ویدیو

بدرود رفیق ارغوان‌ها؛ در سوگ سایه، امیرهوشنگ ابتهاج

۱۹ مرداد ۱۴۰۱
خواندن در ۱ دقیقه

شعر که می‌خواند گاهی بغض گلویش می‌شکست، اشکی گوشه چشمش می‌درخشید و به واژه‌ها جان می‌داد. حرف که می‌زد با جدیت تمام  ناگهان طنز نغزی می‌گفت و حضار را به خنده می‌انداخت. بغض و طنازی ناگهانی شاعری که اغلب سیاه می‌پوشید و ریش‌های بلند سفید داشت، خاطره جمعی ما ایرانیان از «امیر هوشنگ ابتهاج»، متخلص به «سایه» است. شاعری که در جوانی تصنیف «ایران ای سرای امید» را برای وطنش سرود اما در ۹۵ سالگی دور از وطن درگذشت.

این گزارش برش‌هایی جذاب از زندگی سایه است، شاعری که در یک خانواده نامدار به دنیا آمد اما راه خودش را رفت، شعر گفت، رفاقت کرد، سیاسی شد، زندان رفت، داغ‌ها دید و حالا در جایی دور از وطن به قول دخترش یلدا با هفت هزار سالگان سر به سر شد. 

ثبت نظر

ویدیو

حمله رسانه‌های حکومتی به موسوی؛ سکوت در برابر موروثی شدن رهبری

۱۹ مرداد ۱۴۰۱
خواندن در ۱ دقیقه
حمله رسانه‌های حکومتی به موسوی؛ سکوت در برابر موروثی شدن رهبری