close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
فرهنگ

ستاره ها در آسمان سینمای ایران;بخش دوم: ستاره های دوران بعد از رکود

۲۶ مرداد ۱۳۹۳
پرویز جاهد
خواندن در ۷ دقیقه
پوستر فیلم آرامش قبل از طوفان در سال ۱۳۳۹
پوستر فیلم آرامش قبل از طوفان در سال ۱۳۳۹
پوستر فیلم از پاریس برگشته در سال ۱۳۳۸
پوستر فیلم از پاریس برگشته در سال ۱۳۳۸
پوستر فیلم عروس فراری در سال ۱۳۳۷
پوستر فیلم عروس فراری در سال ۱۳۳۷
پوستر فیلم بهلول در سال ۱۳۳۶
پوستر فیلم بهلول در سال ۱۳۳۶
پوستر فیلم خورشید می درخشد در سال ۱۳۳۵
پوستر فیلم خورشید می درخشد در سال ۱۳۳۵
پوستر فیلم امیرارسلان در سال ۱۳۳۴
پوستر فیلم امیرارسلان در سال ۱۳۳۴
پوستر فیلم آغامحمدخان در سال ۱۳۳۳
پوستر فیلم آغامحمدخان در سال ۱۳۳۳
پوستر فیلم بازگشت در سال ۱۳۳۲
پوستر فیلم بازگشت در سال ۱۳۳۲
پوستر فیلم دزد عشق در سال ۱۳۳۱
پوستر فیلم دزد عشق در سال ۱۳۳۱
پوستر فیلم پریچهر در سال ۱۳۳۰
پوستر فیلم پریچهر در سال ۱۳۳۰
وحدت
وحدت
فیلم شرمسار
فیلم شرمسار
شهلا ریاحی
شهلا ریاحی
مجید محسنی
مجید محسنی
دلکش و ویگن
دلکش و ویگن

اما ستاره های واقعی سینمای ایران، در دوره دوم حیات سینمای ایران بعد از دوران رکود و فترت این سینما از 1313 تا 1327 ظاهر می شوند. دوره ای که با بازی زینت مودب، فرهاد معتمدی، اینا اوشید، مهر اقدس خواجه نوری، شوکت علو(ژاله) و رقیه چهره آزاد در فیلم «طوفان زندگی» به کارگردانی علی دریابیگی و تهیه کنندگی دکتر اسماعیل کوشان آغاز می شود. به نظر می رسد در دوره دوم سینمای ایران که مصادف با دوران بعد از پایان جنگ جهانی دوم است، جامعه ایران تغییر زیادی کرده و زنان آزادی بیشتری برای ظاهر شدن در صحنه اجتماع و فعالیت های اجتماعی به دست آورده و بازی کردن در فیلم های ایرانی نیز برای زنان آسان تر شده است. به همین دلیل شاهد پیدایش بازیگران زن زیادی در این دوره هستیم. 


«طوفان زندگی» در دورانی ساخته شد که همه سینماهای ایران در انحصار محصولات خارجی بود و هنوز ستاره ای در سینمای ایران ساخته نشده بود که بتواند با ستارگان خارجی رقابت کند. مطبوعات ایران نیز تنها عکس های ستارگان آمریکایی را چاپ می کردند. در چنین شرایطی اسماعیل کوشان، به شیوه تبلیغاتی فیلم های آمریکایی سعی کرد با چاپ عکس زینت مودب بر روی جلد مجله اطلاعات هفتگی، برای فیلمش تبلیغ کرده و از بازیگر زنش یک ستاره بسازد اما این رقابت بی فایده بود و «طوفان زندگی»، مورد استقبال زیاد تماشاگران ایرانی قرار نگرفت.

به همین دلیل کوشان برای فیلم بعدی اش یعنی «زندانی امیر» که در آن رقیه چهره آزاد و مهر اقدس خواجه نوری بازی می کردند، تبلیغ چندانی نکرد. «واریته بهار» ساخته پرویز خطیبی(به تهیه کنندگی کوشان)، فیلم دیگری بود که تعدادی از بازیگران مطرح سینمای ایران مثل ناصر ملک مطیعی و عزت الله انتظامی، تقی ظهوری، نصرت کریمی با آن برای نخستین بار معرفی شدند.

اما با فیلم «شرمسار» ساخته دکتر کوشان بود که یکی از ستاره های واقعی سینما و موسیقی ایران، به تماشاگران ایرانی معرفی شد: عصمت بابلی معروف به دلکش، خواننده ای بود که مردم ایران صای او را عمدتا از رادیو ایران شنیده بودند اما کمتر کسی، تصویر این خواننده معروف را دیده بود. بنابراین دیدن تصویر یک خواننده محبوب و مردمی بر روی پرده، می توانست خیلی از تماشاگران فیلم های فارسی را به سالن های سینما بکشاند. بعد از «شرمسار» بود که دلکش به ستاره ای محبوب در سینمای ایران تبدیل شد و به دنبال او، خوانندگان معروف دیگر آن زمان نیز وارد سینما شدند و سنت آوازخوانی در فیلم ها به صورت یکی از عناصر آیکونیک سینمای فارسی درآمد. این سنتی بود که تحت تاثیر سینمای عامه پسند هندی و عربی، در سینمای ایران شکل گرفت. در دهه های بیست و سی، خوانندگان و بازیگران مصری مثل ام کلثوم، لیلی مراد، فریدالاطرش، سامیه جمال و عبدالوهاب، شهرت و محبوبیت زیادی در میان تماشاگران ایرانی داشتند. محبوبیت ستاره مصری، سامیه جمال در ایران تا اندازه ای بود که از او برای آمدن به ایران دعوت به عمل آمد و وقتی وارد ایران شد، مورد استقبال مردمی که او را قبلا بر پرده سینماها دیده بودند، قرار گرفت. اما فروش بی سابقه فیلم «شرمسار» و محبوبیت بازیگر زن آن یعنی دلکش، نشان دهنده ظرفیت سینمای ایران برای ستاره سازی در رقابت با نمونه های مصری و هندی بود. به نوشته فریدون جیرانی، «شرمسار در جامعه ای ساخته شد که تازه در آن کاباره بنا شده بود و رقاصه ها نیمه برهنه روی سن کافه ها می رقصیدند و سینماها در نمایش فیلم های ستارگان معروف خارجی با هم رقابت می کردند.»

همزمانی اکران «شرمسار» با فیلم هایی مثل «بانو حوا» با شرکت ستاره ای چون باربارا استانویک، «سه تفنگدار» با شرکت لانا ترنر و جین کلی و «خاطرات گذشته» با شرکت اورسون ولز و کلودیت کلبرت، تاثیری بر فروش فیلم «شرمسار» نگذاشت و این فیلم با فروش 200 هزار تومان به پرفروش ترین فیلم سال 1329 تبدیل شد.

با فیلم «ولگرد»(1331) ساخته مهدی رئیس فیروز، ناصر ملک مطیعی که پیش از آن اغلب در نقش هایی کوچک و کم اهمیت در فیلم هایی مثل «واریته بهار» و «شکار خانگی» ظاهر شده بود، به عنوان ستاره ای جدید در سینمای ایران ظهور کرد. ملک مطیعی با قد بلند و هیکل چهارشانه، صورت جذاب و موهای سیاه و ابروهای پر پشت، تیپ مورد پسند تماشاگران ایرانی به ویژه زنان بود. اگرچه تیپ و شمایل او در طول زمان تغییر کرد و در دهه چهل با بازی در فیلم های ژانر جاهلی و کلاه مخملی، شکل کاملا متفاوتی یافت.

«ولگرد»، با پایان تراژیک و مرگ قهرمان آن، فیلمی متفاوت در سینمای فارسی دهه سی بود، فیلمی که قهرمان آن(ناصر ملک مطیعی) با شلیک ماموران حکومت نظامی، بر آسفالت خیابان های تهران جان می داد. این نوع پایان در سینمای فارسی که تماشاگران آن به پایان های خوش عادت داشتند، بی سابقه بود و تنها دو دهه بعد در فیلم های موج نویی مثل «قیصر»، «تنگنا» و «صبح روز چهارم»، تکرار شد. با این حال، «ولگرد»، به رغم پایان بدفرجام قهرمان آن، مورد توجه مردم قرار گرفت و از نظر تجاری به فیلم موفقی تبدیل شد.

سینمای ایران بعد از کودتای 28 مرداد 1332، به تولید فیلم های شبه تاریخی و افسانه ای روی آورد که تحت تاثیر فیلم های ژانر تاریخی و افسانه ای هالیوودی و در راستای سیاست های باستان گرایانه حکومت شاه و تجلیل از عظمت و شکوه گذشته باستانی تولید می شد. این آثار که اغلب آنها، محصول استودیوی پارس فیلم بود، بر مبنای داستان های عامیانه و سلحشوری از نوع امیرارسلان نامدار، قزل ارسلان و یعقوب لیث ساخته می شد که اگرچه از نظر سینمایی، آثاری ضعیف به شمار می روند و قابل مقایسه با نمونه های هالیوودی آن زمان نبودند اما از الگوی سینمایی یکسانی دنباله روی می کنند و آن قهرمان سازی و قهرمان پروری است. سال ها بعد از غلامحسین سپنتا، بازیگران چون ایلوش و محسن مهدوی، با بازی در این فیلم ها، به شهرت و محبوبیت زیادی دست یافتند. ایلوش که قبلا کشتی گیری حرفه ای بود، با اندام ورزشی و عضلات مردانه اش، نقش قهرمانان یکه بزن و دلاور افسانه ای را در این فیلم ها به عهده گرفت.

محسن مهدوی نیز بعد از بازی در نقش یوسف در فیلم «یوسف و ذلیخا»، به شهرت رسید و به تدریج منزلتی ستاره مانند پیدا کرد. شمایل او با موهای بلند و سربند و لباسی که هیچ ربطی به تاریخ و فرهنگ ایران نداشت، بیشتر شبیه سرخپوست های فیلم های وسترن هالیوودی بود تا یوسفی که در تورات یا قرآن یا اشعار کهن فارسی توصیف شده بود(حمیدرضا صدر. درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران).

نشریه «ستاره سینما»ی آن زمان در مورد محسن مهدوی نوشت: " حرکات محسن مهدوی، بیننده را یاد بازی گریگوری پک در فیلم «داوود و بتسابه» ساخته هنری کینگ می اندازد."

یکی از ستاره های زن معروف دهه سی، بازیگری است به نام شهلا ریاحی که با فیلم «خواب های طلایی» معزالدیوان فکری وارد سینما شد و با ساختن فیلم «مرجان» در سال 1335 نامش را به عنوان اولین کارگردان زن سینمای ایران ثبت کرد. اما «مرجان»، اولین و آخرین فیلم شهلا ریاحی به عنوان کارگردان بود و او پس از آن تا دهه هفتاد به بازیگری در فیلم های ملودرام و کمدی ادامه داد.

در میان ستاره های زن دههٔ سی، قطعا فخری خوروش، جایگاه ویژه ای دارد. بازیگری که با بازی در فیلم های صادق بهرامی وارد سینما شد اما بعد از بازی در فیلم های لات جوانمرد مجید محسنی و جنوب شهر فرخ غفاری، خیلی زود مسیرش را از بقیه جدا کرد و به راه ستارگان فیلم های فارسی نرفت و ترجیح داد با بازی در تئاتر و فیلم های موج نویی سینمای ایران در دهه چهل، از دنیای جنجالی ستاره های فارسی دور باشد. متاسفانه سینمای ایران بعد از انقلاب از همه ظرفیت های بازیگری خوروش استفاده نکرد و او بعد از بازی در چند فیلم سطحی تجاری، سینما را برای همیشه کنار گذاشت و به آمریکا مهاجرت کرد.

از میان ستارگان مرد معروف این دوره باید از وحدت و مجید محسنی نام برد. نصرت الله وحدت، بازیگری بود که الگوی ستاره های ایتالیایی معروف آن زمان مثل ویتوریو گاسمن و آلبرتو سوردی و بعد هم در دهه چهل در کمدی های سکسی اش، الگوی لاندو بوزانکا را در سینمای ایران بازآفرینی کرد. فیلم های «آسمون جل»، «مسافری از بهشت» و «آینه تاکسی»، تقلیدی سطحی از فیلم های نئورئالیستی ایتالیایی با محور قهرمان فقیر بود که به وسیله وحدت در سینمای ایران تولید شد.

مجید محسنی که در ملودرام های روستایی دهه سی، شخصیت تیپیکال مرد روستایی ساده و پاکی به نام عمو اقلی صمد را بازی می کرد و به خاطر این نقش ها محبوبیت داشت، در «لات جوانمرد» در نقش یک جاهل شهری بامعرفت و جوانمرد ظاهر شد که به خاطر حفظ ناموس دختر دوستش فداکاری می کرد.

 

فهرست منابع:

۱- تاریخ سینمای ایران. جمال امید

۲- فصلنامه فارابی. شماره 37. دوره دهم(مقاله سینمای فارسی. علی علایی)

۳- دهه سی: تولد دوباره. فریدون جیرانی(تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)

۴- فیلمشناخت ایران. فیلمشناسی ایران 1309-1357. عباس بهارلو

۵- تاریخ سیاسی سینمای ایران. حمیدرضا صدر

زنان برهنه در سینمای ایران. گفتگو با پرویز جاهد. نشریه اینترنتی شهرگان. دهم فوریه 2012.

ثبت نظر

گزارش

سیامک قادری، جرم: خبرنگاری (۱۹)

۲۶ مرداد ۱۳۹۳
ایران وایر
خواندن در ۴ دقیقه
سیامک قادری، جرم: خبرنگاری (۱۹)