رابطه «قاسم سلیمانی»، فرمانده کشتهشده نیروی قدس، شعبه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با «ولادیمیر پوتین» رهبر روسیه به شکلی افسانهای توسط مقامهای جمهوری اسلامی به تصویر کشیده میشود، اما این روایت دیگر رنگ باخته است.
این تصویرسازی پس از کشته شدن او در حمله پهپادی آمریکا در حومه بغداد، تا به آنجا پیش رفت که سلیمانی فردی عنوان شد که در سفر مخفیانهاش به مسکو در تابستان ۱۳۹۴، پوتین را به تنهایی متقاعد به مداخله نظامی در سوریه کرد.
اینک پنج سال پس از کشته شدن سلیمانی، مستنداتی که درباره روابط او با روسها منتشر شده، نشان میدهد که آن روایتسازیها یکسره غیرواقعی و به دور از حقیقت بوده است.
یک سفر پرماجرا به مسکو
سلیمانی تا زمان کشته شدن دیرپاترین فرمانده در میان نیروهای چهارگانه سپاه پاسداران و حتی فرمانده کل آن بود که با حکم «علی خامنهای» منصوب میشوند. او از سال ۱۳۸۶ بابت کمک به توسعه برنامه اتمی جمهوری اسلامی تحت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل بود که شامل ممنوعیت سفر و توقیف داراییهای او در خارج از حیطه ایران میشد.
در دوره ۱۲ساله تحریم تا مرگ در دی ۱۳۹۸، سلیمانی بارها به کشورهای منطقه از جمله سوریه، عراق، لبنان سفر کرده بود اما ماجرای سفرش به روسیه، محل بازی روسها با او بود.
در مجموع ۳ بار گزارشهایی درباره سفر او به روسیه منتشر شد که دوبار آن را مقامهای روسی تکذیب کردند.
فروردین ۱۳۹۵، «فاکس نیوز» از سفر محرمانه او با هواپیمای اختصاصی ماهان به روسیه و دیدارش با پوتین گزارش داد که مقامهای کرملین آن را رد کردند و ایرانیها درباره آن مثل آذر سال ۱۳۹۴ اظهارنظر نکردند. در آن زمان خبرگزاری فارس که متعلق به سپاه پاسداران است، گفته بود که سلیمانی برای دیدار با پوتین به مسکو رفته اما همانروز سخنگوی کرملین برنامه چنین دیداری را رد کرد.
با این همه سفر تایید شده او به مسکو و دیدارش با پوتین در تابستان ۱۳۹۴ بلافاصله پس از بهدست آمدن توافق اتمی برجام نکات مهمی دارد.
قاسم سلیمانی در بهمن ۱۳۹۳ و در شرایطی که حکومت بشار اسد در سوریه تحت فشار مخالفانش در خطر بود، خواستار سفر به مسکو شده بود، اما روسیه نهایتا اجازه این سفر را در تیر ۱۳۹۴ داد.
«محمدجواد ظریف»، وزیر خارجه وقت ایران در یک فایل صوتی که قرار بوده محرمانه بماند اما افشا شد گفته بود که سفر آقای سلیمانی به روسیه به اراده مسکو شکل گرفت نه به اراده ما... در شرایطی که تصمیمشان را برای دخالت در سوریه گرفته بودند.»
هماهنگکننده عملیاتهای پوتین و نه متقاعدکننده نظامی
تصویری که جمهوری اسلامی از سلیمانی در برابر پوتین ارایه میکرد، چهره مردی بود که در مورد اسد با مقامهای دفاعی و امنیتی روسیه بحث و نهایتا نقشه سوریه را در برابر پوتین روی میز باز و او را متقاعد کرد که با حضور نظامی در سوریه، جنگ برای نگه داشتن اسد را شروع کند.
سرتیپ «محمدجعفر اسدی»، فرمانده نیروهای سپاه در سوریه گفته بود که سلیمانی در یک جلسه ۱۲۰ دقیقهای پوتین را راضی به حضور نظامی در سوریه کرد.
بر خلاف این گفتهها، پوتین قبل از این سفر تصمیم به مداخله نظامی در سوریه گرفته و ارسال تسلیحات را شروع کرده بود.
به گفته ظریف «ما ادعا میکنیم که آقای سلیمانی پوتین را به جنگ کشید. اما پوتین تصمیمش را گرفته بود. پوتین وارد جنگ شد، اما با نیروی هوایی، اما نیروی زمینی ایران را هم به جنگ کشید. ما تا آن زمان نیروی زمینی نداشتیم. سوریها و اعراب و افغانیها و داوطلبان بود.»
در حالی که مستنداتی که امروز در دست است کاملا مشخص میکند که روسیه تصمیم به مداخله در سوریه را پیش از سفر سلیمانی به مسکو گرفته بود، برخی از منابع خبری غربی پس از انجام آن سفر در سال ۱۳۹۴ گفته بودند: «این سلیمانی بود که شخصا پوتین را متقاعد کرد که در سوریه مداخله کند.»
گزارشهای بعدی نشان میداد که حجم محمولههای روسیه ارسال ادوات و تسلیحات به سوریه از طریق دریایی برای پایگاههای لاذقیه و طرطوس و از راه تنگه بُسفر را پیش از این ملاقات شروع کرده بود. سلیمانی در مسکو عملا به عنوان هماهنگکننده عملیات نظامی روسها در زمین عمل کرد تا مشاور نظامی پوتین و ژنرالی که او را به جنگ علیه مخالفان اسد کشاند.
هر هماهنگی بین سلیمانی و مقامهای سیاسی و فرماندهان نظامی روسیه در تابستان ۱۳۹۴ صورت گرفت، بعدا مشخص شد که در راستای خطوط سیاستی بود که مسکو قبلا تشخیص داده بود به نفع پوتین است. ملاقاتهای سلیمانی در مسکو میتوانسته بر روی بهترین روش استفاده از تجهیزات هوایی روسیه که بهزودی در پایگاه هوایی حمیمیم در سوریه مستقر میشد، متمرکز باشد.
قاسم سلیمانی در ماههای بعد کلید هماهنگی میدان جنگ و فضای هوایی روسیه، ایران و سوریه بود، اما ظریف گفته روسها او و جمهوری اسلامی را در سوریه به روشهای مختلف دور میزدند.
یک روایت پشت پرده از دو درخواست روسیه از ایران
زمانی که «حسن روحانی» به ریاست جمهوری رسید، ایران از مذاکرات بینالمللی سوریه کنار گذاشته شده بود. اعزام نیروهای سپاه به سوریه پیش از آن با هدف سرکوب شهروندان مخالف اسد که خواهان سرنگونی او و بهبود زندگی در سوریه بودند، شروع شده بود. به گفته شماری از فرماندهان ارشد سپاه از جمله فرمانده اعضای نیروی قدس در سوریه، خامنهای از سلیمانی خواسته بود که با سرکوب مخالفان، اسد در قدرت باقی نگه داشته شود.
ایران در آن دوره به جلسات بینالمللی درباره بحران سوریه دعوت نمیشد و به گفته مقامهای ارشد دولتی، روسیه هم پافشاری برای پذیرفته شدن ایران در این مذاکرات نداشت. ظریف در خاطرات خود گفته است که در جریان مذاکرات برجام، «جان کری»، وزیر خارجه وقت آمریکا به او پیشنهاد داده بود: «بیایید ما و شما گرفتاری سوریه را حل کنیم ما قدرت اصلی هستیم این دلقکها را کنار بگذاریم.» اما خامنهای به دولت اجازه مذاکره با آمریکا در موارد غیراتمی را نداد.
همزمان با شروع دولت روحانی، دبیرکل سازمان ملل متحد از کشورهای مختلفی از جمله ایران برای نشستی در سوئیس درباره سوریه دعوت کرده بود. اما با فشار عربستان سعودی این دعوت را پس گرفته بود. پس از توافق برجام، وضعیت برای بازیگری جمهوری اسلامی مهیا شد و از جمله پوتین که با درخواست سفر سلیمانی در اواخر سال ۱۳۹۳ موافقت نکرده بود، پیام فرستاده بود که سلیمانی به مسکو برود.
روسیه از ایران دو درخواست اصلی داشت. اول اینکه که برای هدف قراردادن مخالفان اسد از فضای ایران برای حملات موشکی استفاده کند و دوم از جمهوری اسلامی خواسته بود که نیروی زمینی به سوریه اعزام کند.
در خاطرات وزیر خارجه وقت ایران گفته شده که که پوتین به دلیل داشتن پایگاه نظامی در سوریه احتیاجی به استفاده از فضای ایران و نیازی به حضور نیروهای سپاه در خاک سوریه نداشت، «اما با این دو کار پلهای ممکن برای عادیسازی پیوندهای ایران و غرب را تخریب میکرد.»
پوتین ما را در سوریه جا میگذارد
به نوشته ظریف، «روسیه جایگاهی با بنیادین در تصمیمگیری در سوریه داشت که به هیچوجه آماده سهمدادن به ایران در آن نبود. با آمریکا توافق ضد نبرد منعقد کرد و با اسراییل هم توافقهایی کرد که بسیاری از این توافقها به سود ایران نبود و حتی خطوط قرمز ایران را هم نادیده میگرفت... در ماههای قبل از شهادت، پیش از هر سفری به مسکو، شهید سلیمانی در دیدارهای هفتگی و یا در دیدارهای مخصوص سفر، شکواییه بلندبالایی از شیوه رفتار نظامیان روسیه در سوریه و بیتوجهی روسیه به هشدار و نگرانیهای ایران ارایه میداد. روسها همواره ما را در سوریه جا گذاشتند.»
توافقهای نظامی روسیه و اسراییل در سوریه هنوز از وضعیت محرمانه خارج نشده، اما احتمالا بخشی از آن، عدم واکنش پدافند روسها در زمان هدف قرار دادن مواضع سپاه پاسداران توسط اسراییل بود که بیش از ۱۰ سال به شکل روزمره تا روزهای آخر حکومت اسد، انجام میشد.
مصداق آنچه که ظریف «جا گذاشتن جمهوری اسلامی توسط روسیه» میخواند، جایگاه سلیمانی را در منطقه و در نزد مقامهای روسیه و حتی اعتبار واقعی او را در حکومت اسد نشان میدهد: «برای نمونه داوطلبان تحت فرماندهی نیروی قدس با فداکارهایهای شجاعانه حلب را از مسلحین تکفیری بازپس گرفتند. پس از آزادسازی حلب، روسیه با ترکیه موافقت کرد که علیرغم هشدارهای مکرر ایران، تکفیریها از حلب خارج شوند و به ادلب بروند. اکنون ادلب به یک منطقه بحران یک اردوگاه افراطیگری و تروریستی، یک منبع دایمی برای نیروهای نیابتی ترکیه بدل شده است اما روسیه این خطر را برای راضیکردن ترکیه و شخص آقای اردوغان پذیرفته بود.»
سلیمانی از دولت روحانی خواسته بود تا به روسها گفته شود تا زمانی که نیروهای نیابتی ترکیه اجازه ندهند شیعیان دو روستای فوعه و کفریا از منطقه خارج شوند، سپاه پاسداران هم اجازه نخواهد داد نیروهای نیابتی ترکیه که ایران آن را «تکفیری» میخواند، از حلب بیرون بروند. اما روسیه به درخواست ترکیه به اسد فشار آورد و در حالی که سلیمانی در انتظار رهایی شیعیان بود، نیروهای نیابتی ترکیه، حلب را ترک کردند.
«حاج قاسم به فرمانده نیروهای سپاه در سوریه دستور داده بود از عبور اتوبوسهای تخلیه تکفیریها جلوگیری کنند. اتوبوسهای تروریستها و خانوادههایشان در بیابان ماندند. یک تکفیری در آن اوضاع درگیر و کشته شد و یک زن باردار وضع حمل کرد. اوضاع عجیبی بود. سردار سلیمانی خود به فرمانده روس گفته بود. از بنده هم خواست که به لاوروف بگویم که گفتم. چند تا اتوبوس فرستادند و شماری از اهالی فوعه و کفریا تخلیه شدند، ولی تروریستهای تکفیری اجازه ندادند کار به سرانجام برسد. اما عملیات تخلیه تکفیریها از حلب انجام شد. معلوم شد روسیه بشار را تحت فشار گذاشته و او هم با واسطه بسیار معتبری از سردار سلیمانی خواسته بود که اجازه دهد تخلیه حلب انجام شود. روسها تصمیم میگرفتند و با روشهای معمول یعنی فشار عریان بر دولت سوریه کار خود را پیش میبردند و ما را جا میگذاشتند.»
یک سال پس از سفر سلیمانی و ورود روسیه به همدان
یک سال بعد از سفر سلیمانی به مسکو یعنی در مرداد ۱۳۹۵ رسانه های روسی افشا کردند که بمبافکن های این کشور در پایگاه هوایی ایران در همدان مستقر و برای عملیات در آسمان سوریه از خاک ایران پرواز می کنند. جنجالی عظیم در ایران به راه افتاد که دادن پایگاه نظامی به دولت های خارجی مطابق قانون اساسی ممنوع است و نمایندگان مجلس اعتراض کردند که به کل از موضوع بی خبر نگه داشته شده بودند. این الگوی رفتاری بعدا با تفاوت هایی در تجاوز نظامی روسیه به اوکراین تکرار و پای جمهوری اسلامی به این تجاوز کشانده شد.
سرتیپ پاسدار «حسین دهقان»، وزیر دفاع وقت جمهوری ایران، هنگام پایان دادن به حضور بمبافکنهای روسی از پایگاه هوایی همدان، گلایه کرد که «روسها علاقهمند هستند که نشان دهند ابرقدرت هستند و نقش خود را در تصمیمگیری درباره آینده سیاسی سوریه تضمین کنند.»
انتقاد او نشان میداد چنانکه که ساختار کلی در جمهوری اسلامی علاقهمند به ظاهرسازی همکاری عمیق نظامی بین ایران و روسیه است، موضوع سستتر از این تصویرسازیهاست. ایران به دنبال حفظ حکومت اسد در همسایگی اسراییل و حفظ پیوند حیاتی زمینی با حزبالله لبنان بود و روسیه به دنبال بر هم زدن سیاست تغییر رژیم کشورهای دیکتاتوری منطقه بود.
در جریان اجلاس مشترک وزرای خارجه و دفاع کشورهای ایران، ترکیه، روسیه که به میزبانی روسها برگزار میشد، دهقان و ظریف با هم عازم شده بودند، اما در زمانی که آنها در روسیه آماده حضور در نشست میشدند، مصوبه شورای عالی امنیت ملی به آنها ابلاغ شده بود که دهقان فقط در نشستهای دوجانبه شرکت کند و جلسه مشترک وزرای خارجه و دفاع را نرود. این تصمیم باعث شد که وزارت دفاع ایران که به نوعی به نیابت از سلیمانی در این روند قرار بود حاضر شود، از مذاکرات کنار گذاشته شود. وزیر خارجهوقت ایران گفته که «دلیل این دستور ناگهانی هیچگاه برایم روشن نشد.»
پس از درگذشت سلیمانی، «الکساندر چویکو»، فرمانده نظامیان روسیه در سوریه، در راس یک هیات نظامی در سفارت ایران در دمشق به او ادای احترام کرد. روسیه از حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکا که منجر به کشته شدن سلیمانی شد انتقاد کرد، به او احترام گذاشت و حمایت خود را از ایران اعلام کرد. اما، همواره مراقب بود در نشاندادن این همراهی، به هیچ اقدام دیگری، از جمله نظامی، سیاسی یا دیپلماتیک متعهد نشود.
اینک در پنجمین سالگرد کشته شدن سلیمانی که پس از سفر از دمشق در حومه بغداد کشته شد، هیچ اثری از میراث او در سوریه باقی نمانده است. سیاستمدارانی که حکومت ایران آنها را تروریست میخواند جای حکومت اسد را گرفتهاند و در شهرهای که سلیمانی مدعی آزاد کردن آنها به نفع اسد بود، رسما مستقرند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر