خاطره‌ای تعریف کرد: «این آقا، امید اصلی دبیرکلی حزب بود و به عبارتی موقعیت رسیدن به نخست‌وزیری نروژ را داشت. این موضوع در سریع‌ترین زمان به بحران کشور تبدیل شد و تمامی رسانه‌ها بدون در نظر گرفتن موضع سیاسی خود به آن پرداختند. همان روزها که من تازه دو یا سه سال بود که به این کشور آمده بودم، دوستان نروژی‌ام از من نظرم را در مورد این ماجرا پرسیدند. به آن‌ها گفتم بسیار از این اتفاق متاثر و شوکه شدم و درک کردم چه قوانین کاملی دارید. اما فقط می‌خواهم بدانم رقابت انتخاباتی در این موضوع نقش ندارد؟ باور کنید همه آن جمع با اعتراض و تعجب گفتند چه ارتباطی دارد؟ من می‌دانستم در همان جمع بعضی از هواداران آن حزب وجود دارد. اما این یعنی قانون، یعنی آموزش.»

آسیه امینی گفت: «سوال من این نیست که همه این سال‌ها این دخترها کجا بودند؟ سوال من این است که ما کجا بودیم؟ ما چرا حرفی نزدیم؟ جامعه‌ای که مدعی است جنبش زنان را پیش می‌برد، در این زمینه‌ها کم گذاشته است.»

 

تجاوز مدیر بهزیستی فارس به دختران معلول

«الهام نیک‌‌پی»، مربی سابق شنا که سال‌ها به عنوان مربی شنا و نجات غریق به معلولان ایران آموزش می‌داد، از تعرض و تجاوز جنسی به شناگران معلول در استان فارس و شهر شیراز گفت: «من مربی و ناجی استخر یادگار بودم. این استخر با بودجه معلولین ساخته شد، ولی معلولین فقط یک روز در هفته، یک ساعت و در بدترین ساعت اجازه استفاده از استخر را داشتند. وقتی اعتراض کردم، گفتند خانم نیکٰ‌پی، ما داریم بهره‌برداری مالی می‌کنیم و شما زیاد دل به دل معلولین ندهید. رییس هیات معلولین استان فارس، آقای محمدحسین گلریز خاتمی بود. ایشان برای این‌که اجازه بدهد بعضی از بچه‌های معلولین و بهزیستی از استخر استفاده کنند، درخواست‌های خاص خودشان را داشتند. بچه‌های بهزیستی را در روزهایی که میهمانی داشت، به اجبار برای کار و بیگاری می‌برد و بارها آن‌ها را مورد تعرض جنسی قرار داد. این موضوع را خود بچه‌های بهزیستی به من می‌گفتند. تعریف می‌کردند که آقای گلریز خاتمی به ما گفت امشب میهمان داریم، بیایید به همسر من کمک کنید. می‌رفتند کمک می‌کردند. شب می‌گفت همین‌جا بخوابید و فردا بروید. بعد شب به فجیع‌ترین شکل می‌رفت بالای سر این بچه‌ها. این موضوع برای معلولین به موضوع ساده تبدیل شده بود. چون صدای‌ این بچه‌ها هم در نمی‌آمد. من دختری به نام الیزا را می‌شناختم که از بچه‌های بهزیستی و معلولین بود. جسد سوخته‌اش را ته چاه پیدا کردند. شما انتظار داشتید این بچه‌ها اعتراض کنند؟»

در ادامه پیام یونسی‌پور به برخی از پست‌هایی که محمدحسین خاتمی طی سال‌های ۱۳۹۹ تاکنون در امور بهزیستی به دست آورده اشاره کرد. او گفت: «آقای گلریز خاتمی که مورد اشاره خانم نیک‌پی بود، از شهریور سال ۱۳۹۹ تاکنون به عنوان مدیرعامل یا رییس هیات مدیره ۹ شرکت منصوب شده است.»

مجمع خیرین شهرساز و فرهنگ‌ساز شیراز، مجمع خیرین امنیت‌ساز امین استان فارس، انجمن خیریه اوتیسم فارس، موسسه بیمارستان خیریه آموزشی پژوهشی درمانی رسول شیراز، خیریه قلب حضرت فاطمه، موسسه انجمن حمایت از بیماران ام‌اس شیراز، انجمن خیرین مسکن‌ساز استان فارس، خیریه شکوفه‌های بهزیست شیراز و موسسه توانبخشی و فرهنگی خیریه بهزیست، شرکت‌هایی هستند که محمدحسین گلریز خاتمی در آن‌ها هم‌اکنون نقش مدیرعامل یا رییس هیات مدیره را دارد.

 

خاطره‌های تلخ و آزارهای گفته نشده

شیرین شیرزاد در ادامه صحبت‌های خود، از بازخورد منفی جامعه در قبال روشنگری‌ها و روایت‌گری‌هایش از موضوع خشونت جنسی گفت: «حتی خانواده‌ام با من قطع ارتباط کردند. به من می‌گفتند چرا می‌خواهی حرف بزنی؟ تو که حالا از ایران رفته‌ای چه دلیلی دارد صحبت کنی؟ حتی یک نفر از داخل ایران از من حمایت نکرد. بعضی‌ها گفتند چرا در ایران نگفتی؟ حالا من می‌پرسم؛ از چه کسی به چه کسی شکایت می‌کردم؟ وقتی اولین بار صحبت کردم، بعضی از دخترهای ورزشکار از من پرسیدند چرا بهترین دوستانت که نه کار دولتی دارند و نه ورزشکار نیستند، حتی در حد یک استوری اینستاگرامی از تو حمایت نکردند؟»

او به جمله‌ای از «محمدرضا یزدانی‌خرم» اشاره کرد که به او گفته بود: «ما انقلاب کردیم که دختران‌مان دیگر کشتی‌ نگیرند. حالا شما دارید با این اعتراضات برای ما شر درست می‌کنید.»

رزیتا ائمه‌دوست در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: «خانم امینی جمله خوبی گفت که تا امروز ما و رسانه‌ها کجا بودند؟ من فکر می‌کنم فضای مجازی و سوشال مدیا به ما کمک زیادی کرد. ما حرف زدیم که بیرون‌مان کردند. ما اعتراض کردیم که تبعید شدیم. من دفعات قبل هم که صحبت کردم، مادرم زیر فشار قرار گرفت. او دبیر آموزش و پرورش است و بعد از صحبت‌های من از سوی حراست وزارت آموزش و پرورش تذکر گرفته بود.»

شیوا امینی به خاطره‌ای اشاره کرد: «مسابقات آسیایی ویتنام، ما برای اولین بار ژاپن را شکست دادیم. بعد از بازی، منتظر بودیم از ما تقدیر کنند. سرپرست، همه بچه‌ها که عرق کرده بودند را جمع کرد و گفت یک روحانی قرار است برای شما صحبت کند. شما تصور کنید که ما با تمام وجود هیجان زده‌ایم و ناگهان این آقا گفت که من همیشه مخالف ورزش زنان بودم و هستم در ایران. بارها در موردش مبارزه کردم، ولی به نتیجه نرسیدم. از اول تا آخر بازی می‌دویدید و برجستگی‌هاتون معلوم بود. همه مردها داشتند به برجستگی‌های شما نگاه می‌کردند.»

او گفت که همین کلام «خشونت جنسی» است: «ما از بدن خودمان در آن لحظه بدمان آمد.»

آسیه امینی در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: «برخی موضوع سوءاستفاده از قدرت و خشونت جنسی را با پارتنر جنسی یکی می‌کنند. ممکن است در رابطه جنسی هم خشونتی صورت گیرد که آن موضوع ربطی به استفاده از قدرت ندارد. شما وقتی صاحب قدرت هستید و از قدرت‌تان برای استفاده جنسی استفاده می‌کنید، یعنی شخصی را برای ارتقا، زیر فشار قرار می‌دهید. ما در زمینه زیر فشار گذاشتن قضایی این افراد دچار مشکلات و کمبودهای قانونی هستیم.» 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}