close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

قاچاق‌چی یا قهرمان؛ مسوول جان مردم و سوخت‌بران کیست؟

۲۷ تیر ۱۴۰۳
فریبا بلوچ، رقیه رضایی
خواندن در ۹ دقیقه
بر اساس گزارش‌هایی که اخیرا «کمپین فعالین بلوچ» منتشر کرده، گسترش فقر سبب شده است عده‌ای که حتی وسع داشتن خودرو یا موتورسیکلت را برای سوخت‌بری ندارند، گالن‌های سوخت را مانند کولبران در کردستان روی کول بگیرند و از مرز گذر کنند
بر اساس گزارش‌هایی که اخیرا «کمپین فعالین بلوچ» منتشر کرده، گسترش فقر سبب شده است عده‌ای که حتی وسع داشتن خودرو یا موتورسیکلت را برای سوخت‌بری ندارند، گالن‌های سوخت را مانند کولبران در کردستان روی کول بگیرند و از مرز گذر کنند
کولبران بلوچ همانند سوخت‌بران، از روی اجبار به این کار و شغل کاذب روی آورده‌اند تا بتوانند لقمه‌ای نان را برای خانواده خود به دست بیاورند
کولبران بلوچ همانند سوخت‌بران، از روی اجبار به این کار و شغل کاذب روی آورده‌اند تا بتوانند لقمه‌ای نان را برای خانواده خود به دست بیاورند

در سال‌های اخیر با سیل‌های مرگبار و ویران‌گر، برخی رسانه‌های حکومتی و مقامات محلی، از جمله نمایندگان مجلس شورای اسلامی، سوخت‌بران را که به مردم سیل‌زده امدادرسانی می‌کنند، «قهرمان» لقب داده‌اند؛ اقدامی تبلیغاتی که با سیاست اصلی حکومت در کشتار و تعقیب و گریز این شهروندان بی‌دفاع از اساس در تناقض است.

«معین الدین سعیدی»، نماینده چابهار در اسفندماه ۱۴۰۲ گفته بود: «دولت کمک‌رسانی را از سوخت‌بران یاد بگیرد.» 

با این‌حال، این نماینده مجلس نه حرفی از قتل هر روزه سوخت‌بران با شلیک مستقیم ماموران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی که آن‌ها را «قاچاق‌چی» معرفی می‌کنند، زده بود و نه از تعقیب و گریزهایی که به مرگ این جان‌های جوان می‌انجامند؛ روندی که تایید کننده استفاده تبلیغاتی دست‌کم بخشی از حکومت از این شهروندان و قلب سیاست اصلی حکومت در اعمال خشونت علیه آن‌ها است.

کولبران بلوچ؛ مکافات برای لقمه‌ای نان

بر اساس گزارش‌هایی که اخیرا «کمپین فعالین بلوچ» منتشر کرده، گسترش فقر سبب شده است عده‌ای که حتی وسع داشتن خودرو یا موتورسیکلت را برای سوخت‌بری ندارند، گالن‌های سوخت را مانند کولبران در کردستان روی کول بگیرند و از مرز گذر کنند.

«معین ارجمند»، فعال حقوق‌بشر و سردبیر وب‌سایت کمپین فعالین بلوچ به «ایران‌وایر» می‌گوید سیستان و بلوچستان یکی از محروم‌ترین استان‌های ایران از نظر فقر، بی‌کاری، نبود امکانات بهداشت و درمان، امکانات آموزشی و تحصیلی، حمل و نقل و سایر امکانات است. 

او تاکید می‌کند که این محرومیت از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به شهروندان بلوچ نه تنها در سیستان و بلوچستان بلکه در خراسان جنوبی، جنوب کرمان و شرق هرمزگان تحمیل شده است.

به گفته او، کولبران بلوچ همانند سوخت‌بران، از روی اجبار به این کار و شغل کاذب روی آورده‌اند تا بتوانند لقمه‌ای نان را برای خانواده خود به دست بیاورند: «کولبران بلوچ در گذرهای مرزی، پایانه‌های مرزی و گمرکات مشغول به فعالیت هستند و اقدام به جابه‌جایی کالا و گالن‌های سوخت در این مناطق می‌کنند. در سال‌های اخیر، در بسیاری از مناطق بلوچستان کولبری در محل‌های ایست و بازرسی نیز وجود داشته است که شهروندان بلوچ گالن‌های سوخت را از پشت ایست‌های بازرسی به آن‌سوی ایست منتقل می‌کردند.»

این فعال حقوق بشر ادامه می‌دهد: «کولبران بلوچ پیش‌تر در گذرهای مرزی شهرهای پیشین، ریمدان، کوهک و مرز میلک در میرجاوه فعالیت داشتند که رفته رفته این گذرها برای کولبران به دلیل اجرای طرح رزاق تقلیل پیدا کرده است و هم‌اکنون به ندرت شهروندان بلوچ در برخی از گذرهای مرزی، همانند پایانه مرزی میلک، مشغول به کولبری هستند.»

بنا بر گفته‌های معین ارجمند، بسیاری از کولبران سوخت، کودکان زیر ۱۵ سال هستند که مسافت‌های طولانی را به همراه گالن‌های سوخت طی می‌کنند: «آن‌ها بارها توسط نیروهای مرزبانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. این کودکان از روی اجبار، برای این‌که بتوانند کمک خرج خانواده باشند، به این کار سخت و پرخطر روی آورده‌اند.»

سردبیر کمپین فعالین بلوچ که روزانه اخبار کشته شدن سوخت‌بران در شهرهای مختلف بلوچ‌نشین در چندین استان ایران را منتشر می‌کند، می‌گوید: «در بسیاری از گزارش‌های رسیده، کولبران بلوچ که در حال انتقال گالن‌های ۲۰ لیتری سوخت از گذرهای مرزی بوده، توسط مرزبانان جمهوری اسلامی مورد ضرب و جرح، هتاکی و اهانت قرار گرفته و حتی شماری از کولبران ساعت‌ها و روزها توسط نیروهای نظامی بازداشت شده‌اند.»

او تاکید می‌کند همان‌طور که از شمار سوخت‌بران آماری در دست نیست، تعداد کولبران بلوچ نیز تاکنون برآورد نشده است: «کولبری و سوخت‌بری انتخاب هیچ یک از شهروندان بلوچ نیست اما از آن‌جایی که فقر تحمیلی توسط جمهوری اسلامی حاکم شده است، شهروندان مجبورند به این کار کاذب روی بیاورند.»

حکومت است که سوخت‌بران را می‌کُشد

احتمالا دو فاجعه در تاریخ چند سال اخیر بلوچستان، سیاست بلوچ‌کُشی و کشتار سوخت‌بران از سوی حکومت را بیشتر هویدا کرده است؛ اول، بلایی طبیعی که با اهمال حکومت به یک تراژدی انسانی بدل شد و دومی، قتل آن‌ها بی‌هیچ پرده‌پوشی.

در مردادماه سال ۱۴۰۲، سیل بزرگ و ویران‌گری در روستای «پیرکور»، از توابع شهرستان راسک رخ داد. تعداد زیادی از سوخت‌بران در میان سیل گیر کردند ولی دولت از نجات جان آن‌ها سر باز زد. «خبرگزاری کار ایران» (ایلنا) که وابسته به «خانه کارگر» است، از نهادهای حکومتی ایران در گزارشی درباره این فاجعه نوشت حکومت با نادیده گرفتن عمدی بلوچ‌ها، حتی سگ زنده‌یاب و جرثقیل به منطقه سیل‌زده ارسال نکرده است.

واقعه دیگر چند سال قبل، در اسفند سال ۱۳۹۹ اتفاق افتاده بود. چهارم اسفند ۱۳۹۹، شماری از سوخت‌بران بلوچ با حضور مقابل پایگاه سپاه در نقطه صفر مرزی «آسکان» در شهرستان سراوان، خواستار بازگشایی مرز و اجازه تردد شده بودند. 

نیروهای مرزی جمهوری اسلامی پیش‌تر در قالب طرحی با نام «رزاق»، ادعا می‌کردند که قصد سامان‌دهی سوخت‌بری را دارند. آن‌ها با بستن مرز و حفر چاله‌های بزرگ در نقاط صفر مرزی، قصد جلوگیری از عبور سوخت‌بران از مرز را داشتند.

تجمع سوخت‌بران بلوچ در نقطه صفر مرزی با تیراندازی نیروهای نظامی سپاه پاسداران سیستان و بلوچستان که به «مرصاد» معروف هستند، روبه‌رو شد. 

به نوشته کمپین فعالان بلوچ، در این تیراندازی دست‌کم ۱۰ نفر از سوخت‌بران بلوچ کشته و تعداد زیادی زخمی شدند.

به دنبال این تیراندازی، رسانه‌های حقوق بشری بلوچستان از کمبود شدید خون در بیمارستان «رازی» سراوان و وخیم بودن حال زخمی‌ها خبر داده‌ و اخباری نیز درباره اختلال اینترنت در شهرستان سراوان و قطع راه های ارتباطی با این شهرستان مخابره شدند.

«محمد هادی مرعشی»،‌ معاون وقت امنیتی انتظامی استانداری سیستان و بلوچستان با تایید تیراندازی به سوی سوخت‌بران، ادعا کرده بود که تیراندازی از سوی ماموران مرزی پاکستان و به دلیل هجوم جمعیت به سوی مرز انجام شده است. 

او بعد نیز برای توجیه سرکوب مردم خشمگین از کشتار سوخت‌بران که در مقابل فرمانداری سراوان تجمع کرده بودند، مدعی شد آن‌ها از اعضای «جیش‌العدل» بوده‌اند.

طرح رزاق چه بود و چه کرد؟

یک فعال سیاسی بلوچ که به‌دلایل امنیتی ترجیح می‌دهد با نام مستعار «هامین بلوچ» معرفی شود، به «ایران‌وایر» می‌گوید: «طرح رزاق که در اواخر دهه ۱۳۹۰ اجرا شد، در واقع یک طرح امنیتی اقتصادی بود برای انحصاری کردن صادرات سوخت از طریق مرزهای شرقی ایران.»

او به نقش تحریم‌ها و تلاش حکومت برای فروش سوخت از طریق خرده‌ فروشنده‌ها اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «سپاه پاسداران به عنوان بازوی نظامی اقتصادی جمهوری اسلامی تصمیم گرفت تمامی راه‌های اقتصادی بزرگ و کوچک در کشور را تحت کنترل خود در آورد. اما لازمه انجام چنین طرحی این بود که به نام مردم تمام شود؛ یعنی طرح به گونه‌ای اجرا شود که از لحاظ ظاهری تصور بر این قرار بگیرد که عائدات این طرح به مردم بر می‌گردند. برای همین دولت در توضیحات این طرح اعلام کرد برا کسانی که در فاصله ۲۰ کیلومتری مرز بین سیستان و بلوچستان و کشورهای افغانستان و پاکستان زندگی و سوخت‌بری می‌کنند، کارت رزاق صادر می‌شود تا سوخت قانونی دریافت کنند و برای فروش، به پاکستان یا افغانستان ببرند.»

به گفته این فعال سیاسی که سال‌ها در زمینه حمایت سیاسی و مدنی از سوخت‌بران کنش‌گری کرده است، این طرح بر اساس توافق بین سپاه پاسداران، استانداری سیستان و بلوچستان، ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز استان و «شرکت ملی پخش فرآورده نفتی کشور» در استان اجرایی شده بود.

این اولین‌بار نیست که حکومت ایران در قالب کمک به شهروندان به‌حاشیه رانده شده، طرح‌هایی برای کسب درآمد خود طراحی می‌کند. پیش از این نیز طرحی به نام «دفترچه پیله‌وری/کولبری» در اواسط دهه ۹۰ خورشیدی در کردستان با عنوان سامان‌دهی کولبران به اجرا درآمد؛ طرحی که فقط اندکی از خیل کولبران را تحت حمایت می‌گرفت و کولبرانی که از مسیرهای مدنظر ماموران مرزبانی تردد می‌کردند، از طریق آن‌ها آزار و اذیت می‌شدند و ناچار به پرداخت مبلغی هم به دولت یا رشوه به ماموران آن بودند. این طرح مدتی بعد متوقف شد.

هامین بلوچ با تاکید بر این‌ که هدف حکومت از کنترل سوخت‌بری در بلوچستان، به دست گرفتن صادرات سوخت و فروش با قیمت چندین برابری در بازارهای سیاه دو کشور افغانستان و پاکستان بود، می‌گوید: «با توجه به این که سهمیه سوخت استان سیستان و بلوچستان بسیار محدود و میزان قاچاق سوخت از مرزهای استان گاه تا بیش از ۱۰ برابر میزان سهمیه استان توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی گزارش شده است، نشان می‌دهد که این سوخت به طور رسمی از خارج از بلوچستان وارد استان می‌شود و از طریق مرزها و با دخالت و کنترل کامل سپاه پاسداران در بازارهای سیاه دو کشور با قیمت گزاف به فروش می‌رسد.»

او تاکید می‌کند:«طرح رزاق پس از تصویب و اجرایی شدن، فراز و نشیب‌های زیادی داشت؛ از جمله این که در ابتدا قرار بود سهمیه‌ای به عنوان سوخت به شهروندان مرزنشین تعلق بگیرد و سود حاصل از فروش آن توسط دولت به این شهروندان داده شود اما در روند اجرایی این طرح بازنگری و اعلام شد که این پول به صورت مستقیم به شهروندان داده نمی‌شود بلکه برای توسعه زیرساخت‌های آن‌ها صرف می‌شود. این در حالی بود که عملا این کار هم انجام نشد.»

او در ادامه به ادعای «محمد سرگزی»، نماینده سیستان در مجلس شورای اسلامی که گفته بود سود این طرح به ۲۵ هزار نفر داده شده است، اشاره می‌کند و می‌گوید: «مشخص نیست آیا این ۲۵ هزار نفر صرفا اسم‌هایی ثبت شده برای مافیای سوخت بوده‌اند یا به صورت واقعی واریزی انجام شده است. چرا که برخی فعالان اجتماعی در منطقه سیستان اعلام کردند پس از گذشت هشت ماه از اعلام اجرای این طرح، مشخصا هیچ گونه واریزی برای شهروندان انجام نشده است. این مساله مورد اعتراض یکی دیگر از نمایندگان مجلس منطقه سیستان به نام آقای حبیب‌الله دهمرده در صحن علنی مجلس قرار گرفته بود.»

شغلی که ایجاد نمی‌شود

هامین بلوچ، فعال سیاسی ساکن بلوچستان تاکید می‌کند با وجود موقعیت استراتژیک بلوچستان که بسیاری از صنایع سنگین می‌توانند در سواحل آن تاسیس شوند و مساله اشتغال مردم بلوچ را به طور مطلق تغییر دهند، اما باز هم حکومت حاضر نیست این کار را انجام دهد: «حتی ایجاد پروژه‌های محدودی در بلوچستان، چه در نوار ساحلی و چه در دیگر مناطق آن باعث نشده است دولت در نگاه خود برای جذب بلوچ بازنگری کند و باز هم برای تکمیل پرسنل تخصصی و غیرتخصصی، از نیروهای غیربومی استفاده می‌کند و بلوچ‌ها را دور نگه می‌دارد.»

به گفته او، گزارش‌های بسیاری درباره شرکت‌های پتروشیمی چابهار، از جمله «نگین مکران»، «سینا» و «آوای جهان‌بین پارسیان» منتشر شده حاکی از آن که در آن‌ها استخدام کارگر متخصص و غیرمتخصص بلوچ به سختی انجام می‌شود و در صورت استخدام هم حقوق و مزایایی کمتر از کارگران غیربومی دریافت می‌کنند.

هامین بلوچ تاکید می‌کند: «به طور کلی می‌شود گفت عدم رفع معضل بی‌کاری و استفاده از نیروی بومی در همین چند شرکت محدود افتتاح شده در استان، نشان از بی رغبتی حکومت در ایجاد اشتغال و استخدام بلوچ‌ها دارد. خب وقتی شغلی نباشد، جامعه سعی می‌کند به شیوه خودش ایجاد شغل کند. جابه‌جایی کالا در دو سوی مرز به دلیل اختلاف قیمت ارز، شغل جذابی است اما حکومت با آن مقابله می‌کند؛ البته برای مصادره کردن. شغل ایجاد نمی‌کند و اجازه ایجاد شغل به گونه‌ای که متناسب با چرخش اقتصاد منطقه باشد را هم نمی‌دهد.»

این فعال سیاسی در پایان می‌افزاید: «شغل سوخت‌بری را که پیش از ورود سپاه پاسداران بدون هیچ مشکلی در بلوچستان انجام می‌شد و هزاران نفر از آن بهره مند بودند، حکومت برنتابید. برعکس، به دنبال محدود کردن بلوچ‌ها در انجام شغلی برآمد که خود این شغل به دلیل بی‌شغلی و نبود شغل ایجاد شده بود. در واقع، حکومت به جای مبارزه با علت، با معلول مبارزه می‌کند و این گونه اضطراب و تنش را در بلوچستان افزایش می‌دهد.»

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

نامه تاجزاده از زندان: بحران‌های کنونی ریشه در سیاست‌های فسادگستر خامنه‌ای دارد

۲۷ تیر ۱۴۰۳
خواندن در ۱ دقیقه
نامه تاجزاده از زندان: بحران‌های کنونی ریشه در سیاست‌های فسادگستر خامنه‌ای دارد