close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
بلاگ

اینترنت طبقاتی با روان شهروندان چه می‌کند؟

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
خواندن در ۹ دقیقه
روایت‌های شهروندان نشان می‌دهند که ماجرای اینترنت پرو برای بسیاری صرفا یک محرومیت از دسترسی نیست، تجربه‌ای روزمره از نابرابری، حذف و ناامنی روانی است.
روایت‌های شهروندان نشان می‌دهند که ماجرای اینترنت پرو برای بسیاری صرفا یک محرومیت از دسترسی نیست، تجربه‌ای روزمره از نابرابری، حذف و ناامنی روانی است.
«دیدن این‌که گروهی خاص می‌توانند بدون محدودیت به اینترنت جهانی دسترسی داشته باشند، حس تحقیر، ماندن پشت دیوار و حتی خشم طبقاتی ایجاد می‌کند.»
«دیدن این‌که گروهی خاص می‌توانند بدون محدودیت به اینترنت جهانی دسترسی داشته باشند، حس تحقیر، ماندن پشت دیوار و حتی خشم طبقاتی ایجاد می‌کند.»

نویسنده: دکتر «الف. بهارلو»، روان‌پزشک

 

دکتر «الف. بهارلو»، روان‌پزشک در یادداشتی که در اختیار «ایران‌وایر» قرار داده به بررسی اثر اینترنت طبقاتی بر روان شهروندان ایرانی پرداخت است. متن کامل یادداشت او را در زیر بخوانید.

***

 «اینترنت پرو این روزها تکرار همان قضیه دارا و ندار است. قدیم کسی که بنز داشت، پولدار حساب می‌شد. این روزها کسی که اینترنت پرو دارد، جزو افراد مرفه حساب می‌شود.» نادر که یکی از کسبه بازار تهران است، تکید می‌کند که از منظر بسیاری از شهروندان ایرانی ماجرای «اینترنت پرو» تعریف جدیدی از فاصله طبقاتی در کشور به وجود آورده است. او حتی دارندگان این نوع اینترنت را «پولدارهای نوظهور» می‌نامد. 

دسترسی مردم ایران به اینترنت بین‌الملل دوماه است که به طور کامل مختل شده و اکثر مردم ایران به اینترنتی که پیش از این در ایران ارایه می‌شد، دسترسی ندارند. برخی از آن‌ها با استفاده از وی‌پی‌ان‌های جدید که به «کانفیگ» معروف شده‌اند، فیلترها را دور می‌زنند و با هزینه‌ای بالا به اینترنت بین‌الملل دسترسی پیدا می‌کنند. در همین حال عده‌ای معدود از امتیازی ویژه به نام «اینترنت پرو» بهره‌مند شده‌اند؛ اینترنتی که رسانه‌های نزدیک به حکومت آن را «اینترنت پایدار کسب و کارها» می‌نامند. 

این رسانه‌ها هدف این طرح را حمایت از کسب و کارها، شرکت‌های دانش بنیان، بازرگانان، برنامه‌نویسان و برخی نهادهای پژوهشی و آموزشی اعلام کرده‌اند. اوپراتورهایی مانند همراه اول، ایرانسل و رایتل ارایه این سرویس را آغاز کرده‌اند، اما دسترسی به آن برای عموم مردم ممکن نیست و نیاز به احراز هویت شغلی و معرفی رسمی از سوی نهادهای مرتبط دارد. 

نادر در این مورد می‌گوید: «ما حتی دیگر نمی‌توانیم اپلیکشن‌های موبایل‌هایمان را آپدیت کنیم. پسرخاله‌ی من برای شرکتش اینترنت پرو شرکتی تهیه کرده. او می‌تواند موبایلش را به راحتی آپدیت کند، ولی با این کانفیگ‌ها به خاطر سرعت پایینشان نمی‌شود. علاوه بر این اعصاب همه خرد است. آدم‌ها دیگر نمی‌توانند مثل قبل یک ارتباط نرمال با همدیگر داشته باشند. به‌خصوص این روزها که هر خانواده یک نفری دارد که مهاجرت کرده.»

اینترنت برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی بخشی از پیوند عاطفی و حس تداوم روانی خانواده است. مهاجرت‌های گسترده در سال‌های اخیر باعث شده که بسیاری از خانواده‌ها تجربه‌ی زندگی در دو جغرافیا داشته باشند، بخشی از خانواده در ایران مانده و بخشی در کشور دیگری زندگی می‌کند. در چنین وضعیتی افراد با تماس تصویری، پیام‌های روزمره، عکس‌ها و حتی دیدن آنلاین چهره‌ی عزیزان، نوعی اعتمادبخشی عاطفی پیدا می‌کنند. گویی فرد با هر تماس آنلاین و در هر لحظه مطمین می‌شود که «عزیزش هنوز آنجاست.» قطع یا مختل شدن این ارتباط‌ها می‌تواند احساس رهاشدگی، بی‌پناهی و اضطراب جدایی را تشدید کند. احساسی که برای بسیاری از مهاجران و خانواده‌هایشان یادآور تجربه سوگ و دورافتادگی است. به همین دلیل است که بسیاری از مردم از خردشدن اعصاب  یا ناتوانی در حفظ روابط عادی می‌گویند زیرا بخشی از ریتم طبیعی زندگی عاطفی آن‌ها مختل شده است.

در عین حال وقتی این امکان ارتباطی تنها برای گروهی محدود و «برخوردار» فراهم می‌شود، تجربه‌ای روانی از تبعیض و طرد اجتماعی شکل می‌گیرد. در شرایطی که بسیاری از مردم بیش از دو ماه است که عملا از ارتباط پایدار با جهان بیرون محروم شده‌اند، دیدن این‌که گروهی خاص می‌توانند بدون محدودیت به اینترنت جهانی دسترسی داشته باشند، حس تحقیر، ماندن پشت دیوار و حتی خشم طبقاتی ایجاد می‌کند. در این وضعیت اینترنت به «نمادی از حق دسترسی به جهان» تبدیل می‌شود و برخی از شهروندان، دارندگان اینترنت پرو را پولدارهای نوظهور می‌نامند؛ زیرا از نظر آن‌ها حالا پول نه تنها رفاه، بلکه امکان دیدن و دیده شدن، شنیدن و شنیده شدن، ارتباط داشتن و حتی انسان محسوب شدن را تعیین می‌کند.

کتایون، روزنامه‌نگار، از تهران این مساله را از وجه امنیتی آن بررسی می‌کند و می‌گوید: «اینترنت پرو در نظر من گفتن این حرف به مردم است که اگر پولدار هستید، دیگر تهدیدی برای امنیت به شمار نمی‌آیید و هرچه بیشتر پول بدهید، می‌توانید بیشتر از اینترنت استفاده کنید. حالا حرف‌ها و دلایل مبنی بر مبارزه با حفره‌های امنیتی که برای قطع اینترنت آورده‌اند، در مورد پولدارترها صدق نمی‌کند. اما اگر به هر دلیلی توانایی خرید اینترنت پرو را نداشته باشید، تهدیدی برای امنیت کشور حساب می‌شوید و باید محدود به اینترنت بی‌کیفیت داخلی باشید. انگار می‌خواهند که شکاف بین مردم را عمیق و عمیق‌تر کنند و البته قدرت خودشان را به رخ بکشند که می‌توانند هرکاری که بخواهند، با مردم انجام بدهند.»

در روایت کتایون اینترنت از یک ابزار تکنولوژیک خارج می شود و به نشانه‌ ارزشمندی انسان‌ها تبدیل می‌شود. سوژه احساس می‌کند دسترسی آزاد به جهان خارج نه بر اساس حق شهروندی بلکه بر اساس میزان ثروت و نزدیکی به قدرت توزیع می‌شود. حالا دیگر قانون از نگاه فرد «مشترک و برابر» نیست و  به یک امر دل‌بخواهی و گزینشی تبدیل شده است. حالا شهروندان با نوعی فرسایش اعتماد نمادین به قانون و نظم اجتماعی مواجهند. انسان‌ها غالباً در شرایط دشوار تا زمینی می‌توانند فشار روانی را تحمل کنند که حس کنند قواعد برای همه یکسان است. اما وقتی فرد متوجه می‌شود، محدودیتی که به نام «امنیت» و «حفاظت» بر زندگی جمعی تحمیل شده، برای گروهی خاص ناگهان قابل خریدن و دور زدن است، احساس می‌کند حقیقت پنهان قانون امنیت نیست، بلکه قدرت و امتیاز است. در چنین وضعیتی این احساس شکل می‌گیرد که ارزش و حقوقش در سلسله‌ مراتب اجتماعی کمتر از دیگران است. این تجربه می‌تواند به‌تدریج احساس بی‌قدرتی، تحقیر و بدبینی مزمن نسبت به ساختار اجتماعی ایجاد کند.

در سطحی عمیق‌تر، اینترنت برای بسیاری از مردم تنها ابزار سرگرمی یا ارتباط نیست. بخشی از «حس مشارکت در جهان» است. وقتی فرد از دسترسی آزاد به اطلاعات، ارتباطات و جهان بیرون را از دست می‌دهد، به‌تدریج احساس می‌کند، از جریان زندگی جهانی عقب افتاده و به حاشیه رانده شده است. حالا وقتی همین اتصال به کالایی تبدیل می‌شود که تنها برخی توان خریدنش را دارند، تجربه‌ «طبقاتی‌ شدن واقعیت بیرونی» شکل می‌گیرد یعنی برخی انسان‌ها اجازه دارند، جهان را کامل‌تر ببینند و برخی دیگر باید در نسخه‌ای محدودتر و کنترل شده از واقعیت زندگی کنند. این وضعیت می‌تواند مقایسه‌‌ دایمی با افراد برخوردار و شرم اجتماعی را تشدید کند.

سولماز که ساکن اصفهان است،‌ در این مورد می‌گوید: «اینترنت پرو قبل‌تر تنها برای شرکت‌ها بود اما اخیراً پیامکی برای مردم عادی فرستاده شده که آن‌ها هم در صورت واریز یک میلیون و ۹۰۰ هزار تومان می‌توانند از اینترنت پرو استفاده کنند. تلگرام و واتساپ در اینترنت پرو فیلتر نیست، اما اینستاگرام فیلتر است، یعنی  باید برای اینستاگرام کانفیگ بگیریم. برای بعضی اصلا دیگر این‌چیزها مهم نیست. مثلاً من و همکارم که به او اینترنت پرو داده‌اند، آن‌قدر روحیه‌هایمان خراب است که اصلاً در این باره صحبتی نمی‌کنیم. بعد از این‌همه بدبختی دیگر دل و دماغ نداریم.»

روایت سولماز لایه‌‌ای دیگر از فرسودگی روانی را نشان می‌دهد. جایی که حتی دسترسی به اینترنت پرو هم لزوماً احساس برتری یا رضایت ایجاد نمی‌کند. او توصیف می‌کند که هم خودش و هم همکارش با وجود تفاوت در دسترسی، آن‌قدر خسته و فرسوده‌اند که حتی درباره این امتیاز حرف نمی‌زنند. این وضعیت به نوعی «بی‌حسی عاطفی» یا فرسودگی جمعی شباهت دارد؛ حالتی که در آن روان انسان پس از دوره‌ای طولانی از فشار، ناامنی و بحران، دیگر توان واکنش هیجانی را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی حتی چیزهایی که زمانی می‌توانستند حس خشم، حسادت یا شادی ایجاد کنند، کم‌کم بی‌معنا می‌شوند، زیر ذهن بیشتر درگیر بقا و تحمل روزمره است تا رقابت یا لذت. 

علاوه بر این در روایت سولماز نوعی تناقض روانی هم دیده می‌شود؛ اینترنت پرو از یک سو به عنوان «امتیاز» عرضه می‌شود اما از سوی دیگر همچنان ناقص و کنترل‌شده است، یعنی حتی فردی که هزینه‌ بالا پرداخت کرده نیز هنوز با فیلترینگ و محدودیت مواجه است. این وضعیت می‌تواند احساس ناامنی دائمی و بی‌ثباتی روانی ایجاد کند. زیرا فرد مدام با این پیام روبه‌رو می‌شود که هیچ سطحی از دسترسی یا پایداری تضمین‌شده‌ای دربرابر پولی که می‌پردازد، ندارد. در نتیجه نوعی خستگی و دل‌زدگی جمعی شکل می‌گیرد که در آن مردم نه تنها از محدودیت‌ها، بلکه از تلاش دائمی برای سازگاری با محدودیت‌ها فرسوده می‌شوند.

حامد که چند سال از جوانی خود را به دلیل فعالیت‌های سیاسی در زندان سپری کرده، به وجه اقتصادی این موضوع را مهم می‌داند و می‌گوید: «مطابق نگاه کاسب‌کارانه جمهوری اسلامی به هر چیزی، این هم تبدیل تهدید به فرصت است. در حالی که ایرانسل پیامک می‌دهد، ۳۰ گیگ بسته بخرید ۱۰۰ گیگ جایزه می‌دهم، هزینه با تشخیص هویت حدود دو میلیون و پانصد تومان می‌شود که فیلترینگ هم دارد. برخی از  همکاران ما مجبور شده که بخرند. برخی از این کارها تعجب می‌کنند اما من می‌گویم شانس آوردیم که حفره‌های ایجادشده در اثر بمباران را به پرورش‌دهنده‌های ماهی اجاره نمی‌دهند.»

طنز تلخی که در صحبت‌های حامد دیده می‌شود، ناشی از زندگی در جامعه‌ای است که در آن باید برای مدت طولانی با احساس بی‌قدرتی و تجربه‌ ناتوانی کنار آمد. در چنین شرایطی انسان از طریق شوخی و کنایه، اضطراب و خشم خود را به شکلی قابل تحمل‌تر بیان می‌کند، زیرا بیان مستقیم خشم، ناامیدی و احساس تحقیرشدن بسیار دردناک و خطرناک است. در این وضعیت هدف طنز خندیدن نیست، راهی است برای حفظ حداقلی از انسجام روانی و احساس کنترل شرایط. گاهی مردم با شوخی کردن برای شرایط، سعی می‌کنند تجربه‌ تلخ درماندگی را برای خود و دیگران قابل تحمل‌تر کنند.  

از سوی دیگر تکرار روزانه‌ تجربه‌ نابرابری منجر به شکل گیری نوعی «تحقیر مزمن» می‌شود. وقتی فرد نه‌تنها دچار محرومیت دائمی از اتصال به دنیای بیرونی است، بلکه مدام شاهد امتیاز گرفتن دیگران است. این مقایسه‌ مداوم باعث احساس بی‌عدالتی و درماندگی آموخته‌شده می‌شود، یعنی فرد احساس می‌کند اعتراض یا تلاش دیگر بی‌فایده است و این حس را درونی می‌کند. بسیاری افراد پس از مدتی حتی دیگر خشم خود را آشکارا بروز نمی‌دهند. ذهن برای مراقبت از خود به دفاع‌هایی مانند بی‌حسی عاطفی، بی‌تفاوتی ظاهری، طنز تلخ و گزنده یا حتی کناره‌گیری روانی پناه می‌برد. در نتیجه ممکن است جامعه به‌ظاهر آرام به نظر برسد، اما زیر این سکوت، حجم بزرگی از خستگی، سرخوردگی و احساس بی‌ارزشی انباشته شده است.

در مجموع روایت‌های شهروندان نشان می‌دهند که ماجرای اینترنت پرو برای بسیاری صرفاً یک محرومیت از دسترسی نیست، تجربه‌ای روزمره از نابرابری، حذف و ناامنی روانی است. در جامعه‌ای که بخشی از روابط عاطفی، کاری و هویتی مردم به اینترنت گره خورده است، طبقاتی شدن دسترسی به جهان بیرون می‌تواند احساس تعلق، اعتماد اجتماعی و حتی تصویر انسان از ارزش خود را تحت تأثیر قرار دهد. مردم هرروز بیشتر احساس می‌کنند از جهان، از دیگری و حتی از حق طبیعی حضور در زندگی جمعی جهانی جدا افتاده‌اند و به همین دلیل از خستگی، تحقیر، بی‌اعتمادی و از کار افتادن واکنش‌های احساسی سخن می‌گویند.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

محسن رضایی: ناوچه آمریکایی را زدیم، صدایش را در نیاوردند

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
ایران‌وایر
خواندن در ۱ دقیقه
محسن رضایی: ناوچه آمریکایی را زدیم، صدایش را در نیاوردند