سه ماه پس از آن که شهرداری تهران به مدیریت «علیرضا زاکانی» ساختمانهای خیابان ورشو را از «خانه اندیشمندان علوم انسانی» پسگرفت، فعالیت این نهاد محدود به نشستهای آنلاین شدهاست.
نگاهی به کارنامه موسسان و مدیران خانه اندیشمندان علومانسانی این ظن را تقویت میکند که تنها بهانه زاکانی و تیمش محتوای برنامههای این نهاد و نشستهایی که در آن برگزار میشد نبوده و بازپسگیری ساختمانها بهنوعی انتقام از تیم «محمدباقر قالیباف» هم بودهاست. موسسان و مدیران خانه اندیشمندان علومانسانی را میتوان همدانشکدهایهای قالیباف در مقطعی که در دانشگاه تربیت مدرس مشغول اخذ دکتری جغرافیای سیاسی بود دانست.
با این حال خانه اندیشمندان علوم انسانی و تفکر حاکم بر مدیریت آن توانسته بود طیف گستردهای از دانشگاهیان و فعالان مدنی را در خود جای دهد. برگزاری «شبهای بخارا» از جمله نشستهایی بود که در این مکان برگزار میشد و در سال گذشته نیز به مناسبت روز منع خشونت علیه زنان، نشست «خشونت جنسیتی چالشها و ابعاد نوظهور» در آنجا برگزار شد.
موسسان خانه اندیشمندان علوم انسانی چه کسانی هستند؟
بررسی وبسایت خانه اندیشمندان علومانسانی کمکی در یافتن این که چگونه این نهاد شکل گرفت، نمیکند زیرا بخش «معرفی» آن فعال نیست و کار نمیکند.
اگر به صفحه رسمی «خانه اندیشمندان علومانسانی» در اینستاگرام نگاهی بیندازید دستکم ۳هزار و ۹۴۹پست در آن به اشتراک گذاشته شده که از برگزاری مراسم شب قدر و ایام فاطمیه تا سمینارهای مختلف فرهنگی از جمله برگزاری «شبهای بخارا» قابل رویت است.
گروههای علمی زیرمجموعه خانه اندیشمندان علوم انسانی براساس آنچه در وبسایت آن آمده شامل جغرافیا، روانشناسی، زبان و ادبیات عربی، تاریخ و باستانشناسی، حقوق، علوم تربیتی، فلسفه، علوم اجتماعی، زبان و ادبیات فارسی، مطالعات قرآنی، مدیریت، اقتصاد و علوم سیاسی است.
با این حال رد چگونه متولد شدن این نهاد را باید در جای دیگری از جمله «لینکا» گرفت. براین اساس در شرحی که در چگونگی تاسیس این موسسه آمده، تاکید شده «با مدیریت عامل آقای علی اصغر قاسمی سیانی، ریاست هیات مدیره آقای برزین ضرغامی و نایبرییسی آقای سید محمدجواد شوشتری، به برگزاری همایشها، سمینارها، نمایشگاهها و جشنوارههای فرهنگی و هنری میپردازد. همچنین، خانه اندیشمندان علوم انسانی در زمینه گردآوری، تالیف، تدوین مقالات، ترجمه متون و کتابها، برگزاری جلسات نقد کتاب و نشریات و برگزاری دورههای آموزشی کوتاه مدت فرهنگی و هنری فعال است.»
«علی اصغر قاسمی سیانی» دانشیار گروه آموزشی علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی است. «برزین ضرغامی»، هم مثل قالیباف دکترای جغرافیای سیاسی دارد.
او که از سوی وزیر میراثفرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به سمت سرپرست صندوق توسعه صنایعدستی و فرش دستباف و احیا و بهرهبرداری از اماکن تاریخی و فرهنگی منصوب شده، پیشتر و در زمان شهرداری قالیباف مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران بود.
«سیدمحمدجواد شوشتری»، دیگر عضو هیات مدیره خانه اندیشمندان علوم انسانی از افراد نزدیک به قالیباف در زمان تصدی شهرداری تهران است که بعدا در مجلس با تصمیم او رییس حوزه ریاست قوه مقننه شد.
او که سابقه حضور در سازمان زیباسازی شهرداری تهران را داشته وقتی به سمت رییس حوزه ریاست مجلس منصوب شد، از سوی نمایندگان همسو با زاکانی مورد نقد و حمله قرار گرفت. او البته معاون پشتیبانی و مدیریت منابع جهاد دانشگاهی هم بودهاست. یکی از کسانی که به انتصاب شوشتری در مجلس اعتراض کرده، مالک شریعتی از معتمدان زاکانی بود.
اما دیگر عضو هیات مدیره خانه اندیشمندان علوم انسانی «ابراهیم رومینا» است که او نیز از دانشگاه تربیت مدرس دکترای جغرافیای سیاسی دارد.
معاون اجرایی خانه اندیشمندان علوم انسانی نیز «کیومرث بشیریه»، معاون روابط عمومی شورای شهر تهران در دوره پنجم و پیش از آن بودهاست.
گرچه «محمدامین توکلیزاده»، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران گفته بود که مجموعه خانه اندیشمندان علوم انسانی باید در اختیار صدای نیروهای انقلاب باشد، نه اینکه صداهای ضد انقلابی از آن شنیده شود، اما میتوان ریشه یا علت دیگری از فشار برای بازپسگیری ساختمانهای شهرداری از این مجموعه را در همین سابقه نزدیکی مدیران و موسسان این نهاد به قالیباف و جنگ قدرت میان قالیباف و زاکانی دانست.
تولدی در میانه موج نخست حمله به علوم انسانی
گرچه فعالیت رسمی خانه اندیشمندان علوم انسانی به سال ۱۳۹۰ باز میگردد و استقرار آن در ساختمانهای خیابان ورشو شهرداری به سال ۱۳۹۲، ایده شکلگیری آن به موج نخست حمله به علومانسانی در دولت «محمود احمدینژاد» و اخراج بسیاری از اساتید از دانشگاهها مرتبط است.
علیاصغر قاسمی مدیرعامل خانه اندیشمندان علوم انسانی پیشتر در گفتوگویی با «ایرنا» به فضایی که دولت محمود احمدینژاد در اخراج دانشگاهیان رقم زد پرداخته و درباره تولد این نهاد را «تعاملی بین اساتید و صاحبنظران علوم انسانی كشور و مدیریت وقت شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰» توصیف کرده بود.
او گفته بود: گفت: «در نیمه دوم دهه هشتاد بهخاطر سیاستهایی كه در كشور حاكم بود، بهویژه از سال ۱۳۸۸ یک نوع بیاعتمادی نسبت به قشر دانشگاهی ایجاد شد و به این امر در سیاستهای گروهی كه در قوه مجریه حاكم بودند دامن زده میشد. این سیاستها باعث شد كه خیلی بزرگان دانشگاهی و عالمان و اندیشمندان كشور مورد بیمهری قرار بگیرند و خیلی از این افراد از دانشگاه اخراج یا به اجبار بازنشسته شدند و با برخی هم رفتارهای نامناسبی صورت گرفت.»
توصیف این استاد علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی از ایده تاسیس خانه اندیشمندان علوم انسانی «یک حیاط خلوت» برای دانشگاهیان که توسط دولت محمود احمدینژاد طرد شده بودند تا بتوانند با دانشجویان خود در ارتباط باشند.
«علیرضا غریبدوست»، عضو گروه حقوق خانه اندیشمندان نیز در شرح مفصلی که در روزنامه «شرق» دراینباره نوشته فضای طرد استادان از دانشگاه توسط دولت نهم و دهم را نقطه آغاز شکلگیری جایی برای گردهم آمدن اساتید و متفکران حوزه علوم انسانی توصیف کرده است.
او درباره چگونگی تحویل ساختمانهای خیابان ورشو به خانه اندیشمندان علوم انسانی نوشته است: «شهردار وقت تهران که امروز رییس قوه مقننه است، با وجود اینکه آن روزها با این گروه از اصحاب اندیشه و قلم چندان همسو و همفکر نبود، اما آنقدر با معرفت و گشادهدست بود که دستور بدهد سازمان املاک و مستغلات شهرداری تهران، ساختمانی را در خیابان ویلا (نجاتاللهی) در اختیار موسسه خانه اندیشمندان علوم انسانی قرار دهد.»
میراثی متفاوت؛ فرصتی برای نگاههای متفاوت از حاکمیت
فارغ از نزدیکی موسسان به قالیباف این نهاد فرصتی برای بسیاری از فعالان مدنی که در حوزه حقوق شهروندان تلاش میکردند فراهم کرد از جمله کسانی که منتقد سیاستهای مدیریت شهری در همان دوره بودند. از جمله این که در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ نشستهای «مجمع حق بر شهر باهمستان» در همین محل برگزار شد. نشستهای دیگری از جمله «انجمن دیدبان مدنی یک شهر» نمونه دیگری از فرصتی بود که در این مکان در اختیار فعالان مدنی قرار گرفت.
همچنین کارنامه فعالیت این نهاد نشان میدهد مجموعه نشستهایی با محوریت اندیشه «داریوش شایگان»، «رضا داوری اردکانی»، «عبدالکریم سروش»، «مصطفی ملکیان»، «بیژن عبدالکریمی»، «مراد فرهادپور» و «بابک احمدی» در آن برگزار شده و نتیجه آن احیای گفتوگو درباره «فلسفه ایرانیِ معاصر» و نسبت آن با مدرنیته بودهاست. بهعبارت دیگر، این مجموعه نشست بهشکل غیررسمی جریانی از نقد روشنفکری آکادمیک و گفتوگوی میان نسلها را رقم زد.
یکی دیگر از فرصتهایی که این مرکز فراهم کرده بود گفتوگوهای میانفرهنگی و جنسیت در حوزه مطالعات زنان، جنسیت و هویت فرهنگی بود.
نمونهای از نشستهای متفاوت برگزار شده در این محل مربوط به آبان ۱۴۰۳ به مناسبت روز خشونت علیه زنان بودهاست.
«شیوا علینقیان»، جامعهشناس و پژوهشگر، درباره چگونگی برگزاری این رویداد به روزنامه شرق توضیح دادهاست: «سال قبل به مناسبت ۲۵ نوامبر، نشستی با عنوان خشونت جنسیتی و ابعاد نوظهور در خانه اندیشمندان برگزار کردیم. این نشست با استقبال گسترده روبهرو شد و طبق برآورد ما بیش از ۵۰۰ نفر در آن شرکت کردند. پیش از آن تلاش کرده بودیم که این برنامه را در مکانهای دیگری برگزار کنیم، اما فقط خانه اندیشمندان بود که به ما فضا داد.»
تسویهحساب به شیوه زاکانی
انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۰ فرصتی به علیرضا زاکانی داد تا پس از دو بار رد صلاحیت بهعنوان نامزد انتخابات بتواند در آن عرضاندام کرده و به سیاستهای دولت روحانی بتازد. مزد تاختنهای او پس از انتخاب «ابراهیم رئیسی» بهعنوان رییس دولت سیزدهم رفتن به خیابان بهشت و سکانداری شهرداری تهران بود.
او از بستری که شورای شهر پنجم در قالب مصوبهای برای تعیین تکلیف املاک شهرداری در پی ماجرای املاک نجومی ایجاد کرده بود استفاده کرد و به همه انجیاوها و نهادهای مدنی مستقلی که از شهرداری ملکی در اختیار داشتند، فشار آورد تا ملک را تخلیه کنند.
ایرانوایر پیشتر در گزارشی به چگونگی فشار شهرداری تهران به انجمن صنفی روزنامهنگاران یا موزه عروسکهای ملل پرداخته بود. همچنین در گزارش «اندیشمندان تهران دیگر خانه ندارند؛ زندهباد خانه مداحان» به چگونگی بازپسگرفتن ساختمانهای شهرداری تهران از این نهاد پرداخته شد.
چند روز قبل ویدیویی از تخریب سردر و لوگوی خانه اندیشمندان علوم انسانی بار دیگر این ماجرا را به رسانهها و شبکههای اجتماعی کشاند.
علیرضا غریبدوست، در حساب اینستاگرامی خود دراینباره نوشت: «تلاش ما برای بردن تابلو سردر خانه اندیشمندان علوم انسانی از ساختمان ورشو ناکام ماند و برای جلوگیری از سوءاستفاده شهردار تهران از نام و نشان خانه، ناگزیر به تخریب آن شدیم. گویی قطعه قطعه وجودمان را خرد میکردیم. این تصویر برایم تلخ است، به تلخی اعدام محسن شکاری به تلخی قتل کیان پیرفلک به تلخی قتل مهسا امینی.»
گرچه کلید بازپسگیری ساختمانهای خیابان ورشو از خانه اندیشمندان علوم انسانی از ۱۲مرداد۱۴۰۲ با حمله نیروهای سدمعبر شهرداری تهران به این مکان زده شد اما حکم قضایی اولیه مانع از تخلیه شد و این ماجرا دو سال بهطول انجامید تا ۱۲مرداد۱۴۰۴ نیروهای زاکانی بتوانند قسمت پایانی نقشه خود را برای آن پیاده کنند.
در این مدت پیشنهادهایی از جمله تبدیل خانه اندیشمندان علوم انسانی به هیات امنایی متشکل از مدیران شهرداری و مدیران این نهاد هم داده شد تا با تغییر ترکیب بتوانند آنچه در این مرکز امکان تحقق مییافت را تغییر دهند. اما در نهایت با عدم پذیرش از سوی مدیرعامل این خانه در نهایت معاونت امور اجتماعی شهرداری تهران در آنجا مستقر شد.
در حال حاضر این نهاد هنوز بدون جا و مکان است. آدرس و تلفنهای خیابان ورشو همچنان در وبسایت و حساب اینستاگرامی آن ثبت است و نشستهایی بهصورت آنلاین برگزار میکند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر