حمید بقایی درست در شبی که با تامین وثیقه چند میلیاردی از زندان آزاد شد - که البته همه ی آن را مردم به صورت خودجوش تامین کرده بودند و مدیون هستید اگر فکر کنید تیم احمدی نژاد از این پولها دارد! - در برابر دوربین ها نظام را شست و چلاند و پهن کرد روی بند و چیزهایی بر زبان آورد که منِ شراگیم زند همین الان هم که در ترکیه در یک محل نیمه مخفی به سر می‌برم جرئت ندارم به این شکل و با این ادبیات بیان نمایم... سخنانی که شاید مشابهش را ما تا امروز فقط از برخی مجری های عصبانی و انقلابی شبکه های ماهواره ای برانداز شنیده باشیم... محمود احمدی نژاد هم به جای اینکه فلفلی چیزی در دهان بقایی بریزد و یا او را از ادامه این صحبتها منع کند، آنجا حضور داشت و با حرکت سر هرچه بقایی مسئولین رده بالای ممکلتی را می‌کرد توی وایتکس و در می‌آورد، تائید می‌کرد و حضار هم صلوات می‌فرستادند و کف می‌زدند...خلاصه مجلس عجیبی بود.

روز بعد هم شجره طیبه احمدی نژاد یعنی آقای رحیم مشائی پشت تریبون رفت و ضمن ادامه رجز خوانی برای قوه قضائیه و نظام، اعلام کرد که دستگاه قضا با «دم شیر» دارد بازی می‌کند... بعضی می‌گویند ایشان با این تشبیه «بقایی» را به «دُم» و «احمدی نژاد» را به «شیر» تشبیه کرده و برخی دیگر عقیده دارند  منظور ایشان این بوده که کلا  تیم احمدی نژاد «دُم» هست و شیرش هم ما ملت هستیم... در این مورد نمی‌توان با قاطعیت اظهار نظر کرد ولی همینقدر می‌توان گفت که اگر احتمال دوم درست باشد تیم احمدی نژاد به اعتبار یک شیر اشتباهی دارد اینطور ترکتازی می‌کند چرا که به قول شاعر: " ما همه شیریم، شیران عَلَم، حمله مان از باد باشد دَم به دَم" ...البته ما وارد این مقولات نخواهیم شد و می‌خواهیم تئوری های مختلفی را که موجب این اتفاقات نادر و سرشاخ شدن دار و دسته احمدی نژاد با نظام شده است را با هم بررسی کنیم:

تئوری اول تئوری جنگ زرگری ست که بر مبنای نظریه بنیادین "سگ زرد برادر شغال است" استوار می‌باشد...کسانی که به این تئوری باور دارند معتقدند اگر شغال، سگ زرد را بگیرد و زندان بیاندازد و حتی اعدام هم بکند باز هم این دو با هم برادرند و برای فریب مردم جنگ زرگری به راه می‌اندازند و پشت پرده به ریش ملت می‌خندند ...اینکه یکی از طرفین چنین دعواهایی معمولا از هستی ساقط می‌شود هم بخشی از صحنه سازی ست  و قاتل و مقتول هر دو دستشان توی یک کاسه است و از این دم بریده ها هرچه بگویی بر می‌آید و قس علی هذا.

نظریه دیگری که وجود دارد به تئوری «پناهندگی» معروف است... معتقدین به این تئوری بر این باور هستند که هر حرکتی و حرفی علیه جمهوری اسلامی چه در ایران و چه در خارج از ایران انجام و یا زده شود برای گرفتن پناهندگی ست... فرق نمی‌کند طرف مسیح علینژاد باشد یا محمود احمدی نژاد... کلا هر نژادی که باشی اگر با حکومت سرشاخ شوی می‌خواهی پناهندگی بگیری... حتی همین آزاده نامداری هم که حرکتی بر خلاف ضوابط جمهوری اسلامی انجام داده کارش برای گرفتن پناهندگی بوده...بنده ی کمترین هم که از اول مشخص بود برای چی علیه حکومت طنز می‌نویسم ... به هر حال این هم یک نظری ست و البته کاملا هم محترم است.

نظریه دیگری که شاید قابل اعتنا ترین نظریه در بین نظریه های موجود باشد به نظریه «فروغ جاویدان» معروف است که البته کپی رایتش متعلق به مجاهدین خلق است... الان احمدی نژاد و یارانش نه آینده ای برایشان متصور است و نه گذشته ای دارند که به آن دل خوش کنند... مطرود مردم و مغضوب حکومت... درست مانند وضعیت مجاهدین بعد از پایان جنگ ایران و عراق... حالا تنها راه آبرومندانه و عملی برای ختم به خیر کردن خود، انجام یک عملیات انتحاری و قهرمانانه مشابه «فروغ جاویدان» است... در این عملیات هرچه پیش بیاید بهتر از وضعیت فعلی ست... پیروزی یعنی عقب نشینی حکومت و به دست آوردن برخی امتیازهای از دست داده... شکست هم یعنی «تطهیر» جریان احمدی نژادیسم با «اوین» و تغییر نقش از «سرکوبگر و چپاولگر سالهای گذشته» به «قهرمان شجاع و عدالتخواه امروز»... نمی‌شود؟ غیر ممکن است؟ کسی که می‌گوید «نمی‌شود»، فراموش کرده است که ما مردم ایران فراموش کار ترین مردم جهانیم.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}