«رها اخوان»، استاد دانشگاه و شناگر حرفهای آبهای آزاد است که چندی قبل تصمیم گرفت در کانال مانش شنا کند، اما بهدلیل تغییرات ناگهانی جوی بعد از حدود ۱۳ ساعت شنا، تصمیم گرفت تمام کردن این مسیر را به زمان مناسبتری موکول کند. مستندی که «ایرانوایر» از مسیر زندگی رها اخوان تهیه کرد، واکنشهای زیادی در پی داشت. به همین سبب، اعضای تحریریه ایرانوایر تصمیم گرفتند در یک گفتوگو دوستانه و جمعی با رها اخوان، زنی که آرزوی کودکی را زندگی کرد و از تجربه در بزرگسالی نهراسید، گفتوگو کنند.
***
رها اخوان در گفتوگو پیشین خود با ایرانوایر در قالب یک مستند، شنای آبهای آزاد را حاصل «آرزوهای دریغ شده در دوران کودکی خود» توصیف کرد. او گفته بود بعد از زنانه شدن بدنش در یازده سالگی، ناچار شد از شنا در استخر روباز محل زندگی خود دست بکشد و از پشت پنجره شاهد بازیگوشی همبازیهای همسنوسال خود باشد؛ کسانی که بهواسطه پسر بودنشان دریغ و حسرت رها را درک نمیکردند.
«شیما شهرابی»، سردبیر ایرانوایر، گفتوگو با رها اخوان را با این سوال آغاز کرد که چطور بعد از سالها دوباره به این قابلیت و پتانسیلی که بهواسطه زن بودن در ایران کنار گذاشته بود، بازگشت؟
این شناگر آبهای آزاد در پاسخ گفت: «وقتی در دوران لیسانس دوباره به فضای رقابتی، مسابقات شنا و تمرین کردن برای رسیدن به یک هدف برگشتم، تازه فهمیدم چقدر شنا برایم لذتبخش است. بیشتر از مسابقه دادن، آن پروسه تمرین کردن مداوم برای رسیدن به هدف برایم لذتبخش بود. بعد از تمام شدن درس و شروع کار و محروم شدن دوباره از شنا، اینبار بهدلیل شلوغی زندگی من، تا سالهای سال خواب شنا کردن میدیدم. انگار ناخودآگاهم میخواست به من پیام بدهد که تو باید این پتانسیل را جدی بگیری. جدا از آن، در ده سال اخیر که شنای آبهای آزاد در تمام دنیا جدیتر شده، سعی کردم به آرزویی که داشتم، یعنی شنا کردن بدون محدودیت توجه کنم.»
او با اشاره به فرهنگ خاورمیانه و تصوری که زنان در مورد محدود بودن زمان فعالیتهای فیزیکی دارند میگوید: «ما معمولا در فرهنگمان هست که از یک سنی به بعد خصوصا زنان، یک "از من گذشته"ای را در پس ذهنشان دارند، بهخصوص وقتی پای فعالیت بدنی در میان باشد. این اما فقط یک مانع ذهنی است. بدن ما حتی در دوران میانسالی بسیار پتانسیل دارد برای بهتر شدن. نکتهای که باید به آن توجه کنیم این است که خودمان را با کسی که از بچگی ورزش حرفهای کرده و همه بسترها را در اختیار داشته مقایسه نکنیم، چون خیلی زود ناامید میشویم. من این را یاد گرفتهام که خودم را با دیروز خودم، با پارسال خودم مقایسه کنم.»
نقش خانواده در پیشرفت؛ مادرم همیشه حامیام بود
«آیدا قجر»، خبرنگار ارشد ایرانوایر، درباره نقش خانواده و میزان اهمیتی که حمایت آنها در پیشرفت رها اخوان از کودکی تا امروز داشته سوال کرد. رها اخوان در پاسخ به این پرسش گفت: «من در خانواده مدرن و آزادی بزرگ شدم. تفکرات مذهبی و سنتی در خانواده وجود نداشت. پدرم اهل ورزش بود، مادرم در زمان خودش ساختارشکن بود و بعد از تمام شدن تحصیلاتش در مقطع لیسانس، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته و این فرصت و فضا را برای خود ایجاد کرده بود. فضای بیرون از ایران را دیده بودند و هر دو ارزش فعالیت فیزیکی را میدانستند. چیزی که بیشتر موجب شد من از ورزش و شنا فاصله بگیرم، غول کنکور بود. هدفم این بود که دانشگاه شریف درس بخوانم و از اول دبیرستان فوکوس بیشتر روی دانشگاه رفتن بود. بااینهمه، خانواده من هیچوقت مانعی برای من نبودند.»
رها اخوان به ترسهای مادرش از شنا در آبهای آزاد اشاره میکند و میگوید: «در دورهای که شنای آبهای آزاد را شروع کردم، پدرم دیگر از دنیا رفته بود، مادرم هم میترسد، چون بههرحال این ورزش خطرات خودش را دارد. به من میگوید زیاد جزییات را برای من تعریف نکن، یا وقتی تمرینات تمام شد با من تماس بگیر، اما بااینهمه همیشه حامی و مشوق من است و نمیگوید نرو، یا دست بردار و ادامه نده.»
بازخوردهای مستند ایرانوایر برای رها اخوان
برخی از بخشهای مستند ایرانوایر از رها اخوان، بسیار واکنشبرانگیز بود. شیما شهرابی این پرسش را مطرح کرد که آیا خود رها درباره فعالیتهایی که در این مستند بخشی از آنها نمایش داده میشود، بازخوردی دریافت کرده است یا نه؟ رها اخوان به زنانی اشاره میکند که بعد از انتشار این مستند با او تماس گرفته و گفتهاند که برای شنا در آبهای آزاد در ایران تمرین میکنند: «زنان و مردانی که در گروههای مختلف پشت سد لتیان و سد کرج برای شنا در آبهای آزاد تمرین میکنند، بعد از پخش مستند، یکی از این گروهها که ۱۰ خانم هستند با من تماس گرفتند و از مشکلاتی که نیروی انتظامی برایشان ایجاد میکند صحبت کردند. این زنان همراه با مربیشان که او هم زن است، با لباس کاملا پوشیده تمرین میکنند، اما بااینهمه نیروی انتظامی مدام مانعشان میشود، ماشینهایشان را توقیف میکنند و اجازه نمیدهند وارد آب شوند. مردان گروه هم البته گاهی حمایت میکنند، اما این مزاحمتها موجب شده گاهی آنها هم ترجیح بدهند زنان نیایند، تا خودشان بتوانند تمرین کنند.»
رها اخوان در ادامه گفت که به این زنان پیشنهاد کرده که در ترکیه یک کمپ شنای آبهای آزاد بگذارند: «خیلی استقبال کردند و امیدوارم که در دو هفته آینده امکان اینکه به ترکیه بیایند و با هم بتوانیم در دریای بسفر شنا کنیم، فراهم شود.»
شیما شهرابی به بخشی از مستند رها اشاره کرد که او درباره شرم بدن و قضاوتهایی که گاهی در فضای مجازی نسبت به بدن رها اخوان شده است صحبت کرده. رها در مستند ایرانوایر میگوید که بهتازگی موفق شده خودش و بدنش را بهتر بشناسد و همانطوری که هست خودش را بپذیرد. او در پاسخ به پرسش شیما درباره راهکاری برای پذیرش بدن و توجه نکردن به قضاوتهای بیرونی گفت: «من از سال قبل به خودم قول دادم کامنتهای زیر پستهای مرتبط به شنا و چالشهای آبهای آزاد را نخوانم، چون روی من اثر داشتند، چون براثر تحقیقات، یک کامنت منفی هفت برابر کامنتهای مثبت در ذهن میمانند. من قبلا مثلا در شنای منهتن یک کامنت گرفتم که نوشته بود این دروغ میگوید، این کوه چربی مگر میتواند چهار متر را شنا کند که ۴۸ کیلومتر شنا کند؟ این بخش از مصاحبه انقدر واکنش داشت که من فهمیدم چقدر بیشتر نیاز است درباره شرم بدن در فضای فارسیزبان صحبت شود.
من در جلسات تراپی با این موضوع مواجه شدم و به تراپیستم گفتم دلم میخواهد سال بعد که چالش بعدی را شرکت میکنم، نگران این نباشم که چه عکس و ویدیویی کجا و چگونه بازنشر میشود.»
رها اخوان میگوید برای غلبه بر این احساس، ناچار شده در روابطش در جهان واقع و فضای مجازی تجدید نظر کند: «خیلی صداهای اطرافم را خاموش کردم. چه کسانی که درباره بدن خودم حرف میزدند، چه حتی کسانی که درباره استانداردهای مد و زیبایی و بدن خودشان صحبت میکردند. کسانی که لاغرند و مدام در حال گیر دادن به بخشی از بدنشان هستند، این موضوع باعث میشد من حس ناکافی بودن بگیرم و مجبور شدم این صداهای دوروبرم را کم کنم، اما بهرغم سختی، خیلی فضای دوروبرم تمیز شد و راحتتر با بدن خودم کنار آمدم.»
حس میکردم به خودم بدهکارم
سوال «ثمانه قدرخان»، عضو تحریریه ایرانوایر از رها اخوان این بود که چه چیزی او را واداشته تا انگیزه و حس رقابت را در شرایط دشوار تمرین و آمادهسازی خود برای رقابتها حفظ کند؟ رها اخوان در پاسخ به این پرسش میگوید: «مثل مادری که برای بچهاش همه کارهایی که میتوانسته انجام بدهد و نکرده، حس میکردم به خودم بدهکارم. خانواده من زمانی که ایران بودم، باتوجه به شرایط و روح زمانه، هرکاری که توانستند برای من کردند، اما بیشتر از آن ممکن نبود، چون شرایط جنگ و پس از انقلاب و محدودیتهای اجتماعی برای زنان بود. ما میدانیم که تیم شنای زنان قبل از انقلاب تیم قوی و خوبی در آسیا بوده. همین حالا در رشته نجات غریق و قایقرانی دخترهای ایران خیلی موفق هستند. از یک جایی به بعد که من توانستم اداره زندگی را به دست بگیرم و در فضای آزاد زندگی کنم که مانع بیرونی سر راهم نبود، با خودم گفتم خوب تا کی قرار است حسرت بخوری که زودتر نشد؟ حالا که میشود، خودت اقدام کن.»
سوال دیگر ثمانه قدرخان درباره از دست رفتن انگیزه و قوای بدنی است. اینکه رها چه وقتهایی حس کرده بهرغم تمام علاقهاش به شنا و رسیدن به اهداف، دیگر نمیتواند یا انگیزهاش را از دست داده و بعد دوباره چطور به جریان آب و شنا بازگشته؟
این شناگر آبهای آزاد تاکید میکند که تاکنون بارها انگیزههایش را از دست داده است: «یکی از چیزهایی که موجب از دست رفتن انگیزه در اغلب ورزشکاران ازجمله خود من میشد، کمالگرایی است. توقع بیش از حد داشتن از خود. بدن آدم اما یک جاهایی جواب نمیدهد و نباید پیشرفت ورزشی را یک مسیر رو به جلو و خطی دید. نیاز به تغییر در سبک، در مربی، شیوه تمرین و خیلی عوامل دیگر است. بااینهمه، از خصوصیات یک ورزشکار این است که بتواند دوباره برای خودش انگیزه ایجاد کند. من فعالانه سعی میکنم هر روز خودم را با کس دیگری مقایسه نکنم، چون همانطور که گفتم این کار به سرعت منجر به ناامیدی خواهد شد.
چیز دیگری که کمک میکند انگیزهام برگردد و از دست نرود، این است که از خود و بدنم توقع منطقی داشته باشم و تواناییهایم را بشناسم. حواسم هست که رقابت من را دوباره برنگرداند به مسیر توقع بیجا داشتن از خودم.»
امکانات شنای زنان، از دیروز تا امروز
رها اخوان شنا را در دوران آغازین پس از جنگ، در تیم شنای دانشجویان دانشگاه شریف از سر گرفت. آیدا قجر از او که امروز استاد دانشگاه یکی از دانشگاههای فنی و مهندسی استانبول است، درباره تغییراتی که امکانات ورزش زنان در طول این سالها کرده پرسید. رها اخوان در پاسخ به این پرسش گفت: «من چند ماه قبل از انقلاب به دنیا آمدم و همه کودکی من در دوران جنگ بود. در دوران دانشگاه وارد تیم شنای دختران دانشگاه شریف شدم و فکر میکنم همین که مسابقات آن روزها برگزار میشد، خیلی عجیب بود. دانشگاه شریف اصلا استخر نداشت، درحالیکه الان یک مجتمع آبی بزرگ دارد. در آن روزها مربی ما با چنگ و دندان و سختی بسیار زیاد سعی میکرد از استخرهای موجود برای تمرین ما وقت بگیرد. اردو رفتن و مسابقات هم همیشه چالش بود. پول هتل برای ما نمیدانند، باید وقتی برای مسابقه مثلا جایی میرفتیم، توی خوابگاه دانشگاهها میماندیم: ولی بااینهمه، برگزاری مسابقات شنای زنان مثل معجزه بود. من از آن روزها یک عکس دارم که همه با مانتو و مقنعه هستیم و مشخص نیست تیم مسابقات شطرنج است، تیم شناست یا تیم حفظ و قرائت قرآن است.»
این شناگر آبهای آزاد با اشاره به اینکه او هرگز در دورانی که در ایران شنا میکرد، امکان تصویربرداری از شنا کردن خود را نداشت میگوید: «اجازه بردن دوربین به استخر را نداشتیم، ولی یکی از مهمترین چیزهایی که در شنا باید ممکن باشد، این است که شناگر بتواند شنا کردن خودش را ببیند و بتواند اشکالات تکنیکی خود را ببیند. ما برای تمام دورانی که مسابقه میدادیم از این امکان محروم بودیم. من تمام تصاویری که از آن روزها دارم را در حافظه ثبت کردهام.»
تحریم ورزش زنان؛ موافقید یا مخالف
مساله تحریم ورزش زنان در عرصه بینالمللی، سالهاست محل مناقشه است و مخالفان و موافقان زیادی دارد. موافقان این ایده بر این باورند جمهوری اسلامی تصویری مخدوش و نادرست از وضعیت زنان در میادین ورزشی ارائه میدهد و آنها را وا میدارد در رشتههای مختلف با حجاب اجباری ظاهر شوند. آیدا قجر از رها اخوان پرسید بهعنوان یک ورزشکار حرفهای، آیا با چنین ایدهای موافق است.
رها اخوان با تاکید بر اینکه بهعنوان یک فرد نظر شخصی خود را دراینباره بیان میکند، گفت: «ورزش قهرمانی سن خاصی دارد، بنابراین حتی اگر فرض کنیم این تحریم جواب بدهد و به یک سری آزادیهایی برای زنان ورزشکار منجر شود، احتمالا گروهی که مدتها برای حضور در میادین ورزشی بینالمللی زحمت کشیدهاند، بهواسطه این تحریم شانس حضور در آن را از دست دادهاند و دوره بعد از تحریم هم ممکن است زمان و سن حضور مجدد در این میدان برای آنها گذشته باشد. من شخصا الهام میگیرم از زنانی که بهرغم این محدودیتها در میادین بزرگ پیروز میشوند.
مثلا در دو صد متر، هر یک گرم لباس اضافی سرنوشتساز است، ولی ما میبینیم که دختران ایران در رنکینگهای بالا قرار میگیرند. من شخصا اگر در حال مسابقه قهرمانی بودم، دلم نمیخواست که تحریم بشوم و امکان حضور در مسابقات را از دست بدهم، اما واقعا موقعیت و سوال پیچیدهایست.»
غلبه بر ترسها در پهنه ناشناخته آبهای آزاد
«مریم دهکردی»، دیگر عضو تحریریه ایرانوایر، از رها اخوان درباره شیوههای غلبه بر موانع ذهنی سوال کرد، اینکه او چطور بر ترس خود در مقابل ناشناخته بودن فضایی مثل پهنه دریا یا اقیانوس غلبه میکند. رها اخوان پیشاز این گفته بود که شنا برای او بهمثابه مدیتیشنی آگاهانه است. او در پاسخ به این سوال اضافه میکند: «بدن انسان برای بقا و تلاش برای ادامه حیات طراحی شده، بنابراین در ورزشهای اکستریم، غریزه بقای انسان غالب است. ذهن مدام دارد مانع میگذارد که نرو، این کار را نکن؛ اگر ذهن را رها کنید فقط مانع میتراشد. من شخصا وقتی سوار ذهنم نیستم، فقط چیزهای منفی به من القا میکند. کاری که من میکنم تلاش برای باقی ماندن در لحظه حال است. ذهن مثل شیطانی که بخواهد گولم بزند، مدام میخواهد مانع انجام دادن برنامههایی شود که حس میکند خطرناک است. قبلا بدنم را تحت فشار میگذاشتم، ولی الان هم با بدنم و ذهنم، مسالمتآمیز برخورد میکنم و سعی میکنم در لحظه حال بمانم و به بعدش فکر نکنم. بنابراین اینکه چطور با خودتان صحبت میکنید و منفیبافی ذهنی را باید آگاهانه بشنوید و مدیریت کنید.»
مدیریت زمان برای یک انسان چندمنظوره
بعضی آدمها ابرانسان به نظر میآیند. رها اخوان هم ورزش را بهصورت حرفهای دنبال میکند، هم زن موفق و تحصیلکردهایست که در یکی از دانشگاههای برتر ترکیه بهعنوان استاد تدریس میکند. ممکن است خیلی از آدمها گمان کنند او قدرت خاصی دارد، او اما در پاسخ به مریم دهکردی که پرسید چطور زمان خود را مدیریت میکند تا به همه کارهایش برسد گفت: «بهسختی. واقعیت این است که خیلی از اوقات به برخی کارها نمیرسم و از یک چیزهایی عقب میمانم. منتها در گذر زمان متوجه شدم که موفقیت، قدم زدن روی یک پلکان با قدمهای کوچک کوچک و گاهی حوصله سر بر است. اولویتها و مسوولیتهای اجتماعی را تعیین کنم و پیش بروم.»
در پایان این گفتوگو همه ما به سال ۱۳۶۸ رفتیم. به آپارتمان کودکی رها اخوان درحالیکه او روی صندلی نشسته و پسربچههای همسنوسالش را تماشا میکند. شیما شهرابی از رها اخوان پرسید: «آن پسربچهها کجا هستند؟ رها اخوان را دنبال میکنند؟ هیچکدامشان ورزشکار شدهاند؟»
این سوال لبخند به لب رها اخوان آورد: «از آنها با خبرم. هیچکدام نه شناگر شدند و نه هیچ ورزش دیگری. اتفاقا من را دنبال میکنند و برایشان جالب است که من در این مسیر قرار گرفتم. محدودیت اصلا چیز خوبی نیست، اما میتواند گاهی مثل یک فنر من را به جلو پرت کند و مثل هر رنجی برای من، به یک حرکت بزرگ تبدیل شد.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر