close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

سقز زیر سایه جنگ؛ روایت شهر از شب‌های بمباران و روزهای سردرگمی

۱۶ فروردین ۱۴۰۵
ایران‌وایر
خواندن در ۵ دقیقه
در این مدت شهر سقز چندین بار هدف حمله نظامی قرار گرفت
در این مدت شهر سقز چندین بار هدف حمله نظامی قرار گرفت
حملات نظامی در سقز باعث جابه‌جایی داخلی بسیاری از شهروندان به روستاها و محله‌های دیگر شده است
حملات نظامی در سقز باعث جابه‌جایی داخلی بسیاری از شهروندان به روستاها و محله‌های دیگر شده است

جنگ آمریکا و اسراییل با ایران وارد ششمین هفته خود شده است. این‌بار شهر سقز هم مانند بسیاری دیگر از شهر‌ها، برای نخستین‌بار تجربه‌ای مستقیم از حملات هوایی را پشت سر می‌گذارد؛ تجربه‌ای که نه‌تنها امنیت جانی شهروندان را تحت تاثیر قرار داده، بلکه با ایجاد فضای امنیتی و اختلال در اطلاع‌رسانی، زندگی روزمره مردم را نیز دستخوش تغییرات جدی کرده است.

آن‌چه می‌خوانید، گزارشی از زندگی زیر سایه جنگ در سقز است. 

جنگ وارد ششمین هفته خود شده و همچنان چشم‌انداز روشنی برای پایان آن دیده نمی‌شود. شهر سقز و بخشی از اهالی آن که در دهه شصت به نوعی درگیر جنگ مابین ایران و عراق شده بودند و در جنگ ۱۲ روزه نیز تنها از طریق تصاویر یا روایت‌ها با جنگ آشنا بود، حالا به‌طور مستقیم در معرض حملات نظامی قرار گرفته‌اند. آنها با صدای جنگنده‌ها هوشیار و با صدای بمباران از خواب بیدار می‌شوند. دیگر صدای جنگنده‌ها و انفجارها، به بخشی از تجربه زیسته‌شان تبدیل شده؛ تجربه‌ای که با نخستین حمله در سیزدهم اسفند ۱۴۰۵ آغاز شد.

چهارشنبه سیزدهم اسفند در ساعت هشت شب، مقر «فرماندهی انتظامی» شهرستان سقز هدف بمباران قرار گرفت. مکانی که به‌دلیل نزدیکی با محله مسکونی «بهارستان» گرچه تلفات جانی از میان شهروندان غیرنظامی نداشت اما مجروحیت عده‌ای و تخریب منازل بسیاری از آن‌ها را موجب شد. 

خانه‌ای که در  محله بهارستان آسیب دید
خانه‌ای که در محله بهارستان آسیب دید

دختری جوان که منزل‌شان در نزدیکی این محل است، از لحظات ابتدایی حمله چنین روایت می‌کند: «حدود ساعت ۸ شب، صدای عبور جنگنده‌ها شنیده شد و دقایقی بعد چند انفجار مهیب همه را از جا پراند.» 

او می‌گوید در لحظات نخست دچار گیجی شده بود، اما با یادآوری یادگرفته‌های خود از آموزش‌های امدادی در هلال‌احمر، مادرش را از پنجره دور کرد و همگی به انتهای سالن پذیرایی رفتند. به گفته او «فضای خانه پر از دود و خاکستر شد و ارتباطات تلفنی برای دقایقی قطع بود.» پس از خروج از خانه، با صحنه‌هایی از آشفتگی عمومی مواجه شد؛ مردمی که هریک به سویی می‌رفتند و خانواده‌هایی که در شوک و اضطراب، خسارت‌های خود را نظاره می‌کردند.

این روایت تنها یکی از ده‌ها روایت مشابه از ساکنان مناطق اطراف مراکز هدف حمله نظامی است. پیامد چنین حملاتی، کاهش احساس امنیت در میان افرادی بوده که در نزدیکی مراکز نظامی و انتظامی زندگی می‌کنند. به روایت شاهدان عینی، نیروهای نظامی و امنیتی ساعاتی پس از این حمله با استقرار دیوارهای پیش‌ساخته در اطراف محل، تلاش کردند آثار تخریب از دید عموم پنهان بماند.

حمله دوم؛ آغاز جابه‌جایی داخلی به روستاها و بین محله‌ها

دومین حمله نظامی به سقز بامداد جمعه ۱۵ اسفند، در «پادگان حنظله» متعلق به سپاه پاسداران سقز رخ داد. این حمله به‌دلیل فاصله از مناطق مسکونی، خسارت قابل توجهی برای شهروندان در پی نداشت، اما دیگر مردم متوجه شدند که باید از اماکن نظامی و انتظامی فاصله بگیرند. برای همین خیلی‌ها بر آن شدند که ضروریات را بردارند و موقتا به مکانی امن‌تر بروند. بازگشت به روستاها یا محله‌هایی که از چنین اماکنی دور هستند جزو برنامه این افراد بود.

حمله به اداره اطلاعات و آسیب به اماکنی مثل مدرسه 

ساعاتی بعد، سومین حمله در همان روز و در حوالی ساعت ۱۱ شب، «اداره اطلاعات» سقز را هدف قرار داد. این حمله که با بیش از پنج راکت انجام شد، نسبت به حملات قبلی شدت بیشتری داشت.

موقعیت این مرکز در «بلوار انقلاب» و نزدیکی به فرمانداری و مراکز آموزشی از جمله آموزش‌و‌پرورش و یک مدرسه دخترانه، موجب شد این اماکن نیز دچار آسیب شوند و در حال حاضر قابل استفاده نباشند. 

پس از حمله، محدوده هدف‌ قرار گرفته‌شده نیز به‌شدت تحت کنترل امنیتی قرار گرفت و با دیوارهای پیش‌ساخته مسدود شد و پس از چهار هفته همچنان توسط نیروهای نظامی و اسلحه به دست محافظت می‌شود.

حمله چهارم؛ همجواری با اماکن نظامی به‌تصور امن بودن 

چهارمین حمله روز یکشنبه ۱۷اسفند و حوالی ساعت ۴ صبح رخ داد و مجموعه‌ای شامل «کلانتری ۱۲»، «اداره اماکن» و مقر «پلیس فتا» را هدف قرار داد. هرچند در این مرحله کلانتری آسیب جدی ندید، اما سه روز بعد، در ۲۰اسفند، مجددا هدف حمله قرار گرفت کلانتری نیز به کلی تخریب شد.

بازدید فرماندار از ساختمان‌های آسیب‌دیده؛ روبه‌روی کلانتری۱۲، اماکن و پلیس فتا
بازدید فرماندار از ساختمان‌های آسیب‌دیده؛ روبه‌روی کلانتری۱۲، اماکن و پلیس فتا

زوج جوانی که در نزدیکی این کلانتری و در محله «شریف‌آباد» سکونت دارند، می‌گویند با تصور امنیت بیشتر، این منطقه را برای زندگی انتخاب کرده بودند. آن‌ها پس از نخستین حملات، وسایل خود را جمع‌آوری کرده و شب‌ها در منزل خانواده‌های خود اقامت داشتند، اما در نهایت، خانه و بخشی از وسایل‌شان در جریان جنگ آسیب دید.

تداوم حملات نظامی؛ زنی ۵۰ساله دور از شهر خود کشته شد 

همزمان با این حملات، برخی پایگاه‌ها و پاسگاه‌های اطراف سقز نیز هدف قرار گرفتند؛ از جمله در مسیرهای سقز به مریوان و سقز به دیواندره.

با وجود گستردگی حملات، بر اساس بررسی‌های غیررسمی از جمله آگهی‌های ترحیم، گزارشی از تلفات غیرنظامیان در سقز منتشر نشده است. تنها مورد گزارش‌شده، جان‌باختن زنی حدودا ۵۰ ساله از اهالی سقز در حمله‌ای به شهر «ارومیه» بوده است. با این حال، آمار دقیق مجروحان و میزان خسارات به‌طور شفاف اعلام نشده و تنها گزارش‌های پراکنده‌ای از سوی استانداری منتشر می‌شود.

فضای امنیتی علیه شهروندان زیر بمباران خارجی 

در کنار فضای نظامی، فضای امنیتی نیز به‌شدت بر شهر حاکم شده است. از همان ساعات ابتدایی شروع جنگ، رسانه‌ها از انتشار اخبار به‌شکل مستقل منع شده و به استفاده از منابع رسمی از جمله صداوسیما محدود شدند. با قطع اینترنت بین‌الملل، دسترسی به اطلاعات بیش از پیش محدود شده و کاربران به استفاده از پلتفرم‌های داخلی سوق داده شده‌اند؛ فضایی که به گفته شهروندان، امکان فعالیت رسانه‌ای مستقل در آن بسیار محدود است.

در چنین شرایطی، انتشار اخبار متناقض از رسانه‌های رسمی و غیررسمی، به سردرگمی و اضطراب عمومی دامن زده است. همچنین پیام‌های ارسالی از سوی نهادهای امنیتی به تلفن‌های همراه، به بخشی از جریان اطلاع‌رسانی تبدیل شده‌اند.

از سوی دیگر، افزایش ایست‌های بازرسی در ورودی و خروجی شهرها و بازرسی‌های گسترده از خودروها و وسایل شخصی، به سنگینی فضای روانی شهر افزوده است.

همچنین انتشار بیانیه‌های متعدد از سوی نهادهای مختلف، به نام گروه‌های اجتماعی گوناگون، بخشی دیگر از فضای حاکم را شکل داده که از نگاه برخی شهروندان، بار روانی منفی به همراه داشته است.

در این میان، روند ارایه خدمات دولتی نیز با اختلال مواجه شده است. ادارات با حداقل نیرو فعالیت می‌کنند و برخی از آن‌ها به‌دلیل آسیب‌دیدگی به مکان‌های دیگر منتقل شده‌اند، بدون آنکه اطلاع‌رسانی کافی در این زمینه صورت گیرد. این موضوع موجب سردرگمی شهروندان در پیگیری امور اداری شده است.

مجموع چنین شرایطی، تصویری از شهری را ترسیم می‌کند که همزمان با تحمل فشارهای ناشی از جنگ، با چالش‌های ناشی از محدودیت‌های اطلاعاتی و اداری نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ وضعیتی که چشم‌انداز روشنی برای پایان آن دیده نمی‌شود.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

گزارش

از بمباران پتروشیمی ماهشهر، قلب تپنده خوزستان چه می‌دانیم؟

۱۶ فروردین ۱۴۰۵
مریم دهکردی
خواندن در ۳ دقیقه
از بمباران پتروشیمی ماهشهر، قلب تپنده خوزستان چه می‌دانیم؟